حقایق و عبرتهایی از جنگ صهیونیستی-آمریکایی با ایران
بدون تردید این جنگ اخیر دارای اهداف خطرناکی است و آثار بسیار منفی بر منطقه خواهد گذاشت.
آنچه در اینجا برای ما مهم است، بیان دیدگاه شرعی و برخی عبرتها و حقایق درباره این جنگ ویرانگر به اختصار است تا از آن بهره بگیریم:
1- این جنگ، جنگ صهیونیستها برای تحقق رویای خود در تشکیل دولت یهودا و سامره از نیل تا فرات است. بلکه این جنگ نتانیاهو برای تحقق توهم تبدیل اسرائیل به یک قدرت بزرگ در کنار آمریکا و تبدیل آن به بازوی مسلط بر کل خاورمیانه است. او بارها گفته است که هدف فقط تغییر در ایران نیست، بلکه تغییر در کل خاورمیانه است. همچنین گفته است که تاریخ ثابت میکند که مسیح بر چنگیزخان برتری ندارد، به این معنا که زور مبناست نه اخلاق.
2- این جنگ، جنگی مذهبی در سطح رژیم صهیونیستی اشغالگر و در سطح دولت آمریکاست. وزیر جنگ آمریکا، پیت هگست، یک مسیحی صهیونیست است. روزنامه نیویورک تایمز اشاره کرده که وزیر به استفاده از اصطلاحات دینی و توجیهات مسیحی برای جنگ روی آورده، تا جایی که در داخل پنتاگون به دعا برای پیروزی نظامی فراخوانده است. این روزنامه سخنان وزیر را با سخنان ترامپ پیوند داده که از مأموریتی الهی برای نجات کشورش سخن گفته است.
3- اگرچه این جنگ دارای ماهیتی مذهبی-صلیبی-صهیونیستی است، اما هدف از آن برتریجویی، اشغال و سلطه بر جهان است. رئیسجمهور آمریکا میخواهد بر جهان و بر منابع نفت و گاز جهان مسلط شود.
او شرایط خود را بر کشورهایی تحمیل میکند که انتظار میرود در برابر او بایستند، مانند چین، پس از آنکه روسیه را به جنگ در اوکراین مشغول ساخت. او قلب ونزوئلا را اشغال کرد، رئیسجمهور و همسرش را دستگیر کرد و فردی را که از او اطاعت کند به عنوان سرپرست ریاستجمهوری منصوب کرد. همچنین به دلخواه خود با نفت ونزوئلا رفتار میکند.
سیاست او در علاقه به سلطه بر جهان، نه تنها به جهان اسلام و نه تنها به انرژی محدود است، بلکه فراتر از آن است. از ابتدای دوره ریاستجمهوریاش آرزو داشت کانادا ایالتی از ایالات متحده شود، خواهان جزیره گرینلند متعلق به دانمارک است و اکنون خواستار کوباست.
نتانیاهو با او موافق و او را تشویق میکند؛ چرا که اعلام کرده میخواهد در کنار آمریکا، تنها ابرقدرت خاورمیانه باشد و خاورمیانه را بر اساس رویاها و توهماتش تحت سلطه خود درآورد. پس این جنگ، جنگی دینی، توسعهطلبانه و غیراخلاقی است.
4- این جنگ، جنگ آمریکا علیه چین است. آمریکا میخواهد چین را از انرژی محروم کند تا نتواند با آمریکا رقابت کند. چند ماه پیش چین را از نفت ونزوئلا محروم کرد، در حالی که روزانه حدود یک میلیون بشکه به چین میرساند. بیشتر نیاز انرژی چین از ایران و عربستان از طریق تنگه هرمز تأمین میشود. ترامپ تصور میکند که به راحتی میتواند بر نفت ایران که روزانه حدود یک و نیم میلیون بشکه به چین میرساند، مسلط شود، چین را از آن محروم کند و بر تنگه هرمز مسلط گردد. در این صورت چین در تنگنا قرار میگیرد و پیشرفت اقتصادی، صنعتی و فناوری آن متوقف یا مختل میشود. همچنین اگر این امر محقق شود، ترامپ میتواند شرایط خود را بر چین تحمیل کند، زیرا منابع انرژی چین در دست او خواهد بود. این به دلیل آن است که بیشتر تحلیلگران و اقتصاددانان معتقدند اگر چین به حال خود رها شود، از سال ۲۰۳۰ بزرگترین اقتصاد جهان خواهد شد. به همین دلیل ترامپ میخواهد این چرخ را متوقف یا مختل کند تا چین از آمریکا پیشی نگیرد یا با آن رقابت نکند.
