نویسنده: وحید خورشید
مقدمه
اهل سنت، نسبت به اهل بیت ( علیهم السلام)، محبت و ارادت خاصی قائل هستند. در این بین هر چیزی که منتسب به آنها باشد مانند بارگاه و مشاهد مشرفه نیز مورد توجه و عنایت اهل سنت می باشد. از جمله مواردی که منسوب به اهل بیت ( علیهم السلام) می باشد، حدیث سلسله الذهب می باشد که تمام راویان آن از اهل بیت می باشد. از این رو این روایت که همه از امام رضا (علیه السلام) و از اهل بیت می باشند، در سیره علمی و عملی اهل سنت مورد عنایت و توجه خاص قرار گرفته است و از این روایت، کسب فیض کرده و برای درمان بیماران شفا در خواست می کنند. از منظر تمدنی، این نشاندهنده، شکلگیری تمدن اسلامی مشترک است؛ یعنی محوریت اهلبیت (علیهم السلام) به عنوان سرمایه معنوی مشترک میان مذاهب اسلامی می باشد. ویژگی خاص این حدیث آن است که تمام راویان آن از اهلبیت هستند و به پیامبر(صلی الله علیه وآله) منتهی میشود. در فضای تمدنی اسلامی، چنین روایتی که هنگام ورود امام رضا (علیه السلام) به نیشابور نقل شده است، نشاندهنده تداوم زنجیره علم و معرفت نبوی در خاندان پیامبر است. توجه عالمان اهل سنت به این حدیث نشان میدهد که مرجعیت علمی و معرفتی اهلبیت در تاریخ اسلام تنها محدود به شیعیان نبوده است.
مواردی از نگاه علمی و معنوی بزرگان اهل سنت به حدیث سلسله الذهب
الف: تاکید محدثان به شفای بیماران روحی و روانی و غیره با توسل به روایت سلسله الذهب
علمای اهل سنت عنایت خاصی به اهل بیت (علیهم السلام) دارند و در طول تاریخ به اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه وآله) توسل می کردند و به زیارت قبر امام رضا (علیه السلام) و دیگر ائمه (علیهم السلام) می رفتند تا جایی که قائل بودند اسامی ائمه اهل بیت که در حدیث سلسله الذهب امام رضا (علیه السلام) آمده است موجب شفا دادن می شود چنانچه ابو نعیم اصفهانی هنگام نقل حدیث سلسله الذهب (حدیث حصنی) امام رضا (علیه السلام) می نویسد:
«حدثنا أبو اسحاق إبراهيم بن عبدالله بن اسحاق المعدل ثنا أبو علي أحمد بن علي الأنصاري بنيسابور ثنا أبو الصلت عبدالسلام بن صالح الهروي نا علي بن موسى الرضا حدثني أبي موسى بن جعفر حدثني أبي جعفر بن محمد حدثني أبي محمد بن علي حدثني أبي علي بن الحسين بن علي حدثني أبي علي ابن أبي طالب رضي الله تعالى عنهم حدثنا رسول الله صلى الله عليه وسلم عن جبريل عليه السلام قال قال الله عز وجل إني أنا الله لا إله إلا أنا فاعبدوني من جاءني منكم بشهادة أن لا إله الله بالاخلاص دخل في حصني ومن دخل في حصني أمن من عذابي هذا حديث ثابت مشهور بهذاالإسناد من رواية الطاهرين عن آبائهم الطيبين وكان بعض سلفنا من المحدثين اذا روى هذا الاسناد قال لو قرىء هذا الاسناد على مجنون لأفاق»[1].
این حدیث را ابواسحاق ابراهیم بن عبدالله بن اسحاق معدل، از ابوعلی احمد بن علی انصاری نیشابوری، از ابوالصلت عبدالسلام بن صالح هروی، از علی بن موسی الرضا (علیه السلام)، از پدرش موسی بن جعفر (علیه السلام)، از پدرش جعفر بن محمد (علیه السلام)، از پدرش محمد بن علی (علیه السلام)، از پدرش علی بن حسین (علیه السلام)، از پدرش علی بن ابیطالب (علیه السلام)، از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و ایشان از جبرئیل (علیه السلام) نقل کرده که خداوند عزوجل فرمود: «همانا منم الله که معبودی جز من نیست، پس مرا بپرستید. هر کس از شما با شهادت به لا اله الا الله همراه با اخلاص نزد من آید، داخل حصن (دژ) من شده است و هر کس داخل حصن من شود، از عذاب من در امان خواهد بود.» این حدیث با این سند، ثابت و مشهور است و از جمله روایات پاکان از پدران پاکشان میباشد. برخی از پیشینیان ما از محدثان، هنگامی که این سند را نقل می کردند، می گفتند: «اگر این سند بر مجنونی خوانده شود، بهبود می یابد».



