هنوز ماتم زن های خونجگر شده راهنوز داغ پدرهای بیپسر شده را کسی نبرده ز خاطر کسی نخواهد برد
کسی نبرده ز خاطر، نه صبح رفتن رانه عصرهای به دلواپسی به سر شده را
نه آهِ ماندن بر آیینه های کهنه شهر نه داغهای هر آیینه تازهتر شده را
جنازهها که میآمد هنوز یادم هستجنازههای جوان، کوچههای تر شده را
*نه، این درخت پر از زخم، خم نخواهد شد*خبر برید دو سه شاخه تبر شده را!
محمد مهدی سیار