نویسنده: محمد باغچقی
چکیده
وحدت امت اسلامی از اصلی ترین دستورات دین مبین اسلام است که در آیات و روایات فراوانی بر آن تأکید شده است. این پژوهش ضمن تبیین مفهوم وحدت، مهمترین راهکارهای تحقق آن را بررسی کرده است. نگارنده با شناسایی هشت عامل اصلی – شامل شناخت متقابل آراء، حسنظن، تکیه بر مشترکات، گفتوگوی سازنده، پرهیز از تکفیر و تنشآفرینی، دوری از انحرافات فکری و هوشیاری در برابر دسیسه دشمنان – ضرورت رویکردی عقلانی و اخلاقی را برای تقویت همبستگی میان مسلمانان تبیین مینماید.
واژگان کلیدی:
وحدت، اتحاد، تفرقه، عوامل وحدت، تقریب، اهل سنت، شیعه، امت اسلامی.
مقدمه
بدون شک، تحقق اتحاد در امت اسلامی، افزون بر آنکه نشان دهنده التزام عملی مسلمین به تعالیم الهی بوده و موجب سعادت اخروی آنان می شود، همچنین برکات مادی گسترده ای را نیز برای جوامع اسلامی به ارمغان می آورد. چرا که موجب قدرت یافتن مسلمانان شده و آنان را به عزت واقعی می رساند. به همین جهت به جز شرع مقدس، عقل نیز به سادگی ضرورت وحدت را درک کرده و بر وجوب آن حکم می کند.
در این میان سوال مهمی که مطرح می شود این است که اساسا عوامل پدیدآورنده وحدت و تقریب در جهان اسلام کدامند؟ به سخنی دیگر مسلمین می بایست به چه عواملی توجه کنند تا اتحاد در امت شکل گرفته و از برکات بی نظیر آن متنعم گردند؟ نظر به اهمیت فوق العاده سوال مزبور، لذا در ادامه به برخی از مهم ترین عوامل ایجاد وحدت در میان مسلمین اشاره خواهد شد.
شایان ذکر است قبل از پاسخ دادن به پرسش فوق، ابتدا مروری گذرا بر معنای وحدت و تاکید شرع مقدس بر حفظ اتحاد خواهیم داشت.
تبیین معنای وحدت و تقریب
داعیه داران وحدت برای تبیین هرچه بهتر معنای وحدت، به دو سوال مهم پاسخ داده اند:
یک: وحدت به چه معنایی نیست؟
بدون تردید وحدت و تقریب به معنای اینکه شیعه، سنی شود و یا اهل سنت از مذهبش دست بردارد و شیعه گردد نیست؛ چنانکه رهبر شهید انقلاب (ره) در این باره می فرمایند: «اگر ما می گوییم که شیعه و سنی در کنار هم قرار بگیرند، یعنی شیعه، شیعه بماند؛ سنی هم سنی بماند. ما چه موقع به عالم تسنن گفتهایم که منظورمان از وحدت این است که شما شیعه بشوید؟! ما چنین چیزی نگفتهایم. هر کس خواست شیعه بشود، از طریق علمی و از راه مباحثات عالمانه شیعه بشود. آنها هم آزادند که بروند کار خودشان را بکنند. ما نمیگوییم شما مذهبت را عوض کن؛ ما میگوییم شیعه و سنی باید همیشه سر عقل باشند ـ همچنان که بحمدالله در دوران انقلاب اسلامى در کشور ما مشاهده شد ـ و نگذارند دشمن از اختلافات اینها سوء استفاده کند؛»[1]
دو: وحدت به چه معنایی است؟
حال که روشن شد وحدت به معنای دست کشیدن از مذهب خود نیست، باید گفت: قطعا وحدت به معنای این است که مسلمانان با عقائد مختلف، شعب مختلف، مشترکات را بگیرند، موارد محل اختلاف را وسیلۀ برادرکشی و جنگ و دشمنی قرار ندهند.[2]
تاکید دین مبین اسلام بر وحدت مسلمین
آیات و روایات متعددی بر لزوم اتحاد و پرهیز از تفرقه دلالت دارند؛ در این بخش به برخی از این نصوص اشاره می گردد:
1. آیات قرآن کریم
برخی از فرمایشات پروردگار متعال در خصوص ضرورت التزام به وحدت و اجتناب از تفرقه عبارتند از:
«واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا»[3]؛ و همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد، و پراكنده نشويد؛
«و لا تکونوا کالذین تفرقوا واختلفوا من بعد ما جاءهم البینت و اولئک لهم عذاب عظیم»[4]؛ و مانند کسانی نباشید که پراکنده شدند و اختلاف کردند؛ (آن هم) پس از آنکه نشانههای روشن (پروردگار) به آنان رسید! و آنها عذاب عظیمی دارند.