این متن از چند جهت برای تحلیل تعامل علمای اهل سنت با ائمه شیعه (علیهم السلام) و به طور خاص امام رضا (علیه السلام) بسیار مهم و روشنگر است:
1. اعتبار و جایگاه امام رضا (علیه السلام) نزد محدثان اهل سنت
متن به صراحت نشان میدهد که علمای برجسته اهل سنت در سدههای سوم و چهارم هجری، نه تنها امام رضا (علیه السلام) را به عنوان یک راوی مورد اعتماد میپذیرفتند، بلکه برای کسب حدیث به محضر ایشان میرفتند و سند ایشان را «سلسلة الذهب» (زنجیره طلایی) مینامیدند. این نشان میدهد که:
اهل بیت به عنوان «طاهرین و طیبین» در منابع معتبر اهل سنت توصیف میشوند.
سلسله پدران امام رضا (علیه السلام) تا علی بن ابیطالب (علیه السلام) به عنوان یک سند کاملاً معتبر و درخشان در نظر گرفته میشود.
عبارت «لو قُرِئ هذا الإسناد على مجنون لأفاق» اغراقی ادبی نیست، بلکه بیانگر حداکثر درجه اعتماد و تکریم نسبت به این سلسله از راویان معصوم است.
2. حدیث «سلسلة الذهب» و محتوای مشترک با باورهای اهل سنت
متن حدیث در این روایت، محتوایی کاملاً توحیدی و مورد اتفاق همه مسلمانان دارد: «لا اله الا الله حصنی...». نکته کلیدی این است که محدثان اهل سنت با نقل از ائمه این حدیث را نقل کردهاند. این یعنی:
آنها با ذکر سلسله کاملی از امامان شیعه (از امام رضا تا امام علی) نه تنها مخالفتی نداشتند، بلکه آن را مایه فخر و برکت میشمردند.
این رفتار نشان میدهد که در آن دوره، اهل سنت و جماعت، ائمه اهل بیت (علیهم السلام) را نه فقط به عنوان شخصیتهای محترم علمی و دینی، که به عنوان حلقههای واسطه نقلی حدیث میپذیرفتند.
3. مفهوم «شفای بیماران روانی با توسل به سند»
عبارت «لو قُرِئ هذا الإسناد على مجنون لأفاق» یک باور عمیق را درباره برکت ذکر اسامی ائمه نشان میدهد: این باور ریشه در احترام فوقالعاده به اهل بیت دارد، محدثان اهل سنت معتقد بودند خودِ این سلسله پاک و متصل به پیامبر (صلی الله علیه وآله) دارای برکت معنوی و روحانی است که میتواند موجب شفای بیماریهای روحی و روانی شود. این همان توسل به اهل بیت در معنای وسیع کلمه است که نه تنها محدود به شیعیان، بلکه در میان علمای بزرگ اهل سنت نیز رایج بوده است.
4. تعامل بر مشترکات (توحید، نبوت، محبت اهل بیت)
محبت اهل بیت و پذیرش علمی و حدیثی آنان یک ارزش مشترک و مسلم میان همه مسلمانان بود. حتی محدثانی که بعدها به عنوان ارکان حدیث اهل سنت شناخته شدند (مانند ابونعیم)، نه تنها از نقل فضایل اهل بیت (علیهم السلام) ابایی نداشتند، بلکه خود را مفتخر به نقل احادیثی میدانستند که سند آن به ائمه شیعه میرسید.
این رویکرد، زمینهساز وحدت اسلامی بر پایه مشترکات (توحید، نبوت، محبت اهل بیت) بود، نه بر پایه اختلافات فقهی و کلامی.
نتیجه نهایی اینکه این متن نمونهای گویا از «محبت اهل بیت» در میان علمای متقدم اهل سنت است. آنها ائمه شیعه را نه به عنوان مذاهب رقیب، بلکه به عنوان امامانی از اهل بیت پیامبر میشناختند که ذکر اسامی آنان و توسل به ایشان، خود برکت و شفابخش است. این نوع تعامل، بسیار مثبت و الهامبخش برای گفتگوی امروز مذاهب اسلامی است.
