نویسنده: محمد باغچقی
چکیده
یکی دیگر از عالمان مسلمان که به طور حتم بازخوانی آراء تمدنی ایشان برای مخاطبین محترم مفید فایده خواهد بود، "شهید محمد سعید رمضان البوطی" است که در نوشتار پیش رو به نمونه هایی از باورها و تصریحات او در خصوص وحدت و تقریب، مقابله با جریانات تکفیری و وهابی، استکبار ستیزی و حمایت از آرمان های فلسطین پرداخته می شود.
واژگان کلیدی
محمد سعید رمضان البوطی، اهل سنت، تمدن نوین اسلامی، استکبار ستیز، وحدت و تقریب، فلسطین، آمریکا، اسرائیل.
مقدمه
به طور حتم یکی از مهم ترین سرمایه های امت اسلامی در روزگار معاصر، وجود عالمانی است که ضمن تاکید همیشگی بر دستورات عبادی و فردی دین، همچنین نسبت به مسوولیت های اجتماعی که اسلام عزیز بر عهده آحاد امت به ویژه علما و خواص جامعه گذاشته، غفلت نورزیده اند. بدین سان که این بزرگواران همواره بر مسائل راهبردی و مهمی نظیر اتحاد مسلمین و حمایت از مستضعفین تاکید کرده و از آنجایی که به شدت استکبار ستیز بوده اند، لذا توطئه های مستکبران را نیز برای مخاطبین خود افشا ساخته اند.
چنانکه شیخ محمد سعید رمضان البوطی (عالم معاصر اهل سنت سوریه) از جمله این عالمان بزرگوار به شمار می آید که دغدغه فراوانی نسبت به سعادت مسلمانان داشت و لذا در بخش قابل توجهی از عمر خویش، ضمن یادآوری مصالح امت، همچنین به افشا کردن توطئه ها و برنامه های دشمنان برای جوامع اسلامی پرداخته و با انحرافات جریانات منحرفی همچون وهابیت نیز به صورت جدی مقابله نموده است.
به هر حال از آنجایی که آشنایی با مواضع تمدنی مرحوم محمد سعید رمضان البوطی، قطعا برکاتی را به دنبال دارد، لذا نگارنده در نوشتار پیش رو پس از معرفی اجمالی ایشان، به نمونه هایی از این مواضع تمدنی اشاره خواهد کرد.
شیخ البوطی کیست؟
محمد سعيد رمضان البوطي از علماي اشعري و شافعي مذهب معاصر، در سال1348هجري قمري ( مصادف با سال 1929ميلادي) در دهكده «جليكا» واقع در غرب آناتولي تركيه متولد شد. پدرش ملا رمضان البوطي از علماي كُرد آن منطقه بود بدين جهت هنگامي كه در حكومت آتاتورك بر تركيه، سياست هاي سكولاري رواج یافت، محمد سعيد که حدودا 5 سال داشت، به همراه خانواده اش به دمشق مهاجرت كرد.
در دمشق، تحصيلات مقدماتي را فرا گرفت و سپس به يادگيري علومي همچون رياضيات، تفسير، منطق، كلام، اصول و فقه مشغول شد. كسب مهارت هاي علمي البوطي تا جايي پيش رفت كه در سال 1956ميلادي، موفق شد به دانشگاه الازهر مصر وارد شود.
او در سال 1965ميلادي، مدرك دكترايش را از دانشگاه الازهر مصر دريافت كرد. از همين رو تدريس دروسي همچون فقه مقايسه اي، مطالعات اسلامي، اصول فقه، عقايد اسلامي، سيره نبوي (صلی الله علیه وآله) را در دانشگاه آغاز كرد. وي پس از مدتي، به رباست دانشگاه دمشق منصوب شد. البته تدريس و انجام فعاليت هاي اجرايي موجب نشد محمد سعيد البوطي، از تاليف آثار و نوشته جات علمي غفلت كند و لذا از وي حدود 60 عنوان كتاب به يادگار مانده است.
