ظهور انقلاب اسلامی ایران و پس از فروپاشی ساختار دوقطبی جهان، کلیدواژه «بنیادگرایی اسلامی» به یکی از اصطلاحات پرکاربرد در عرصه جریانشناسی و تحلیل تحولات امت، تبدیل شد.
این اصطلاح، معنایی نزدیک به «سلفیت» دارد که در مصادیق نیز همردیف اصطلاح «اسلام سیاسی» است؛ چرا که یکی از مهمترین شعارهای بنیادگران اسلامی، احیای حکومت اسلامی بر مبنای سیاست اسلامی است.
اما از این اصطلاح نیز مفاهیم صحیح و سقیمی اراده شده است که ذهنیت افراد را نسبت به آن دچار اختلال و انحراف میسازد:
- تعریف بنیادگرایی اسلامی با رویکرد غربی و سکولار: بنیادگرایی اسلامی، نگرشی افراطی و متحجر است که اندیشهای خشک و عقبمانده از دین را وسیله قدرتیابی خود ساخته و با افراطگرایی و انحصارطلبی، هر پدیده مخالف با اندیشه خود را نابود و ویران میسازد. پیروان این رویکرد در نگرش به جنبشهای اسلامی از انقلاب اسلامی ایران تا القاعده و داعش و طالبان و اخوان المسلمین اصیل قطبی، همگی را بنیادگرایان اسلامی مینامند.
- تعریف بنیادگرایی اسلامی با رویکرد تکفیری: بنیادگرایی اسلامی واقعی یا سلفیت، همان نگرش عقیدتی محمد بنعبدالوهاب است که توحید را بازخوانی کرده و بر اساس معنای صحیح عبادت و توحید، شرک مسلمانان در دوران معاصر را آشکار میسازد. مسلمانانی که فقط در زبان شهادتین را گفتهاند اما حتی از لحاظ فقهی و حقوقی نیز مسلمان نیستند و مشرک قلمداد میشوند.
- بنیادگرایی اسلامی با رویکرد بیداری اسلامی: بازگشت به اصول راهبردی اسلام، مبتنی بر قرآن و سنت و حاکمیت اسلامی در جوامع مسلمانان. احیای فریضه جهاد در برابر کفار و سلطهجویان جهت بازیابی عزت اسلامی و بهرهگیری از اتحاد و اخوت اسلامی در این مسیر.