در مواجهه با بحران و درگیری، پرسشها و تردیدهایی در میان افکار عمومی مطرح میشود که میتواند روحیه ملی را تحت تأثیر قرار دهد. در گفتمان رسمی جمهوری اسلامی ایران، پاسخ به این پرسشها اغلب ازطریق آموزههای قرآن کریم ارائه میشود تا چارچوب فکری لازم برای فهم و مقابله با بحران فراهم آید. این رویکرد نشاندهنده عمق باورهای مذهبی در پشت مواضع ایران و تلاش برای ارائه یک چارچوب فکری برای فهم و مقابله با بحران است.
الف. ماهیت واقعی جنگ: بهانه هستهای یا اصل موجودیت اسلامی؟
سؤال: آیا اگر اینقدر بر سر مسئله هستهای پافشاری نمیکردیم جنگی در میگرفت؟
جواب قرآن: «وَ لَنْ تَرْضى عَنْکَ الْیَهُودُ وَ لاَ النَّصارى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم»[1]
این آیه نشان میدهد که درگیری نه صرفاً بر سر مسئله هستهای، بلکه یک کشمکش عمیقتر و ایدئولوژیک است. صهیونیستها تا زمانی که مسلمانان را ذلیل خود نکنند و آنها را وادار به پیروی از آیین و راه خود نکنند، دست از سر آنها برنمیدارند. بنابراین، مسئله هستهای تنها بهانهای است و جنگ بر سر اصل موجودیت اسلامی و مستقل ایران است که دیر یا زود تحمیل میشد. این پاسخ، تلاش میکند تا ریشههای عمیقتر و غیرقابل سازش این تقابل را تبیین کند و این تصور را که با عقبنشینی در یک مسئله خاص میتوان از جنگ جلوگیری کرد، رد میکند.
ب. امید در برابر برتری نظامی و تسلیحاتی دشمن
سؤال: اسرائیل تعداد زیادی اف-۳۵ و بی-۵۲ و سامانههای پدافند هوایی چندلایه دارد. امید ما باید به چه چیزی باشد؟
جواب قرآن: «لَأَنْتُمْ أَشَدُّ رَهْبَه فی صُدُورِهِمْ مِنَ اللَّهِ ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا یَفْقَهُونَ. لا یُقاتِلُونَکُمْ جَمیعاً إِلاَّ فی قُرىً مُحَصَّنَه أَوْ مِنْ وَراءِ جُدُرٍ بَأْسُهُمْ بَیْنَهُمْ شَدیدٌ تَحْسَبُهُمْ جَمیعاً وَ قُلُوبُهُمْ شَتَّى ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا یَعْقِلُونَ»[2]
این آیات به ترس درونی دشمن از مسلمانان اشاره دارد که از ترس آنها از خدا بیشتر است. قدرت نظامی دشمن، با وجود تجهیزات پیشرفته، با ضعف روحی و تفرقه درونی همراه است. آنها تنها از پشت دیوارهای مستحکم میجنگند و از رویارویی مستقیم میهراسند. این ضعف درونی دشمن، منبع امید برای مسلمانان است و نشان میدهد که برتری تسلیحاتی بهتنهایی ضامن پیروزی نیست. این پاسخ روحیه مقاومت را تقویت میکند و بر اهمیت ابعاد روانی و ایمانی در جنگ تأکید دارد.
ج. ضرورت جهاد و عدم اکتفا به عبادت در برابر ظلم
سؤال: جنگیدن بسیار پرهزینه است؛ آیا نمیتوانیم مشغول نماز و عبادتمان باشیم و از خدا بخواهیم خودش کار دشمن را بسازد؟
جواب قرآن: «أُذِنَ لِلَّذینَ یُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى نَصْرِهِمْ لَقَدیرٌ. الَّذینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِلاَّ أَنْ یَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِیَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ یُذْکَرُ فیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثیراً وَ لَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزیزٌ. الَّذینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاه وَ آتَوُا الزَّکاه وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَه الْأُمُورِ»[3]
قرآن به کسانی که مورد ظلم قرار گرفتهاند اجازه جهاد میدهد و تأکید میکند که خداوند بر یاری آنها تواناست. این آیات بیان میکند که اگر دفاع و مقابله نباشد، مراکز عبادی تخریب میشوند و فساد در زمین گسترش مییابد. پیروزی خدا برای کسانی است که او را یاری کنند، نه کسانی که منفعل باشند. این پاسخ نشان میدهد که عبادت و توکل باید با عمل همراه باشد و جهاد یک وظیفه شرعی برای حفظ دین، و دفع ظلم است.