«ان الذین فرقوا دینهم و کانوا شیعا لستَ منهم فی شیء»[5]؛ تو را با آنها كه دين خويش فرقهفرقه كردند و دستهدسته شدند، كارى نيست.
«ولا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم»[6]؛ نزاع (و کشمکش) نکنید، تا سست نشوید، و قدرت (و شوکت) شما از میان نرود!
«انما المومنون اخوه فاصلحوا بین اخویکم و اتقوا الله لعلکم ترحمون»[7]؛ مؤمنان برادر یکدیگرند؛ پس دو برادر خود را صلح و آشتی دهید و تقوای الهی پیشه کنید، باشد که مشمول رحمت او شوید!
شایان ذکر است در ماجرای حضرت موسی و هارون (علیهماالسلام) که در قرآن کریم (آیات 92 تا 94 سوره طه) نقل شده است، نیز عبرتی برای خردمندان است؛ بدین سان که وقتی حضرت موسی (علیه السلام) پس از چهل روز عبادت در میعادگاه به سوی قومش بازگشت، مشاهده کرد که قومش گوساله پرست شده اند؛ از این رو غضبناک شد و حضرت هارون (علیه السلام) را مورد مواخذه قرار داد. حضرت هارون (علیه السلام) در پاسخ فرمود: "لاتاخذ بلحیتی و لا براسی انی خشیت ان تقول فرقت بین بنی اسرائیل"[8] حضرت موسی (علیه السلام) از پاسخ برادرش هارون (علیه السلام) راضی و قانع شد. که این مسئله به خوبی نشان می دهد حضرت هارون (علیه السلام) برای آنکه وحدت جماعت برهم نخورد، در مقابل منکری کبیر، بلکه بزرگترین منکر الهی، یعنی شرک به خداوند سکوت کرد. طبعا این سکوت، سکوتی موقت بوده تا حضرت موسی (علیه السلام) بازگردد و دو نفره به علاج این خطر بپردازند.
2. روایات نبوی (صلی الله علیه وآله)
پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) نیز در فرمایشات بسیاری، بر لزوم اتحاد و برادری مسلمین تاکید فرموده اند. در این بخش به برخی از این روایات اشاره می گردد:
«لا تختلفوا، فان من کان قبلکم اختلفوا فهلکوا»[9]؛ با یکدیگر اختلاف نکنید؛ زیرا کسانی که پیش از شما بودند، اختلاف کردند و هلاک شدند.
«المسلم اخو المسلم، لا یخذله و لا یحقره ....بحسب امرئ من الشر ان یحقر اخاه المسلم»[10]؛ مسلمان، برادرِ مسلمان است؛ نه او را خوار میشمارد و نه دست از یاریاش برمیدارد… همین اندازه از شر برای انسان کافی است که برادر مسلمانش را حقیر بشمارد.
«لا تباغضوا و لا تدابروا و لا تحاسدوا و کونوا عباد الله اخوانا، کما امرکم الله و لا یحل لمسلم ان یهجر اخاه فوق ثلاثه»[11]؛ با یکدیگر دشمنی نداشته باشید، با هم کینه نورزید و به هم حسادت نکنید؛ بندگان خدا باشید در حالی که با هم برادر هستید، همانگونه که خداوند به شما فرمان داده است؛ و برای هیچ مسلمانی جایز نیست که بیش از سه روز با برادر خود قهر کند.
«المسلمون تتکافا دماءهم یسعی بذمتهم ادناهم، و هم ید علی من سواهم»[12]؛ مسلمانان با هم برادرند، خون هايشان يكسان است، و در برابر بيگانگان يكدست و متحدند.