ب: تاکید احمد بن حنبل به بهبودی مجنون با قرائت حدیث سلسله الذهب بر او
از احمد بن حنبل نیز نقل شده است که اگر اسناد این روایت به دیوانه خوانده شود، شفا پیدا می کند: جرجانی حدیث را نقل کرده و به سخن احمد بن حنبل نیز این چنین اشاره می کند: «وَبِإِسْنَادِهِ، عَنِ الْمُطَهَّرِ خَاصَّةً، قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ: قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِي، فَمَنْ دَخَلَهُ أَمِنَ مِنْ عَذَابِي». قَالَ أَحْمَدُ بْنُ حَنْبَلٍ: لَوْ قُرِئَ هَذَا الْإِسْنَادُ عَلَى مَجْنُونٍ لَبَرِئَ مِنْ جُنُونِهِ»[2]؛ اگر این اسناد بر مجنون (دیوانه) قرائت شود هر آینه از دیوانگیش، شفا پیدا می کند.


این نقل قول از احمد بن حنبل، یکی از مستندات تاریخی محکم برای اثبات این حقیقت است که: تعامل اهل سنت با شیعه در دوران طلایی تمدن اسلامی بر پایه احترام متقابل و پذیرش جایگاه علمی و معنوی اهل بیت (علیهم السلام) استوار بوده است. باور به توسل و تبرک بخشی از میراث اصیل اسلامی است که توسط بزرگانی چون احمد بن حنبل تأیید شده است. احمد بن حنبل سلسله طلایی (سلسلة الذهب) امامان شیعه را چنان معتبر میدانست که ذکر نام آنان را درمان بخش بیماریهای روحی و روانی معرفی میکرد.
این تحلیل نشان میدهد که اساس اشتراکات مسلمانان بسیار عمیقتر از اختلافات ظاهری است و بازگشت به این نگاه اصیل، میتواند راهگشای وحدت اسلامی امروز باشد.
ج: نقل حاکم نیشابوری از امام رضا (علیه السلام) به شفای مجنون با حدیث سلسله الذهب
شبلنجی از حاکم نیشابوری داستان استقبال بزرگان اهل سنت از امام رضا ( علیه السلام) و نقل حدیث سلسله الذهب توسط امام را نقل کرده و به نقل حاکم از امام رضا (علیه السلام) بر شفای مجنون توسط سلسله الذهب نیز این چنین اشاره می کند:
«(فائدة) أورد صاحب كتاب تاريخ نيسابور أن عليا الرضا بن موسى الكاظم ابن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن علي بن الحسين رضي اللّه عنهم لما دخل نيسابور كان في قبة مستورة على بغلة شهباء و قد شق بها السوق فعرض له الإمامان الحافظان أبو زرعة و أبو مسلم الطوسي و معهما من أهل العلم و الحديث ما لا يحصى فقالا يا أيها السيد الجليل ابن السادة الأئمة بحق آبائك الأطهرين و أسلافك الأكرمين إلا ما أريتنا وجهك الميمون و رويت لنا حديثا عن آبائك عن جدك نذكرك به فاستوقف غلمانه و أمر بكشف المظلة و أقر عيون الخلائق برؤية طلعته و إذا له ذؤابتان معلقتان على عاتقه و الناس قيام على طبقاتهم ينظرون ما بين باك و صارخ و متمرغ في التراب و مقبل حافر بغلته و علا الضجيج فصاحت الأئمة الأعلام معاشر الناس أنصتوا و اسمعوا ما ينفعكم و لا تؤذونا بصراخكم و كان المستملي أبا زرعة و محمد بن مسلم الطوسي فقال علي الرضا رضي اللّه عنه حدثني أبي موسى الكاظم عن أبيه جعفر الصادق عن أبيه محمد الباقر عن أبيه علي زين