د. عدم عقبنشینی در برابر تهدیدات و عواقب آن
سؤال: اگر مسئولان عقلانیت به خرج دهند و اینقدر بر سر مسئله هستهای پافشاری نکنند آیا آتشبس میشود؟
جواب قرآن: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا لَقیتُمُ الَّذینَ کَفَرُوا زَحْفاً فَلا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبارَ. وَ مَنْ یُوَلِّهِمْ یَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلاَّ مُتَحَرِّفاً لِقِتالٍ أَوْ مُتَحَیِّزاً إِلى فِئَه فَقَدْ باءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَ مَأْواهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصیرُ»[4]
این آیات بهصراحت از پشت کردن به دشمن در میدان نبرد نهی میکند و آن را موجب خشم الهی میداند. عقبنشینی در برابر تهدیدات، حتی برای دستیابی به آتشبس، به معنای تسلیم به ظلم و نقض دستور الهی است که عواقب وخیمی در پی خواهد داشت. این پاسخ، بر لزوم پایداری و عدم تسلیم در برابر فشار دشمن تأکید میکند و هرگونه عقبنشینی را از نظر شرعی مردود میشمارد.
ه. مقابله با ترس و اتکا به نصرت الهی در نبرد نابرابر
سؤال: باتوجه به اینکه سران رژیم صهیونیستی ما را تهدید به ترور و کشتار سنگینتر میکنند، آیا ادامه دادن جنگ کار درستی است؟
جواب قرآن: «قُلْ لَنْ یُصیبَنا إِلاَّ ما کَتَبَ اللَّهُ لَنا هُوَ مَوْلانا وَ عَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ. قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنا إِلاَّ إِحْدَى الْحُسْنَیَیْنِ وَ نَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِکُمْ أَنْ یُصیبَکُمُ اللَّهُ بِعَذابٍ مِنْ عِنْدِهِ أَوْ بِأَیْدینا فَتَرَبَّصُوا إِنَّا مَعَکُمْ مُتَرَبِّصُونَ»[5]
این آیات به مؤمنان اطمینان میدهد که هیچ چیز جز آنچه خدا مقدر کرده به آنها نمیرسد. برای مؤمنان، نتیجه نبرد یکی از دو خیر (شهادت یا پیروزی) است، درحالیکه برای دشمن، نتیجۀ جنگ، عذاب الهی یا شکست به دست مؤمنان است. این دیدگاه، ترس از تهدیدات دشمن را از بین میبرد و روحیه پایداری را تقویت میکند؛ زیرا مؤمنان برای هر دو نتیجه آمادهاند و به نصرت الهی توکل دارند.
و. امدادهای غیبی، مایه امیدواری
سؤال: آمریکا و ناتو پشت اسرائیل هستند و ما تنها هستیم؛ در این جنگ نابرابر، باید به چه چیزی دلخوش باشیم؟
جواب قرآن: «إِذْ یُوحی رَبُّکَ إِلَى الْمَلائِکَه أَنِّی مَعَکُمْ فَثَبِّتُوا الَّذینَ آمَنُوا سَأُلْقی فی قُلُوبِ الَّذینَ کَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْناقِ وَ اضْرِبُوا مِنْهُمْ کُلَّ بَنانٍ»[6]
خداوند به مؤمنان وعده میدهد که با آنهاست و ترس را در دل کافران خواهد افکند. این آیه روحیه مؤمنان را تقویت میکند و نشان میدهد که برتری عددی و تسلیحاتی دشمن، با ترس درونی آنها و حمایت الهی از مؤمنین جبران میشود. این پاسخ، تمرکز را از قدرت مادی دشمن به قدرت معنوی و حمایت غیبی الهی تغییر میدهد و منبعی از اعتمادبهنفس برای مؤمنان است.
