نویسنده: وحید خورشید
مقدمه
وهابیت بهعنوان یکی از جریانهای فکری-سیاسی در جهان اسلام، همواره محل بحث و بررسی اندیشمندان و رهبران دینی بوده است. در نگاه رهبر شهید، آیتالله العظمی خامنهای، وهابیت نه یک مذهب فقهی در کنار سایر مذاهب اسلامی، بلکه یک پروژه سیاسی طراحیشده است که هدف آن ایجاد شکاف و اختلاف میان مسلمانان بوده است. این نگاه، ماهیت وهابیت را از یک مسئله کلامی یا فقهی صرف فراتر میبرد و آن را در چارچوب توطئه استعمار و دشمنی با اسلام تحلیل میکند. در این نوشتار به بیانات آیت الله العظمی شهید خامنه ای اشاره می شود که وهابیت را دست نشانده استعمار، جهت بر هم زدن وحدت در بین مذاهب اسلامی بوجود آورده است.
الف: وهابیت دست نشانده استعمار برای ضربه زدن به وحدت بین شیعه و سنی
رهبر شهید، بیان می کنند که وهابيت را براى ضربه زدن به وحدت اسلام و ايجاد پايگاهى- مثل اسرائيل- در بين جامعهى مسلمانها به وجود آوردند در این خصوص می فرماید:
مردم را به دستهايى كه امروز وحدت را مىشكنند، توجه بدهيد. با مردم هم صريح حرف بزنيد. امروز، آن دستى كه امريكا عليه وحدت تجهيز كرده، عبارت از همين دست پليد وهابيت است. اين را صريح به مردم بيان كنيد؛ پردهپوشى نكنيد. از اول، وهابيت را براى ضربه زدن به وحدت اسلام و ايجاد پايگاهى- مثل اسرائيل- در بين جامعهى مسلمانها به وجود آوردند. همچنان كه اسرائيل را براى اينكه پايگاهى عليه اسلام درست كنند، به وجود آوردند، حكومت وهابيت و اين رؤساى نجد را به وجود آوردند تا داخل جامعهى اسلامى، مركز امنى داشته باشند كه به خودشان وابسته باشد و مىبينيد هم كه وابستهاند[1].
در این بیانات، رهبر شهید، جریانِ وهابیت را بهعنوان «مهلکترین تهدیدِ فرا رویِ وحدتِ اسلامی» معرفی میکنند که استعمار آن را به وجود آورده است لذا علمای اهل سنت را به عنوان «سپرِ اصلیِ مقابله با این تهدید» ترسیم میفرمایند. ایشان از آنان میخواهند که مسئله را در سطحِ امنیتی و راهبردی ببینند. حقایق را بدونِ محافظهکاری به جامعه بگویند، حتی اگر این صراحت، هزینههایی در سطحِ بینالمذاهبی داشته باشد. با افشایِ ماهیتِ استعماریِ وهابیت، در واقع جبهه مقاومتِ فکری در برابرِ استکبار را تقویت کنند. بهعبارت روشنتر، ایشان از علمای اهل سنت میخواهند که وهابیت را نه یک مذهبِ اصیل، بلکه یک انحرافِ سیاسیِ تحمیلی معرفی کنند که دست نشانده استعمار برای ضربه به وحدت امت اسلامی به وجود آورده اند. این وظیفه، از مسئولیت های مهم علمای اهل سنت را ترسیم میکند که محورِ همه آنها، «تحققِ وحدتِ عملیِ امت در برابرِ دشمنانِ مشترک» است.
