نویسنده : وحید خورشید
مقدمه
جهان اسلام از آغاز تاکنون همواره عرصه حضور مذاهب، مکاتب فکری و جریانهای گوناگون بوده است. با این حال، در دورههای مختلف، این تنوع گاه به اختلاف، و اختلاف گاه به دشمنی، و دشمنی گاه به فتنه و خونریزی تبدیل شده است. در قرن معاصر، با ظهور جریانهای تکفیری و تندرو، این مسئله ابعاد تازهای یافته و امنیت و انسجام جهان اسلام را به چالش کشیده است. در چنین شرایطی، بازخوانی متون و مواضع عالمان اعتدالگرا که بر همزیستی و تقریب تأکید دارند، یک ضرورت تمدنی است. یکی از این عالمان اعتدالگرا، شیخ علی جمعه، مفتی پیشین مصر و از چهرههای شاخص الأزهر است. او در مقالهای با عنوان «شیعه و سنی»، نگاهی متفاوت به رابطه بین این دو مذهب ارائه میدهد. این نگاه، نه بر اساس دشمنی و تحقیر، بلکه بر اساس شناخت، احترام و به رسمیت شناختن بنا شده است. او شیعه را نه به عنوان یک فرقه منحرف، بلکه به عنوان یک مذهب فقهی معتبر در کنار مذاهب اهل سنت معرفی میکند و بر مشترکات بیش از اختلافات تأکید میورزد.در نوشتار حاضر، تلاش میشود، ابتدا نگاه وی به مذهب شیعه و در ادامه به مسئله تقریبو تعامل بین شیعه و اهل سنت از نگاه وی اشاره شود. در حقیقت نگاه تمدنی و تعاملی شیخ علی جمعه به طور دقیق در این نوشتار تحلیل شود و پیام نهایی او، یعنی وحدت در عین تنوع، به عنوان راهبرد تمدنی برای جهان اسلام امروز ارائه می گردد.
الف: به رسمیت شناختن مذهب شیعه و دفاع از مسئله تقریب و وحدت اسلامی
دکتر علی جمعه، مفتی پیشین مصر و از چهرههای شاخص الأزهر، در مقالهای با عنوان «شیعه و سنی» به تحلیل رابطه بین این دو مذهب پرداخته است. این مقاله را میتوان نمونهای برجسته از ادبیات همزیستی فکری میان مذاهب اسلامی دانست که در کتاب «أدبیات التعایش بین المذاهب» نیز به عنوان الگو معرفی شده است. او در این متن، با زبانی صریح و مستدل، به دفاع از وحدت اسلامی و به رسمیت شناختن مذاهب شیعی میپردازد و فتنههای مذهبی را محکوم میکند. در این خصوص آمده است:
«كتب العلامة الدكتور علي جمعة مفتي مصر مقالاً مهماً يحمل عنوان: «الشيعة والسنة»، نورده هنا كنموذج من نماذج أدبيات التعايش الفكري بين المذاهب: يحزننا ما يجري في العراق من فتنة عمياء تظهر رأسها بين السنة والشيعة، وكثير من الناس يتساءلون: ما السنة؟ وما الشيعة؟ وما الخلاف بينهما؟ وهل يعترف بعضهم ببعض؟ وهل هما كدينين منفصلين كما يدعي بعضهم في الغرب؟ أقول: إنّ الأزهر الشريف قد اعترف بالمذاهب الفقهية الثمانية، التي يقلدها المسلمون في العالم في عصرنا الحاضر، وهي الأربعة السنية (الحنفية والمالكية والشافعية والحنابلة)، واثنان من الشيعة (وهما الجعفرية والزيدية)، واثنان من خارج ذلك وهما (الإباضية والظاهرية). وهذه المذاهب الثمانية هي التي تكون الموسوعة الفقهية التي بدأت في سنة ١٩٦٠ بالمجلس الأعلى للشئون الإسلامية، والتي وضع برنامجها العلامة المرحوم محمد فرج السنهوري ومعه آخرون من كبار رجال الفقه في مصر، وكان قبل ذلك قد أصدر الإمام الأكبر الشيخ محمود شلتوت قراراً باعتماد المذهب الجعفري، واعتباره المذهب الخامس عند أهل السنة، وهذا كله نراه مسطوراً في كتب الفريقين عبر التاريخ، ونعيش هذا رأي هذا، ويعرض ذاك رأي الآخر مرة أخرى، لمناقشته، ومرة لاعتناقه، ومرة لنصرته وترجيحه، مما يدل على أنهم على دين واحد، وعلى ملة واحدة هي الكعبة المشرفة، وعلى مصدر واحد هو كتاب الله وسنة رسوله الله ﷺ، يصومون شهر رمضان، ولا يختلفون فيه، ويصلّون الخمسة، ويجحون البيت، في اختلف فيها بينهم إذن؟» [1] ؛
