نویسنده: بشار اللقیس ؛ پژوهشگر لبنانی
همه چیز را به جایگاه اصلی خود بازگردانید. جنگ علیه ایران در عمق خود، جنگ علیه «دولت ایران» نیست، بلکه جنگ علیه «جهتگیری دولت» در ایران است. کیسینجر در کتاب «نظم جهانی» میگوید: ایران باید یا «دولت-ملت» باشد یا «انقلاب». غرب با ایرانِ دولت-ملت مشکلی ندارد، به شرطی که سرِ صلح بیاید.
پروژه هستهای ایران، در اصل متعلق به دوره شاه بود؛ پیش از انقلاب. همین طور پروژه موشکی و پهپادی. باور کنید، غرب با چنین ایرانِ بدون انقلابی مشکلی ندارد؛ ایران میتواند مثل پاکستان یا ترکیه باشد. مشکل غرب، «ایده انقلاب» است، همان عصیانی که مردی از شرق به نام روحالله خمینی برافروخت.
بنابراین، اگر جنگ علیه «دولت ایران» متوقف شود، اما علیه حزبالله ادامه پیدا کند، یعنی جنگ بر دولت متوقف و بر انقلاب ادامه یافته است. حزبالله، روح انقلاب اسلامی در ایران و درخشانترین محصول رهاییبخش جهان سومیِ آن است.
ایران امروز بر سر دوراهی است: یا کشوری عادی مثل بقیه کشورها شود، یا به انقلاب خود وفادار بماند. من میدانم این انتخاب چقدر خطرناک است و میدانم نتانیاهو چه فرصتی یافته تا نه فقط انقلاب، بلکه ملت ایران را نابود کند. (حرف مرا خوب به خاطر بسپارید: نتانیاهو نه انقلاب ایران را میخواهد، نه دولت آن را، نه ملت آن را. او میخواهد بهای انقلاب را از خودِ ملت ایران بگیرد، با پارهپاره کردنش. میخواهد فلات ایران به روزگار جهان عرب پس از عبدالناصر بیفتد؛ ملتی شکستخورده، سرگشته و گرفتار جنگهای داخلی).
اما هزینه رویارویی و جنگ برای ایران از هزینه کنار گذاشتن انقلاب قطعا در بلندمدت کمتر است.