نویسنده: وحید خورشید
مقدمه
محبت اهل بیت (علیهم السلام) در دلهای مسلمانان شیعه و سنی وجود دارد و همه بر خود واجب می دانند که اهل بیت (علهیم السلام) پیامبر (صلی الله علیه وآله) را دوست داشته باشند. هرچقدر این محبت بیشتر باشد نمودهای آن در رفتار فردی و اجتماعی بیشتر خواهد بود. گاهی این محبت آنچنان زیاد است که چون مغناطیس جسم و جان محبان را به سمت کانون این محبت جلب می کند. این محبت و مودت موتور محرک عاشقان برای حضور در کنار قبور آنها و ابراز مودت و محبت خود به ایشان است. چنانکه همه مسلمانان مودت اهل بیت (علهیم السلام) را مزد رسالت پیامبر (صلی الله علیه وآله) می دانند و همه ساله فوج فوج و گروه گروه به زیارت قبر پیامبر و اهل بیت (علیهم السلام) بویژه امام حسین (علیه السلام) می روند. گاهی این زیارت توسط سنی و شیعه به صورت گروهی و کنار هم می باشد که نشان از نگاه تمدنی آنها به مسئله زیارت اهل بیت (علیهم السلام) می باشد که امروزه این زیارت در اربعین امام حسین (علیه السلام) بیشتر تبلور پیدا کرده است.
کلیدواژه: همبستگی شیعه و اهل سنت، تعامل، زیارت قبور اهلبیت (علیهم السلام)، وحدت تمدنی
الف: زیارت گروهی اهل سنت و شیعه با هم به طرف کربلا و نجف به عنوان نماد وحدت بین آنها
در سال ۴۴۲ هجری قمری وقتی که ابو محمد ابنِ نَسَوی به عنوان فرمانده بغداد منصوب شد، مردم اعم از اهل سنت و شیعه جهت جلوگیری از ظلم این فرمانده با هم متحد شدند در این سال اهل سنت و شیعه به صورت گروهی و متحدانه جهت زیارت اهل بیت (علیهم السلام) از کرخ به سمت مشاهد مشرفه از جمله نجف و کربلا سفر کردند. ابن جوزی این جریان را به این صورت نقل کرده است: «فمن الحوادث فيها: ... ثم اجتمع العامة من أهل الكرخ و القلائين و باب الشعير و باب البصرة على كلمة واحدة في أنه متى عبر ابن النسوي أحرقوا أسواقهم و انصرفوا عن البلد فصار أهل الكرخ إلى باب نهر القلائين فصلوا فيه و أذنوا في المشهد حي على خير العمل و أهل القلائين بالعتيقة و المسجد بالبزازين بالصلاة خير من النوم و اختلطوا و اصطلحوا و خرجوا إلى زيارة المشهدين مشهد علي والحسين وأظهروا بالكرخ الترحم على الصحابة ... واستهل ذو الحجة: فعمل الناس على الخروج لزيارة المشهدين بالحائر والكوفة فبدأ أهل القلائين بعمل طرد أسود عليه اسم الخليفة ونصبوه على بابهم وأخرج أهل نهر الدجاج والكرخ مناجيق ملونة مذهبات واختلط الفريقان من السنة والشيعة وساروا إلى الجامع المدينة فلقيهم مناجيق باب الشام وشارع دار الرقيق، ثم عادوا والعلامات بين أيديهم تقدمها العلامة السوداء والبوقات تضرب فجازوا بصيفية الكرخ فنثر عليهم أهل الموضعين دراهم وخرج إلى الزيارة من الأتراك وأهل السنة من لم تجر له عادة بها. ورخص السعر حتى بيع الكر من الحنطة بسبع دنانير»[1]؛ از حوادث این سال ... سپس مردم عادی از محله های کرخ، قَلّائین، باب الشعیر و باب البصره همصدا شدند که اگر ابن نسوی عبور کند ( به منطقه آنها بیاید)، بازارهایشان را به آتش می کشند و شهر را ترک می کنند. پس مردم کرخ به کنار نهر قلائین رفتند و در آنجا نماز گزاردند و در حرم (یا مسجد جامع) اذان گفتند و در اذان «حَیَّ عَلَی خَیرِ العَمَل» آوردند. مردم قلائین در منطقه عتیقه و مسجد بزازین نیز «اَلصَّلاةُ خَیرٌ مِنَ النَّوم» گفتند. سپس با هم درآمیختند و به توافق رسیدند و به زیارت دو مشهد (حرم امام علی و امام حسین علیهماالسلام) رفتند و در کرخ به ترحّم و طلب آمرزش برای صحابه پرداختند.... در آغاز ماه ذیالحجه، مردم به راه افتادند تا به زیارت حائر حسینی (در کربلا) و مسجد کوفه بروند. ابتدا قلائین پرچم سیاهی به نام خلیفه ساختند و بر درِ دکان خود نصب کردند. اهل «نهر دیجاج» و «کرخ» نیز منجیقهای رنگین و طلاکاریشده بیرون آوردند. در این میان، دو گروه سنی و شیعه با هم درآمیختند و به سوی مسجد شهر (مسجد جامع کوفه) حرکت کردند. در این مسیر، منجیقهای «باب الشام» و «شارع دار الرّقیق» به آنان پیوستند. سپس بازگشتند در حالی که علامتها پیشاپیششان بود و پرچم سیاه جلوتر از همه و شیپورها به صدا درمیآمد. از کنار «صیفیۀ کرخ» گذشتند، مردم آن دو محله بر آنان درهم و دینار میپاشیدند. در این روز، حتی برخی از ترکان و سنیانی که عادت به زیارت نداشتند، برای زیارت بیرون آمدند. قیمتها ارزان شد، به طوری که هرگز گندم به هفت دینار فروش میرفت.
این جریان را ذهبی نیز در تاریخ الاسلام ذیل «الصلح بين السنة والشيعة» به این صورت نقل کرده است: «ندب أبو محمد بن النسوي لضبط بغداد، واجتمع العامة من الشيعة والسنة على كلمة واحدة ، على أنه متى ولي ابن النسوي أحرقوا أسواقهم ونزحوا عن البلد. ووقع الصلح بين السنة والشيعة، وصار أهل الكرخ إلى نهر القلايين فصلوا فيه، وخرجوا كلهم إلى الزيارة بالمشاهد وصار أهل الكرخ يترحمون على الصحابة في الكرخ، وهذا أمر لم يتفق مثله»[2]؛ در سال ۴۴۲ هجری قمری ابن نسوی برای حفظ نظم بغداد منصوب شد مردم اعم از شیعه و سنی بر یک عقیده متحد شدند که اگر ابنِ نسوی به ولایت برسد، بازارهایشان را آتش می زنند و از شهر کوچ می کنند. میان سنی و شیعه صلح برقرار شد. مردم کرخ (منطقه ای در بغداد) به کنار «نهر القلائین» رفتند و در آنجا نماز گزاردند. همگی برای زیارت به حرمها (مشاهد) بیرون رفتند. مردم کرخ در محله کرخ به صحابه رحمت می فرستادند (یعنی ترحم و دعای خیر می کردند). چنین اتفاقی (وحدت و صلح میان شیعه و سنی) پیش از این سابقه نداشت.
این گزارش تاریخی را از نظر تمدنسازی اسلامی و تعاملات اجتماعی شیعه و سنی میتوان چنین تحلیل کرد:
۱. اجماع بر محبت اهل بیت (علیهم السلام) به مثابه عنصر تمدنساز
در سال ۴۴۲ قمری، شیعیان و اهل سنت بغداد نه بر سر یک مسئله فقهی یا کلامی، بلکه بر سر دفاع از ارزش مشترک محبت اهل بیت(علیهم السلام) متحد شدند. زیارت مشاهد مشرفه (نجف و کربلا) به عنوان یک «عمل تمدنی» ظاهر شد که توانست اختلافات مذهبی را کنار بزند و اراده جمعی امت را شکل دهد.
۲. پدیده «وحدت موقعیتی» در برابر ظلم
در برابر تهدید ابننسوی، مسلمانان به یک «واکنش متحد» دست زدند: تهدید به آتش زدن بازارها و کوچ اجباری. این نشان میدهد که عدالتخواهی و مقابله با ظلم، گاهی از مرزهای مذهبی فراتر رفته و به همبستگی تمام گروههای اجتماعی میانجامد. چنین وحدتی، الگویی برای «تمدن مقاومت» در برابر حاکمیت جائر است.
۳. تعامل نمادین از طریق مناسک متفاوت
نکته ظریف در نقل ابنجوزی آن است که هر گروه، شعارهای خاص خود را حفظ کرد:
مردم کرخ در اذان «حَیَّ عَلَی خَیرِ العَمَل» میگفتند (نماد شیعی).
