موضعگیریهای اخیر واشنگتن و تلآویو، بهویژه در پرتو پیامدهای جنگ دوازده روزه و بحران غزه، نشاندهنده تشدید تنشهای حقوقی و نظامی در خاورمیانه است.
موضعگیری آمریکا: طرحهای شکست خورده و اعتراف به راهبری جنگ

مهمترین تحول در موضعگیری آمریکا، اعتراف علنی دونالد ترامپ، رئیسجمهور این کشور، به نقش مستقیم خود در هدایت حملات اسرائیل علیه ایران در جنگ دوازده روزه ژوئن ۲۰۲۵ بود. ترامپ در شانزدهم آبان ۱۴۰۴ (نوامبر ۲۰۲۵) اظهار داشت: «اول اسرائیل حمله کرد. آن حمله خیلی خیلی قدرتمند بود. من خیلی زیاد مسئول آن بودم».[1]
گذار از نیابت به هدایت در درگیریهای منطقهای: این اعتراف، چه ناشی از خودنمایی سیاسی باشد و چه بازتاب واقعیت عملیاتی، از دیدگاه حقوق بینالملل، نقش واشنگتن را از یک حامی صرف به یک عامل هدایتکننده در تجاوز نظامی ارتقا میدهد.
در پاسخ به این اظهارات، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران دکتر عراقچی در بیستم آبان ۱۴۰۴، با ارسال نامهای به دبیرکل سازمان ملل، اعتراف ترامپ را بهعنوان «دلیلی آشکار بر هدایت و کنترل ایالات متحده» در اقدامات تجاوزکارانه رژیم اسرائیل علیه حاکمیت ایران قلمداد کرد.[2] ایران براساس این مستندات، خواستار جبران کامل خسارات مادی و معنوی وارده، از جمله شهادت بیش از ۱۱۰۰ غیرنظامی، توسط آمریکا شد.
همزمان با این تنشها، تحرکات نظامی آمریکا در خاورمیانه به طور بیسابقهای افزایش یافته است. دادههای ردیابی پرواز نشاندهنده افزایش قابل توجه هواپیماهای سوخترسان هوایی آمریکا در منطقه است. چنین آرایش عملیاتی گستردهای میتواند نشانهای از آمادهباش پنتاگون برای بازدارندگی در برابر ایران باشد. این افزایش تحرکات نظامی، همزمان با انتقال نیروهای کمکی و تجهیزات الکترونیکی به پایگاههای آمریکا در شمال شرق سوریه، نشاندهنده تشدید ریسک راهبردی واشنگتن در منطقه است.
موضعگیری اسرائیل: دکترین "سوپر اسپارتا" و انزوای بینالمللی

بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در روزهای اخیر مدعی شد که اهداف اسرائیل در جنگ دوازده روزه با ایران، یعنی حمله به سایتهای هستهای و مراکز تولید موشک، محقق شده است و به همین دلیل جنگ به پایان رسید. این ادعا در تضاد با تحلیل مقامات غربی بلکه اسرائیلی است. شبکه دوازده اسرائیل پایان جنگ را ناشی از عدم دستیابی طرف متجاوز به اهداف خود میداند.[3]
خودنمایی وابستگی: دکترین خودکفایی نتانیاهو مستقیماً با واقعیت حمایت بیچونوچرای آمریکا در تضاد است. مطالعات نشان میدهد که واشنگتن در دو سال پس از هفت اکتبر ۲۰۲۳، حداقل 21 میلیارد و 700 میلیون دلار کمک نظامی به رژیم صهیونیستی ارائه کرده است. این گزارشها تأکید دارند که بدون پشتوانه مالی و تسلیحاتی آمریکا، اسرائیل قادر به ادامه کمپین نظامی خود در غزه نبود.[4]
شدت انزوای بینالمللی به حدی است که گزارشهایی مبنی بر تغییر مسیر پرواز نتانیاهو به سمت آمریکا، از ترس بازداشت و محاکمه در اروپا، منتشر شده است. این وضعیت نشاندهنده عمق بحران مشروعیت بینالمللی اسرائیل است، تا جایی که نسل جدید در غرب با گرایشهای شدید ضداسرائیلی بزرگ میشود.[5]
موضعگیری ایران: دیپلماسی فعال و هشدارهای امنیتی

ایران در این دوره به طور موازی از ابزارهای حقوقی، دیپلماتیک و بازدارندگی امنیتی استفاده کرده است.
- مطالبه حقوقی غرامت: اقدام رسمی علیه آمریکا در سازمان ملل برای مطالبه غرامت ناشی از نقش ترامپ در حملات ژوئن ۲۰۲۵.
- دیپلماسی چندجانبه: ایران ابتکار عمل برگزاری نشست اضطراری سران کشورهای عضو بریکس را برای چارهجویی درباره بحران غزه در دستور کار قرار داد. همچنین، وزیر امور خارجه ایران در حاشیه نشست فوقالعاده وزرای خارجه سازمان همکاری اسلامی (OIC) در جده، بر ضرورت هماهنگی بیشتر برای توقف فوری تجاوزات و ورود کمکهای بشردوستانه تأکید کرد. این تحرکات، تلاش ایران برای استفاده از ظرفیتهای قدرتهای اقتصادی در برابر انفعال غرب در قبال غزه را نشان میدهد.[6]
- هشدارهای امنیتی: به موازات تلاشهای دیپلماتیک، ایران هشدار داده است که در صورت توقف نیافتن «جنایات جنگی و نسلکشی» اسرائیل، «عواقب گستردهای» در انتظار خواهد بود.