نویسنده: وحید خورشید
مقدمه
در سده های نخستین اسلامی، مرزهای مذهبی به شکل امروزیِ انحصاری و تقابلی وجود نداشت؛ بلکه دانش و تقوا معیار اصلی مرجعیت علمی بود. بزرگان اهل سنت نه تنها با ائمه شیعه (علیهم السلام) تعامل علمی محترمانه داشتند، بلکه نصایح و تذکرات ایشان را با تواضع می پذیرفتند و بر خلاف باور رایج، آنان را در زمره راویان ثقه و دانشمندانی صاحب نظر می دانستند. از حدیث زهری از امام سجاد (علیه السلام) تا بازگشت حسن بصری از وعظ در حج به فرمان آن امام، همگی گواه آن است که در آن دوران، حقیقت جویی بر تعصبات مذهبی مقدم بود و عالمانی از اهل سنت، ائمه اهل بیت (علیهم السلام) را نه رقیب، که مرجعی علمی و اخلاقی برای خود می پنداشتند. این سیره، الگویی مغفول مانده برای گفت وگوی تمدنی امروز فریقین است. یعنی در عین اختلاف در روشها و مبانی، برخی بر مرجعیت علمی ائمه اهل بیت (علیهم السلام) اتفاق نظر داشتند؛ زیرا آنها علم را از پدرانشان، و نهایتاً از علی بن ابی طالب (علیه السلام) و او از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) گرفته بودند. پس آنها علم را به طور مستقیم یا غیرمستقیم از اهل بیت (علیهم السلام) فرا می گرفتند. لذا بزرگانی زیادی از اهل سنت تعامل سازنده ای با اهل بیت (علیهم السلام) داشتند. به چند مورد این تعامل مربوط به تعامل زهری و حسن بصری با امام سجاد (علیه السلام) است اشاره می شود.
کلید واژه: سیره تعاملی بزرگان اهل سنت، امام سجاد (علیه السلام)، تعاملات زهری و حسن بصری
الف: تعامل علمی زهری و امام سجاد (علیه السلام) و معیار مشترک معرفت حدیثی
زهری از بزرگان تابعی بود که فراوان در مجلس امام سجاد (علیه السلام) شرکت می کرد و از محضر امام استفاده علمی می کرد[1]. نقل شده است که گاهی زهری روایتی را جهت تایید و امضاء، نزد امام مطرح می کرد و حضرت نیز آن را تایید و تکمیل می کردند
این جریان به این صورت نقل شده است: «أخبرنا أبو المعالي محمد بن إسماعيل الفارسي أنا أبو بكر البيهقي أنا أبو عبدالله الحافظ حدثني أبو علي الحسين بن علي الحافظ أنا أبو عبدالرحمن النسائي بمصر نا موسى بن عبدالرحمن الأنطاكي نا عطاء بن مسلم عن عبدالله بن عمر عن الزهري قال حدثت علي بن الحسين بحديث فلما فرغت قال أحسنت بارك الله فيك هكذا حدثناه قلت ما أراني إلا حدثتك بحديث أنت أعلم به مني قال فلا تقل ذاك فليس من العلم ما لا يعرف إنما العلم ما عرف وتواطأت عليه الألسن»[2]
زهری روایت کرد که گفت: حدیثی برای علی بن حسین نقل کردم. وقتی تمام شد، گفت: «احسان کردی، خدا به تو برکت دهد. اینگونه برای ما حدیث گفته شد.» گفتم: «گمان نمی کنم حدیثی برای تو گفته باشم مگر اینکه تو خود از من به آن آگاهتری.» فرمود: «چنین مگو، زیرا از دانش آن نیست که ناشناخته بماند. دانش تنها آن چیزی است که شناخته شود و زبانها بر آن هماهنگ گردند».


زهری روایتی را برای علی بن حسین ( علیه السلام) نقل می کند. امام سجاد (علیه السلام) پس از شنیدن آن می فرماید: «أحسنت بارك الله فيك هكذا حدثناه» — یعنی نه تنها روایت را رد نمی کند، بلکه از زهری تمجید و تأیید می کند که این حدیث را به همان شکلی که خود شنیده، بازگو کرده است. این تعامل علمی و نگاه تمدنی و محترمانه میان یک راوی (زهری) با امام شیعیان نشان می دهد که مرزبندی های سخت اعتقادی در محافل حدیثی آن روز الزاماً مانع گفتوگو و پذیرش صداقت علمی نبوده است. االبته لازم به یادآوری است که از آنجا که زهری به سلاطین ظالم نزدیک بوده و در تعمیق و تحکیم حاکمیّت آنها خواسته یا ناخواسته مشارکت داشته است، مورد انتقاد بود و همین موضوع باعث نوشتن نامهای پندآموز از طرف امام سجاد (علیه السلام) به او شده است[3].
بنابراین با به تصویر کشیدن تعامل احترام آمیز و علمی میان زهری (نماد جریان غالب سنی اولیه) و علی بن حسین علیه السلام (نماد امامت شیعی)، نشان می دهد که در بستر سنت حدیثی، امکان گفتوگو و تأیید متقابل میان دو جریان فکری وجود داشته است. این اصل می تواند الگویی برای مواجهه امروزی با اختلافات حدیثی و فقهی میان فریقین قرار گیرد.
