گذرگاه زنگزور، که در ارمنی به نام «زنگزورمی میجانتسک» و در آذربایجانی به نام «زنگهزور دحلیزی» شناخته میشود، یک مفهوم برای یک کریدور حملونقل است که در صورت اجرا، دسترسی بلامانع آذربایجان را به جمهوری خودمختار نخجوان، بدون نیاز به ایستهای بازرسی ارمنستان و ازطریق استان سیونیک ارمنستان، فراهم خواهد کرد. این مسیر پیشنهادی که حدود ۴۳ کیلومتر طول دارد، قرار است هورادیز در سرزمین اصلی آذربایجان را به نخجوان متصل کند و سپس ازطریق راهآهن و بزرگراه نخجوان-ایغدیر-کارس به ترکیه برسد. تاکنون آذربایجان پیشرفتهای قابلِتوجهی در توسعۀ بخش خود از این زیرساختها، ازجمله ساخت بزرگراهها و خطوط راهآهن مدرن تا مرز ارمنستان، داشته است.
مفهوم این گذرگاه پس از پایان جنگ دوم قرهباغ در سال ۲۰۲۰، همزمان با بازپسگیری بخشهای قابلِتوجهی از اراضی تحت کنترل ارمنستان توسط آذربایجان، اهمیت ویژهای پیدا کرد. بند ۹ توافقنامه آتشبس سهجانبه که در ۹ نوامبر ۲۰۲۰ توسط رهبران ارمنستان، آذربایجان و روسیه امضا شد، به بازگشایی تمامی ارتباطات اقتصادی و حملونقل در منطقه اشاره دارد.[1] آذربایجان این بند را مبنای قانونی برای تحقق این گذرگاه میداند و آن را یک حق غیرقابل مذاکره و یک ضرورت استراتژیک تلقی میکند.
اهمیت ژئوپلیتیکی و اقتصادی
گذرگاه زنگزور دارای وزن اقتصادی و استراتژیک قابلِتوجهی برای قفقاز جنوبی و فراتر از آن است. این پروژه نهتنها از منظر اتصال آذربایجان به نزدیکترین متحد خود، ترکیه، بلکه برای گسترش روابط منطقهای بین آسیای شرقی و اروپا نیز حائز اهمیت است.
گذرگاه زنگزور سنگ بنای ابتکار عمل «کریدور میانی» است که بهطورِفزایندهای به یک مسیر تجاری حیاتی برای اتصال چین، آسیای مرکزی و اروپا تبدیل میشود. این کریدور جایگزینی حیاتی برای مسیرهای تجاری شمالی ارائه میدهد که بهدلیل تنشهای ژئوپلیتیکی، بهویژه درگیری روسیه و اوکراین، با اختلالات قابلِتوجهی مواجه شدهاند. این امر بهطورِقابلِتوجهی ظرفیت و انعطافپذیری شبکههای لجستیکی و تجاری اوراسیا را افزایش میدهد. ظرفیت اولیۀ بار تخمینزده شده برای این گذرگاه، پانزده میلیون تن است که پتانسیل قابلِتوجهی برای تسریع حرکت کالا از آسیای مرکزی و منطقه دریای خزر به اروپا را فراهم میکند.[2]
چالشها و نگرانیها
گذرگاه زنگزور، با وجود پتانسیلهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی، با چالشها و مخالفتهای شدیدی از سوی بازیگران منطقهای و فرامنطقهای مواجه است که اجرای کامل آن را با ابهامات جدی روبرو کرده است. در ادامه به برخی از این موارد اشاره میشود:
- نگرانیهای حاکمیتی ارمنستان: ارمنستان همواره مخالفت شدید خود را با «منطق کریدور» ابراز کرده و تأکید میداشت که این امر از بیانیه آتشبس انحراف یافته است؛ همچنانکه او ازدستدادن حاکمیت خود بر استان سیونیک را بهشدت نگرانکننده میدانست. مقامات ارمنی صراحتاً روایت یک کریدور فراسرزمینی را رد میکردند[3] و اصرار داشتند که هر مسیر ترانزیتی باید بهطورِکامل به حاکمیت، صلاحیت و تمامیت ارضی ارمنستان احترام بگذارد. یکی از نقاط اصلی، اختلاف بر سر کنترل گذرنامه بود؛ زیرا آذربایجان خواستار حرکت بلامانع (بدون ایستهای بازرسی ارمنی و کنترل گذرنامهها) بوده است، و ارمنستان از آن بیم داشت که این کار منجر به درگیریهای مکرر و تضعیف کنترل آن شود.
این درحالیاست که بنا بر گزارشها، ارمنستان در چرخشی آشکار و با تصمیمی منفعلانه، واگذاری مدیریت کنترل ترافیک و مرزها به یک شرکت آمریکایی را در نظر گرفته است؛ اگرچه پذیرش این راهحل توسط بازیگران مهم منطقه ازجمله ایران و روسیه بسیار بعید است.
