بازگشت تحریمهای سازمان ملل: ابعاد حقوقی و زمانبندی دقیق
مکانیسم ماشه[1] یک بند کلیدی در قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل است که امکان بازگرداندن خودکار و سریع تحریمهای چندجانبه سازمان ملل را در صورت نقض اساسی تعهدات ازسوی ایران، فراهم میکند. فعالسازی این مکانیسم در سپتامبر ۲۰۲۵، مهمترین تحول حقوقی دررابطه با برنامه هستهای ایران پس از خروج آمریکا از برجام بود.[2]
فرایند فعالسازی، رسماً در ۲۸ اوت ۲۰۲۵ (۶ شهریور ۱۴۰۴) آغاز شد، زمانی که سه کشور اروپایی امضاکننده برجام (آلمان، فرانسه و بریتانیا) با ارسال اطلاعیهای رسمی به شورای امنیت، فرایند اجرای مکانیسم ماشه را آغاز کردند. براساس بندهای قطعنامه ۲۲۳۱، شورای امنیت سی روز فرصت داشت تا با تصویب یک قطعنامه جدید، مانع بازگشت تحریمها شود. بهدلیل عدم تصویب چنین قطعنامهای در این مدت مشخص، تمامی تحریمهای ششگانه پیشین شورای امنیت (قطعنامههای ۱۶۹۶، ۱۷۳۷، ۱۷۴۷، ۱۸۰۳، ۱۸۳۵ و ۱۹۲۹) در ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۵ (۴ مهر ۱۴۰۴) بهطورِ خودکار احیا شدند. این بازگشت تحریمها توسط اتحادیه اروپا نیز تأیید شد و این اتحادیه اعلام کرد که از تحریمهای احیاشده تبعیت خواهد کرد.[3]
واکنش دیپلماتیک و تهدیدهای متقابل ایران
تهران بلافاصله فعالسازی مکانیسم ماشه را محکوم کرد. دکتر سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه وقت جمهوری اسلامی ایران، در سخنرانی خود در شورای امنیت سازمان ملل در تاریخ ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۵ (روز بازگشت تحریمها)، بر این نکته تأکید کرد که دوره زمانی ده ساله قطعنامه ۲۲۳۱ و سند ضمیمه آن (برجام) باید در موعد پیشبینیشده یعنی ۱۸ اکتبر ۲۰۲۵ (۲۶ مهر ۱۴۰۴) خاتمهیافته تلقی شود. [4]
ایران در این روند حمایتهای دیپلماتیک را نیز مورد اشاره قرار داد. وزیر خارجه ایران در شورای امنیت از الجزایر، چین، پاکستان و فدراسیون روسیه بهخاطر رأی مثبت به پیشنویس قطعنامهای در حمایت از دیپلماسی و تلاشهای چین و روسیه برای جلوگیری از تقابل سپاسگزاری کرد. در داخل، تحولات حقوقی- سیاسی نشان از یک واکنش احتمالی شدیدتر دارد. اخباری منتشر شد مبنی بر اینکه مجلس شورای اسلامی در حال بررسی طرح خروج از معاهده عدم اشاعه هستهای (NPT) است. این اقدام میتواند چارچوب دکترین هستهای ایران را بهصورت بنیادی تغییر دهد و مرحلهای کاملاً جدید از واکنش جمهوری اسلامی ایران را در حوزه امنیت بینالملل آغاز کند.
پیامدهای راهبردی فعالسازی مکانیسم ماشه (Snapback)
فعالسازی مکانیسم ماشه در سپتامبر ۲۰۲۵ عملاً آخرین بقایای ساختار حقوقی برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ را از بین برد. این فروپاشی کنترلی، بزرگترین چالش کنترل تسلیحاتی منطقه در سالهای اخیر را رقم میزند؛ درحالیکه هدف قدرتهای اروپایی از مکانیسم ماشه بازگرداندن ایران به میز مذاکره و ایجاد بازدارندگی بود، که تاکنون نتیجه عملی آن معکوس بوده است.
خروج ایران از چارچوب حقوقی و تضعیف شدید نظارتهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی، راه را برای تسریع غنیسازی با درصدها و حجم بالاتر هموار میسازد. مهمتر از آن، تهدید به خروج از NPT است که نشان میدهد جمهوری اسلامی ایران ممکن است بهسمت «دکترین هستهای جدید» حرکت کند. اگر ایران از NPT خارج شود، تمام چارچوبهای بازرسی بینالمللی که از سال ۱۹۷۰ برقرار بوده، از بین خواهد رفت. این اقدام بهجای کاهش تنش، ریسک هستهای شدن بحران را بهشکل بیسابقهای بالا میبرد و همانگونه که برخی تحلیلگران داخلی نیز پیشبینی کردهاند، منطقه را بهسمت وقوع «جنگی بسیار عجیب» سوق میدهد؛ درنتیجه فعالسازی ماشه ممکن است بهجای بازگرداندن ایران به چارچوب محدودیتها، منجر به گسست کامل از رژیم عدم اشاعه و ورود به یک دوره بیثباتی عمیق استراتژیک شود.
تحلیل فوری: تمرکز بر موضوع ایران
در دو هفته اخیر، کانون توجه استراتژیک جهان اسلام بر بازگشت تحریمهای سازمان ملل علیه ایران متمرکز بود. فعالسازی مکانیسم ماشه در ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۵ توسط کشورهای اروپایی، آخرین ستونهای حقوقی برجام را فروریخت و تحریمهای پیشین شورای امنیت را احیا کرد. وزیر امور خارجه ایران این اقدام را محکوم نمود و پایان دوره ده ساله قطعنامه ۲۲۳۱ را بهعنوان موعد خروج کامل حقوقی از این چارچوب یادآور شد. فشار ناشی از بازگشت تحریمها، بلافاصله منجر به مطرح شدن تهدیدات متقابل ایران، ازجمله بررسی طرح خروج از NPT در مجلس شد.[5]
همزمان با این فشار حقوقی، محور مقاومت با حمایت ایران، واکنشهای نظامی تشدیدکنندهای را آغاز کرد. عملیاتهای موشکی و پهپادی یمن علیه اهداف استراتژیک در عمق اسرائیل، که شامل موشک فراصوتِ «فلسطین۲» بود، پاسخی عملی به فشار غرب محسوب میشود. این استراتژی، هزینه فشار حقوقی بر ایران را ازطریق ابزارهای غیرمستقیم، به تهدید امنیتی مستقیم برای اسرائیل تبدیل میکند. این تحولات نشان میدهد که برخلاف نیت غرب، مکانیسم ماشه نهتنها بازدارندگی را تقویت نکرد، بلکه ریسک تغییر دکترین هستهای ایران و تشدید جنگ فرسایشی منطقهای را افزایش داده است.[6]