سرانجام شيخ محمد سعيد رمضان البوطي عصر روز پنج شنبه 9 جمادي الاولی 1434هجري قمري، در حال تدريس در مسجد الايمان در شهرك المزرعه دمشق، بر اثر انفجار بمب به شهادت رسيد.[1]
نمونه هایی از آراء تمدنی شهید محمد سعید رمضان البوطی
همچنانکه در مباحث مقدماتی گذشت، از دکتر البوطی که دغدغه سعادت مسلمین را در سر می پروراند، آراء متعددی را سراغ داریم که با عنایت به این آراء می توان او را شخصیتی تمدنی قلمداد نمود؛ برخی از جلوه های اندیشه تمدنی محمد سعید رمضان البوطی به شرح ذیل می باشند:
1. تاکید همیشگی بر اتحاد مسلمانان
بدون تردید شهید البوطی، از جمله داعیان داران برجسته وحدت در عصر معاصر به حساب می آید؛ چنانکه آیت الله العظمی شهید سید علی خامنه ای (ره)، در یکی از فرمایشات خویش، از دکتر البوطی به عنوان شخصیتی وحدت آفرین نام برده اند.[2] برخی از مهم ترین مواضع ایشان که ادعای مزبور را به اثبات می رساند، عبارتند از:
اول: اثبات اهمیت فوق العاده وحدت و پرهیز از تفرقه در دین مبین اسلام
در نگاه شیخ محمد سعید رمضان البوطی، اتحاد و اجتناب از تفرقه از جمله دستورات دینی به شمار می رود. او حتی ادعا می کند که در دین مبین اسلام، هیچ دستوری، از حیث تقدس و اهمیت نظیر وحدت سراغ ندارد.[3] همچنین او مدعی می شود که در بین نعمت های الهی نیز نعمتی همانند اتحاد نمی شناسد.[4]
البوطی که معتقد بود اتحاد از جمله اوامر الهی در قرآن کریم می باشد در این باره نیز چنین تصریح کرده است: «کلکم یعلم یهیب کتاب الله سبحانه و تعالی المسلمین بان یتحدوا و بان یتضامنوا و بان لا یتفرقوا و بان لا یتنازعوا و یتخاصموا ، و ما منکم الا من قرا او سمع کثیرا من الایات التی یهیب فیها البیان الالهی المسلمین بالانقیاد لهذه الامر، من مثل قول الله عزوجل:
"واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا" {آل عمران: 103}
و قوله: "و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم" {انفال: 46}
و قوله: "و لا تکونوا کالذین تفرقوا و اختلفوا من بعد ما جاءهم البینات"{آل عمران: 105}»[5] همه میدانیم که کتاب خداوند سبحان و تعالی، مسلمانان را به اتحاد، همبستگی، دوری از تفرقه و پرهیز از نزاع و دشمنی فرا میخواند. همه شما آیات بسیاری را خوانده یا شنیدهاید که در آنها، کلام الهی مسلمانان را به گردن نهادن به این فرمان فرا میخواند؛ آیاتی همچون کلام خداوند عزوجل: "و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید"
و سخن او: "و با هم نزاع مکنید که سست شوید و قدرت و شوکتتان از میان برود"
و کلام او: "و همانند کسانی نباشید که پس از آنکه دلایل روشن برایشان آمد، پراکنده شدند و اختلاف ورزیدند."
[5]
در عبارت دیگری از جناب البوطی می خوانیم: «و ما اعلم ان الله حذر هذه الامه من ان تتنکب فتقع فی مصیبه من اخطر المصائب کما حذرها من التنازع و الشقاق...و کلکم یقرا قول الله عزوجل: "واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا"؛ و کلکم یقرا قول الله عزوجل: "و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم"»[6] گمان نمیبرم خداوند این امت را از چیزی، به همان اندازه و شدتی که از نزاع و تفرقه بیم داده است، برحذر داشته باشد و همه شما این کلام خداوند عزوجل را خوانده اید که: "همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید"؛ همچنین این کلام خداوند عزوجل را میخوانید که: "و با هم نزاع مکنید که سست شوید و قدرت و شوکتتان از میان برود."


در نهایت جناب البوطی از عمل نکردن مسلمین به قرآن کریم، اینچنین حسرت و تاسف می خورد: «الم یقل الله عزوجل فی وصف المومنین فی اکثر من موضع انهم رحماء فیما بینهم اعزه علی الکافرین؟ الم یقل: "یا ایها الذین آمنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف یاتی الله بقوم یحبهم و یحبونه اذله علی المومنین اعزه علی الکافرین"؟ الم یقل: "محمد رسول الله و الذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم"؟ الیس هذا وصف المومنین النخبه الصالحه من عبادالله عزوجل فی کتابه؟ فلماذا سرنا فی الطریق المناقض لهذا الذی اختاره الله لنا من الصفات؟ شاءالله لنا ان نکون رحماء فیما بیننا فاصبحنا اشداء فیما بیننا؛»[7] آیا خداوند عزوجل در بسیاری از فرمایشات خویش در توصیف مؤمنان نگفته است که آنان در میان خود با هم مهربانند و در برابر کافران مقتدر؟ آیا نگفته است: ای کسانی که ایمان آوردهاید، هر کس از شما از دین خود بازگردد، پس بهزودی خداوند قومی را جایگزین میکند که آنان را دوست دارد و آنان نیز او را دوست دارند؛ که در برابر مؤمنان فروتن و در برابر کافران مقتدرند؟ آیا نگفته است: محمد (صلی الله علیه وآله) رسول خداست و کسانی که با او هستند، در برابر کافران سختگیر و در میان خود با هم مهربانند؟ آیا این وصف مؤمنان برگزیده و صالح خداوند عزوجل در کتاب او نیست؟ پس چرا در راهی حرکت کردیم که با این صفاتی که خداوند برای ما برگزیده، در تضاد است؟ خواستِ خداوند این بود که ما در میان خود مهربان باشیم، اما ما در میان خود "اشداء" شدیم.