علامه دکتر علی جمعه، مفتی مصر، مقاله مهمی با عنوان «شیعه و سنی» نوشت که ما آن را در اینجا به عنوان نمونهای از ادبیات همزیستی فکری میان مذاهب میآوریم: آنچه در عراق از فتنه کور اتفاق میافتد که سرش بین سنی و شیعه ظاهر میشود، ما را اندوهگین میکند، و بسیاری از مردم میپرسند: سنی چیست؟ و شیعه چیست؟ و اختلاف بین آن دو چیست؟ و آیا بعضی از آنها بعضی دیگر را به رسمیت میشناسند؟ و آیا آن دو مانند دو دین جداگانه هستند چنانکه بعضی در غرب ادعا میکنند؟ میگویم: الأزهر شریف به مذاهب فقهی هشتگانهای که مسلمانان در جهان در عصر حاضر از آنها تقلید میکنند، اعتراف کرده است، و آنها چهار مذهب سنی (حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی) هستند، و دو مذهب از شیعه (جعفری و زیدی)، و دو مذهب خارج از آن دو (اباضیه و ظاهریه). و این مذاهب هشتگانه همانهایی هستند که موسوعه فقهی را تشکیل میدهند، (موسوعهای) که در سال ۱۹۶۰ در شورای عالی امور اسلامی آغاز شد و برنامه آن را علامه مرحوم محمد فرج السنهوری و همراهان دیگرش از بزرگان فقه در مصر وضع کردند، و پیش از آن امام اکبر شیخ محمود شلتوت قرار اعتماد مذهب جعفری و بهرسمیت شناختن آن به عنوان مذهب پنجم نزد اهل سنت را صادر کرده بود، و همه اینها را در کتابهای هر دو گروه در طول تاریخ میبینیم، و ما رأی این را میبینیم و آن یکی رأی دیگری را یک بار برای مناقشه، یک بار برای پذیرش، و یک بار برای یاری و ترجیح آن عرضه میکند، که نشان میدهد آنان بر یک دین و یک آیین هستند که همان کعبه مشرفه است، و بر یک مصدر که کتاب خدا و سنت رسول خدا ( صلی الله علیه وآله) است، ماه رمضان را روزه میگیرند و در آن اختلاف نمیکنند، و پنج نماز را میخوانند، و به خانه خدا حج میکنند، پس اختلاف میان آنان در چیست؟.
دکتر علی جمعه، با استدلال به دفاع از وحدت اسلامی و به رسمیت شناختن مذاهب شیعی میپردازد. تحلیل این متن از دو منظر ضروری است: نخست، از نگاه تعامل اهل سنت با شیعه؛ دوم، از نگاه تمدنی و تقریبی.
بخش اول: تعامل اهل سنت با شیعه در بیان شیخ علی جمعه
۱ . به رسمیت شناختن رسمی مذاهب شیعی
دکتر علی جمعه در آغاز مقاله، به صراحت اعلام میکند که الأزهر شریف به هشت مذهب فقهی اعتراف کرده است: چهار مذهب سنی (حنفی، مالکی، شافعی، حنبلی)، دو مذهب شیعی (جعفری و زیدی)، و دو مذهب خارج از این دو دسته (اباضیه و ظاهریه). این اعتراف، گامی مهم در تاریخ تعامل اهل سنت با شیعه محسوب میشود، زیرا مذهب جعفری را به عنوان یک مذهب فقهی معتبر در کنار مذاهب اربعه اهل سنت قرار میدهد. این موضع، در تقابل آشکار با جریانهای تکفیری تندرو است که شیعه را خارج از اسلام یا بدعتگذار میدانند.