با این همه مشخص می شود وحدت، مسئله ای است که خدا و رسولش (صلی الله علیه وآله) بدان امر فرموده اند. البته عقل نیز به روشنی بر ضرورت اتحاد حکم می کند. چرا که تنها در سایه سار برادری و تقریب است که امت اسلامی قوی شده و می تواند خود را از زیر سلطه کفار برهاند و حتی بر آنان غالب گردد.
البته تحقق وحدت و تقریب مسلتزم توجه و التزام به عواملی است که در بخش بعد به برخی از این عوامل اشاره می شود.
عوامل تحقق تقریب در امت
به طور حتم برای آنکه وحدت در جهان اسلام محقق شود و آحاد امت از برکات بی نظیرش متنعم گردند، باید مسلمین عوامل به وجود آورنده وحدت را بشناسند و بدان ملتزم باشند؛ از این رو در ادامه برخی از این عوامل ذکر خواهند شد:
1. آشنایی دقیق و درست با آراء یکدیگر
مسلما بسیاری از منازعات موجود در میان فریقین، ناشی از عدم شناخت مناسب آراء مذهب مقابل است. بدین سان که وقتی مسلمانان از اعتقادات همدیگر به درستی اطلاع نداشته باشند، قطعا تحت تاثیر شایعات قرار گرفته و به راحتی ادعاهای نادرست موجود در خصوص عقاید طرف مقابل را باور می کنند و دقیقا همین امر موجب شکل گیری منازعاتی بی اساس خواهد شد. پرواضح است بروز این منازعات، ثمره ای جز ایجاد تفرقه و عداوت در جوامع اسلامی نخواهد داشت. از این رو لازم است که آراء سایر مذاهب اسلامی را به درستی بشناسیم.[13] البته این شناخت از اعمال، گفتار و عقاید عوام الناس مذهب به دست نمی آید، بلکه برای کسب چنین معرفتی می بایست به کتب مورد اعتماد و یا عبارات علمای ثقه آن مذهب مراجعه نمود..[14]
به عنوان نمونه سال هاست که عده ای نا آگاه و یا مغرض، با استناد به سخن طیف محدودی از شیعیان، مدعی آنند که شیعه قائل به تحریف قرآن است. حال آنکه با مراجعه به کتب مورد وثوق امامیه و همچنین فرمایشات جمهور عالمان شیعه مشخص می شود این ادعا نادرست بوده و شیعیان نیز همچون سایر مسلمانان، قرآن مرسوم را تلاوت کرده و در مدارس دینی و دولتی آموزش می دهند. همچنین همین قرآن را ملاک خود برای استنباط احکام شرعی و مباحث اعتقادی قرار می دهند؛ پرواضح است اگر غیرشیعیان، اعتقادات پیروان مذهب تشیع را به درستی می شناختند، طبعا بسیاری از منازعات موجود پیرامون مسئله تحریف قرآن پیش نمی آمد. منازعاتی که در خیلی از موارد ختم به دوری و تفرقه شده است.[15]
2. حسن ظن
بر پایه آیات و روایات موجود، مسلمین می بایست نسبت به یکدیگر حسن ظن داشته و از ظن سوء بپرهیزند؛ چنانکه خداوند متعال در سوره حجرات می فرماید: «یا ایها الذین آمنوا اجتنبوا کثیرا من الظن ان بعض الظن اثم»[16].
به یقین سوء ظن نسبت به یکدیگر موجب می شود مزایا و حسنات طرف مقابل را نبینیم و مداما به عیوب و کارهای زشتش بنگریم. و عیوب ریز را بزرگ کنیم. برهمین اساس از آنجایی که سوء ظن موجب می شود که دلها نسبت به یکدیگر مکدر و سیاه گردد، لذا امت اسلامی اگر درگیر این رذیله اخلاقی باشد، قطعا به دشمنی و تفرقه دچار خواهد شد[17]؛ از سویی دیگر اگر مسلمین نسبت به یکدیگر حسن ظن داشته باشند، روح برادری و اخوت نیز در میانشان حکمفرما خواهد بود و لذا حسن ظن را می توان به عنوان دومین عامل تقریب معرفی نمود.