بنابراین از منظر شیخ محمد سعید رمضان البوطی، اتحاد از جمله دستورات حتمی پروردگار متعال به شمار می رود. البته پرواضح است دستورات خداوند حکیم، مبتنی بر مصالح عباد می باشد از این رو طبعا وقتی مشخص شد وحدت از جمله اوامر الهی است، پس باید دانست که اگر مسلمانان با یکدیگر متحد باشند، قطعا برکات و ثمراتی بی نظیر نصیب شان خواهد شد. در بخش بعد به برخی از این ثمرات که در کلام مرحوم البوطی آمده است اشاره می گردد.
دوم: تبیین ثمرات وحدت
دکتر البوطی معتقد بود اتحاد امت، ثمرات متعددی به دنبال دارد از جمله آنکه اگر مسلمانان با هم متحد شوند، قطعا رحمت الهی نازل خواهد شد. ایشان در این باره چنین تصریح می کند: «ایها الناس نحن بامس الحاجه الی فیض من رحمه الله و ان کنا لا نستاله، افتعلمون کیف تستنزلون هذه الرحمه؟ تستنزلوها برحمه تبدونها فیما بینکم، تستنزلوها بالبحث عن الفقراء تکرمونهم بالصدقات الوفیره، استنزلوا رحمه الله عزوجل بان تکون ید کل واحد منکم قائمه بخیر سبیل لاطفاء شر الفتنه.» [8] ای مردم، ما بیش از هر زمان دیگری به رحمت الهی نیازمندیم، هرچند که آن را [بهگونهای که میخواهیم] طلب نمیکنیم. آیا میدانید چگونه میتوان این رحمت را فرود آورد؟ شما آن را با مهربانیای که نسبت به همدیگر نشان میدهید، فرود میآورید؛ با جستوجوی فقرا و بزرگداشت آنان از طریق صدقات فراوان، رحمت الهی را طلب میکنید. رحمت خداوند عزوجل را با این امر فرود آورید که دست هر یک از شما در مسیر خیر، برای خاموش کردن آتش فتنه، بالا باشد.

این عالم معاصر اهل سنت در موضع دیگری نیز اتحاد را عامل مصونیت و محافظت از مشکلات کنونی جهان اسلام قلمداد نموده و در این خصوص گفته است: «ان المشکلات التی تعصف بالمجتمعات الاسلامیه الیوم، کثیره متنوعه و لیست الازمه التی تمر بنا الا واحده من هذه المشکلات، و انما العاصم منها شیء واحد، هو شیوع الالفه و امتداد جسور و شبکات الموده بین افراد المجتمعات الاسلامیه، تلک هی الضمانه الوحیده التی تعصم مجتمعاتنا الاسلامیه من المشکلات المتنوعه المختلفه ای کانت و ایا کان مصدرها»[9] امروزه مشکلات بسیاری در جهان اسلام وجود دارد که تنها راه در امان ماندن از این مشکلات، شیوع الفت و مودت بین افراد امت است. قطعا این مهم تنها راه مصونیت جوامع مسلمان از مشکلات متنوع کنونی است.

در عبارت دیگری از محمد سعید رمضان البوطی در رابطه با برکات وحدت نیز می خوانیم: «فالقوه انما هی فرع لوحده الامه، و العزه انما هی ثمره لوحده الامه، و العزه انما هی ثمره لتآلف الامه، و غناها انما هی ثمره لوحدتها و تضامنها و تآلفها؛»[10] قدرت تنها از وحدت امت نشأت میگیرد، عزت تنها ثمره وحدت امت است، عزت تنها میوه الفت و همبستگی امت است، و بینیازی نیز تنها محصول وحدت، همبستگی و انسجام امت است.
این نویسنده سنی مذهب به برخی از مضرات تفرقه نیز اشاره می کند که در بخش بعد به نمونه هایی از این مضرات اشاره خواهد شد.
