نویسندگان: روح الله حیاتی مقدم و احمدربیعی فر
(ناظر به نصب نخستین وزیر شیعه در دولت سعودی و خوشحالی سطحینگرانه برخی از نویسندگان، لازم است نگاهی جامع، علمی و عمیق به تحولات سیاستهای آلسعود در مواجهه با مذاهب اسلامی داشته باشیم. این تحولات را میتوان در سه مرحلۀ اصلی تبیین کرد:
مرحله نخست: تقابل نظامی و قرائت انحصارگرایانه وهابی و ضداسلامی
ریشههای منازعات مذهبی در شبهجزیره عربستان را میتوان در اتحاد سیاسی ـ مذهبی میان محمد بن عبدالوهاب و محمد بن سعود در قرن هجدهم میلادی جستوجو کرد؛ اتحادی که به تشکیل دولت اول سعودی انجامید. این جریان با تکیه بر قرائتی وارونه از توحید و با تلقی انحرافی از «بدعت» و «شرک»، بسیاری از اعمال و باورهای رایج در میان مسلمانان ـ اعم از شیعه و اهلسنت ـ را نامشروع تلقی میکرد.
در این چارچوب، حمله نیروهای سعودی به مناطق تحت حاکمیت دولت امپراتوری عثمانی و نیز یورش به شهرهای مقدس شیعیان، از جمله کربلا در سال ۱۸۰۲ میلادی، در منابع تاریخی ثبت شده است. این رویدادها نشاندهنده مرحلهای از تقابل آشکار و نظامی با دیگر قرائتهای اسلامی بود که تمایز معناداری میان شیعه و سنی قائل نمیشد و بر مبنای یک قرائت انحصارگرایانه و (وهابی) ضد اسلامی عمل میکرد.
مرحله دوم: گذار به ائتلافسازی و بهرهگیری از ابزارهای نرم
با تثبیت دولت سوم سعودی در اوایل قرن بیستم و بهویژه پس از تأسیس رسمی کشور عربستان سعودی در سال ۱۹۳۲، سیاست مذهبی این کشور بهتدریج وارد مرحلهای متفاوت شد. توسعه روابط دیپلماتیک و الزامات تعامل با جهان اسلام، زمینه تعدیل در شیوههای مواجهه را فراهم کرد.
در این دوره، عربستان سعودی از طریق نهادهای دینی، آموزشی و خیریه، به گسترش نفوذ مذهبی خود در میان جوامع اهلسنت پرداخت. تأسیس دانشگاهها، حمایت از مدارس دینی در کشورهای مختلف و اعزام مبلغان از جمله ابزارهای «قدرت نرم» در این راهبرد بود. پژوهشهای متعددی نشان دادهاند که این سیاست، ضمن ترویج قرائت وهابی از اسلام، (تحتِ پوشش عنوان آرمانیِ سلفیت) به بازتعریف هویت مذهبی در برخی جوامع سنی انجامیده است.
در سطح گفتمانی نیز رقابت ایدئولوژیک با جریانهای شیعی، بهویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۹۷۹، تشدید شد. انقلاب اسلامی با برجستهسازی گفتمان ضدطاغوتی و انقلابی خود، موجب افزایش حساسیتهای ژئوپلیتیک و ایدئولوژیک میان تهران و ریاض گردید. از این مقطع، نزاع مذهبی در بسیاری موارد با رقابتهای منطقهای و سیاسی درهمآمیخت و ابعاد فراملی یافت. بنابراین، آلسعود و وهابیت تلاش کردند ضمن سیاهنمایی علیه ایران و تشدید پروژۀ شیعههراسی، نسخۀ وهابی را پرچمدار اهلتسنن در برابر شیعه معرفی کنند. یعنی پرچمداری وهابیت برای اهلتسننی که طبق عقیدۀ وهابی، همهشان مشرک و کافر هستند.
مرحله سوم: مدیریت تنوع مذهبی ذیل اندیشۀ سکولار و بازتعریف سیاست داخلی
در دهههای اخیر، بهویژه با آغاز اصلاحات اجتماعی و اقتصادی در چارچوب «چشمانداز ۲۰۳۰»، سیاست مذهبی عربستان سعودی نشانههایی از بازتعریف را نشان داده است. کاهش اختیارات نهادهای دینی، برجستهسازی جنبۀسکولار اندیشۀ وهابی و تأکید بر «اسلام میانهرو» بخشی از این روند است. در همین چارچوب، برخی انتصابات سیاسی از میان اقلیتهای مذهبی، از جمله شهروندان شیعه، مورد توجه تحلیلگران قرار گرفته است.
این در حالی است که شیعه یا سنی یا وهابی یا حتی یهود و نصاری برای حکومت آلسعود، موضوعیتی ندارد؛ زیرا دین آلسعود، سکولاریسم است. جدایی دین از عرصۀ مدیریت جامعه و همراهی با طاغوتهای جهان. بنابراین، هرکسی با هر مذهب ظاهری، اگر به این دین سکولار (که تفاوتی با کفر ندارد) معتقد باشد، هممسلک آلسعود است. حتی اگر ظاهراً شیعه باشد.
مسئله سکولاریسم و بازتعریف مفاهیم
یکی از محورهای بحث در تحلیل سیاستهای جدید سعودی، نسبت آن با مفهوم سکولاریسم است. در ادبیات علوم سیاسی، سکولاریسم به معنای تفکیک نهادی دین و دولت تعریف میشود، اما در جوامع اسلامی این مفهوم با قرائتهای متفاوتی مواجه بوده است. برخی جریانهای اسلامگرا آن را ناسازگار با مبانی دینی میدانند، در حالی که برخی دیگر از امکان نوعی همزیستی میان ارزشهای دینی و ساختار دولت مدرن سخن میگویند.
در مورد عربستان سعودی، نسخۀ سکولار همسو با غرب اما همچنان تحت پوشش شعارهای اسلامی مانند تبعیت قانون از کتاب و سنت به یک نسخۀ الگو مبدل شده است. به طوری که در سوریه نیز در حال بازگذاری است.
در واقع، استفاده از شیعه در حکومت به اسم تقریب مذاهب و اعتدال اما به کام سکولاریسم است؛ چرا که شیعیان واقعی که پیرو منهج انقلابی و ضدطاغوتی اهلبیت (علیهمالسلام) هستند حتی هماکنون در قطیف و احساء در حال اعدامشدن هستند، اما امثال سید محمدعلی الحسینی (مزدور صهیونیستها) رسماً از دست بنسلمان، شناسنامۀ سعودی میگیرد!
جمعبندی تحلیلی
بررسی تاریخی نشان میدهد سیاستهای عربستان سعودی در قبال دیگر جریانهای اسلامی از مرحله تقابل نظامی و انحصارگرایی مذهبی به سمت بهرهگیری از ابزارهای نرم، ائتلافسازی و مدیریت تنوع مذهبی ذیل ساختار و اندیشۀ سکولار پیشرفت داشته است. این تحولات را میتوان در چارچوب ملاحظات ژئوپلیتیک، رقابت منطقهای با گفتمان ضدطاغوتی و اسلامیِ ایران، نیاز به مشروعیت بینالمللی و الزامات توسعه اقتصادی تحلیل کرد.