مردم قلائین «اَلصَّلاةُ خَیرٌ مِنَ النَّوم» میگفتند (نماد سنی).
با این حال، «اختلطوا و اصطلحوا» یعنی با حفظ تفاوتها به تفاهم رسیدند. این مدلی از تعامل تمدنی است که در آن «وحدت در عین کثرت» محقق میشود.
- زیارت اهل بیت(علیهم السلام) به عنوان فصل مشترک تمدنی
در این واقعه، زیارت حرم امام علی(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) نه یک عمل اختصاصی شیعی، که نماد مشترک مسلمانان در برابر استبداد معرفی شده است. این نشان میدهد که حرمهای اهل بیت (علیهم السلام) میتوانند کانون وحدت امت اسلامی باشند، به شرطی که از حاشیهسازیهای سیاسی و متعصبانه دور بمانند.
- نقش «فضاهای عمومی شهری» در وحدتآفرینی
مناطقی مانند کرخ، نهر قلائین، باب الشعیر و باب البصره به عنوان فضاهای عمومی چند مذهبی عمل کردند. تجمع در کنار رود، نماز دستهجمعی، اذان گفتن با شعارهای مختلف در یک مکان، و سپس خروج گروهی برای زیارت، همگی نشان از توانایی شهر اسلامی در جذب و مدیریت تنوع مذهبی به سمت همبستگی دارد.
- شهادت یک مورخ سنی بر بیسابقه بودن این وحدت
ذهبی که از مورخان بزرگ سنی است، میگوید: «هذا أمر لم يتفق مثله» – چنین اتفاقی پیش از این سابقه نداشت. این اعتراف نشان میدهد که وحدت شیعه و سنی نه یک ایده آل دست نیافتنی، بلکه یک امکان تاریخی تحققیافته است
بنابراین این واقعه نشان میدهد که محبت اهل بیت (علیهم السلام) میتواند به عنوان «سرمایه اجتماعی مشترک» عمل کرده و از یک احساس قلبی به موتور همبستگی مدنی تبدیل شود. تعامل شیعه و سنی در این مقطع، مبتنی بر «اصلاح رابطه» (صلح) و «ابراز عمومی احترام به نمادهای طرف مقابل» بود. این مدل از تعامل، الگویی برای تمدن اسلامی مبتنی بر «وحدت در عین حفظ هویت مذهبی» ارائه میدهد، بدون آنکه نیاز به نفی اختلافات یا تحمیل یکنواختی باشد.
ب: سفر گروهی اهل سنت برای زیارت امام حسین (علیه السلام) در نیمه شعبان
یکی از مواردی که در عراق رسم می باشد، پیادهروی به سوی کربلای معلّی می باشد این سنت از زمان قدیم نیز وجود داشته و حتی اهل سنت نیز چنین سفرهای را داشتند. در ملحق تاریخ طبری در حوادث سال ۳۳۵ نقل شده است که در نیمه شعبان، تمام عامة مردم برای زیارت قبر ابی عبد الله الحسین (علیه السلام) خارج شدند: «وفي النصف من شعبان من هذه السنة خرجت العامة لزيارة قبر الحسين عليه السلام وعقدت القباب بباب الطاق»[3]؛ در نیمه شعبانِ همین سال، عموم مردم برای زیارت قبر حسین ( علیهالسلام ) بیرون آمدند و در بابالطاق (محلهای در بغداد) چادرها (یا گنبدهای نمادین) برپا کردند.
این گزارش نشان میدهد که زیارت قبر امام حسین (علیه السلام) در نیمه شعبان نیز در قرون میانه رواج داشته و مردم حتی اهل سنت با تشکیل اجتماعات عمومی، این مراسم را برگزار میکردهاند.
لازم به یاد آوری است که سال ۳۳۵ هنوز حدود ۱۵ سال مانده است تا بغداد به دست آل بویه[4] بیفتد! این نشان می دهد که اهل سنت از قدیم حتی به صورت گروهی نسبت به زیارت کربلاء اهتمام داشته اند.
این گزارش تاریخی را از نظر تعامل اهل سنت با زیارت امام حسین(علیه السلام) میتوان چنین تحلیل کرد:
- حضور «عامه مردم» بدون تفکیک مذهبی
عبارت «خرجت العامة» در منابع تاریخی، معمولاً به مردم عادی و توده مسلمان اطلاق میشود بدون آنکه مرز شیعه و سنی در آن لحاظ شده باشد. این نشان میدهد که در سال ۳۳۵ قمری (نزدیک به یک قرن پیش از واقعه سال ۴۴۲)، زیارت قبر امام حسین(علیه السلام) یک فعالیت فراگیر اجتماعی بوده که محدود به یک گروه خاص نبوده است.