سوم: اشاره ای به مضرات تفرقه
به تصریح شهید البوطی، تفرقه نیز مضرات متعددی را به دنبال دارد از جمله آنکه موجب بهره برداری و منفعت بردن دشمنان و اجانب می گردد. چنانکه در عبارت صریح او در این باره آمده است: «بروز اختلافات بين حاكمان كشورهاي اسلامي و مسلمانان ساكن در اين كشورها، بيش از همه، به نفع استعمار و غرب است.»[11]
دکتر البوطی در موضع دیگری نیز برهم خوردن اتحاد را از مهم ترین عوامل اشغال سرزمین های اسلامی توسط بیگانگان تلقی کرده و در این خصوص گفته است: «لا شک ان احتلال العدو المشترک لارض اسلامیه من اکبر المصائب التی تحیق بالمسلمین، و لکن هذه المصیبه لا یمکن ان تتسرب الی ارض من بلاد الاسلام الا من خلال بوابه واحده لا ثانی لها، هذه البوابه هی الفتنه التی حذر منها رسول الله (صلی الله علیه و آله)؛ فمن خلال هذه البوابه یتسرب العدو الی ارض المسلمین، و یبسط یده علیهم و یغتصب حقوقهم.
و ما هو المعنی المخلص للفتنه التی تحدث عنها رسول الله (صلی الله علیه وآله) حدیثا ضافیا؟
هی تتلخص فی عدوان المسلمین بعضهم علی بعض، کل ما حدثنا عنه رسول الله (صلی الله علیه وآله) من الفتن و انواعها یتلخص فی هذا الشیء؛ عدوان المسلمین بعضهم علی بعض.» [12] بیتردید اشغال سرزمین اسلامی به دست دشمن مشترک، از بزرگترین مصیبتهایی است که گریبان مسلمانان را میگیرد؛ اما این مصیبت نمیتواند جز از طریق یک دروازه — که دومی برای آن وجود ندارد — به سرزمینی از سرزمینهای اسلام رخنه کند. این دروازه همان فتنهای است که پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) از آن هشدار داده است؛ زیرا دشمن از همین طریق به سرزمین مسلمانان نفوذ میکند، بر آنان چیرگی مییابد و حقوقشان را تضییع میکند. اما آن معنای خالص و واقعیِ فتنهای که پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) بهصورت گذرا از آن سخن گفته است، چیست؟ خلاصهاش این است که مسلمانان بر یکدیگر تجاوز کنند. هر آنچه پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) از فتنهها و گونههایشان به ما گزارش کرده، در همین یک حقیقت خلاصه میشود: تجاوز و دشمنی مسلمانان نسبت به یکدیگر. (یعنی در صورت دشمنی و تجاوز مسلمین نسبت به همدیگر، دشمنان فرصت می یابند که بر سرزمین های اسلامی چیره گردند.)

همچنین این عالم مطرح مسلمان در بیانات دیگری نیز مضرات تفرقه را اینگونه تبیین کرده است: «اذا تحولت وحده الامه الی انکاث و ضیاع و شتات، فلن تجد لهذه الامه بعد ذلک غنی، و لا قوه، و لا عزه، و لا هیبه فی قلوب الاعداء»[13] هرگاه یکپارچگیِ امت به ازهمگسیختگی، تباهی و پراکندگی بدل شود، پس از آن دیگر نه از بینیازی، نه از قدرت، نه از عزت و نه از شکوهِ این امت در دل دشمنان، نشانی نخواهی یافت.
در عبارت دیگری نیز از او می خوانیم: «عندما تفرقت هذه الامه سهل علی العدو ان ینال منها کل منال، و ان یصل منها الی کل ما یبتغی و ان یحیل عزها الی ذل، و ان یحیل قوتها الی ضعف، و ان یحیل غناها الی فقر»[14] زمانی که این امت دچار پراکندگی شود، دشمن بهراحتی میتواند به هر آنچه میخواهد دست یابد، به تمام اهداف خود برسد و عزتِ آن را به خواری، قدرتش را به ناتوانی، و بینیازیاش را به تنگدستی بدل کند.
حال که روشن شد وحدت، برکات بی نظیری را به دنبال دارد و تفرقه نیز مضرات متعددی را در پی خواهد داشت، به جهت متنعم شدن به آن برکات و در امان بودن از این ضررها، می بایست عوامل وحدت را بشناسیم تا در سایه سار التزام به این عوامل سعادتمند شویم. از این رو در بخش بعد به نمونه هایی از عوامل وحدت در کلام آقای البوطی اشاره می گردد.
