نویسنده: سید مصطفی عبدالله زاده
یکی از مولفه های تمدن اسلامی، وحدت و تقریب بین مسلمانان اعم از شیعه و سنی است لذا در تاریخ اسلام مشاهده می شود که شیعه و سنی کنار هم در مقابل کفار و مشرکینی که به سرزمین اسلامی حمله کردند، جهاد کردند چنانچه امروزه هم شیعه و سنی (حماس، حزب الله، انصار الله و ...) در جبهه مقاومت اسلامی کنار هم در مقابل صهیونیستی که به سرزمین اسلامی (فلسطین، لبنان و ...) حمله و آن را غصب کردند، جهاد می کنند. وقتی تاریخ مشاهده می شود این فرهنگ اتحاد شیعه و سنی در مقابل کفار بسیار پر رنگ است تا جایی که علمای شیعه فتوا به وجوب جهاد برای مقابله حمله کفار به سرزمین های اسلامی و حفظ ممالک اسلامی می دهند و لو این که حاکمان آن ممالک اسلامی دولت عثمانی باشد. با تمام نقدهای جدی که بر دولت عثمانی بوده است[1] ولی فقهای شیعه در مقابل هجوم کفار به دولت عثمانی و حفظ ممالک اسلامی تحت تصرف دولت عثمانی، فتوا به جهاد دادند. از باب نمونه به چند مورد از این فتوای علمای شیعه اشاره می گردد:
1 . آیت الله سید محمد کاظم یزدی (رحمه الله تعالی)
مرحوم آیت الله سید محمد کاظم یزدی صاحب عروه از فقهای بزرگ شیعه در مقابل حمله اروپائی ها به ممالک اسلامی فتوا به جهاد و می فرماید:
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
«غير خفيٍّ على أحدٍ، أنّ الدولَ الأوربيّةَ وخاصةً إنكلترا وروسيا وفرنسا من قديمِ الأيّامِ تَعتدي وتتجاوزُ على الممالكِ الإسلاميّة دائماً، بحيث غَصِبَت أكثرَ الممالكِ الإسلاميّة، وليس لهم قصدٌ من هذهِ التعدّياتِ سوى محوِ الدينِ والعبادِ بالله، وفي هذهِ الأوقاتِ أظهرتْ مفاسدَها، وهجمتْ على ممالكِ الدولةِ العليّةِ العثمانيّةِ أعزّها اللهُ بنصرِه الإسلام، ويوشكُ أن تَمدَّ يدَ التعدّي الطويلةَ إلى الحرمينِ الشريفينِ ومشاهدِ الأئمّةِ الطاهرين (عليهم السلام)، وقد هجموا على الأوطانِ الإسلاميّةِ وسكانِها وأعراضِهم وأموالِهم.
فلذلك يجب على العشائرِ التي تقطنُ الثغورَ وعامةِ المسلمينَ المتمكّنين ـ إذا لم يكن من فيه الكفايةُ لحفظِ الحدود ـ أن يحفظوا حدودَهم، ويدافعوا عن بيضةِ المسلمينَ حسبَ قدرتِهم، واللهُ هو الناصرُ والمعينُ والمجيدُ للمسلمين.
الأحقر
محمّد كاظم الطباطبائي»[2]؛
به نام خداوند بخشنده مهربان
بر هیچکس پوشیده نیست که دولتهای اروپایی، بهویژه انگلستان، روسیه و فرانسه، از دیرباز همواره بر سرزمینهای اسلامی دستاندازی و تجاوز کردهاند؛ تا جایی که بسیاری از این سرزمینها را به اشغال خود درآوردهاند. هدف آنها از این تهاجمات، چیزی جز نابودی دین و [دور کردن مردم از] بندگان خدا خدا (والعیاذ بالله)، نیست. در این برهه از زمان، نیات پلید آنان آشکار شده و به قلمرو دولت علیة عثمانی — که خداوند آنها را با پیروزی اسلام سرافراز گرداند — هجوم آوردهاند. بیم آن میرود که دستهای متجاوز آنان به حرمین شریفین و زیارتگاههای ائمه اطهار (علیهمالسلام) نیز برسد؛ آنان اکنون به کشورهای اسلامی و جان، آبرو و اموال مسلمانان حمله کردهاند.