۲. پیشینه تاریخی اعتراف به مذهب جعفری
شیخ علی جمعه در ادامه به دو رویداد تاریخی مهم اشاره میکند که زمینهساز این اعتراف بودهاند. نخست، فتوای شیخ محمود شلتوت، امام اکبر الأزهر در دهه ۱۹۵۰، که مذهب جعفری را به عنوان مذهب پنجم نزد اهل سنت به رسمیت شناخت. دوم، تشکیل موسوعه فقهی در سال ۱۹۶۰ در شورای عالی امور اسلامی مصر، با برنامهریزی محمد فرج السنهوری و دیگر فقهای بزرگ. این دو رویداد نشان میدهد که جریان رسمی اهل سنت در مصر، حداقل در سطح نهادهای رسمی مانند الأزهر، به دنبال تعامل مثبت با شیعه و پذیرش تنوع مذهبی بوده است.
۳. تفکیک اختلافات فقهی از اصول مشترک اعتقادی
شیخ علی جمعه با هوشمندی، میان اختلافات فقهی و اصول مشترک اعتقادی تفکیک قائل میشود. او تأکید میکند که با وجود اختلافات در فروع فقهی، همه مسلمانان بر یک دین، یک قبله (کعبه)، و یک مصدر (قرآن و سنت) توافق دارند. همه آنان روزه رمضان را میگیرند، پنج نماز را میخوانند، و حج به خانه خدا میروند. این تفکیک، نشاندهنده نگاه اعتدالی اوست: اختلافات فقهی و تاریخی نباید به تکفیر، فتنه و خونریزی منجر شود. او با این استدلال، اساس وحدت اسلامی را بر مشترکات بنا میکند، نه بر اختلافات.
۴. نقد فتنههای مذهبی و تندروی
ایشان با اندوه از فتنه کور در عراق یاد میکند و آن را نتیجه تندروی و جهل میداند، نه نتیجه اختلافات فقهی. از نگاه او، فتنههای مذهبی تمدن اسلامی را تضعیف میکنند و دشمنان اسلام از این اختلافات سوءاستفاده میکنند. او با محکوم کردن این فتنهها، بر ضرورت وحدت اسلامی به عنوان پیششرط پیشرفت تمدنی تأکید میکند. این موضع، نشاندهنده مسئولیتپذیری او در قبال سرنوشت جهان اسلام است.
بخش دوم: نگاه تمدنی در متن دکتر علی جمعه
۱. وحدت اسلامی به عنوان پیششرط پیشرفت تمدنی
شیخ علی جمعه از منظر تمدنی به مسئله شیعه و سنی نگاه میکند. او معتقد است که تمدن اسلامی بر پایه مشترکات بنا شده است، نه بر پایه اختلافات. تاریخ اسلام نشان میدهد که پیروان مذاهب مختلف، در کنار هم زندگی کردهاند و از یکدیگر تأثیر پذیرفتهاند. موسوعه فقهی و جنبش تقریب، نمونههایی از تلاش تمدنی برای همگرایی هستند. از نگاه او، وحدت اسلامی تنها راه مقاومت در برابر چالشهای مشترک جهان اسلام مانند استعمار، عقبماندگی و تفرقه است.
۲ . تقریب به عنوان یک ضرورت تمدنی، نه تاکتیکی
ایشان جنبش تقریب را یک ضرورت تمدنی میداند، نه یک امر تسامحی یا تاکتیکی. زیرا جهان اسلام با چالشهای مشترکی روبهروست که تنها با وحدت میتوان بر آنها غلبه کرد. تاریخ نشان داده که هرگاه مسلمانان متحد بودهاند، تمدنشان شکوفا شده است. از این رو، تقریب بین مذاهب، یک ضرورت استراتژیک برای بقا و پیشرفت تمدن اسلامی است، نه یک انتخاب اختیاری. این نگاه، تقریب را از سطح یک اقدام سیاسی یا تبلیغاتی فراتر میبرد و آن را به یک راهبرد تمدنی تبدیل میکند.
۳ . نقد نگاههای تکفیری و انحصارطلبانه
شیخ علی جمعه با طرح مسئله به رسمیت شناختن مذاهب، به نقد نگاههای تکفیری و انحصارطلبانه میپردازد. او نشان میدهد که جریان رسمی اهل سنت، حداقل در سطح الأزهر، این نگاهها را رد میکند. تأکید او بر اینکه همه مسلمانان بر یک دین و یک قبله هستند، پاسخی قاطع به کسانی است که شیعه را خارج از اسلام میدانند. این نقد، از منظر تمدنی نیز اهمیت دارد، زیرا تندروی و تکفیر، عامل اصلی تضعیف تمدن اسلامی در دوران معاصر بوده است.