چهارم: تشریح عوامل اتحاد امت
به باور دکتر البوطی مسلمین برای آنکه متحد شوند، می بایست به قرآن بازگردند و به وصایای آن عمل کنند؛ چنانکه او پس از تشبیه روش های تفرقه افکنانه دشمنان عصر نبوی (صلی الله علیه وآله) با دشمنان کنونی، سپس راه حل نجات از این فتنه ها را اینگونه معرفی کرده است: «یا عباد الله ان الذی ینجی هذه الامه من الفتن و من ثم ینجیها من الدمار و الهلاک انما هو الرجوع الی وصایا کتاب الله عزوجل»[15] ای بندگان خدا، تنها راه نجات این امت از فتنهها و در پی آن، رهایی از نابودی و هلاکت، بازگشت به رهنمودهای کتاب خداوند عزّوجل است.
شهید محمد سعید رمضان البوطی در موضع دیگری نیز 3 مسئله زیر را به عنوان راهکارهای دین برای ایجاد اتحاد میان مسلمانان معرفی می کند:
توجه به اشتراک مسلمین در عبادت پروردگار؛
حکم کردن به ظاهر مسلمین و پرهیز از حکم نمودن طبق باطن افراد؛
حسن ظن نسبت به سایر مسلمین و اجتناب از سوء ظن.[16]
جناب البوطی، برخی از مناسک عبادی نظیر "حج" را نیز از جمله عوامل وحدت آفرین در جهان اسلام می دانست و در این باره می گفت: «ان البیت الله العتیق یدعوهم الی الاتحاد و الوئام...ان کل شعار من شعائر الحج و ان کل عمل من اعماله و ان کل رکن من ارکانه یهیب بالمسلمین ان یتحدوا، و یهیب بالمسلمین ان یکونوا لا یدا واحده بل قلبا واحدا ایضا»[17]بیتالله العتیق، آنان را به اتحاد و همدلی فرامیخواند… تمامی شعائر، اعمال و ارکان حج، مسلمانان را به یکپارچگی دعوت میکند؛ تا نه تنها دستی واحد، که دلی واحد نیز باشند.
پس از تبیین برخی از عوامل وحدت که در کلام شیخ محمد سعید رمضان البوطی آمده، شایسته است به برخی از عوامل تفرقه نیز اشاره گردد. به همین خاطر در بخش بعد به این مهم پرداخته می شود.
پنجم: بیان عوامل تفرقه
شیخ البوطی، افراطی گری را به عنوان یکی از مهم ترین عوامل تفرقه در جوامع اسلامی قلمداد کرده و در این خصوص چنین تصریح می نمود: «من این جاء هذا التدابر؟ و کیف تسرب الینا هذا التنازع؟ و کیف اصبحنا محاور متدابره محاور متنازعه بعد ان شاءالله عزوجل لنا ان نکون امه واحده؟
هنالک عوامل کثیره...ولکن من اخطر هذه العوامل عوامل ینسجها المسلمون بایدیهم، بل یسعی الیها المسلمون الملتزمون بالاسلام باختیارهم، و هذا هو البلاء الاطم؛ ان یکون المسلمون هم الاداه لهذا التفرق الذی حاق بهم و عن طریق اسلامهم فی ما یبدو، هذا العامل الذی ارید ان الفت النظر الیه بکلمات وجیزه و بکلام مکثف، نلاحظه ایها الاخوان ان التفتنا یمینا او شمالا
انا التفتنا نجد کیف ان المسلمین بایدیهم یمزقون وحدتهم و بمساعیهم یقضون علی التضامن الذی اکرمهم الله سبحانه و تعالی به:
التطرف: التطرف هو الذی یخلق ردود فعل، و ردود الفعل تنتهی الی هذا التمزق الذی احدثکم عنه؛ و التطرف نراه فی سلوم و نراه فی معتقدات، و نراه فی مخترعات تخترع باسم الدین؛ کل هذه الامور و غیرها یدخل تحت عنوان التطرف او التکلف او التقعر؛ و قدیما نهانا رسول الله (صلی الله علیه وآله) و حذرنا من التکلف و حذرنا رسول الله (صلی الله علیه وآله) من التنطع و التکلف و التقعر و التطرف....کل ذلک کلمات لها مدلول واحد»[18] این پشت کردن به یکدیگر از کجا نشأت گرفته است؟ این نزاع چگونه در میان ما رخنه کرد؟ چگونه پس از آنکه خداوند متعال اراده فرمود که امت واحدی باشیم، به محورهایی متضاد و ستیزهجو بدل شدیم؟ عوامل بسیاری در کار است… اما خطرناکترین آنها عواملی است که مسلمانان خود با دستان خویش میبافند؛ بلکه مسلمانانِ پایبند به اسلام نیز با اختیار خود به سوی آن میشتابند. این همان مصیبت بزرگ است؛ اینکه مسلمانان خود ابزار این تفرقهای شوند که دامنگیرشان شده است و آن هم ظاهراً از مجرای اسلامِ خودشان. این عاملی است که میخواهم در عباراتی کوتاه و فشرده توجه شما را به آن جلب کنم؛ عاملی که اگر به راست یا چپ بنگریم، آن را مشاهده میکنیم. وقتی مینگریم، میبینیم که چگونه مسلمانان با دستان خود، وحدت خویش را پارهپاره میکنند و با تلاشهایشان، آن همبستگیای را که خداوند سبحان بدان عزتشان بخشیده است، از بین میبرند: افراطگرایی (تطرّف): این افراطگرایی است که واکنشها را میآفریند و این واکنشها به همان ازهمگسیختگی میانجامد که از آن سخن گفتم. ما افراطگرایی را در رفتارها، عقاید و امور ساختگیای میبینیم که به نام دین جعل میشوند؛ تمامی این موارد و نظایر آن، ذیل عناوین «افراط»، «تکلف» و «تصلب» قرار میگیرند. پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله) دیرزمانی پیش، ما را از تکلف، سختگیریهای بیهوده (تنطّع)، و افراطگرایی نهی کردند و بر حذر داشتند؛ واژگانی که همگی بر یک معنا دلالت دارند.

به طور قطع تلاش دشمنان برای برهم زدن اتحاد مسلمین نیز به عنوان یکی دیگر از عوامل ایجاد تفرقه به حساب می آید. چنانکه البوطی در این خصوص نیز گفته است: «عدونا المشترک یسعی سعیه اللاهث الی ایقاظ نیران الفتنه بل الی تفجیر براکین الفتنه علی مقربه منا، بین من بین الاشقاء، بین فئات اختلفت مذاهبهم»[19] دشمن مشترک ما، نفسزنان و با تمام توان میکوشد تا شعلههای فتنه را برافروزد؛ بلکه آتشفشانهای فتنه را در بیخ گوش ما، میان برادران و میان گروههایی با مذاهب گوناگون، به فوران وا دارد.
حتی در عبارت دیگری از شیخ البوطی، اختلاف افکنی و ایجاد نزاع به عنوان بارزترین و خطرناک ترین نقشه دشمن برای امت اسلامی قلمداد شده است.[20]
با توجه به محورهای فوق که تنها بخش کوچکی از سخنان محمد سعید رمضان البوطی است، مشخص می شود تحقق وحدت در جهان اسلام، یکی از دغدغه های جدی و مستمر ایشان بوده است. از این رو این عالم و اندیشمند سنی مذهب را می توان از جمله داعیه داران اتحاد امت در عصر معاصر پنداشت.
گفتنی است همچنانکه رهبر شهید انقلاب حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای (ره) و دیگر اندیشمندان مسلمان نیز مکررا تصریح فرموده اند، جریانات و گروه های تکفیری نظیر وهابیت با هدف ایجاد تفرقه میان مسلمانان تاسیس شده اند.[21] برهمین اساس مشاهده می کنیم جناب البوطی با درک صحیحی از این خطر مهم، مقابله جدی نیز با تکفیریان داشته است. در بخش بعد به برخی از ابعاد مقابله ایشان با وهابیان اشاره می گردد.
2. مقابله جدی با آراء وهابیت
به یقین شهید محمد سعید رمضان البوطی را می توان از بزرگترین منتقدین آراء و افکار جریانات تکفیری همچون وهابیت به حساب آورد. چنانکه به غیر از تالیف کتبی در راستای نقد تفکرات وهابیان نظیر «اللامذهبیه اخطر بدعه تهدد الشریعه الاسلامیه» و «السلفیه مرحله زمنیه مبارکه لا مذهب اسلامی»، همچنین ایشان در سایر بیانات و نوشته جات خود نیز مطالب مفیدی را در خصوص رد انحرافات وهابیت تبیین کرده است. پرواضح است اسلام عزیز با رویه و منهج تکفیریان مخالف بوده و لذا مقابله آن مرحوم با گروه های تکفیری -که با هدف ایجاد تفرقه در جهان اسلام بنا شده اند – یکی دیگر از جلوه های اندیشه تمدنی آقای البوطی به شمار می رود. از این رو در ادامه به نمونه هایی از مواضعش علیه وهابیان اشاره می گردد.
