توحید از نگاهِ وهابیتِ نجدی، با مؤلفه حیات، ممات، حضور و غیاب گره خورده است؛ از این رو گمان می کنند ندای اموات به نحو مطلق در تضاد با توحید است ولی ندا زدن احیا و زندگان منافاتی با توحید ندارد و مصداق ندای من دون الله نیست، مگر اینکه فرد زنده یا غائب از انجام کاری که از آنها طلب می شود، عاجز باشند(که در اینصورت مصداق من دون الله است).
در حالیکه صدا زدن غیر خدا چنانچه به تعبیر قرآن، بخواهد مصداق «ندای من دون الله» و «شرک» باشد، منوط به قصد و اعتقاد است و ربطی به حیات و ممات، دور و نزدیک و عاجز و قادر بودن ندارد، یعنی آن دسته از خواندن ها و صدا زدن هایی که با نیت و اعتقاد به ربوبیت یا الوهیت [برای غیر خدا] همراه باشند مصداق «من دون الله» ، و شرک اکبرند، در غیر این صورت شرک نیستند و در این میان فرقی ندارد کسی که صدا زده می شود زنده باشد یا مرده.
وهابیتِ نجدی با تفسیر «من دون الله» به «غیر الله» و محدود کردن آن به مرده، فردی که در مکان دور قرار دارد و طلب ما لايقدر به نحو مطلق (چه با نیت و انگیزه ربوبی و الوهی یا نه) به جنگ کل قرآن و شریعت اسلامی رفته است؛ زیرا این عقیده آنان، در تضاد با اسلام است و سر از متهم کردن قرآن کریم به ترویج شرک در می آورد!
تنها راه جهتِ شناخت صحیحِ اعمال شرکی و غیرشرکی، شناخت درست معنای توحید است. وهابیتِ نجدی در فهمِ قاعدۀ اسلام به انحراف رفته و به این قاعده توجه ندارد که قصد و اعتقاد پایه و اصل در جداسازیِ شرک از غیرشرک است؛ بدین صورت اگر عملی، با انگیزه و اعتقاد به ربوبیت غیرالله صورت بگیرد، الوهیت و ربوبیت را نقض می کند که قرآن از آن تعبیر به «من دون الله» کرده است، اما اگر عمل، با انگیزۀ فوق همراه نباشد، دیگر ارتباطی به شرک و توحید ندارد!