۴ . نقش مصر و الأزهر در جنبش تقریب
او به نقش تاریخی مصر و الأزهر در جنبش تقریب اشاره میکند و آن را نقطه عطفی در تاریخ تعامل مذاهب میداند. فتوای شلتوت و تشکیل موسوعه فقهی، نمونههایی از این نقش هستند. از نگاه تمدنی، مصر به عنوان یکی از مراکز مهم تمدن اسلامی، مسئولیت سنگینی در ترویج فرهنگ تقریب و همزیستی دارد. دکتر علی جمعه با یادآوری این پیشینه، بر ضرورت ادامه این مسیر تأکید میکند و آن را یک رسالت تمدنی میشمارد.
بنابراین سخنان شیخ علی جمعه، نمایانگر نگاه اعتدالی و تقریبی در میان اهل سنت است. او اختلافات فقهی را طبیعی میداند، اصول مشترک را اساس وحدت میشمارد، فتنههای مذهبی را محکوم میکند، و تقریب را یک ضرورت تمدنی میداند. این نگاه، در تقابل با جریانهای تکفیری و تندرو قرار دارد که شیعه را خارج از اسلام میدانند. از این رو، متن او را میتوان نمونهای از ادبیات همزیستی فکری بین مذاهب دانست که در کتاب «أدبیات التعایش بین المذاهب» نیز به عنوان الگو معرفی شده است.
پیام نهایی شیخ دکتر علی جمعه، وحدت در عین تنوع است. او نشان میدهد که میتوان با وجود اختلافات فقهی و تاریخی، بر مشترکات تأکید کرد و از فتنه و تفرقه پرهیز نمود. این پیام، برای جهان اسلام امروز که با چالشهای متعدد روبهروست، بسیار حیاتی است. وحدت اسلامی، نه یک آرمان دور، بلکه یک ضرورت فوری برای بقا و پیشرفت تمدن اسلامی است. متن دکتر علی جمعه، درسهای مهمی برای امروز دارد. نخست، اینکه اختلافات مذهبی نباید بهانهای برای فتنه و خونریزی شود. دوم، اینکه تقریب بین مذاهب یک ضرورت تمدنی است، نه یک تاکتیک سیاسی. سوم، اینکه نهادهای رسمی اهل سنت مانند الأزهر، پیشینهای درخشان در به رسمیت شناختن مذاهب شیعی دارند که باید تقویت شود. و چهارم، اینکه وحدت اسلامی، تنها راه مقاومت در برابر چالشهای مشترک جهان اسلام است. این درسها، چراغ راهی برای همه کسانی است که به دنبال همزیستی مسالمتآمیز و پیشرفت تمدن اسلامی هستند.
ب: امکان تقریب بین شیعه و مذاهب اهل سنت از طریق بیان مشترکات ( احادیث)
شیخ علی جمعه بعد از اشاره به رسمیت مذهب شیعه و تقریب بین اهل سنت و شیعه، در این بخش از مقاله خود، به یکی از حساسترین و بنیادیترین مباحث اختلافی بین شیعه و سنی، یعنی مسئله روایت و منابع حدیثی میپردازد. او با نگاهی عالمانه و تقریبی، تفاوتهای روشی دو مذهب را در پذیرش روایت توضیح میدهد و سپس با اشاره به تلاشهای تاریخی برای تقریب، نشان میدهد که این اختلافات را میتوان به منطق تلاقی تبدیل کرد. این بیان، نمونهای برجسته از ادبیات تقریبی است که در آن، اختلافات نه برای جدایی، بلکه برای شناخت متقابل و همگرایی مطرح میشوند.در این خصوص می نویسد:
«1-يرى أهل السنة أنَّ الرواية المعتمدة عن رسول الله ﷺ ، تشمل نقل الصحابة كلهم عنه، وعدد الصحابة الذين رأوا رسول الله ﷺ (١١٤ ألف) صحابي، صلّى عليه في المدينة عند انتقاله إلى الرفيق الأعلى نحو عشرين ألف صحابي، والرواة عنه نحو (١٨٠٠) صحابي، أي ما لا يزيد عن ١ ٪ من عددهم، والرواة الذين في مسند أحمد، وهو كتاب يشتمل على نحو ثلاثين ألف حديث، لا يزيد عدد (٩٩٠) صحابياً أكثر منهم لم يرو إلا حديثاً واحداً، وفي صحيح البخاري ما يزيد على ألفي حديث من غير المكرر، والصحابة الرواة (٢٥٤) صحابياً (ومع المكرر بلغت عدد الأحاديث أكثر من ٧٠٠٠ حديث، فإنه كان يكرر الحديث الواحد أكثر من مرة، طبقاً لما يستفيده منه من أحكام في الأبواب المختلفة). وعدد الأحاديث التي رويت عن النبي ﷺ من طريق أهل السنة لا يزيد عن ٥٠ ألف حديث، رويت بنحو مليون سند منها الصحيح، ومنها الضعيف، ومنها المقبول، ومنها المردود.