از این رو، بر تمام عشایری که در مناطق مرزی ساکن هستند و همچنین بر عموم مسلمانانی که توانایی [مبارزه] دارند — چنانچه نیروهای کافی برای حفظ مرزها وجود نداشته باشد — واجب است که از مرزهای خود پاسداری کرده و تا حد توان از کیان و حریم مسلمانان دفاع کنند؛ که خداوند یاریدهنده، مددکار و حامی مسلمانان است.
کوچکترین
محمد کاظم طباطبایی
همچنین ایشان در پاسخ استفتائی[3] که از ایشان و دیگر علما سوال کردند، فرمودند:
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
«مع هجومِ الكفَّارِ على بلادِ المسلمين واجبٌ ـ مع القدرةِ ـ دفاعُهم على المتمكّنين من عامّة المسلمين، متى ما لم يوجد من به الكفايةُ
الأحقر
محمّد كاظم الطباطبائي»[4]؛
به نام خداوند بخشنده و مهربان
با هجوم کفار به سرزمینهای مسلمانان، بر عامه مسلمانانی که توانایی دارند -در صورت قدرت داشتن- دفاع از آنان واجب است؛ البته تا زمانی که به اندازه کافی (افراد لازم برای دفاع) وجود نداشته باشد.
کوچکترین، محمدکاظم طباطبایی
صدور این فتوای ضد استعماری از نگاه تمدن اسلامی، فراتر از یک حکم مقطعی جنگی، حامل چند لایه مهم از خودآگاهی تمدنی، فقه دفاع، وحدت جغرافیای اسلامی، و نسبت دین با قدرت و امنیت است. این فتوا بر چند محور استوار است:
الف: تشخیص تهدید خارجی تمدنی
مرحوم آیت الله محمد کاظم یزدی، تعرض دولتهای اروپایی را صرفاً یک نزاع مرزی یا رقابت سیاسی نمیداند، بلکه آن را پروژهای برای: سلطه بر ممالک اسلامی، محو دین، تعرض به جان، مال، عرض و مقدسات مسلمانان. از نگاه ایشان دفاع فقط از یک حکومت یا مرز سیاسی خاص نیست، بلکه دفاع از ممالک اسلامی، حرمین شریفین، مشاهد ائمه (علیهم السلام)، اوطان اسلامی، کیان اسلام و مسلمین است لذا فتوا می دهد که وقتی کفایت نیرو برای حفظ حدود وجود نداشته باشد، دفاع از حالت وظیفه محدود خارج شده و بر عموم مسلمانانِ قادر لازم میشود.
در این فتوا، قدرتهای اروپایی بهعنوان مهاجمان عادی معرفی نمیشوند، بلکه بهمثابه نیروهایی تصویر میشوند که غرض آنان «محو دین» است. این تعبیر از منظر تمدنی بسیار مهم است. زیرا نشان میدهد فقیه: استعمار را فقط اشغال نظامی نمیبیند، بلکه آن را پروژهای برای تغییر نظم فرهنگی، اعتقادی و اجتماعی جهان اسلام میفهمد. به تعبیر دیگر، اینجا با یک فهم پیشینی از استعمار فرهنگی-سیاسی مواجهیم. هنوز زبان نظریههای جدید ضد استعماری شکل نگرفته، اما درک تهدید، ماهیتاً تمدنی است.
ب: وجود یک «امت» فراتر از دولتها
در این فتوا گرچه از دولت عثمانی نام برده میشود، اما منطق فتوا مبتنی بر امت اسلامی است، نه صرفاً وفاداری به یک دولت-ملت مدرن. یعنی: اگر بخشی از جهان اسلام مورد هجوم قرار گیرد، و اگر مقدسات و سرزمینهای اسلامی در معرض تهدید باشند، دفاع از آن، تکلیف همه مسلمانانِ قادر است.
این منطق، کاملاً تمدنی است؛ زیرا واحد تحلیل در آن امت و دارالاسلام است، نه صرفاً مرزهای قراردادی جدید.
ج: فهم امنیت بهعنوان رکن بقاى تمدن
تمدن بدون امنیت پایدار نمیماند. این فتوا بهطور ضمنی میگوید: اگر مرزها سقوط کنند، اگر مراکز مقدس تهدید شوند، اگر مردم و اموال و اعراض مصون نباشند، امکان استمرار حیات دینی و اجتماعی از بین میرود. پس دفاع در اینجا فقط یک وظیفه نظامی نیست، بلکه شرط امکان تداوم تمدن اسلامی است.
