وضعیت انسانی در نوار غزه بهدلیل درگیریهای مداوم و محاصره، به یک فاجعه بیسابقه تبدیل شده است. این بحران، ابعاد گستردهای ازجمله کمبود شدید غذا، آب، دارو و سوخت، تخریب زیرساختها، و آمار بالای تلفات و آوارگی را دربرمیگیرد. در این بین عدهای از مسلمانان و بهویژه مردم ایران اعم از شیعه و سنی، کمکهای قابلِتوجّهی به مردم مظلوم غزه کردهاند.
وضعیت بحران انسانی در غزه
- گرسنگی و سوءتغذیه: سازمان ملل متحد و سازمانهای بشردوستانه گزارش میدهند که گرسنگی و سوءتغذیه، بهویژه در میان کودکان، در غزه بهشدت در حال افزایش است. در ژوئیه ۲۰۲۵، نزدیک به دوازده هزار کودک بین ۶ تا ۵۹ ماهه بهعنوان مبتلایان به سوءتغذیۀ حادّ شناسایی شدهاند که بیش از ۲۵۰۰ نفر از آنان از سوءتغذیه حاد شدید رنج میبردند و این بهمعنای مرگبارترین شکل سوءتغذیه است. تعداد مرگومیر ناشی از سوءتغذیه در سال ۲۰۲۵ به ۱۵۴ نفر افزایش یافته است که ۸۹ نفر از آنان کودک هستند. بیش از ۸۱ درصد از خانوارها مصرف غذای نامناسبی را گزارش کردهاند.[1]
- تلفات و آوارگی: از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ تا ۶ اوت ۲۰۲۵، حداقل 61 هزار و 158 فلسطینی در غزه کشته و 151 هزار و 422 نفر زخمی شدهاند. تخمین زده میشود که بیش از 95 درصد از فلسطینیانِ کشته شده، غیرنظامی بودهاند و هزاران جسد دیگر نیز زیر آوار ساختمانهای تخریب شده قرار دارند. بیش از ۱.۹ میلیون نفر، یا حدود ۹۰ درصد از جمعیت غزه، در طول جنگ آواره شدهاند و بسیاری از آنها بارهاوبارها جابجا شدهاند و این درحالی است که شرایط زندگی در پناهگاههای موقت، مکانهای آوارگی و مناطق باز، نیز غیرانسانی است.[2]
- تخریب زیرساختها و بحران بهداشت: بخش مراقبتهای بهداشتی غزه بهشدت آسیب دیده است. تا سپتامبر ۲۰۲۴، تنها هفده بیمارستان از ۳۶ بیمارستان غزه بهطورِجزئی فعال بوده که البته همین عدد کم نیز با کمبود شدید تجهیزات پزشکی مواجه بودهاند. بیش از نیمی (۵۷ درصد) از تجهیزات پزشکی ضروری موجود نیست و نزدیک به یکپنجم (۱۸ درصد) آنها در کمتر از دو ماه آینده به اتمام میرسد.[3] کمبود سوخت نیز عملیات بیمارستانها و خدمات آب و فاضلاب را مختل کرده است. شرایط نامناسب بهداشتی منجر به شیوع بیماریهای عفونی مانند مننژیت شده است.
موضعگیریهای اسرائیل و اهداف نظامی
اسرائیل عملیات نظامی خود را در غزه با هدف نابودی حماس و تضمین امنیت خود توجیه میکند. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، اعلام کرده است که اسرائیل قصد دارد کنترل کامل نوار غزه را بهدست گیرد و درنهایت اداره آن را به نیروهای عربی دوست خود منتقل کند. این طرح شامل تصرف شهر غزه میشود که یکی از معدود مناطقی است که هنوز تحت کنترل کامل اسرائیل قرار نگرفته است. [4]
واکنش کشورهای اسلامی و دلایل عدم اثربخشی
واکنش کشورهای اسلامی به بحران غزه، به ترکیبی از محکومیتهای شدید و اقدامات بشردوستانه محدود بوده است:
- محکومیتهای رسمی و درخواستها: سازمان همکاری اسلامی (OIC) و اتحادیه عرب تنها تصمیم اسرائیل برای اشغال غزه و آوارهکردن اجباری فلسطینیان را محکوم کردهاند و آن را «جنایت علیه بشریت» و «نقض فاحش قوانین بینالمللی» دانستهاند.[5] مصر و اردن نیز این طرح را محکوم کرده و آن را ادامه نقضهای جدی قوانین بینالمللی و تضعیف راهحل دودولتی دانستهاند.[6] عربستان سعودی نیز به محکومیت اسرائیل بسنده کرده است. [7] این درحالی است که ایران خواستار برگزاری نشست اضطراری سازمان همکاری اسلامی شده و وضعیت غزه را «نسلکشی» توصیف کرده است و در عرصه عملیاتی نیز برای همگان ثابت کرده است که تنها حامی مسلمانان فلسطین، در جمیع مراتب بوده است.