اول: بدعی نامیدن جریان وهابیت
از منظر شیخ محمد سعید رمضان البوطی، وهابیت در جهان اسلام بدعت های خطرناکی ایجاد کرده است از این رو ایشان در عبارتی صریح به بدعی بودن این فرقه اینگونه تصریح می کند: «کلمه "السلفیه" ترجمه جدیده للوهابیه نسبه الی محمد بن عبدالوهاب و ان اردت ان تعلم مضامین هذا المذهب البدعی فاقرا کتابی "اللامذهبیه" و کتابی الآخر "السلفیه مرحله زمنیه مبارکه"؛»[22] واژهی «سلفیه»، عنوانی تازه برای وهابیت است که به محمد بن عبدالوهاب نسبت داده میشود. اگر میخواهید با درونمایههای این مذهبِ بدعتآمیز آشنا شوید، کتابم «اللامذهبیة» و دیگر کتابم «السلفیة مرحلة زمنیة مبارکة» را مطالعه کنید.
دوم: انتقاد جدی از تکفیر مسلمین
جناب البوطی با انتقاد از رویه جریانات تکفیری در تکفیر طیف گسترده ای از مسلمانان، در مواضع متعددی تصریح می کند که اگر صدها دلیل بر کفر شخصی وجود داشت و تنها یک دلیل بر بقاء آن شخص بر اسلام وجود داشت، همان یک دلیل کافی است که بر مسلمان بودنش حکم شود. در یکی از عبارات آن عالم معاصر اهل سنت در این خصوص می خوانیم: «شریعه الله تقول اذا طافت احتمالات اکثر من مائه بالانسان داله علی کفره بقی احتمال واحد فوق المائه یدل علی انه یزال مسلما؛ رسول الله (صلی الله علیه وآله) یقول: تلک هی الذره التی ستنجیه یوم القیامه من عذاب الله عزوجل، (یخرج من النار من کان فی قلبه مثقال ذره من ایمان).»[23] شریعت خداوند چنین حکم میکند که اگر بیش از صد احتمال در مورد شخصی وجود داشته باشد که همگی گواه بر کفر او باشند، اما تنها یک احتمال باقی باشد که نشان دهد او همچنان بر دین اسلام است، همان احتمال [ملاکِ حکم خواهد بود]. رسول خدا (صلی الله علیه وآله) میفرمایند: این همان ذرّهای است که او را در روز قیامت از عذاب خداوند عزّوجل میرهاند؛ همانگونه که فرمودهاند: کسی که در قلبش به اندازهی سنگینیِ ذرّهای ایمان داشته باشد، از آتش بیرون میآید.

سوم: اثبات مشروعیت اموری که وهابیت آن امور را نامشروع قلمداد می کنند
یکی دیگر از اقدامات دکتر البوطی در جهت مقابله با آراء وهابیان، اثبات جواز اموری بود که وهابیان آنها را حرام می پندارند. به عنوان نمونه، زیارت قبور توسط بانوان در آئین وهابیت امری ممنوع و حرام قلمداد می شود[24] حال آنکه البوطی در اظهار نظری صریح، حکم مسئله مزبور را اینگونه تبیین کرده است: «زیاره القبور بصوره عامه امر مشروع بل مسنون ایضا لحدیث رسول الله (صلی الله علیه وآله):"کنت نهیتکم عن زیاره القبور الا فزوروها"؛ و هذا الخطاب یشمل الذکور و الاناث»[25] زیارت قبور بهطورعام امری مشروع و بلکه سنت است، بنا بر حدیثی از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) که فرمودند: من شما را از زیارت قبور نهی کرده بودم، [اما اینک] به زیارت آنها بروید؛ و این خطاب، مردان و زنان را بهیکسان در بر میگیرد.


همچنین وهابیان توسل به اولیاء الهی را نیز امری منکر و حرام دانسته اند؛[26] که شیخ محمد سعید رمضان البوطی در رد این ادعا نیز می نویسد: «یجوز التوسل برسول الله (صلی الله علیه وآله) حیا و میتا؛ و حدیث عثمان بن حنیف عن توسل الصحابی ابن الاعمی برسول الله (صلی الله علیه وآله) صحیح لا یشویه ضعف. و لم نسمع من ینکر جواز التوسل برسول الله (صلی الله علیه وآله) بداءا من عصر الصحابه؛»[27] توسل به رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) در حیات و پس از وفات ایشان جایز است؛ و حدیث عثمان بن حنیف درباره توسل آن صحابیِ نابینا به رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله)، حدیثی صحیح است که هیچ شائبهی ضعفی در آن راه ندارد. همچنین از عصر صحابه تاکنون، نشنیدهایم که کسی جواز توسل به رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) را انکار کرده باشد.