دفاع از بیضه مسلمانان یعنی دفاع از: نظم اجتماعی اسلامی، امکان اجرای شریعت، مراکز علم و عبادت، خانواده و ناموس، استقلال فرهنگی و سیاسی، استمرار سبک زندگی مؤمنانه. بنابراین فتوا فقط دعوت به جنگ نیست؛ دعوت به صیانت از تمامیت زیستجهان اسلامی است.
د: پیوند جغرافیا و قداست
در این فتوا، سرزمین اسلامی صرفاً خاک نیست. از: حرمین شریفین، مشاهد ائمه (علیهم السلام)، اوطان اسلامی سخن میگوید. این یعنی جغرافیای اسلامی، حامل معنای قدسی و هویتی است. در نگاه تمدنی اسلام، بعضی نقاط صرفاً مراکز جغرافیایی نیستند؛ محورهای حافظ حافظه تاریخی، هویت دینی، و انسجام امت هستند.
و: وحدت شیعه و سنی در افق دفاع تمدنی
این نکته بسیار مهم است که در فتوا: از دولت عثمانی یاد میشود، از حرمین شریفین نام برده میشود، و از مشاهد ائمه (علیهم السلام) نیز سخن میرود. این کنار هم آوردن، معنادار است زیرا نشان میدهد در هنگام تهدید خارجی، فقیه شیعی: فقط به مراکز شیعی نظر ندارد، بلکه از کلیت جغرافیای مقدس و سیاسی اسلام دفاع میکند. یعنی: حرمین و مشاهد ائمه (علیهم السلام نماد مرکزیت عام اسلامی است و هر دو درون یک منظومه دفاعی واحد قرار میگیرند. این دقیقاً یک رویکرد تمدنی است، نه فرقهای محدود.
بنابراین بقای تمدن اسلامی بدون دفاع از سرزمین، مقدسات، امنیت اجتماعی و وحدت امت ممکن نیست؛ و فقه، در لحظه تهدید، میتواند به ابزار صیانت از این کلیت تمدنی تبدیل شود. این فتوا، صورت فقهیِ «خوددفاعی تمدن اسلامی» در برابر استعمار مدرن است. مرجع بیدار و روشن ضمیر شیعه با فتوای خود، جهان اسلام، اعم ازشیعه و سنی، ایرانی و غیرایرانی را بر ضد قوای کفر به حرکت درآورد، به طوری که جمع زیادی از علمای نجف و مردم با پیروی از فرمان آیت الله سید محمد کاظم یزدی (رحمه الله تعالی) به جبهه های جنگ شتافته و توانستند بخشهایی از خاک مسلمین را پس بگیرند.
2. آیت الله محمد تقی شیرازی (رحمه الله تعالی)
مرحوم آیت الله محمد تقی شیرازی از علمای مجاهدی بود که در برابر تجاوز انگلیسیها ایستادگی کرد و صدور فتوای وجوب نبرد با انگلیسیها از مهمترین اقدامات مقابله با استعمار بود. در فتوای ایشان آمده است:
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
«وهو المستعان
ولا حولَ ولا قوّةَ إلّا بهِ…
أيّها المسلمون:
إنّ مهاجماتِ الأعداءِ العادين قد قرُبت من حرم الله وحرم رسوله ومن مشاهدِ الأئمّةِ الطاهرين صلواتُ الله عليهم أجمعين، وهم يريدون أن يَسفكوا بدمائهم دماءَ المسلمين ويُهتكوا حُرَمَ دينهم، وقد أشرَف الخطرُ والعذابُ بإذن الله على بلادِ المسلمين وشعائرهم ومشاعرهم ونفوسهم، فيجب على جميع العشائر القاطنين في الثغور وعموم المسلمين، حفظُ ثغورهم وحدودهم والدفاعُ عن حرمة الإسلام كيف ما يتمكّنون منه، والله هو الناصرُ والمعين. فإنّه الله في ذلك يا معاشر المسلمين. والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته. الراجي محمّد تقي الشيرازي»[5]؛
به نام خداوند بخشنده و مهربان
اوست یاریدهنده هیچ جنبش و نیرویی نیست مگر به قدرت او… ای مسلمانان:
حملات دشمنان متجاوز، به حریم خداوند و حریم رسولش و مزارات امامان پاکیزه (که درودهای خدا بر همگی آنان باد) نزدیک شده است. آنان میخواهند با خونریزی، خون مسلمانان را بریزند و حرمت دینشان را هتک کنند. خطر و عذابی بزرگ (پناه بر خدا) بر سرزمینهای مسلمانان، شعائر، احساسات و جانهایشان سایه افکنده است. پس بر تمام عشایری که در مناطق مرزی ساکناند و بر عموم مسلمانان واجب است که از مرزها و حدود خود پاسداری کنند و به هر طریقی که میتوانند از حریم اسلام دفاع نمایند، که خداوند یاریدهنده و مددکار است. ای گروه مسلمانان، در این راه تقوای الهی پیشه کنید. و سلام و رحمت و برکات خداوند بر شما باد. امیدوار به رحمت حق، محمدتقی شیرازی.