٢ - ويرى الشيعة أنَّ الرواية لا تكون معتمدة إلا إذا كانت عن سيدنا علي كرم الله وجهه، ورضي الله عنه، وذلك من طريق نسله الشريف الذي حفظه الله سبحانه وتعالى، وعصمه من الخطأ، فكانت العقبة لسيدنا الحسن بن علي رضي الله عنه من بعد أبيه، ثم لأخيه الحسين من بعده، ثم لابنه علي زين العابدين من بعده، ثم لابنه محمد الباقر من بعده، ثم لابنه جعفر الصادق من بعده، ولابنه موسى الكاظم من بعده، ثم لابنه علي بن موسى الرضا من بعده، ثم لابنه محمد بن علي الجواد، ثم لابنه علي بن محمد الهادي، ثم لابنه الحسن بن علي العسكري، وأخيراً لابنه محمد بن الحسن العسكري، ويعتقد الشيعة أنه هو المهدي، ومن هنا نسبت بالاثنى عشرية، ومرويات الشيعة جمعها علماؤها الكبار هو الإمام المجلسي في كتاب كبير طبع قديماً في خمس وعشرين مجلداً، وطبع حديثاً في مائة وعشرين مجلداً، ويشتمل على عشرات الآلاف من الأحاديث، بعضها صحيح، وبعضها ضعيف، فمنها المقبول، ومنها المردود.
3 - وهذا الحكم الماثل من الرواية عند كل من الفريقين قد اتخذ في مساحة كبيرة جداً، واختلف في مساحة أقل، وقد صدرت عدة محاولات لرصد هذا الاختلاف، وجمله منطقاً للتلاقي بين المذهبين، والأعلام بأن كل منهما يتفقان أكثر مما يختلفان، شأنه في هذا شأن كل المدارس العلمية التي تنتمي إلى دين واحد وأصول واحدة،
وكانت المحاولة الأولى للتقريب بين المذاهب، عن طريق بيان المشترك في الرواية على يد العلامة الإباضي يوسف الطفيش في كتابه الذي طبع في أواخر القرن التاسع عشر بمصر تحت عنوان (جامع الشمل) طبع على الحجر في مجلد تبين فيه الروايات المقبولة عند المذاهب المختلفة جميعاً، ثم طبع في سلطنة عمان في مجلدين طبعة حديثة، ولقد حاول السيد محمد الحسيني الجلالي في جامع الأحاديث أن يبين الروايات المشتركة بين السنة والشيعة، فخرج كتاباً ماتعاً طبعه أولاً في شيكاغو، ثم بعد ذلك طبعه في إيران في خمس مجلدات، وهو مجهود علمي محترم يبين القاعدة المشتركة التي تجمع بين الفريقين»
4 - وعندما يطلع الإنسان على هذه الحقائق فإنه يزداد تعجباً، ويسأل: إذن فَيُبْيَمَ الخلاف؟ لأنَّ الاختلاف في اعتماد الرواية، سوف يسبب بدون شك اختلافاً في الفقه، والاختلاف في الفقه بسيط؛ لأنّ الفقه مبني على الظن، وما كان مبنياً على الظن فإنّ للاجتهاد مجالاً فيه، وإذا كان الأمر أمر اجتهاد، فإنه يجب على كل واحد منا أن يقبل اجتهاد المجتهد الآخر. فالشيعة تبيح زواج المتعة، وهو زواج يتفق فيه الزوجان على تأقيت العقد، وجعل مدة له ينتهي بمجرد انتهائها، ويجيزون للزوج أن يتزوج هذا الزواج فوق الأربعة المنصوص عليها في سورة النساء، ويجيزون أيضاً الجمع بين المرأة وعمتها، وبين المرأة وخالتها، وأهل السنة يحرمون زواج المتعة، ويحرمون هذا الجمع، ويمكن القول أنّ هذا الموضوع هو أكثر المواضع في الفقه اختلافاً بين الفريقين، وهو كما ترى لا يدعو إلى هذا الحزن العميق الذي في قلوب العامة من الطرفين» [2] ؛