ب: سلاطین وهابی و همکاری شدید با دشمن خدا و دشمن اسلام
از نگاه رهبر شهید، وهابیت وابسته به استعمار و دشمنان اسلام می باشد که با آنها همگاری می کند .رهبر شهید آیت الله العظمی خامنه ای می فرماید:
یعنی الان این سلاطین وهّابی که در بقعةالاسلام هستند، اِباء نمیکنند از اینکه تصریح کنند به وابستگی خودشان و رفاقت خودشان و طرفداری خودشان از سیاستهای دشمنان اسلام یعنی آمریکا؛ این را پوشیده نمیدارند. اگر کسی بگوید شماها با آمریکا مخالفید بدشان میآید [امّا] اگر کسی بگوید شماها با آمریکا موافقید و همدستید بدشان نمیآید! این، ملاک است؛ یعنی درست یک میزان و معیار است.شما مسلمان واقعی و حاکم اسلامی واقعی را هم از اینجا باید بشناسید: آن که با دشمنان اسلام دشمن است، او در خطّ اسلام است؛ آن که با دشمنان اسلام دوست است و مباهی به این دوستی است، او در خطّ کفر است؛ دوستیِ به معنای همپیمانی، دوستیِ به معنای وابستگی، دوستیِ به معنای اینکه منافع او را رعایت کند «اَشَدُّ رَعایة» مثلاً وقتیکه در کشور او و در شهر او بگویند «مرگ بر آمریکا»، او بدش بیاید. خب، یک وقت مردمِ خودش میگویند «مرگ بر آمریکا»، آن یک چیزی، [چون] ممکن است آمریکاییها بگویند چرا مردمِ خودت دارند میگویند «مرگ بر آمریکا»؛ امّا یک وقت مهمانانی، مسافرانی از جای دیگر آمدند اینجا، میگویند «مرگ بر آمریکا»، تو چرا سینه سپر میکنی؟ این نیست مگر همراهی و همکاری شدید با دشمن خدا و دشمن اسلام. این همان ریشهی وهّابیّت است که امروز دارد ثمرهی پلید خودش را و ثمرهی خبیثهی خودش را نشان میدهد. و این بر مبنای ایجاد اختلاف بین مسلمین به وجود آمده[2].
بخش نخست متن، یک «میزان» عملی برای تشخیص حاکم و مسلمان واقعی ارائه میدهد: نگرش به دشمنان اسلام (آمریکا). رهبری میفرمایند سلاطین وهابی نهتنها از وابستگی به آمریکا ابا ندارند، بلکه اگر کسی آنها را «مخالف» آمریکا بخواند برمیآشوبند و اگر «موافق و همدست» بخواند خوشحال میشوند. این، یک آزمون رفتاری است: واکنش به اتهام «دوستی با دشمن» خود معیار دوستی با دشمن است.
نکته ظریف متن، عبور از «وابستگی» به «همپیمانی» است. رهبری با مثال «مرگ بر آمریکا» این را عینی میکنند: اگر شهروندان خودشان شعار بدهند، ممکن است واکنشی دیپلماتیک باشد؛ اما اگر مهمان و مسافر از جای دیگر بیاید و شعار بدهد و حاکم «سینه سپر کند»، این دیگر وابستگی نیست، همکاری شدید با دشمن خداست. این تمایز، وهابیت را از یک فرقه صرفاً منحرف، به یک بازوی اجرایی استعمار ارتقا میدهد.
بخش پایانی متن، وهابیت را «ریشه» میداند که «ثمره پلید» خود را نشان میدهد و این ثمره چیزی نیست جز ایجاد اختلاف بین مسلمین. این جمله، وهابیت را از یک مسئله کلامی یا فقهی صرف، به یک پروژه سیاسی تبدیل میکند که مأموریت آن شکاف بين امت اسلامی است. در این نگاه، اختلاف شیعه و سنی نه یک پدیده طبیعی تاریخی، بلکه محصول طراحی و سرمایهگذاری استعماری است.
