اشاره: اختصاصات یعنی ویژگیهای منحصربهفرد یک شخص در تاریخ. مثلاً یکی از اختصاصات امیرالمؤمنین علیهالسلام این است که در کعبه متولد شدهاست. در این سلسله مطالب به اختصاصاتِ رهبر شهید انقلاب اسلامی میپردازیم؛ یعنی ویژگیهای استثنایی ایشان که در تاریخ حکمرانی این سرزمین نظیری ندارد. این اختصاصات بیشتر ناظر به دادههای واقعی زندگی ایشان است نه هندسه فکری آقای شهید.
چهارم: همزیستی مسالمتآمیز بین شیعه و سنّی
▪️ وحدت بین شیعه و سنّی حرف تازهای نیست. در اعصار مختلف، برای آنکه این دو مذهب بتوانند در کنار هم به شکلی مسالمتآمیز زندگی کنند، وحدت بین آن دو مطرح میشد. امّا تعارف که نداریم؛ این وحدت یک وحدت تاکتیکی بود. یعنی بزرگان شیعه عموماً معتقد بودند برای آنکه دشمن سوءاستفاده نکند یا بین این دو گروه درگیریهای خونین رخ ندهد، از باب تقیّه، به شکل علنی به بزرگان مذهب اهلسنّت توهین نمیکنیم. حتّی تا همین روزها هم بخشی از شیعیان چنین باوری دارند؛ رفتارشان در خفا یا جایی که امکان بازتاب رسانهای نیست، با موقعیّتهای عمومی فرق دارد.
▪️ امّا تفاوت آقای شهید با دیگران در این بود که این وحدت را نه یک اقدام تاکتیکی مقطعی، بلکه یک باور قلبی میدانست. نقل شده است که در یکی از جلسات، یکی از دوستان رهبری به این نکته اشاره کرد که آنها جلسات عیدالزّهراء را طوری برگزار میکنند که فیلم و عکسی از آن بیرون نیاید. آن دوست به رهبری گفت: «شما خاطرتان جمع باشد، ما حواسمان هست که این جلسات از حالت خصوصی خارج نشود و به فتوای شما دربارهی حرام بودن توهین به مقدّسات اهلسنّت عمل میکنیم.» نقل شده است که رهبریِ شهید از این گفته ناراحت شدند و (نقل به مضمون) گفتند: من واقعاً باور دارم که نباید توهین کرد ... من نمیدانم شما چه برداشتی دارید، ولی من دادهام آن فتوا را روی کفنم بنویسند.
▪️ حتّی میزان تحفّظ نظام در دو دههی اخیر، آن اندازه بود که نوعاً زیارت عاشورا هم از تلویزیون پخش نمیشد.
▪️ در کتاب «داستان سیستان» رضا امیرخانی هم بارها به این احترام رهبری به اهلسنّت اشاره شده بود. بیجهت نبود اهلسنّت ایرانشهر ایشان را دوست و رفیق قدیمیشان میدانستند. در آن سفر رهبری، هرجایی صحبت از شیعه و سنّی شد، ایشان در کلام، سنّی را مقدّم بر شیعه میآوردند.
▪️ همهی اینها به کنار، نشانهای وجود دارد که اعتقاد ناخودآگاه ایشان را نشان میدهد. رفتاری که از ناخودآگاه سرچشمه میگیرد خیلی مهمتر از ابرازهای کلامی یا کردارهای خودآگاهانه است. در جایی از کتاب «داستان سیستان» آمده است که همراه آقا به تپّهای میرسند که بالایش مقبرهی پنج شهید گمنام بود. آقا آنجا گفتند: کاری کردهاید که اهلسنّت هم بتوانند اینجا بهراحتی زیارت کنند؟ همراهان تعجّب کردند: چطور؟ آقا گفتند: اینها شهید گمنام هستند؛ شما از کجا مطمئن هستید همهشان شیعه هستند؟
▪️ به این میگویند بازتاب ناخودآگاه آقا. اگر جز این بود، آن استان و دیگر استانهای سنّینشین میتوانست بستر تلخترین بلواها باشد.
▪️ داستان و تحلیل تخیّلی روایت نمیکنم؛ در این چهل سال، با اینکه اقدامات برای تحریک گسلهای مذهبی به وسیلهی دشمنان و برخی شیعیانِ نادان صورت گرفته بود، امّا یک همزیستیِ پُر از صلح و صفا در این سرزمین رخ داد. این هم جزو اختصاصات رهبری شهید بود که اجازه نداد چنین اختلافاتی به نزاعهای بیسرانجام و جاهلانه بینجامد. چون حافظهی جمعی ما آن نزاعها را ندیده، تصوّر میکرده همیشه همین تعایش و سلم برقرار بوده است؛ حال آنکه نخیر، سیّدعلی خامنهای شهید، با تدبیر تاریخی خود، این فضای سالم را پدید آورد.