- اهل سنت بر این باورند که روایت معتمد از رسول خدا (صلي الله عليه وآله) شامل نقل همه صحابه از ایشان میشود، و تعداد صحابهای که رسول خدا (صلي الله عليه وآله )را دیدند (۱۱۴ هزار) صحابی است، در مدینه هنگام رحلت آن حضرت نزدیک به بیست هزار صحابی نماز بر او خواندند، و راویان از او نزدیک به (۱۸۰۰) صحابی هستند، یعنی چیزی بیش از ۱٪ از تعدادشان، و راویانی که در مسند احمد هستند، و آن کتابی است که شامل نزدیک به سی هزار حدیث میشود، تعدادشان از (۹۹۰) صحابی بیشتر نمیشود، که بیشترشان جز یک حدیث روایت نکردهاند، و در صحیح بخاری بیش از دو هزار حدیث بدون مکرر وجود دارد، و صحابهٔ راوی (۲۵۴) صحابی هستند (و با مکرر، تعداد احادیث به بیش از ۷۰۰۰ حدیث رسیده، زیرا او یک حدیث را بیش از یک بار تکرار میکرد، بر اساس احکامی که از آن در ابواب مختلف استفاده میکرد). و تعداد احادیثی کهاز پیامبر (صلي الله عليه وآله) از طریق اهل سنت بیش از ۵۰ هزار حدیث روایت نشده است، که به حدود یک میلیون سند روایت شدهاند، برخی صحیح، برخی ضعیف، برخی مقبول و برخی مردود.
- و شیعه بر این باور است که روایت معتبر نیست مگر اینکه از طریق سیدنا علی کرم الله وجهه و رضی الله عنه باشد، و آن از طریق نسل شریف او که خداوند سبحان و تعالی آن را حفظ کرد و از خطا مصون داشت. پس عقبه (جانشینی) برای سیدنا حسن بن علی رضی الله عنه پس از پدرش بود، سپس برای برادرش حسین پس از او، سپس برای پسرش علی زین العابدین پس از او، سپس برای پسرش محمد باقر پس از او، سپس برای پسرش جعفر صادق پس از او، و برای پسرش موسی کاظم پس از او، سپس برای پسرش علی بن موسی الرضا پس از او، سپس برای پسرش محمد بن علی الجواد، سپس برای پسرش علی بن محمد الهادی، سپس برای پسرش حسن بن علی العسکری، و در نهایت برای پسرش محمد بن حسن عسکری. و شیعه معتقد است که او همان مهدی است، و از اینجاست که به اثنی عشریه (دوازدهامامی) نسبت داده شدند. و مرویات شیعه را عالمان بزرگشان گردآوری کردهاند، که امام مجلسی در کتاب بزرگی است که قدیماً در بیست و پنج جلد چاپ شده، و اخیراً در صد و بیست جلد چاپ شده، و شامل دهها هزار حدیث است، برخی صحیح و برخی ضعیف، برخی مقبول و برخی مردود.
- و این حکم (تفاوت) موجود در روایت نزد هر دو گروه، در مساحت بسیار بزرگی اتخاذ شده، و در مساحت کمتری اختلاف شده، و تلاشهای متعددی برای رصد این اختلاف و تبدیل آن به منطق تلاقی بین دو مذهب صورت گرفته، و اعلام شده که هر دو در بیشتر چیزها اتفاق دارند تا اختلاف، چنانکه شأن هر مکتب علمی که به یک دین و یک اصول تعلق دارد، همین است.
نخستین تلاش برای تقریب بین مذاهب، از طریق بیان مشترکات در روایت، به دست علامه اباضی یوسف الطفیش در کتابش که در اواخر قرن نوزدهم در مصر تحت عنوان (جامع الشمل) چاپ سنگی شد، در یک جلد که در آن روایات مقبول نزد مذاهب مختلف را همگی بیان کرد، سپس در سلطنت عمان در دو جلد با چاپ جدید منتشر شد. و سید محمد حسینی جلالی در «جامع الأحادیث» تلاش کرد روایات مشترک بین سنی و شیعه را بیان کند، و کتابی دلنشین بیرون داد که ابتدا در شیکاگو چاپ کرد، سپس بعد از آن در ایران در پنج جلد چاپ کرد، و این تلاشی علمی و محترم است که قاعده مشترکی که دو گروه را گرد هم میآورد، نشان میدهد.
