این مقاله بخشی از شماره یازدهم دوهفتهنامه منادیان امت است. چنانچه تمایل به دانلود فایل pdf این شماره دارید اینجا کلیک فرمایید.
تحلیل رویدادهای سپتامبر ۲۰۲۵ نشاندهنده یک پارادوکس استراتژیک در خاورمیانه است: حداکثرسازی فشار حقوقی و اقتصادی غرب علیه ایران، در مقابل حداکثرسازی قدرت نیابتی و توان عملیاتی محور مقاومت. قدرتهای غربی با فعالسازی مکانیسم ماشه، به اوج اهرم فشار خود دست یافتند، اما این اقدام بهجای تضعیف نفوذ ایران، واکنشی تصاعدی مانند تهدید خروج از NPT و تشدید عملیاتهای نیابتی (مانند حمله موشک فراصوت یمن) را در پی داشته است. این امر نشان میدهد که محور مقاومت در برابر فشار حقوقی غرب، با استفاده از ابزارهای نظامی نامتقارن و پراکنده، به «انتقال هزینه» اقدام کرده است.
علاوهبراین، درحالیکه صحنه بینالمللی (مجمع عمومی سازمان ملل) بر ضرورت تشکیل کشور فلسطین و راهحل دو دولتی تأکید میکند، تحولات میدانی نشان میدهد که راهبرد نظامی مقاومت و راهبرد دیپلماتیک بینالمللی کاملاً از یکدیگر واگرا هستند.
چالش هستهای پس از مکانسم ماشه: مهمترین پیامد فعالسازی مکانیسم ماشه، گشایش فضای کامل برای ایران جهت تجدیدنظر در دکترین هستهای خود و احتمالاً خروج از NPT است. این اقدام میتواند تمامی مرزهای کنترل تسلیحاتی را از بین برده و منطقه را بهسمت یک بحران هستهای غیرقابل بازگشت سوق دهد. عدم پذیرش مشروعیت تحریمهای بازگشته توسط ایران، فضای مذاکره را بسیار دشوار ساخته و تقابل نظامی را محتمل میسازد.
حفظ انسجام و توان بازدارندگی حزبالله در جنوب لبنان یک سال پس از شهادت دبیرکل، و ارتقاء توانمندیهای تهاجمی یمن (موشکهای دوربرد)، نشان میدهد که محور مقاومت از مرحله فردمحوری به مرحله نهادینهشدن توان نظامی و استراتژیک رسیده است. این نهادینهسازی، تضمین میکند که حتی در صورت حذف رهبران کلیدی، جنگِ فرسایشی در چند جبهه ادامه خواهد یافت.
ناتوانایی دولت عراق در تصویب قانون داخلی حشدالشعبی بهدلیل تهدید تحریمهای آمریکا، نشاندهنده تضعیف شدید حاکمیت دولتهای منطقه تحت فشار اقتصادی خارجی است. این مسئله میتواند زمینه را برای بیثباتیهای داخلی و درگیریهای سیاسی بیشتر در عراق فراهم کند.