در نگاه تمدنی، جامعه اسلامی فقط مجموعهای از افراد مؤمن نیست؛ بلکه یک کل تاریخی-معنوی است که بر پایه عناصر زیر تداوم مییابد:
- سرزمین امن
- مقدسات
- شعائر
- حافظه تاریخی
- نظام اجتماعی
- کرامت انسان مسلمان
- امکان زیست دینی
این فتوا دقیقاً از همین کلیت دفاع میکند. این فتوا نشان میدهد که آیت الله محمد تقی شیرازی (رحمه الله تعالی) تهدید را چند بعدی میفهمد: «سطح انسانی، کشتار مسلمانان و تهدید جان آنان، سطح دینی، هتک حرمت دین، سطح سرزمینی، خطر برای بلاد اسلامی، سطح نمادین، خطر برای شعائر، سطح عاطفی-هویتی، خطر برای مشاعر». این یعنی درک او از جنگ، درکی تمدنی است: دشمن فقط خاک را نمیگیرد، بلکه میکوشد نظام معنا، احساس دینی، و حیات اجتماعی مسلمانان را مختل کند.
این فتوا مخاطبش فقط یک دولت یا یک قوم نیست، بلکه: این خطاب «أيّها المسلمون»، دلالت مهمی دارد. یعنی واحد مخاطب، امت اسلامی است. در نگاه تمدنی، این نکته بنیادین است؛ زیرا:
تهدید مشترک است، حافظه مشترک است، مقدسات مشترکاند و مسئولیت دفاع نیز مشترک است. این نگاه با منطق تمدن اسلامی سازگار است، چون تمدن اسلامی بر بنیاد امت فراتر از مرزهای جدید سیاسی شکل گرفته است.
آیت الله محمد تقی شیرازی (رحمه الله تعالی) دفاع را به گروه خاصی محدود نمیکند، بلکه میفرماید: عشایر و عموم مسلمانان اعم از شیعه و اهل سنت، باید وارد میدان شوند. این نشاندهنده نوعی بسیج تمدنی است. ایشان به این نکته توجه دارند که ممالک اسلامی در لحظه خطر، زمانی بقا مییابند که: دفاع از انحصار دولت خارج شود، مردم خود را صاحب آن تمدن بدانند، و مشارکت عمومی شکل بگیرد. پس این فتوا، روح مشارکت جمعی در صیانت از جهان اسلام را تقویت میکند. گرچه در این متن تعبیر «بلاد المسلمين» آمده، ولی معنای آن فقط جغرافیای سیاسی نیست. در منطق تمدنی، ممالک اسلامی سه لایه دارند:
- الف: لایه سرزمینی: سرزمینهایی که مسلمانان در آن زندگی میکنند.
- ب: لایه هویتی: فضاهایی که شعائر و نمادهای اسلامی در آنها جاری است.
- ج: لایه قدسی: مکانهایی که به واسطه پیوند با وحی، نبوت و امامت، مرکز ثقل معنوی امتاند.
این فتوا هر سه لایه را همزمان دیده است. پس دفاع از ممالک اسلامی در اینجا یعنی دفاع از: «جغرافیا، هویت، قدسیت» در قالب یک کل واحد. بنابراین این فتوا از منظر تمدنی، ناظر به دفاع از یک «کلّ بههمپیوسته» است که شامل: سرزمین اسلامی، مقدسات، شعائر، جان مسلمانان، حرمت دین، کرامت و عزت امت، میشود.