ب: حسن بصری و اطاعت علمی و عملی از امام سجاد ( علیه السلام)
حسن بصری از بزرگترین تابعان و فقیهان بنام اهل سنت، معروف به زهد و ورع نزد اهل سنت می باشد. حسن بصری در برابر نصیحت امام سجاد (علیه السلام) که وی را به اشتباهش آگاه کرد، تواضع کرد و تعصب فکری یا مذهبی از خود نشان نداد و حرف امام را قبول کرد که نشان از مرجعیت امام و تعامل بین شیعیان با غیر شیعیان در آن زمان دارد. این جریان به این صورت نقل شده است: «وكان الحسن يقص في الحج فمر به علي بن الحسين عليهما السلام فقال له يا شيخ أترضى نفسك للموت قال لا قال فلله في أرضه معاد غير هذا البيت قال لا قال فثم دار للعمل غير هذه الدار قال لا قال فعملك للحساب قال لا قال فلم تشغل الناس عن طواف البيت قال فما قص الحسن بعدها»[4]؛ روایت شده است حسن بصری در حج قصه گویی و موعظه می کرد. امام علی بن حسین (علیه السلام) از کنار او گذشت و فرمود: «ای شیخ، آیا مرگ را برای خودت می پسندی؟» گفت: نه. فرمود: «آیا غیر از این دنیا جای دیگری برای عمل کردن وجود دارد؟» گفت: نه. فرمود: «پس آیا عمل تو برای حساب (در قیامت) نیست؟» گفت: نه. فرمود: «پس چرا مردم را از طواف خانه خدا بازمی داری؟» پس از آن، حسن بصری دیگر قصه گویی (و وعظ در حج) نکرد.»


این متن نشان می دهد که فقیهان و دانشمندان (اهل سنت) تعاملاتی با اهل بیت (علیهم السلام) داشتند حتی به نصایح ائمه اهل بیت که معاصرشان بودند گوش می دادند و رهنمودها و ارشادهای آنان را می پذیرفتند و آنها را به عنوان به مرجعیت علمی می شناختند. چنانکه فقیه و دانشمندی مانند حسن بصری به توجیهات امام علی بن حسین (علیه السلام) پاسخ مثبت داد و نصیحت او را پذیرفت، نه با او مخالفت کرد و نه بر کار خود اصرار ورزید، بلکه از آن بازگشت.
به عبارت دیگر این جریان را می توان از جنبه های مختلف تاریخی، حدیثی و کلامی در خصوص تعامل یک عالم برجسته اهل سنت (حسن بصری) با امام شیعیان (امام سجاد علیه السلام) مورد بررسی قرار داد:
- مرجعیت علمی امام سجاد (علیه السلام) نزد عالمان همعصر (حتی عالمان برجسته سنی) پذیرفته بوده است. این مرجعیت گذشته از نسب اهل بیت، مبتنی بر علم و تقوا و استدلال درست استوار بوده است.
- حسن بصری در برابر حقیقت تواضع کرد و تعصب فکری یا مذهبی از خود نشان نداد. این واقعه نشان میدهد که در صدر اسلام، مرزهای مذهبی به شکل امروزی وجود نداشته است؛ آنچه مهم بود، حقیقت و نصیحت و بازگشت به صواب بوده است. بزرگانی از اهل سنت نصایح امامان شیعه را نه تنها رد نمی کردند، بلکه به آن عمل می نمودند.
بنابراین این نوع تعامل به روشنی نشان می دهد که در سده نخست هجری، نه تنها تعامل، بلکه اطاعت علمی و عملی عالمان سنی از امامان شیعه امری رایج و پذیرفته شده بوده است. حسن بصری به عنوان یک «فقیه بزرگ سنی» بدون کوچکترین مقاومتی، عمل خود را به دستور امام سجاد (علیه السلام) ترک کرد. این الگو برای امروز نیز درس آموز است که علم و تقوا را باید از هر منبع راستینی دریافت کرد، حتی اگر از نظر مذهبی متفاوت باشد.
نتیجه
سیره تعاملی بزرگان اهل سنت در سده های نخستین اسلامی نشان می دهد که مرجعیت علمی ائمه اهل بیت (علیهم السلام) امری فراتر از مرزبندی های مذهبی بود و برخی از عالمان اهل سنت، ایشان را نه تنها راویانی ثقه، بلکه سرچشمه ای اصیل برای دریافت علم و تقوا می دانستند. تعامل محترمانه زهری و حسن بصری با امام سجاد (علیه السلام) گواه آن است که اختلاف در مبانی کلامی و فقهی، مانع از پذیرش نصایح و تذکرات اخلاقی و علمی ائمه نمی شد. این رویکرد که بر پایه حقیقت جویی و تواضع علمی استوار بود، الگویی کارآمد برای گفت وگوی امروز فریقین محسوب می شود. و می تواند الگویی تمدنی در بین جامعه اسلامی مطرح شود بویژه اینکه امام با این نگاه تمدنی خود را جدای از جامعه اسلامی نمی دانست بلکه با اهل سنت آن زمان بویژه بزرگان آنان مراوده داشته است.
منابع
- ابن عساکر، علی، تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل، تحقيق : محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري ، دار الفكر، بيروت، چاپ اول، 1417ق
- ابن خلکان، احمد، وفيات الأعيان و انباء أبناء الزمان، دار صادر، بیروت.
- ابن شعبه حرانى، حسن، تحف العقول، قم، چاپ: دوم، 1363ق.