- و هنگامی که انسان بر این حقایق آگاه شود، تعجبش بیشتر میشود و میپرسد: پس اختلاف در چیست؟ زیرا اختلاف در اعتماد بر روایت، بدون شک اختلاف در فقه را موجب میشود، و اختلاف در فقه ساده است؛ زیرا فقه بر ظن بنا شده، و آنچه بر ظن بنا شده باشد، اجتهاد در آن مجال دارد، و اگر امر، امر اجتهاد باشد، بر هر یک از ما لازم است که اجتهاد مجتهد دیگر را بپذیرد. شیعه ازدواج موقت را مباح میداند، و آن ازدواجی است که زن و شوهر در آن بر تعیین مدت عقد توافق میکنند و مدتی برای آن قرار میدهند که با پایان یافتن آن تمام میشود، و برای شوهر جایز میدانند که با این ازدواج بیش از چهار (زن) که در سوره نساء تصریح شده، ازدواج کند، و همچنین جمع بین زن و عمهاش و بین زن و خالهاش را جایز میدانند، و اهل سنت ازدواج موقت را حرام میدانند و این جمع را حرام میکنند، و میتوان گفت که این موضوع بیشترین محل اختلاف در فقه بین دو گروه است، و همانگونه که میبینی، این (اختلاف) به آن اندوه عمیقی که در دلهای عوام دو طرف است، دعوت نمیکند.
شیخ علی جمعه با نگاهی عالمانه و تقریبی، تفاوتهای روشی دو مذهب را در پذیرش روایت توضیح میدهد و سپس با اشاره به تلاشهای تاریخی برای تقریب، نشان میدهد که این اختلافات را میتوان به منطق تلاقی تبدیل کرد. این بیان، نمونهای برجسته از ادبیات تقریبی است که در آن، اختلافات نه برای جدایی، بلکه برای شناخت متقابل و همگرایی مطرح میشوند.
بخش اول: تحلیل تفاوتهای روشی در پذیرش روایت
۱. دیدگاه اهل سنت: عمومیت صحابه و کثرت روایت
دکتر علی جمعه ابتدا دیدگاه اهل سنت را توضیح میدهد. بر اساس این دیدگاه، روایت معتمده شامل نقل همه صحابه از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) میشود. او با ذکر آمار دقیق نشان میدهد که کل احادیث روایتشده از طریق اهل سنت، بیش از ۵۰ هزار حدیث است که با حدود یک میلیون سند روایت شدهاند. این آمار نشان میدهد که اهل سنت بر عمومیت صحابه در نقل روایت تأکید دارند و دایره راویان را گسترده میدانند.
2. دیدگاه شیعه: انحصار روایت به اهل بیت (عليهم السلام)
در مقابل، دکتر علی جمعه دیدگاه شیعه را توضیح میدهد. بر اساس این دیدگاه، روایت معتبر تنها از طریق امام علی (علیه السلام) و نسل شریف او پذیرفته میشود. او سلسله امامان دوازدهگانه را برمیشمارد: از این رو، شیعه به اثنی عشریه (دوازدهامامی) شناخته میشود. مرویات شیعه توسط عالمان بزرگ آنها گردآوری شده و کتابی بزرگ (احتمالاً بحارالأنوار) در ۲۵ جلد قدیمی و ۱۲۰ جلد جدید چاپ شده که شامل دهها هزار حدیث است؛ برخی صحیح، برخی ضعیف، برخی مقبول و برخی مردود.
3. این اختلاف به معنی جدایی نیست.
دکتر علی جمعه نتیجه میگیرد که این اختلاف در اخذ روایات بین شیعه و اهل سنت، ذاتاً به معنای جدایی نیست، بلکه تفاوت در مبانی و روشها است. او تأکید میکند که هر دو مذهب، به یک دین و یک اصول تعلق دارند و این اختلافات، شبیه اختلافات درون هر مکتب علمی است.