3. شیخ الشریعه اصفهانی (رحمه الله تعالی)
مرحوم آیت الله فتحالله غروی اصفهانی معروف به شیخ الشریعه اصفهانی فتوای جهاد علیه استعمارگران ایتالیایی، روس ها، انگلیسی ها و فرانسوی ها به عراق و دیگر ممالک اسلامی می دهد چنانچه در فتاوای او آمده:
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
«يجب الدفاع عنهم بلا إشكال.
أيّها الإخوة المؤمنون: لتعلموا أنّ دفاع المخدوعين الملاعين فريضة عليكم. ولا يجوز التكسّلُ والتواني في دفعهم وطردهم، فإنّه حرامٌ من المعاصي العِظام ومن الآثام.
حرّرَهُ الجاني
شيخ الشريعة الأصفهاني»[6]؛
به نام خداوند بخشنده و مهربان
دفاع از آنان بدون هیچ تردیدی واجب است.
ای برادران مؤمن: بدانید که دفاع [در برابر] آن فریبخوردگانِ ملعون، بر شما واجب (فریضه) است. سستی و تعلل در دفع و راندن آنان جایز نیست، چرا که این کار از گناهان بزرگ و از معاصی نابخشودنی است.
نوشته شده توسط این گنهکار [فروتنی در امضا]
شیخالشریعه اصفهانی
آیت الله شیخ الشریعه اصفهانی (رحمه الله تعالی) در فتاوی دیگری هم فرمودند:
«إن المذاهب الإسلامية اليوم منحصرة في الفرق السنّية، والإمامية، والإسماعيلية، والزيدية، والوهّابية[7]، والخوارج، وجميع علماء هذه المذاهب متفقون ومجمعون على أن مع هجوم الكفار على بلاد المسلمين، واشتغالهم بقتل رجالهم، ونهب أموالهم، وإعلاء كلمة الكفر، وخذلان كلمة الإسلام والحق. ويجب على كل مسلم قادر أن يبذل جهده وما في وسعه لدفع الكفار والمشركين المهاجمين على بلاد الإسلام، وكسر صولتهم، ويبذلون جهدهم لقمعهم، ويحررون أنفسهم عن عذاب الآخرة، ولا يقصرون عن الميسور، ولا يرضون بتركه، واحدهم بمال، والآخر بالنفس، والثالث ببذل السلاح، والرابع ببذل الجاه والشرف، والخامس بإعمال الحيلة والتدبير، والسادس بإطلاق البنادق والرمي، وهكذا قال الله تبارك وتعالى: ﴿وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ﴾ وكل ما قلناه في حق هؤلاء المسلمين من الأصناف المذكورين، يكون كل واحد منهم قسماً من القوة، وصنفاً من العدة. أيها الإخوان المؤمنين، ومعاشر المسلمين: انتبهوا من نومتكم قبل أن توقظكم البنادق والمدافع وضوضاء الحرب، لا ترضوا أن تبدل كلمة التوحيد بالتثليث، والأذان بالناقوس، يصبح رجالكم خدمة وعبيد الكفار، ونساءكم وأطفالكم أسرى وجواري لأشرارهم تباع يداً بيد، حاربوا الكفار بطلاقة الوجه، والأبدان العالية المجردة من الثياب، والبطون الخالية من الطعام، حتى لا تمدوا أيديكم إلى الكفار تستعطون منهم فيذهب شرفكم، فحافظوا على شرفكم، وبيضوا وجوهكم، أمام الرسول حتى يبقى استقلالكم أبد الآبدين إن شاء الله تعالى.