ج: مبنای وهابیت، ایجاد اختلاف میان مسلمانان، سرکوب داخلی و دارای اهداف سیاسی
رهبر شهيد، مبانی وهابیت را بر اختلاف بین مسلمانان و سرکوب مخالفان خود و دارای اهداف سیاسی می داند. در این خصوص می فرماید:
و این ( وهابيت) بر مبنای ایجاد اختلاف بین مسلمین به وجود آمده. همین الان علمای حنابلهی غیروهّابی داخل عربستان سعودی دلشان خون است؛ ما اطّلاع داریم و میشناسیم. حنابلهای هستند که وهّابی نشدهاند؛ فقه، همان فقه است، مبنای فقهی همان مبنای فقه است - حنبلی است - امّا موازین و اصول وهّابیّت را قبول نکردند؛ که اینها عموماً مطرودند، یعنی این افراد داخل در حکومت هم نیستند؛ نه افتائی، نه امامتی؛ هیچچیز هم در اختیارشان قرار نمی گیرد؛ و زیاد هم هستند؛ اینها در ولادت رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) مولودیّه می خوانند. که در نظر سعودیها، مولودیّه خواندن و مانند اینها حرام است! به پیغمبر «سیّدنا» نباید گفت، «سیّدنا رسولالله» نباید گفت؛ حرام است. و مثلاً قبر پیغمبر را نباید بوسید؛ حرام است. ساختنی، ببینید این واقعاً چیست که آنها در شبهای عید مولود در ایّام ربیع - دوازدهم و حول و حوش دوازدهم - در خانههایشان در مکّه و بعضی جاهای دیگر مخفیانه حتّی مولودیّه درست می کنند. خب، این دشمن اسلام است. الان هم در هر جای دنیای اسلام که نگاه کنید، با پول بیحسابی که در اختیارشان هست، با مسجدسازی و مدرسهسازی و کتابخانهسازی و این چیزهای فریبنده - خب پول چشم افراد را می گیرد - وارد می شوند و از آنها در طریق اهداف سیاسیشان استفاده می کنند؛ که البتّه این خیانت قطعی است و اگر کسی چنین حرکتی بکند، قطعاً خیانت است و قطعاً بایستی با او بهعنوان یک خائن برخورد کرد. مردم را نسبت به این قضیّه آشنا کنید و متوجّه کنید[3].
از نگاه رهبر شهید، وهابیت یک پدیده سهوجهی است:
از درون: با سرکوب علمای حنبلی غیروهّابی، خود را بهعنوان تنها نماینده حنابله جا میزند.
از بیرون: با پول و ابزار فرهنگی، به دنبال نفوذ و کنترل سیاسی است.
در اصل: برای ایجاد اختلاف بین مسلمین تأسیس شده است.
نتیجه
از نگاه رهبر شهید، وهابیت یک جریان فکری یا مذهبی ساده نیست که به مرور زمان دچار انحراف شده باشد؛ بلکه بر مبنای ایجاد اختلاف بین مسلمین به وجود آمده است. یعنی هدف آن از همان ابتدا، شکافت بین امت اسلامی و ایجاد دشمنی میان پیروان مذاهب مختلف بوده است. این جمله، ماهیت وهابیت به عنوان یک پروژه طراحیشده تغییر میدهد که باید آن را در چارچوب اهداف سیاسی تحلیل کرد، نه اختلافات کلامی. رهبری برای اثبات این ادعا، به شاهد درونی یعنی وضعیت علمای حنابله غیروهّابی در عربستان سعودی استناد میکنند. این علما از نظر فقهی همچنان حنبلی هستند، اما اصول و موازین وهابیت را نپذیرفتهاند. نتیجه این است که مطرودند، از افتاء و امامت محرومند، هیچ منصبی در حکومت ندارند و حتی مجبورند سنتهایی مانند مولودیّه را مخفیانه برگزار کنند. این وضعیت نشان میدهد که مخالفت وهابیت با آنها فقهی نیست، بلکه سیاسی است؛ زیرا اگر مسئله فقط فقه حنبلی بود، چرا باید علمای حنبلی غیروهّابی تا این حد سرکوب شوند؟
منابع
https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2237