بخش دوم: تحلیل تلاشهای تقریبی در حوزه روایت
1. تلاش سید محمد حسینی جلالي
شیخ علی جمعه با اشاره به تلاش آیت الله جلالی از بزرگان و محققان پرکار شیعه، به امکان تقریب در حوزه حدیثی اشاره وآن را ستوده است . سید محمد حسینی جلالی در کتاب «جامع الأحادیث» کوشیده است کوشید روایات مشترک بین سنی و شیعه را نشان دهد. دکتر علی جمعه این تلاش را «مجهود علمی محترم» مینامد که قاعده مشترک بین دو گروه را نشان میدهد.
2. اهمیت این تلاشها در گفتمان تقریبی
از نگاه دکتر علی جمعه این تلاشها نشان میدهد که اختلافات روایی قابل مدیریت و تقلیل هستند . مشترکات روایی بین شیعه و سنی بسیار بیشتر از اختلافات است و اینکه تقریب نه یک آرمان دور، بلکه یک واقعیت قابل تحقق است و منطق تلاقی می تواند، جایگزین منطق جدایی میشود.
بخش سوم: تحلیل از نگاه تقریب بین مذاهب
۱. تقریب به عنوان یک ضرورت علمی و تمدنی
دکتر علی جمعه با طرح این بحث، تقریب را از سطح یک آرمان عاطفی به سطح یک ضرورت علمی و تمدنی ارتقا میدهد. او نشان میدهد که اختلاف در روش روایت، طبیعی است. این اختلاف، قابل مطالعه و تحلیل است. و مشترکات را میتوان شناسایی و تقویت کرد و اینکه تقریب یک فرآیند علمی است، نه یک شعار تبلیغاتی.
۲. نقد نگاههای انحصارطلبانه
او با توضیح دیدگاه هر دو مذهب، نگاه انحصارطلبانه را نقد میکند. نه اهل سنت حق دارند شیعه را به دلیل انحصار روایت به اهل بیت (علیهم السلام) تکفیر کنند، و نه شیعه حق دارد اهل سنت را به دلیل پذیرش روایت از همه صحابه تخطئه کند. هر دو دیدگاه، مبانی علمی خود را دارند و قابل احترام هستند.
3. تقریب به عنوان یک راهبرد تمدنی
از نگاه تمدنی، این بحث نشان میدهد که: تمدن اسلامی بر مشترکات بنا شده است.اختلافات نباید به فتنه تبدیل شوند و تقریب یک راهبرد برای بقا و پیشرفت تمدن اسلامی است.
بنابراین دکتر علی جمعه، تقریب بین مذاهب را به عنوان یک رسالت علمی و تمدنی معرفی میکند. او با توضیح تفاوتهای روشی و اشاره به تلاشهای تقریبی، نشان میدهد که اختلافات میتوانند به فرصتهایی برای گفتگو تبدیل شوند. این نگاه، الگویی برای همزیستی مسالمتآمیز و همکاری علمی بین مذاهب اسلامی ارائه میدهد. تقریب، نه یک آرمان دور، بلکه یک واقعیت قابل تحقق است که نیاز به اراده جمعی و تلاش مستمر دارد.
نتیجه
شیخ علی جمعه به شیعه، یک نگاه اعتدالی، تعاملی و تمدنمحور است. او شیعه را به رسمیت میشناسد.، شریک در اصول مشترک میداند، با انصاف علمی به دیدگاهش توجه میکند، از تکفیر و انحصار پرهیز میکند، شریک در تقریب و همزیستی میشمارد، بخشی از امت اسلامی میداند.این نگاه، الگویی برای همزیستی مسالمتآمیز و همکاری علمی بین مذاهب اسلامی ارائه میدهد و راه درست برای وحدت اسلامی و پیشرفت تمدنی را نشان میدهد.
از نگاه شیخ علی جمعه، تقریب بین مذاهب یک رسالت تمدنی و تعاملی است. او با توضیح تفاوتهای روشی و اشاره به تلاشهای تقریبی، نشان میدهد که اختلافات میتوانند به فرصتهایی برای گفتگو تبدیل شوند. از نگاه وی، تقریب، نه یک آرمان دور، بلکه یک واقعیت قابل تحقق است که نیاز به اراده جمعی و تلاش مستمر دارد.
منابع
- علی المصطفی، حسین، أدبیات التعایش بین المذاهب، بیروت، دار الملاک، چاپ اول، 1431ق.