ز. پایان جنگ، پایداری در مسیر حق و حکمت آزمایش الهی
سؤال: آمریکا و اسرائیل هر کاری که دلشان میخواهد میکنند؛ وضعیت غزه و لبنان گواهی بر این مطلب است. حال آیا کار درستی است که ایران نیز خود را وارد این جنگ کند؟
جواب قرآن: «لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ کَفَرُوا مُعْجِزینَ فِی الْأَرْضِ وَ مَأْواهُمُ النَّارُ وَ لَبِئْسَ الْمَصیرُ»[7]
این آیه به مؤمنان اطمینان میدهد که کافران نمیتوانند از مجازات الهی فرار کنند و سرانجام آنها جهنم است. این دیدگاه، حس ناامیدی از قدرت ظاهری دشمن را از بین میبرد و بر عدالت نهایی الهی تأکید میکند، که نشان میدهد قدرت ظالم موقتی و سرنوشت آنها تباهی است.
ح. راه تحقق مجازات الهی، عمل مؤمنان
سؤال: جنگیدن با اسرائیلِ تادندانمسلح، واقعاً ترسناک است؛ مگر خدا وعده نداده است که ظالمها را عذاب میکند؛ پس چه زمانی میخواهد به این وعدهاش عمل کند؟!
جواب قرآن: «أَلا تُقاتِلُونَ قَوْماً نَکَثُوا أَیْمانَهُمْ وَ هَمُّوا بِإِخْراجِ الرَّسُولِ وَ هُمْ بَدَؤُکُمْ أَوَّلَ مَرَّه أَ تَخْشَوْنَهُمْ فَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ. قاتِلُوهُمْ یُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَیْدیکُمْ وَ یُخْزِهِمْ وَ یَنْصُرْکُمْ عَلَیْهِمْ وَ یَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنینَ. وَ یُذْهِبْ غَیْظَ قُلُوبِهِمْ وَ یَتُوبُ اللَّهُ عَلى مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ عَلیمٌ حَکیمٌ»[8]
این آیات، مؤمنان را به مبارزه با پیمانشکنان و ظالمان فرامیخواند و وعده میدهد که خداوند آنها را به دست شما عذاب خواهد کرد، خوارشان خواهد ساخت و شما را بر آنها پیروز خواهد کرد. این نشان میدهد که مجازات الهی اغلب ازطریق عمل مؤمنان محقق میشود و صرفاً یک عمل معجزهآسا نیست. این پاسخ، ترس را به یک فراخوان برای عمل تبدیل میکند و وعده میدهد که مشارکت در جهاد، منجر به پیروزی و آرامش قلبی مؤمنان خواهد شد.
ط. سنت جایگزینی قومی دیگر
سؤال: ما تاکنون چند بار اسرائیل را موشکباران کردهایم؛ آیا سزاوار نیست که دیگر نظام کوتاه بیاید و به زندگی روزمره خود برگردیم و جنگ تمام شود؟
جواب قرآن: «إِلاَّ تَنْفِرُوا یُعَذِّبْکُمْ عَذاباً أَلیماً وَ یَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَیْرَکُمْ وَ لا تَضُرُّوهُ شَیْئاً وَ اللَّهُ عَلى کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ»[9]
این آیه هشدار میدهد که اگر مؤمنان برای جهاد بسیج نشوند و از آن رویگردان شوند، خداوند آنها را با عذابی دردناک مجازات کرده و قوم دیگری را جایگزین خواهد کرد. این نشان میدهد که مبارزه یک وظیفه مستمر است و عقبنشینی به معنای ترک وظیفه و عواقب الهی است. این پاسخ تأکید میکند که خداوند به جهاد مؤمنان نیازی ندارد، بلکه این وظیفه بهنفع خود آنهاست.
ی. مرگ اجتنابناپذیر است
سؤال: درست است که قبلاً فریاد میزدیم هیچ راهی جز نبرد نظامی با اسرائیل نیست، اما نمیدانستیم نوبت هزینه دادن و احتمال کشته شدن خودمان هم میرسد؛ چهبسا تمام اینها به دلیل سیاستهای هستهای نظام است!