حرره الخاطئ الجاني شيخ الشريعة الأصفهاني عفى عنه»[8]؛
امروزه مذاهب اسلامی در فرقههای اهلسنت، امامیه، اسماعیلیه، زیدیه، وهابیه و خوارج منحصر است. تمامی علمای این مذاهب متفقالقول و همعقیدهاند که با هجوم کفار به سرزمینهای اسلامی و اقدام آنان به کشتار مردان، غارت اموال مسلمین، برافراشتن کلمه کفر و خوار ساختن کلمه اسلام و حق، [دفاع و مجاهدت واجب است]. بر هر مسلمان توانایی واجب است که تمام تلاش و توان خود را برای دفع کفار و مشرکانِ مهاجم به بلاد اسلام و درهمشکستن هیمنه آنان به کار بندد؛ و باید برای سرکوب آنان مجاهدت کنند تا خود را از عذاب آخرت برهانند، و از آنچه در توان دارند کوتاهی نورزند و به ترک آن راضی نشوند؛ یکی با مال خود، دیگری با جان خویش، سومی با اهدای سلاح، چهارمی با بذل آبرو و جایگاه اجتماعی، پنجمی با بهکارگیری چارهجویی و تدبیر، و ششمی با شلیک تفنگها و تیراندازی. خداوند تبارک و تعالی نیز چنین فرموده است: «و هر چه در توان دارید از نیرو و اسبهای ورزیده آماده سازید تا با آن، دشمن خدا و دشمن خودتان را بترسانید.» و هر آنچه در حق این گروههای مختلف مسلمانان بیان کردیم، هر یک از آنان بخشی از نیرو و نوعی از تجهیزات جنگی به شمار میروند. ای برادران مؤمن و ای جامعه مسلمانان! پیش از آنکه شلیک تفنگها، توپها و غوغای جنگ شما را بیدار کند، از خواب غفلت برخیزید. راضی نشوید که کلمه توحید با تثلیث (سهگانهپرستی)، و بانگ اذان با صدای ناقوس جایگزین شود؛ [که اگر چنین شود] مردانتان خدمتگزار و برده کفار، و زنان و کودکانتان اسیر و کنیزِ اشرارِ آنان خواهند شد و دستبهدست فروخته میشوند. با روی گشاده، تنهای بیجامه و شکمهای خالی از غذا با کفار بجنگید تا مبادا دست نیاز به سوی کفار دراز کنید و از آنان گدایی کنید که در این صورت شرفتان از بین خواهد رفت؛ پس شرف خود را حفظ کنید و روی خود را نزد رسول الله سپید گردانید تا به خواست خداوند متعال، استقلال شما برای همیشه جاودان بماند.
نگاشته خطاکارِ گناهکار، شیخ الشریعه اصفهانی که [خداوند] از او درگذرد.
این فتوای مرحوم آیت الله شیخ الشریعه اصفهانی نمونهای از فتاوی بسیجگرانه و هویتی است که در جوامع دینی برای تقویت انسجام جمعی، مرزبندی اخلاقی و سیاسی، و مشروعیتبخشی به اقدامات دفاعی یا خشونتآمیز صادر شد. از منظر تمدنی، این فتوا نشان میدهد که روحانیت در این جامعه نه تنها راهنما و داور دینی، بلکه عرصه سیاست و اجتماع هم فعال هستند. در اندیشه مدرن، اخلاق و سیاست اغلب دو حوزه جداگانه تلقی میشوند؛ اما در این فتوا، بیعملی نه فقط خطای سیاسی، بلکه «گناه» معرفی میشود. این نشان میدهد که در این الگوی تمدنی، عرصه عمومی و عرصه دینی از هم تفکیک نشدهاند. عبارت «الإخوة المؤمنون» نوعی سرمایه اجتماعی ایجاد میکند. افراد نه بهدلیل قومیت، زبان یا منافع اقتصادی، بلکه بهدلیل اشتراک اعتقادی به یکدیگر متصل میشوند. این یکی از مهمترین سازوکارهای شکلگیری شبکههای گسترده اجتماعی در تمدن اسلامی بوده است.
از منظر تمدنی، این فتوا را میتوان نمونهای از «فقه بسیجگر» دانست؛ فقهی که هدف آن تنها بیان حکم شرعی نیست، بلکه:
«هویت جمعی را تقویت میکند، جامعه را از انفعال خارج میکند، مرجعیت دینی را به مرکز تصمیمگیری اجتماعی تبدیل میکند، و در شرایط بحران، توان دفاع و انسجام جامعه را افزایش میدهد».
بخش مهمی از فتوا درباره پیامدهای شکست مسلمانان است: تبدیل توحید به تثلیث، جایگزینی اذان با ناقوس، تبدیل مردان به خدمتکاران کفار، اسارت زنان و کودکان. این تعابیر صرفاً نظامی نیستند؛ بلکه بیانگر نگرانی از فروپاشی نظم فرهنگی و تمدنی اسلام هستند. در نگاه آیت الله شیخالشریعه (رحمه الله تعالی)، جنگ فقط بر سر خاک نیست؛ بلکه بر سر: دین، فرهنگ، زبان نمادین جامعه، استقلال سیاسی، کرامت اجتماعی است.