العابدين عن أبيه شهيد كربلاء عن أبيه علي المرتضى قال حدثني حبيبي و قرة عيني رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلم قال حدثني جبريل عليه السلام قال حدثني رب العزة سبحانه و تعالى قال: «كلمة لا إله إلّا اللّه حصني فمن قالها دخل حصني و من دخل حصني أمن من عذابي». ثم أرخى الستر على المظلة و سار قال فعد أهل المحابرو أهل الدواوين الذين كانوا يكتبون فأنافوا على عشرين ألفا قال رضي اللّه عنه لو قرئ هذا الإسناد على مجنون لأفاق من جنونه»[3]
این یک فایده (نکته ارزشمند) است: صاحب کتاب تاریخ نیشابور آورده است که وقتی علی بن موسی الرضا (عليه السلام) وارد نیشابور شد، در محملی پوشیده بر روی استر سپیدی سوار بود و از میان بازار عبور میکرد. دو امام از حافظان حدیث، ابوذرعه و ابومسلم طوسی که همراه با گروه بیشماری از اهل علم و حدیث بودند، پیش آمدند و عرض کردند: «ای سید بزرگوار، ای فرزند امامان، به حق پدران پاک و نیاکان گرامیت، چهره مبارکت را به ما نشان بده و حدیثی از پدرانت و جدت برای ما روایت کن تا از تو به یادگار داشته باشیم پس حضرت (عليه السلام) غلامانش را متوقف کرد و دستور داد که پوشش محمل را بردارند، و چشمان خلق را به دیدار چهره خود روشن ساخت. در آن هنگام دو گیسو بر دوش مبارکش آویخته بود و مردم در طبقات مختلف ایستاده بودند و هر کس به حالی گریه میکرد، فریاد میزد یا بر خاک میغلطید و حتی کسانی بودند که سم استر را میبوسیدند. فریاد و شیون بلند شد. پس ائمه اعلام (علمای بزرگ) فریاد زدند: «ای مردم! گوش کنید و آنچه به سودتان است بشنوید و با فریادهایتان ما را آزار ندهید.» راوی حدیث (مُستَملی) در آن مجلس، ابوذرعه و محمد بن مسلم طوسی بودند.
سپس علی بن موسی الرضا (عليه السلام) فرمود: پدرم موسی کاظم (عليه السلام) برایم حدیث کرد، از پدرش جعفر صادق (عليه السلام)، از پدرش محمد باقر (عليه السلام)، از پدرش علی زین العابدین (عليه السلام)، از پدرش شهید کربلا حسین بن علی (عليه السلام)، از پدرش علی مرتضی (عليه السلام) که گفت: حبیبم و نور چشمم رسول خدا (صلي الله عليه وأله) برایم حدیث کرد، ایشان فرمودند: جبرئیل (عليه السلام) برایم حدیث کرد، و او گفت: پروردگار عزت سبحانه و تعالی فرمود: «کلمه لا اله الا الله حصار من است. پس هر کس آن را بگوید، داخل حصار من شده و هر کس داخل حصار من شود، از عذاب من در امان است.»
سپس پرده محمل را فروانداخت و حرکت کرد. راوی می گوید: تعداد کسانی که آن حدیث را نوشتند و صاحبان دواتها و کاغذها که مشغول کتابت بودند شمردند، که بیش از بیست هزار نفر بودند. راوی می گوید: امام رضا (عليه السلام) فرمود: «اگر این سند بر مجنونی خوانده شود، از جنون خود بهبود می یابد.


این گزارش یکی از مهمترین مستندات تاریخی در باب تعامل علمای بزرگ اهل سنت با امام رضا (علیه السلام) و تأکید آنان بر خواص معنوی «سلسلة الذهب» است.