- مخالفت چندوجهی ایران: ایران بهشدت با طرح گذرگاه زنگزور مخالف است و این مخالفت ناشی از مجموعۀ پیچیدهای از نگرانیهای ژئوپلیتیکی، اقتصادی و امنیتی است. اصلیترین دغدغه جمهوری اسلامی ایران، قطع احتمالی مرز زمینی خود با ارمنستان است، مرزی که دسترسی حیاتی ایران به قفقاز جنوبی و اروپا را فراهم میکند؛ ازاینرو اجرای پروژه زنگزور نقش ایران را بهعنوان یک کشور ترانزیتی کلیدی برای کریدور حملونقل بینالمللی شمال-جنوب (INSTC) تضعیف میکند.
از سوی دیگر جمهوری اسلامی ایران این گذرگاه را بهعنوان عاملی برای گسترش نفوذ ترکیه و احتمالاً حضور مستقیم ایالات متحده در مرز شمالی خود میبیند که آن را ضربهای جدی به جایگاه ژئواکونومیکی خود و نقش آن در ابتکار کمربند و جاده چین تلقی میکند. علاوهبراین، ایران نگران این است که این پروژه میتواند حضور ناتو را در مرزهای شمالی این کشور تقویت کند. ایران نگرانیهای خود را ازطریق بیانیههای رسمی و رزمایشهای نظامی در امتداد رود ارس نشان داده است.
دکتر علی اکبر ولایتی، مشاور رهبر انقلاب در امور بینالملل، دراینباره میگوید: مگر قفقاز جنوبی یک منطقه بیصاحب است که ترامپ آن را اجاره کند؟ قفقاز یکی از حساسترین نقاط جغرافیایی دنیاست و این گذرگاه نه به دالانی در مالکیت ترامپ، بلکه به گورستانی برای مزدوران ترامپ تبدیل خواهد شد. این کریدور موقعیت ژئوپلتیک منطقه را تغییر میدهد، مرزها را جابهجا میکند و در راستای تجزیه ارمنستان طراحی شده است. اجاره کریدور توسط یک کشور دیگر یک حرف سادهلوحانه است و ترامپ خودش را به سادهلوحی میزند. این ادعا، یعنی اجاره کریدور در این سوی دنیا توسط ترامپ، مثل آن است که کسی از این سوی دنیا برود و کانال پاناما را برای خود اجاره کند! این حرف غیرممکنی است و اتفاق نخواهد افتاد. ترامپ فکر کرده است که بنگاه معاملات ملکی است و میخواهد سرزمین یا منطقهای را اجاره کند!
طرح این کریدور که تجزیه ارمنستان را در آینده در پی دارد، با مخالفت محکم مردم ارمنستان روبهرو است. هیچ ملتی راضی و حاضر به تجزیه سرزمین خود نیست؛ حتی اگر دولتش مواضع بیثبات اتخاذ کند. نخستوزیر ارمنستان در سفری که پیشتر به ایران داشت، با توجه به مضرات مشخص و توطئهآمیزی که این طرح دارد، تأکید کرد که با موضع ایران موافق و با احداث کریدور مخالف است.
با اجرای این توطئه، امنیت قفقاز جنوبی بهخطر میافتد و بر همین اساس، ایران تأکید کرده است که چه با روسیه و چه بدون روسیه، در راستای امنیت قفقاز جنوبی حرکت خواهد کرد و البته معتقدیم که روسیه نیز بهلحاظ راهبردی با این کریدور مخالف است.[4]
- مخالفت روسیه: روسیه بهشدت با گذرگاه زنگزور، بهویژه با هرگونه دخالت ایالات متحده، مخالف است؛ زیرا بیم دارد که این امر کنترل روسیه بر تجارت شمال-جنوب ازطریق قفقاز جنوبی را تهدید کرده و به ایالات متحده و ترکیه امکان گسترش نفوذ خود در حوزه دریای خزر را بدهد. مسکو حمایت ایالات متحده از این گذرگاه را تهدیدی مستقیم برای نفوذ و امنیت خود در منطقه میداند.[5]
- تنشهای امنیتی و سیاسی: مسئله گذرگاه زنگزور همچنان یک مانع مهم و دشوار برای دستیابی به یک توافق صلح جامع بین ارمنستان و آذربایجان است. اختلافات عمیق بر سر قوانین ترانزیت، همراه با مخالفت شدید ایران و روسیه با راهحلهای پیشنهادی مختلف (مانند مدیریت آمریکا)، دستیابی به یک راهحل سریع را بعید میسازد. عدم حلوفصل این مسئله حتی میتواند به تشدید نظامی منجر شود.