- نیمه شعبان؛ زمان مشترک تجلیل از اهل بیت(علیهم السلام)
انتخاب نیمه شعبان برای این زیارت جمعی بسیار معنادار است. این شب در منابع اسلامی به عنوان شبی با فضیلت و محل نزول رحمت الهی معرفی شده است. گرچه امروزه بزرگداشت این شب با ولادت امام زمان(علیه السلام) در فرهنگ شیعی پیوند خورده، اما در قرن چهارم هجری، اهالی سنیمذهب بغداد نیز در این شب به سمت کربلا حرکت میکردهاند. این نشان میدهد که ارادت به خاندان پیامبر(صلی الله علیه وآله) فراتر از مرزهای مذهبی بوده است.
- «قباب» (گنبدها یا چادرها)؛ نماد احترام و استقبال
برپایی چادر یا گنبد در مبدأ حرکت (بابالطاق) نشان میدهد که این سفر، یک رفتن ساده نبوده، بلکه تشریفاتی نمادین داشته است. اهل سنت آن دوره، برای خروج به سمت کربلا، فضای جشن و احترام ایجاد میکردند که با فرهنگ تعظیم شعائر الهی همخوانی دارد.
- زیارت امام حسین(علیه السلام) در میراث کهن اهل سنت
این گزارش به خوبی نشان میدهد که زیارت قبر امام حسین(علیه السلام) پیش از آنکه در قرنهای بعد به عنوان یک شعار مذهبی خاص مطرح شود، در قرن چهارم هجری یک سنت رایج میان مسلمانان بغداد (از جمله اهل سنت) بوده است.
این گزارش تاریخی مؤید آن است که محبت و زیارت امام حسین(علیه السلام) تا سدههای چهارم و پنجم هجری، یک ارزش مشترک اسلامی در میان تودههای مسلمان (اعم از شیعه و سنی) بوده است. اهل سنت نه تنها منعی در این کار نمیدیدهاند، بلکه خود گروهگروه در این سفرها شرکت میکردهاند و منابع تاریخی آنها نیز بدون هیچ حساسیتی این رویدادها را ثبت کردهاند. این واقعیت تاریخی، روایت متأخر برخی جریانها که زیارت قبور اهل بیت(علیهم السلام) را بدعت یا شرک میدانند، به چالش میکشد و نشان میدهد که تعامل مثبت و مشترک با اهل بیت(علیهم السلام) ریشه در سیره عملی مسلمانان نخستین دارد.
ج: سفر به کربلا برای زیارت امام حسین ( علیه السلام) توسط مردان و زنان شیعه و غیر شیعه
در منابع شیعه نیز به زیارت امام حسین (علیه السلام) توسط اهل سنت اشاره شده است به عنوان نمونه آمده است: «حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيُّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَائِذٍ عَنْ أَبِي يَعْقُوبَ الْأَبْزَارِيِّ عَنْ قائد [فَائِدٍ] عَنْ عَبْدٍ صَالِحٍ ع قَالَ: دَخَلْتُ عَلَيْهِ فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ الْحُسَيْنَ ع قَدْ زَارَهُ النَّاسُ مَنْ يَعْرِفُ هَذَا الْأَمْرَ وَ مَنْ يُنْكِرُهُ وَ رَكِبَتْ إِلَيْهِ النِّسَاءُ وَ وَقَعَ حَالُ الشُّهْرَةِ- وَ قَدِ انْقَبَضْتُ مِنْهُ لِمَا رَأَيْتُ مِنَ الشُّهْرَةِ قَالَ فَمَكَثَ مَلِيّاً لَا يُجِيبُنِي ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَيَّ فَقَالَ يَا عِرَاقِيُّ إِنْ شَهَرُوا أَنْفُسَهُمْ فَلَا تَشْهَرْ أَنْتَ نَفْسَكَ فَوَ اللَّهِ مَا أَتَى الْحُسَيْنَ ع آتٍ عَارِفاً بِحَقِّهِ إِلَّا غَفَرَ اللَّهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ»[5]؛ ... احمد بن عائذ، از ابى يعقوب ابزارى، از قائد، از امام کاظم (عليه السّلام) این چینین نقل می کند که بر آن حضرت داخل شده و سلام كرده و محضرش عرض كردم: فدايت شوم: همه گروه از مردم حضرت حسين (عليه السّلام )را زيارت مىكنند، چه كسانى كه به اين امر عرفان و شناخت دارند (امر ولايت) و چه آنان كه منكر آن مىباشند و نيز زنان سوار مراكب شده و به زيارت آن حضرت مىروند و اين زيارتها در حالى واقع مىشود كه زيارتكنندگان مشهور و مشخص شدهاند كه از دوستان اين خاندان هستند و من چون اين شهرت را در خارج حسّ كرده و لمس نمودم از رفتن به زيارت خوددارى نمودم، وظيفه در اينجا چيست؟ راوى مىگويد: امام عليه السّلام مكث طولانى نموده و جواب من را ندادند سپس روى مبارك به من نموده و فرمودند: اى عراقى اگر آنها خود را آشكار و مشهور نمودند تو خود را مشهور نساز به خدا قسم هيچ كسى به زيارت حضرت امام حسين عليه السّلام نمىآيد در حالى كه عارف به حق آن جناب باشد مگر آنكه حق تعالى گناهان گذشته و آيندهاش را مىآمرزد.


