نویسنده: محسن عبدالملکی
جنگ امروز فقط با موشک و ارتش نیست؛ بخش مهمی از آن، جنگ بر سر واژهها، مفاهیم و روایتهاست. اصطلاحات دیگر صرفاً ابزار بیان نیستند، بلکه هر واژه حامل یک جهانبینی و نظام فکری خاص است. به همین دلیل، استعمار فکری غرب در دوران معاصر تلاش کرده ذهن مسلمانان را از مفاهیم قرآنی و اسلامی دور کند و بهجای آن، مفاهیم و اصطلاحات برخاسته از فرهنگ و تاریخ غرب را در جوامع اسلامی جا بیندازد. نتیجه این روند، شکلگیری نوعی دوگانگی فکری در میان بخشی از مسلمانان است؛ بهگونهای که الفاظ اسلامی را به کار میبرند، اما در عمل و اندیشه، تحت تأثیر مفاهیم و ارزشهای غربی قرار گرفتهاند.
قدرتهای جهانی برای تغییر فرهنگ و فکر یک ملت، پیش از هر چیز زبان و اصطلاحات آن را هدف قرار میدهند؛ زیرا تغییر واژهها، بهتدریج به تغییر ذهنیت و ارزشها منجر میشود. رسانهها، دانشگاهها و مراکز فکری غربی در این فرایند نقش مهمی دارند و میکوشند با ترویج واژهها و مفاهیم خاص، نگاه جوامع اسلامی را به سیاست، فرهنگ و هویت دگرگون کنند.
واژههایی مانند «سکولاریسم»، «دموکراسی»، «روشنفکری»، «دولت مدنی» و «دولت مدرن» در بستر تاریخی اروپا و بر اساس تجربه خاص غرب شکل گرفتهاند؛ برای مثال، دموکراسی و سکولاریسم محصول کشمکش اروپا با کلیسای خاص آن زمان بودند. اما این مفاهیم، بدون توجه به تفاوتهای اعتقادی و تاریخی، به جهان اسلام منتقل شدند و بهتدریج به معیار سنجش سیاست و اندیشه در کشورهای اسلامی تبدیل گشتند. تا جایی که برخی گمان میکنند عدالت، آزادی، کرامت انسان و حق انتخاب حاکم فقط در چارچوب دموکراسی غربی قابل تحقق است؛ در حالی که این ارزشها در اسلام نیز وجود دارد، اما بر مبانی و چارچوبی متفاوت استوار است.
نمونه روشن این جنگ مفهومی را میتوان در عراق پس از اشغال آمریکا مشاهده کرد. آمریکا تنها به اشغال نظامی بسنده نکرد، بلکه تلاش کرد ذهن و فرهنگ جامعه عراق را نیز تغییر دهد. به همین دلیل اصطلاحاتی مانند «آزادسازی عراق»، «عراق جدید»، «تروریسم» و «اجتثاث» را وارد ادبیات رسانهای و سیاسی کرد تا اشغال را مشروع و مقاومت را نامشروع جلوه دهد. در مقابل، مخالفان اشغال نیز با بهکارگیری واژههایی مانند «مقاومت» و «حکومت اشغال» تلاش کردند روایت متفاوتی از واقعیت ارائه دهند.
بر همین اساس، علما و اندیشمندان مسلمان در طول تاریخ همواره بر دقت در تعریف اصطلاحات تأکید داشتهاند؛ زیرا میدانستند هرگاه مفاهیم دچار تحریف شوند، هویت فکری و فرهنگی جامعه نیز آسیب میبیند. در واقع، هر ملتی که زبان و مفاهیم خود را از دست بدهد، بهتدریج هویت و استقلال فکری خود را نیز از دست خواهد داد.