جواب قرآن: «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذینَ قیلَ لَهُمْ کُفُّوا أَیْدِیَکُمْ وَ أَقیمُوا الصَّلاە وَ آتُوا الزَّکاە فَلَمَّا کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقِتالُ إِذا فَریقٌ مِنْهُمْ یَخْشَوْنَ النَّاسَ کَخَشْیَه اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْیَه وَ قالُوا رَبَّنا لِمَ کَتَبْتَ عَلَیْنَا الْقِتالَ لَوْ لا أَخَّرْتَنا إِلى أَجَلٍ قَریبٍ قُلْ مَتاعُ الدُّنْیا قَلیلٌ وَ الْآخِرَە خَیْرٌ لِمَنِ اتَّقى وَ لا تُظْلَمُونَ فَتیلاً. أَیْنَما تَکُونُوا یُدْرِکْکُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ کُنْتُمْ فی بُرُوجٍ مُشَیَّدَاً وَ إِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَه یَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَیِّئَه یَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِکَ قُلْ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ فَما لِهؤُلاءِ الْقَوْمِ لا یَکادُونَ یَفْقَهُونَ حَدیثاً»[10]
این آیات به کسانی اشاره میکند که در زمان صلح، خواهان جنگ بودند؛ اما وقتی جنگ واجب شد، ترسیدند و آرزو کردند که ای کاش جنگ به تأخیر میافتاد. قرآن یادآوری میکند که لذت دنیا اندک است و آخرت برای پرهیزکاران بهتر است. همچنین تأکید میکند که مرگ در هر کجا که باشند، حتی در برجهای محکم، به سراغ آنها خواهد آمد. این پاسخ، مسئولیتپذیری در قبال تصمیمات و پذیرش هزینههای جهاد را تبیین میکند و تأکید میکند که مرگ اجتنابناپذیر است و نباید مانع انجام وظیفه شود. همچنین، این آیات به کسانی که نیکیها را از خدا و بدیها را از دیگران میدانند، پاسخ میدهد که «همه چیز از جانب خداست»، که به معنای پذیرش حکمت الهی در تمام رویدادهاست.
ک. نبرد تا مغلوب شدن دشمن
سؤال: این جنگ و خشونت تا کجا باید ادامه یابد؟ آیا خدا قرار نیست انتقام ما را بگیرد؟ جنگ ما را از وجود عزیزانمان محروم میکند!
جواب قرآن: «فَإِذا لَقیتُمُ الَّذینَ کَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقابِ حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِداءً حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزارَها ذلِکَ وَ لَوْ یَشاءُ اللَّهُ لاَنْتَصَرَ مِنْهُمْ وَ لکِنْ لِیَبْلُوَا بَعْضَکُمْ بِبَعْضٍ وَ الَّذینَ قُتِلُوا فی سَبیلِ اللَّهِ فَلَنْ یُضِلَّ أَعْمالَهُمْ»[11]
این آیه دستور به قاطعیت در نبرد میدهد تا دشمن مغلوب شود. توضیح میدهد که خداوند میتوانست خود انتقام بگیرد، اما این مبارزه را برای آزمایش مؤمنان قرار داده است. همچنین وعده میدهد که أعمال کسانی که در راه خدا کشته میشوند، ضایع نخواهد شد. این پاسخ، جنگ را به عنوان یک آزمایش الهی و فرصتی برای پاداش اخروی معرفی میکند و تسلیبخش مصیبت از دست دادن عزیزان است، زیرا شهدا در راه خدا پاداشی عظیم دارند.
این نحوۀ استفاده از قرآن برای پاسخ به چالشهای معاصر، نشاندهنده عمق نفوذ ایدئولوژی اسلامی در ساختار حکومتی ایران است. با ارائه پاسخهای قرآنی به پرسشهای رایج، نظام تلاش میکند تا جنگ را در یک چارچوب الهیاتی قرار دهد و آن را بهعنوان یک وظیفه شرعی و آزمایش الهی معرفی کند. این رویکرد، به مشروعیتبخشی سیاستهای نظام و ایجاد انسجام درونی در برابر فشارهای خارجی کمک میکند. این امر همچنین به مردم این امکان را میدهد که سختیها و تلفات جنگ را نه بهعنوان شکست، بلکه به عنوان بخشی از یک مسیر الهی برای رسیدن به پیروزی نهایی ببینند. این میتواند به تقویت پایداری داخلی در برابر فشارهای خارجی منجر شود، اما درعینِحال، چالشهای دیپلماتیک را نیز پیچیدهتر میکند؛ چراکه مواضع، بر پایه اصول غیرقابل مذاکرۀ مذهبی قرار میگیرند.