همانطور که میدانیم چین برنامههای روشنی برای تسلط بر اقتصاد جهان از طریق فراهمسازی بسترهای آن دارد. او راهاندازی شبکهای بزرگ برای اتصال چین و محصولاتش به جهان، به ویژه اروپا، از طریق جاده ابریشم مدرن، راهآهنها، بنادر، خطوط لوله و غیره را آغاز کرده است، بهگونهای که برخی از کشورهای بزرگ اروپایی از نظر تجاری به سمت چین گرایش پیدا کردهاند. حتی کانادا نیز به دلیل سیاست استعماری ترامپ و قصد او برای الحاق کانادا، از آمریکا فاصله گرفته و از نظر تجاری به چین نزدیک شده است.
آغاز پایان برای امپراتوری آمریکا:
جناح راست پیرامون ترامپ با روحیه نمایشی او در تحمیل صلح با زور و تحمیل آمریکا با زور هماهنگ شدهاند. در نتیجه آمریکا بیشتر دوستان خود را که به آنها متکی بود، از دست داد؛ مانند اروپا که همواره بالهایی بودند که آمریکا با آنها در جنگ جهانی دوم، جنگ سرد و حتی در جنگهای بینالمللی خود مانند جنگ ویتنام و عراق پرواز میکرد.
اما امروز به دلیل سیاستهای مالیاتی ترامپ، اظهاراتش درباره طمعهای توسعهطلبانهاش حتی در اروپا و کانادا، و سیاستش در اوکراین، رابطه او با بیشتر اروپا و آمریکا تضعیف شده و این در جنگ آمریکا علیه ایران آشکار شده است.
5- رژیم صهیونیستی توسط صهیونیستهای تندرو رهبری میشود و احزاب راستگرای صهیونیستی تندرو در حکومت مشارکت دارند. با این حال، هیچ مخالفتی از سوی کشورهای بزرگ و اروپا وجود ندارد، در حالی که آنها پیشتر با هر حزب یا گروه اسلامی، حتی اگر معتدل بود، مخالفت میکردند و با تمام امکانات خود با آنها میجنگیدند، همانطور که در بهار عربی دیدیم، با این که مردم آنها را با آزادی و اراده کامل خود انتخاب کرده بودند.
به نظر من، دلیل مبارزه با گروههای اسلامی، به ویژه معتدلها، به این بازمیگردد که آنها میدانند ارتش عقیدتی شکستناپذیر است یا شکست آن بسیار دشوار است، همانطور که در غزه عزیز و افغانستان دیدیم. خطرناکتر از آن، این است که این دشمنی نه تنها از سوی دولتهای غربی علیه اسلامگرایان، بلکه از سوی برخی دولتهای عربی نیز علیه آنها صورت میگیرد. این امر بسیار خطرناک است، زیرا منجر به تفرقه درون یک کشور و از هم گسیختگی درون امت و درگیری آنها با یکدیگر میشود. حتی تاریخ گواهی میدهد که اسلامگرایان نقش بزرگی در وحدت یمن، بیرون راندن اتحاد جماهیر شوروی از افغانستان و غیره داشتهاند. جهان پیشرفته همه اجزای یک ملت و یک امت را میپذیرد و در خود جای میدهد، مگر در برخی از جهان عرب ما که این درگیری خطرناک رخ میدهد.
6- این جنگ برای ایجاد هرجومرج گسترده در تمام کشورهای خاورمیانه از جمله خلیج [فارس] و نابودی تمام نیروهای اقتصادی و نظامی و مانند آن است تا نتانیاهو پروژه توسعهطلبانه خود را محقق کند.
اما این امر به خواست خداوند متعال محقق نخواهد شد، بلکه پروژه صهیونیستی رو به افول است؛ چرا که ریسمانی که مردم بر آن تکیه داشتند، در حال گسستن است. ما سیاهی چهرههای آنان را در سطح جهان به دلیل جنایتهایی که تاریخ نظیر نداشته، میبینیم. خداوند متعال فرموده است: «اگر نیکی کنید، به خود نیکی میکنید و اگر بدی کنید، به خود بدی میکنید. پس هنگامی که وعده آخرت فرا رسد، [دشمنان را برمیانگیزیم] تا چهرههایتان را سیاه کنند و به مسجد [بیتالمقدس] وارد شوند، چنان که بار اول وارد شدند و تا آنچه را بر آن چیره شدهاند، ویران کنند» (سوره اسراء، آیه ۷). و خداوند یاریدهنده است.
رئیس اتحادیه جهانی علمای مسلمان/ شیخ علی قره داغی