3. تکیه بر نقاط مشترک
میان مسلمین، نقاط مشترک متعددی وجود دارد که تکیه و تمرکز روی این نقاط مشترک موجب می شود که مسلمانان عمیقا درک کنند که:
اولا: نقاط اشتراک موجود بیش از اختلافات است؛
و ثانیا: این مشترکات برخلاف اختلافات، عموما در مباحث اصلی هستند نه فرعی؛
قطعا اگر چنین نگاهی میان مسلمانان شکل گیرد، تعاون و همکاری در مشترکات، جایگزین بزرگ نمایی اختلافات شده و لذا تمرکز روی نقاط اشتراکی را نیز می توان از عوامل مهم تحقق تقریب به شمار آورد.[18]
بایسته ذکر است برخی از نقاط مشترک میان مسلمین عبارتند از:
اول: ایمان به خدا، معاد، رسالت تمامی انبیاء (علیهم السلام) و نبوت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و خاتمیت ایشان و همچنین ایمان به «ما جاء به النبی (صلی الله علیه وآله)»؛
دوم: ایمان به اینکه قرآن، کتابی از سوی خدا بوده و ذکر حکیم و صراط مستقیم به شمار می رود. و اینکه از تحریف و تبدیل محفوظ است.
سوم: التزام به ارکان عملی اسلام مثل: شهادتین، اقامه نماز، پرداخت زکات، روزه ماه رمضان و حج بیت الله الحرام؛ البته اگر در برخی از احکام این مباحث میان فریقین اختلافاتی وجود دارد، این اختلافات در بین مذاهب فقهی اهل سنت نیز وجود دارد و مسئله خاصی نیست.
از آنجایی که مصدر اصلی برای استنباط احکام شرعی در فریقین مشترک است (یعنی وحی الهی)، لذا وقتی به آراء فقهی شیعیان و اهل سنت مراجعه می کنیم، مشاهده می شود که آنان در بسیاری از نظرات فقهی با هم اشتراک نظر دارند.
4. گفت و گو در مباحث اختلافی
پرواضح روشن است توجه به نقاط اشتراکی، به معنای نادیده انگاری اختلافات موجود نیست. بلکه میان مسلمانان، اختلافاتی نیز وجود دارد و برای آنکه این اختلافات منجر به بروز تفرقه در امت نشود، می توان در محیط های علمی پیرامون آنها با یکدیگر گفت و گو کرد.[19] به سخنی دیگر، اکثر نصوصی که در راستای استنباط مورد استفاده فریقین قرار می گیرند از سه حالت زیر خارج نیستند:
حالت اول: قطعی الثبوت و ظنی الدلاله هستند؛
حالت دوم: ظنی الثبوت و قطعی الدلاله هستند؛
حالت سوم: ظنی الثبوت و ظنی الدلاله اند؛
طبعا در ظنیات، می توان اجتهاد کرد و لذا وجود اختلاف، امری طبیعی بوده و همین مسئله موجب می شود که اگر دیدگاهی خلاف نظر ما بود، آن را معذور بدانیم.
بنابراین به جای آنکه همچون گروه های افراطی به مخالفین خود برچسب های مختلف بزنیم باید همدیگر را معذور دانسته و در موارد اختلافی، باب گفت و های گوی صمیمانه و البته اصولی را باز کنیم.