- محدودیتها و دلایل عدم اثربخشی: با وجود محکومیتهای شدید و تلاشهای بشردوستانه، واکنش کلی کشورهای اسلامی بهدلیل عوامل متعددی غیرمؤثر تلقی میشود:
الف) تفرقه و عدم انسجام: شکافهای عمیق در جهان اسلام، مانع از ایجاد یک جبهه متحد و مؤثر در برابر اقدامات اسرائیل شده است. برخی کشورهای عربی (مانند امارات و عربستان سعودی) بهدلیل روابط دیپلماتیک با ایالات متحده و مسائل مربوط به بازیگران منطقهای مانند حماس، از شرکت در نشستهای اضطراری در مورد غزه خودداری کردهاند.
ب) محدودیتهای ژئوپلیتیکی: بسیاری از کشورهای اسلامی با محدودیتهای ژئوپلیتیکی و وابستگیهای اقتصادی به قدرتهای غربی مواجه هستند که توانایی آنها را برای إعمال فشار مؤثر بر اسرائیل محدود میکند.
ج) ناکافی بودن کمکهای بشردوستانه: با وجود تلاشها، حجم کمکهای بشردوستانه ورودی به غزه بسیار کمتر از نیاز واقعی است. روشهایی مانند کمکهای هوایی (airdrops)، بهدلیل ناکارآمدی و هزینه بالا، نمیتوانند جایگزین بازگشایی کامل گذرگاههای زمینی شوند. کمکهای هوایی تنها معادل چند دقیقه کمک ازطریق راههای زمینی هستند و نمیتوانند تمامی انواع کمکهای مورد نیاز (مانند دارو، سوخت و مراقبتهای درمانی تخصصی) را فراهم کنند.
د) فقدان اهرم فشار واقعی: با وجود درخواستهای رهبران اسلامی برای اقدام «فوری و ملموس» ازجمله قطع روابط اقتصادی، دیپلماتیک، اطلاعاتی و نظامی با اسرائیل و تحریم نفت و گاز، این اقدامات بهطورِگستردهای عملی نشدهاند. این امر باعث میشود که محکومیتها بیشتر جنبۀ بیانیهای داشته باشند تا اهرمی برای فشاری مؤثر.
ه) تناقض میان لفاظی و عمل: شکاف بین محکومیتهای شدید ازسوی کشورهای اسلامی و تأثیر ملموس محدود آنها، به عواملی همچون تفرقه داخلی، محدودیتهای ژئوپلیتیکی و اتکا به روشهای کمکرسانی ناکارآمد نسبت داده میشود؛ درحالیکه سازمانهایی مانند سازمان همکاری اسلامی و اتحادیه عرب بیانیههای قاطعی صادر کردهاند، اجرای اقدامات مؤثر برای توقف بحران بهدلیل عدم اجماع و منافع متضاد میان اعضا با چالش روبرو است. این وضعیت نشان میدهد که با وجود همدردی عمیق افکار عمومی مسلمانان با مردم غزه، دولتها بهدلایل مختلفی ازجمله حفظ روابط با قدرتهای غربی، نگرانیهای امنیتی داخلی و منطقهای، و عدم تمایل به بهخطرانداختن منافع اقتصادی، از برداشتن گامهای قاطعتر خودداری میکنند. این تناقض، بهطورِ مداوم به ناکارآمدی پاسخ جمعی کشورهای اسلامی منجر شده و وضعیت انسانی در غزه را وخیمتر میسازد.
- غزه به عنوان محک وحدت اسلامی: بحران غزه، شکافهای عمیق در جهان اسلام را آشکار میسازد و مانع از پاسخی متحد و مؤثر میشود. این وضعیت، بهنوبۀ خود، بر جایگاه کشورهای اسلامی در صحنه بینالمللی تأثیر میگذارد؛ درحالیکه رهبران و علمای اسلامی خواستار اقدامی متحد و قاطع هستند، فقدان یک استراتژی مشترک و تفاوت در اولویتهای ملی، مانع از تبدیل این خواستهها به واقعیت میشود. این بحران نهتنها یک فاجعۀ انسانی است، بلکه یک آزمون برای وحدت و اثربخشی جمعی جهان اسلام محسوب میشود. عدم توانایی در ارائه پاسخی قاطع و متحد، میتواند به تضعیف بیشتر نفوذ منطقهای و بینالمللی کشورهای اسلامی منجر شود و این تصور را تقویت کند که آنها قادر به دفاع از منافع مشترک خود نیستند.