محمد بن عبدالوهاب، مؤسس فرقۀ وهابیت، یکی از شخصیتهای بحثبرانگیز در تاریخ اسلام محسوب میشود که نقش مهمی در ایجاد تفرقه در امت اسلامی ایفا کرده است. بررسی آرا و عملکرد او در قیاس با ابن تیمیه نشان میدهد که وی فراتر از پیشینیان خود، اندیشههایی تکفیری و تفرقهافکن را در جهان اسلام رواج داد.
تقسیمبندی متناقض توحید
محمد بن عبدالوهاب در آثار مختلف خود، تقسیمبندیهای متفاوت و متناقضی از توحید ارائه داد. گاه آن را به دو بخش ربوبی و الوهی و گاه به سه بخش ربوبی، الوهی و اسماء و صفات تقسیم میکرد. این تناقض در اصول اعتقادی موجب شد تا برخی محققان نظیر ابن مرزوق این ناپایداری را نشانهای از «جهل او نسبت به اصول دین» عنوان کنند. در تقسیمبندی او، توحید الوهی به معنای توحید در عبادت تلقی میشد، در حالی که توحید ربوبی را امری مسلم و مورد قبول حتی کافران و مشرکان میدانست.[1]
تکفیر گستردۀ مسلمانان
برخلاف ابن تیمیه که عمدتاً با گروههای خاصی مخالفت میکرد، محمد بن عبدالوهاب به گونهای افراطی همۀ مسلمانان غیر از پیروان خود را تکفیر کرد. وی در سخنانی صریح اعلام داشت: «من، معنای لا اله الا الله را نمیدانستم و اسلام را نمیفهمیدم، تا اینکه خداوند بر من منت گذاشت. در بین مشایخم هیچکس وجود ندارد که معنای اسلام را درک کرده باشد». این ادعا در عمل به تکفیر همۀ مسلمانان از زمان احمد بن حنبل تا زمان خودش منجر شد.[2]
حتی محمد بن عبدالوهاب «شرک مسلمانان» را بدتر از شرک بتپرستان جاهلی میدانست: «شرک مسلمانان غلیظتر از شرک بتپرستان زمان جاهلیت است». این درحالی بود که او تمام مذاهب اسلامی را نیز کافر میدانست.[3]
مخالفت خاندان و علمای اهل سنت
آنچه وضعیت محمد بن عبدالوهاب را بیش از پیش روشن میسازد، مخالفت شدید نزدیکان اوست. پدرش عبدالوهاب که یکی از علمای صالح حنبلی به شمار میرفت، «عقاید او را مردود شمرده و او را از ابراز عقاید انحرافی باز داشت». برادرش سلیمان بن عبدالوهاب، که خود عالمی حنبلیمذهب بود، کتابی بر رد برادرش به نام الصواعق الالهیه فی الرد علی الوهابیه نوشت. او در این کتاب به محمد بن عبدالوهاب خطاب میکند: «شما کسانی را تکفیر میکنید که شهادت به وحدانیت خداوند و نبوت رسول خدا میدهند، نماز را برپا میدارند، زکات میپردازند، روزه میگیرند و حج بهجای میآورند».[4]
واکنش علمای اسلامی
علمای اهل سنت از همان آغاز در برابر محمد بن عبدالوهاب موضعگیری منفی داشتند. زینی دحلان، مفتی مکه، او را «گمراه» خواند و «فتنۀ وهابیان را بزرگترین فتنه در اسلام» عنوان کرد. شیخ جمیل صدقی زهاوی دربارۀ وهابیت میگوید: «خداوند وهابیت را بکشد؛ زیرا این فرقه به خود جرأت داده که همۀ مسلمین را تکفیر کند». شیخ انورشاه کشمیری حنفی، محمد بن عبدالوهاب را «مردی کودن و بیسواد» نامید، و علامه ابنعابدین حنفی پیروان او را «خوارج زمان ما» دانست.[5]
میراث تفرقه
تحلیل عملکرد محمد بن عبدالوهاب نشان میدهد که او فراتر از ابن تیمیه، الگویی کامل از تفرقهافکنی در جهان اسلام ارائه داد. محمد بن عبدالوهاب انرژی خود را صرف درگیری با مسلمانان میکرد. این رویکرد نه تنها موجب ضعف امت اسلامی شد، بلکه بستر مناسبی برای استفادۀ دشمنان خارجی فراهم آورد تا بر اختلافات داخلی دامن زده و امت را از هم بپاشند.
بنابراین محمد بن عبدالوهاب نمونهای بارز از چگونگی تبدیل اختلافات فکریدرونی به ابزار تفرقهافکنی است که عواقب آن تا امروز امت اسلامی را تحتتأثیر قرار داده است.
تحلیل دیدگاههای محمد بن عبدالوهاب، نشان میدهد که پدیدۀ تفرقه در جهان اسلام، تنها حاصل عامل خارجی نیست، بلکه ریشه در اختلافات فکری و تعصبات درونی نیز دارد که توسط دشمنان خارجی بهعنوان کاتالیزور برای تشدید بحران استفاده میشود. دشمنان بیرونی بهجای ایجاد تفرقه، ضعفها و اختلافات موجود در جامعۀ اسلامی (مانند تعصبات مذهبی و ملیگرایی) را شناسایی و با سرمایهگذاری بر روی آنها، تفرقه را تشدید میکنند. این رابطۀ علّیِ پیچیده، به ما نشان میدهد که برای مقابله با این پدیده، باید هم با دسیسههای بیرونی مقابله کرد و هم به اصلاح ضعفهای درونی پرداخت.