5. پرهیز از رفتارهای محرک و تنش زا
به جرات رفتارها و سخنان تنش زا را می توان از جمله عوامل ایجاد تفرقه و عداوت در جهان اسلام به حساب آورد؛ از این رو اگر مسلمین قصد دارند به وحدت به عنوان یکی از واجبات الهی عمل کنند، می بایست از هرگونه رفتار و گفتاری که منجر به بروز تفرقه می شود، پرهیز کنند. امام خمینی (ره) در این باره چنین می فرمایند: «بر جميع سخنرانان، چه در محيطهاى باز و چه بسته و تمام نويسندگان، تكليف حتمى شرعى است كه حتى به طور اشاره و كنايه، از گفتار و نوشتههاى اختلافانگيز اجتناب نمايند كه امروز اختلاف براى امت اسلامى، سم كشنده است. و بايد بدانند كه ايجاد اختلاف در محيط حاضر، جز تبعيت از نفس اماره و شيطان درونى و خدمت به ابرقدرتها خصوصاً امريكاى جهانخوار، نيست. و از منكرات بزرگى است كه شيطان به اسم اسلام، بر زبانها و قلمها جارى مىكند.»[20]

از این رو حتی اگر قرار بود بین فریقین مناظره ای برگزار شود، باید در محیط های صرفا علمی بوده و بر مدار جدال احسنی باشد که مورد تاکید پروردگار متعال در قرآن کریم است.[21] بدین سان که درمناظره باید از کلمات و عباراتی که موجب برهم ریختن اعصاب شده و باعث بروز بغض و کینه می شود، پرهیز کرده و به جای آن، طرفین از عباراتی استفاده کنند که منجر به تعمیق تقریب و محبت می گردد.[22]
همچنین به تصریح قرآن کریم«وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ»[23]؛ مسلمین باید از القابی که مورد رضایت طرفین نیست، پرهیز کنند؛ به عنوان نمونه شیعه را رافضه ننامند؛ به اهل سنت نیز ناصبی گفته نشود. بلکه هر گروه را با لقبی صدا کنیم که خودش آن لقب را برای خود می پسندد.
6. اجتناب از تکفیر قائلین «لااله الا الله»
بی تردید وقتی یک عده، عده ای دیگر را تکغیر می کنند، طبعا رابطه بین شان قطع شده و همانند دو خط موازی خواهند بود که برخورد و ملاقاتی با هم ندارند. از این رو باید گفت: پدیده شوم تکفیر نیز به عنوان یکی دیگر از موانع بر سر راه تقریب به شمار می آید و لذا برای تحقق وحدت و اتحاد در جهان اسلام باید از آن اجتناب نمود.
گفتنی است در احادیث نبوی (صلی الله علیه وآله) نیز از نسبت دادن کفر به مسلمین، نهی شده ایم. به عنوان نمونه در فرمایشی از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) می خوانیم: «ایما رجل قال لاخیه: یا کافر، فقد باء بها احدهما فان کان کما قال و الا رجعت علیه»[24]؛ اگر کسی به برادر دینیاش «کافر» خطاب کند، گناه این نسبت را یکی از آن دو به دوش میکشد، اگر راستگو باشد که هیچ، و الّا به خود او برمیگردد.
با این همه مشخص می شود بر همه مسلمین واجب است از تکفیر هرکسی که قائل به «لا اله الا الله» است بپرهیزند. چرا که طبق احادیث صحیح، هرکسی که به «لااله الا الله» معتقد و قائل باشد، در زمره مسلمین بوده[25] و لذا جان و مالش محترم شمرده می شود و حسابش با خداست. اینکه می گوییم حسابش با خداست به این معناست که ما مامور به شکافتن قلب دیگران نیستیم بلکه باید با همه افراد طبق ظاهرشان برخورد کنیم و خداوند است که از درون افراد خبر دارد و بدان رسیدگی می فرماید. پس جایز نیست که اهل اسلام را به خاطر گناهانی که مرتکب شده اند و یا بدعت هایی که در آنها فرو رفته اند و یا تفکراتی که دارند تکفیر کرد.
7. پرهیز از غالیان و نواصب
بدون شک، غالی گری در میان شیعیان و ناصبی گری در بین اهل سنت را می توان دولبه قیچی استعمار برای برهم زدن اتحاد امت به شمار آورد. از این رو همواره دشمنان برای دامن زدن به آتش تفرقه در میان مسلمین درصدد افزایش غالی گری و ناصبی گری در جهان اسلام برآمده اند.[26] به همین خاطر مسلمین برای تحقق وحدت، می بایست از این دو منهج انحرافی به شدت پرهیز نموده و به طور اساسی با چنین تفکراتی مبارزه نمایند.