این روایت گرانقدر از امام کاظم (علیه السلام) را از نظر تعامل و اشتراکات شیعه و سنی در مسئله زیارت امام حسین (علیه السلام) میتوان چنین تحلیل کرد که تصریح به حضور دو گروه «شیعه» و «غیر شیعه» در زیارت امام حسین (علیه السلام) شده است. امام در پاسخ به راوی عراقی که از حضور «مَنْ يَعْرِفُ هَذَا الْأَمْرَ وَ مَنْ يُنْكِرُهُ» (کسی که این امر را میشناسد و کسی که آن را انکار میکند) خبر می دهد که نشان می دهد اهل سنت به زیارت قبر امام حسین (علیه السلام) می رفتند.
بنابراین این روایت یک سند محکم درونمذهبی (شیعی) است که نشان میدهد که زیارت امام حسین (علیه السلام) محدود به شیعیان اثنیعشری نبوده و مسلمانان دیگر (از جمله اهل سنت) نیز به این زیارت آنهم به صورت سفر گروهی اعتقاد دارند. این نگاه، بستری مستحکم برای همبستگی زیارتی و وحدت عملی پیرامون محبت اهل بیت (علیهم السلام) فراهم میآورد.
نتیجه
بنابرین این گزارشها نشان میدهد که در سدههای چهارم و پنجم هجری، زیارت مشاهد اهل بیت (علیهم السلام) یک سنت مشترک و فراگیر میان تودههای مسلمان (اعم از شیعه و سنی) بوده و منابع تاریخی اهل سنت نیز بدون نکوهش آن را ثبت کردهاند. در مواجهه با ظلم حاکمان، محبت اهل بیت (علیهم السلام) به عنوان سرمایه اجتماعی مشترک، محرک وحدت عملی و همبستگی مدنی میان دو گروه میشد، بدون آنکه نیاز به نفی هویت مذهبی یکدیگر باشد. تعامل شیعه و سنی در این دوره مبتنی بر «حفظ شعائر مشترک» و «ابراز احترام نمادین به باورهای طرف مقابل» شکل میگرفت. این الگو نشان میدهد تمدن اسلامی ظرفیت بالایی برای مدیریت تنوع مذهبی و تبدیل اختلافات به فرصتهای همبستگی دارد. بنابراین، پیادهروی اربعین امروز نیز ادامه همان سنت تاریخی است که میتواند بستری برای تقویت وحدت و گفتوگوی تمدنی میان مذاهب اسلامی باشد.
منابع
- ابن اثیر، علی، الكامل في التاريخ، تحقيق: عبد الله القاضي، بیروت، دار الكتب العلمية، چاپ دوم، 1415ق
- ابن جوزی، عبد الرحمان، المنتظم في تاريخ الملوك والأمم، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، 1412ق.
- ابن قولويه، جعفر بن محمد، كامل الزيارات، قم، دار الحجه، چاپ اول، 1435ق
- ذهبی، محمد، تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام، تحقیق د. عمر عبد السلام تدمری، بیروت، دار الکتاب العربی، چاپ اول، 1414ق.
- همدانی، محمد،تكملة تاريخ الطبري، بيروت، المطبعة الكاثوليكية، چاپ اول، بی تا.