در مجموعه مواضعی که از علمای اهل سنت، رهبران جماعت اسلامی، خطیبان و فعالان دینی بنگلادش گردآوری شده، نوعی جابهجایی معنادار در معیار داوری دیده میشود؛ بهگونهای که «حق» کمتر بر اساس انتساب مذهبی تعریف شده و بیش از پیش به «موضعگیری در برابر آمریکا، رژیم صهیونیستی و نظم سلطه» پیوند خورده است. در این چارچوب، تمجید از ایران یا همدلی با جبهه مقاومت، صرفاً یک واکنش احساسی یا مقطعی نیست، بلکه نشانهای از انتقال منبع مشروعیت از سطح «هویت فرقهای» به سطح «کنش سیاسی ـ اخلاقی» است.
در این گفتمان، مجموعهای از دالهای مرکزی بهصورت مکرر بازتولید میشود: «ایمان»، «مقاومت»، «استقلال»، «نصرت الهی»، «مظلومیت» و «نقد سلطه جهانی». هنگامی که یک عالم بنگلادشی، قدرت ایران را نه صرفاً در توان نظامی بلکه در «پشتوانه الهی» و سرمایه ایمانی آن میبیند، یا زمانی که حمایت از ایران بهعنوان شرط حفظ استقلال جهان اسلام مطرح میشود، ایران از یک واحد سیاسی صرف فراتر رفته و به یک «نشانه گفتمانی» بدل میگردد؛ نشانهای که حامل معانیای چون عزت، استقامت و ایستادگی در برابر نظم سلطه است.
نکته مهمتر آن است که در این گفتارها، مرز حق و باطل بر اساس «عملکرد» بازتعریف میشود، نه «هویت». به بیان دیگر، جریانی که در برابر قدرتهای سلطهگر سکوت اختیار کرده یا با آنان همسو دیده میشود، حتی اگر از نظر مذهبی درونگروهی تلقی گردد، در معرض نقد قرار میگیرد؛ و در مقابل، بازیگری که در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی ایستادگی کرده و هزینه مقاومت را میپردازد، حتی اگر پیشتر «دیگری» تلقی میشد، واجد نوعی مشروعیت اخلاقی و سیاسی معرفی میگردد.
این تحول، نشاندهنده یک تغییر مهم در منطق داوری است؛ جایی که معیار «حق» از نامها و انتسابها عبور کرده و به «موضع در برابر ظلم و سلطه» گره میخورد. از همین رو، در بخشی از این دادهها، نقد جریانهای سازشکار یا همسو با قدرتهای خارجی معنا پیدا میکند و در مقابل، ایستادگی در برابر سلطه بهعنوان شاخص برتری مطرح میشود.
از منظر تحلیل گفتمان، این کورپوس را میتوان در سه سطح معنایی صورتبندی کرد:
سطح الهیاتی: پیوند مقاومت با مفاهیمی چون نصرت الهی، دعا، شهادت و وعده پیروزی
سطح سیاسی ـ تمدنی: بازنمایی ایران بهعنوان یکی از پایههای موازنه در برابر سلطه
سطح هویتی: به حاشیه رفتن شکافهای فرقهای در برابر مفهوم «ایستادگی در برابر طاغوت»
در این میان، رسانهها و شبکههای اجتماعی در بنگلادش، صرفاً ابزار انتقال پیام نیستند، بلکه خود به بخشی از سازوکار تولید معنا و اقتدار دینی تبدیل شدهاند. وعظهای دیجیتال، پیامهای دینی، اشعار، دعاها و تحلیلهای منتشرشده در فضای آنلاین، به شکلگیری یک «حوزه عمومی دینی» کمک میکنند که در آن، مفاهیم مقاومت، مشروعیت و امت بازتعریف و تثبیت میشود.
بر این اساس، میتوان گفت بخشی از گفتار دینی در بنگلادش در حال عبور از «فرقهمحوری صرف» به سمت «موضعمحوری در برابر سلطه» است؛ تحولی که نشان میدهد در بزنگاههای تاریخی، معیار بالاتری وارد میدان میشود: اینکه چه کسی در کنار مظلوم ایستاده و چه کسی به قدرتهای سلطهگر نزدیک شده است.