8. توجه به دسیسه های دشمن و لزوم پرهیز از آنها
از آنجایی که هیچ چیز همانند وحدت و تقریب مسلمین، برای بیگانگان خطرناک نیست و منافعشان را به خطر نمی اندازد، لذا آنان به دنبال عملیاتی کردن شعار «تفرقه بیانداز و حکومت کن» بوده و تمام تلاش خود را صرف ایجاد تفرقه در جوامع اسلامی کرده اند. برهمین اساس لازم است که مسلمانان نسبت به نقشه ها و حربه های دشمنان برای برهم زدن وحدت مسلمین آگاه باشند و حتی به آن حربه ها نزدیک نیز نشوند.
البته دسیسه چینی دشمن برای ایجاد تفرقه مختص به زمان حاضر نیست بلکه در طول تاریخ، همواره اجانب برای متفرق شدن آحاد امت، تلاش های فراوانی انجام داده اند. چنانکه در عصر حیات مبارک رسول خدا (صلی الله علیه وآله)، شاس بن قیس یهودی قصد داشت بین اوس و خزرج تفرقه بیاندازد.[27]
در این میان تاسف بار است که علیرغم اینکه غیرمسلمانان با هم نقاط اختلاف فراوانی دارند و در طول تاریخ، جنگ های بزرگی با هم داشته اند، ولیکن چون مصلحت را در اتحاد می بینند، در این عصر باهم متحد شده اند. چنانکه بین مسیحیان و یهودیان، دشمنی تاریخی وجود داشته است، ولیکن الان وحدت بینشان حکمفرماست.
در مقابل، مسلمانان غرق در تنازعات و اختلافاتند حال آنکه اسباب وحدت فراوانی بینشان وجود دارد چنانکه همه اهل قبله اند، همه قائل به «لا اله الا الله و محمد رسول الله (صلی الله علیه وآله)» هستند. همه خدا را رب خود می دانند، به اسلام باور دارند و قرآن را امام و راهنمای خود قرار می دهند.
امیدواریم روزگاری برسد که مسلمانان نیز مصلحت وحدت را درک نموده و بدان ملتزم باشند.
جمع بندی
در این مقاله، ضمن اشارهای به معنای وحدت، برخی از آیات و روایاتی که بر اتحاد امت دلالت دارند نیز بیان شد. همچنین، تبیین مهمترین عوامل تحقق وحدت، بخش اصلی نوشتار را تشکیل میداد؛ بهگونهای که نگارنده در این بخش، هشت عامل را بررسی و تبیین کرد: شناخت آراء یکدیگر، حسنظن، تکیه بر مشترکات، گفتوگوی دوستانه در مسائل اختلافی، اجتناب از تکفیر، پرهیز از رفتار و گفتار تنشزا، دوری از منهج غالیان و نواصب، و در نهایت توجه به دسیسههای دشمنان.
کتابنامه
- قرآن کریم.
- ابن أبي شيبه، عبدالله، المصنّف في الأحاديث والآثار، ریاض، مكتبة الرشد، چاپ اوّل، 1409ق.
- ابن هشام، السيرة النبوية، مصر، شركة مكتبة ومطبعة مصطفى البابي الحلبي وأولاده، چاپ دوم، 1375ق.
- امام خمینی(ره)، صحیفه امام، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، چاپ پنجم، 1389هش.
- بخارى، محمّد، صحيح البخاري، دار طوق النجاة، چاپ اوّل، 1422ق.
- سبحانی، جعفر، در ساحل تقریب، تهران، مشعر، چاپ سوم، 1381هش.
- غازی حنینه، مقاله المشكاة المضيئة في التوفيق بين أهل السنة والشيعة، منتشر شده در ویژه نامه "الامه بین المذهبیه و الطائفیه" (مجموعه مقالات بیست و سومین کنفرانس وحدت اسلامی)، تهران، مجمع تقریب بین مذاهب اسلامی، 1390ش.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الكتب الإسلامية، چاپ چهارم، 1407ق.
- مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، دارالاحیاء التراث، چاپ سوم، 1403ق.
- محدث نوری، مستدرک الوسائل، قم، مؤسسة آل البيت (عليهم السلام) لإحياء التراث، بی تا.
- نيشابورى، مسلم، صحيح مسلم، بیروت، دار إحياء التراث العربى، بى تا.
- https://farsi.khamenei.ir.
- https://mesbahyazdi.ir.