د: نقل قشیری از برخی پادشاهان در خصوص نوشتن حدیث حصنی با طلا ودفن آن در قبر و تاثیر معنوی آن
مناوی در کتاب فیض القدیر بعد از نقل حدیث سلسله الذهب به موردی از آثار معنوی این روایت از زبان قاسم قشیری اشاره می کند که برخی از پادشاهان این حدیث را با طلا می نوشتند و وصیت می کردند که آن را با وی دفن کنند حتی بعد از مرگ نیز برخی از این پادشاهان در خواب دیدند که بخاطر این الفاظ حدیث سلسله الذهب ( حدیث حصنی) که کلمه توحید در آن وجود دارد، بخشیده شده بودند. این نقل به این صورت آمده است:
«فائدة في تاريخ نيسابور للحاكم أن عليا الرضى بن موسى الكاظم بن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن علي زين العابدين بن الحسين لما دخل نيسابور كان في قبة مستورة على بغلة شهباء وقد شق بها السوق فعرض له الإمامان الحافظان أبو زرعة الرازي وابن أسلم الطوسي ومعهما من أهل العلم والحديث من لا يحصى فقالا أيها السيد الجليل ابن السادة الأئمة بحق آبائك الأطهرين وأسلافك الأكرمين إلا ما أريتنا وجهك الميمون ورويت لنا حديثا عن آبائك عن جدك نذكرك به فاستوقف غلمانه وأمر بكشف المظلة وأقر عيون الخلائق برؤية طلعته فكانت له ذؤابتان متدليتان على عاتقه والناس قيام على طبقاتهم ينظرون ما بين باك وصاخ ومتمرغ في التراب ومقبل لحافر بغلته وعلا الضجيج فصاحت الأئمة الأعلام معاشر الناس انصتوا واسمعوا ما ينفعكم ولا تؤذونا بصراخكم وكان المستملي أبو زرعة والطوسي فقال الرضا حدثنا أبي موسى الكاظم عن أبيه جعفر الصادق عن أبيه محمد الباقر عن أبيه علي زين العابدين عن أبيه شهيد كربلاء عن أبيه علي المرتضى قال حدثني حبيبي وقرة عيني رسول الله قال حدثني جبريل عليه السلام قال حدثني رب العزة سبحانه يقول كلمة لا إله إلا الله حصني فمن قالها دخل حصني ومن دخل حصني أمن من عذابي ثم أرخى الستر على القبة وسار فعد أهل المحابر والدواوين الذين كانوا يكتبون فأنافوا على عشرين ألفا وقال الأستاذ أبو القاسم القشيري اتصل هذا الحديث بهذا السند ببعض أمراء السبامانية فكتبه بالذهب وأوصى أن يدفن معه في قبره فرئي في النوم بعد موته فقيل ما فعل الله بك قال غفر لي بتلفظي بلا إله إلا الله وتصديقي بأن محمدا رسول الله»[4].


گزارش مناوی از قشیری، مستندی محکم برای اثبات این حقیقت است که تبرک به اهل بیت (علیهم السلام) و اعتقاد به خواص معنوی حدیث سلسلة الذهب در میان علمای بزرگ اهل سنت (از جمله مناوی و قشیری) و نیز در میان حاکمان و پادشاهان سنیمذهب، امری رایج و پذیرفته شده بوده است. این رویکرد میتواند به عنوان پلی برای وحدت اسلامی و نقد نگاههای افراطی مورد استفاده قرار گیرد.
نتیجه
بر اساس گزارشهای متعدد از منابع معتبر اهل سنت (مانند حاکم نیشابوری، ابونعیم اصفهانی، احمد بن حنبل، مناوی و شبلنجی) درباره حدیث «سلسلة الذهب» امام رضا (علیه السلام)، میتوان نتیجه گرفت: علمای بزرگ اهل سنت در طول تاریخ، نه تنها این روایت را به عنوان حدیثی ثابت و مشهور پذیرفتهاند، بلکه با تأکید بر خواص معنوی آن (مانند شفای مجنون با قرائت سند و تبرک به نوشتن آن با طلا و دفن در قبر)، بالاترین درجه ارادت و توسل به اهل بیت (علیهم السلام) را به نمایش گذاشتهاند. این رویکرد، نشان میدهد که «محبت اهل بیت و تبرک به ایشان» همواره یک وجه اشتراک عمیق و اصیل میان مذاهب اسلامی بوده است. بازگشت به این میراث مشترک و پرهیز از حاشیههای تفرقهانگیز معاصر، میتواند قویترین پل برای وحدت امت اسلامی باشد؛ وحدتی که در آن، نه تنها شیعیان، بلکه علمای بزرگ اهل سنت نیز ائمه اهل بیت را چراغ هدایت و واسطه فیض الهی میدانستند.
منابع
1. ابونعیم اصفهانی، احمد، حلية الأولياء وطبقات الأصفياء، بیروت، دار الفکر.
2. مناوی، عبد الرؤوف، فيض القدير شرح الجامع الصغير، بیروت، دار المعرفه، چاپ دوم، 1391ق.
3. شجری جرجانی، كتاب الأمالي وهي المعروفة بالأمالي الخميسية، بيروت، عالم الکتب.
4. شبلنجى، مؤمن، نور الابصار فى مناقب آل بيت النبى المختار، مصر، چاپ اول، 1313ق.
[1]- ابو نعیم اصفهانی، احمد، حلية الأولياء، ج 3، ص191 و 192.
[2] - جرجانی، یحیی، كتاب الأمالي وهي المعروفة بالأمالي الخميسية، ص12.
[3] - شبلنجی، مومن، نور الأبصار ، ص143.
[4]- مناوی، عبد الروف، فيض القدير، ج 4، ص489.