در این فتوا جهاد صرفاً به جنگیدن محدود نشده است:
- کمک مالی
- حضور نظامی
- تأمین سلاح
- استفاده از نفوذ اجتماعی
- تدبیر و برنامهریزی
- مشارکت عملی در میدان
همه در کنار هم قرار گرفتهاند.
یکی از مهمترین ابعاد این فتوا آن است که از سوی یک مرجع شیعی صادر شده، اما در حمایت از مقاومت اسلامیای است که بخش عمده بار سیاسی آن بر دوش دولت عثمانی قرار داشت. این امر نشان میدهد که در نگاه او: اختلاف شیعه و سنی مسئلهای درونتمدنی است. تهدید استعمار و سلطه خارجی مسئلهای برونتمدنی و بنیادیتر است. به همین دلیل، فتوا را میتوان از نمونههای برجسته اندیشه «وحدت اسلامی» در عصر متأخر دانست. از منظر تمدنی، این نگاه نشان میدهد که حفظ یک تمدن تنها وظیفه ارتش نیست، بلکه به مشارکت همه اقشار نیاز دارد. به تعبیر امروزی، آیت الله شیخالشریعه اصفهانی (رحمه الله تعالی) از «بسیج اجتماعی جامع» سخن میگوید. به همین دلیل میتوان این فتوا را نوعی «مقاومت تمدنی» در برابر استعمار دانست.
در سطح کلان تمدنی، آیت الله شیخالشریعه اصفهانی (رحمه الله تعالی) ظاهراً دولت عثمانی را نه صرفاً یک حکومت، بلکه آخرین قدرت بزرگ سیاسی مسلمانان در برابر نفوذ اروپا میبیند. از این منظر، سقوط عثمانی به معنای: گسترش سلطه استعماری، تجزیه سرزمینهای اسلامی، تضعیف استقلال مسلمانان، باشد؛ موضوعی که بعدها با فروپاشی عثمانی و تقسیم بخشهای وسیعی از جهان اسلام میان قدرتهای اروپایی تا حدی تحقق یافت.
علما و فقهای دیگر شیعه[9] هم فتوای به وجوب جهاد دادند. نکته مهم که در فتوای فقهای شیعه آمده این است که در این فتواها عشایر ساکن در مرزها بهطور خاص ذکر شدهاند. این اشاره از نظر تمدنی اهمیت دارد، زیرا نشان میدهد که حفظ تمدن فقط کار نخبگان یا دولت مرکزی نیست. ذکر عشایر نشان میدهد که ساختار دفاعی جامعه اسلامی در لحظه بحران، مردمی و لایهمند است؛ یعنی دفاع، در سطح اجتماعی توزیع میشود. مرزنشینان در تمدن اسلامی: حافظ تماس اول با دشمناند، حافظ جغرافیای امنیتاند، و عنصر پیوند میان اجتماع محلی و دفاع کلان تمدنی هستند.
نتیجه
از منظر تمدنی، فتوای فقهای شیعه را میتوان دارای چهار محور اصلی دانست: تقدم هویت امت اسلامی بر اختلافات مذهبی. دفاع از عثمانی به عنوان سنگر سیاسی تمدن اسلامی، نه صرفاً یک دولت سنی. مقاومت در برابر استعمار و حفظ استقلال فرهنگی، دینی و سیاسی مسلمانان. بسیج همه ظرفیتهای اجتماعی برای حفظ موجودیت تمدنی جهان اسلام. بنابراین این فتواها بیش از آنکه یک حکم فقهی صرف باشد، یک «بیانیه دفاع تمدنی» برای حفظ وحدت و استقلال جهان اسلام در برابر تهدیدات خارجی به شمار میآید. امروزه هم مشاهده می شود که فقهای شیعه فتوای جهاد علیه اسرائیل دادند. شیعه و اهل سنت همچون حماس و حزب الله علیه اسرائیل جهاد می کنند.
منابع
- مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، انتشارات صدرا، تهران، بی چا، بی تا.
- جُبُورِيّ، كامل سَلْمان، وَثائِق الثَّوْرَةُ الْعِراقِيَّةُ الْكُبْرى وَمُقَدِّماتُها وَنَتائِجُها ١٩١٤ - ١٩٢٣ م، بَيْرُوت – لُبْنان، دارُ المُؤَرِّخِ الْعَرَبِيِّ، چاپ اول، 1430 ق – 2009م.