شهید البوطی در خصوص جواز طلب شفاعت و دعا از اموات – که مفتیان وهابی این عمل را نیز عملی حرام بر شمرده اند[28]- نیز چنین تصریح کرده است: «یجوز طلب الدعاء من کل من تظن فیهم الاستقامه و الصلاح احیاء کانوا ام امواتا؛ بان تقول لاحدهم ادع الله لی بحسن الختام مثلا.. الم یطلب – فی الحدیث الصحیح – بلال بن الحارث الدعاء من رسول الله (صلی الله علیه وآله) عام الرماده فی خلافه عمر، قائلا له: استسق لامتک ای ادع لنا الله ان یسقینا و یغیثنا»[29]درخواست دعا از هر کسی که به استقامت و شایستگی او گمان میبریم، اعم از زنده یا درگذشته، جایز است؛ مگر نه آنکه بلال بن حارث - طبق حدیث صحیح - در سال قحطی (عام الرمادة) در دوران خلافت عمر، از رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) درخواست دعا کرد و به ایشان گفت: برای امتت طلب باران کن؛ یعنی از خداوند بخواه تا ما را سیراب کند و به فریادمان برسد.

احتفال و برپایی جشن در ایام ولادت نبی اکرم (صلی الله علیه وآله) یکی دیگر از اموری است که در آئین وهابیت، به عنوان عملی بدعی و حرام قلمداد می شود[30] و لذا دکتر البوطی در مواضع متعددی به اثبات مشروعیت آن پرداخته است. به عنوان نمونه در یکی از عبارات او در این باره می خوانیم: «فاذا ما کان المجلس نقیا صافیا عن الشوائب و کان سدی و لحمه هذا المجلس الاصغاء الی مشاهد من سیره رسول الله (صلی الله علیه وآله)، مشاهد من شمائل سیدنا رسول الله (صلی الله علیه وآله)، الاصغاء الی مدح رسول الله (صلی الله علیه وآله) بالطریقه الشرعیه التی اذن بها الله سبحانه و تعالی فبخ بخ بهذا العمل؛ و ما احسن هذه العاده التی تثمر خیرا دینیا کبیرا. و کم راینا و نری من منحرفین اصطلحوا مع الله فی مناسبات کهذه المناسبات فی مناسبات موالد و ما اکثر ما راینا اناسا جددوا عهدهم مع الله عزوجل ان یلتزموا باوامره بعد شرود، و ان یسیروا علی صراطه بعد انحراف، کل ذلک بفضل اللقاءات التی هی عاده، و لکنها عاده مبارکه تحقق خیرا دینیا»[31] اگر این مجالس از هرگونه آلودگی و لغزش دور بماند و محوریت آنها بر گوش سپردن به وقایعِ سیره پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) باشد، و ستایش ایشان نیز بر اساس چارچوبهای شرعی و با اذن الهی صورت گیرد، این اقدام بسیار ارزشمند خواهد بود؛ چرا که چنین سنتی، ثمره خیرِ عظیمی به همراه دارد. ما بارها شاهد بودهایم که چگونه افرادی که از مسیر حق منحرف شده بودند، در چنین مناسبتهایی (مانند اعیاد میلاد)، پیمان تجدید عهد با خداوند را بستهاند؛ بسیاری از این افراد، پس از گمراهی، با بهرهگیری از این نشستها، دوباره به مسیر مستقیم الهی بازگشته و به فرمانهای او پایبند شدهاند. اگرچه این نشستها سنتی همیشگی هستند، اما سنتی مبارکاند که خیر و هدایتِ دینی را محقق میسازند.


با این همه مشخص می شود بخشی از حیات علمی جناب محمد سعید رمضان البوطی، صرف مقابله علمی با جریانات تکفیری نظیر وهابیت شده است.
البته چنین مقابله ای موجب نشد که آن عالم اهل سنت، از مبارزه و مقابله با دشمن اصلی (یعنی استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا و رژیم صهیونیستی) غفلت ورزد. از این رو استکبارستیزی را میتوان به عنوان یکی دیگر از شاخصه های اندیشه تمدنی دکتر البوطی به حساب آورد. در بخش بعد درنگی به این موضوع پرداخته خواهد شد.
3. استکبار ستیزی و افشاء توطئه های مستکبران
شهید محمد سعید رمضان البوطی در مبارزه با دولت های استکباری و افشای توطئه های آنان شجاعانه عمل می کرد و در بسیاری از سخنرانی ها و یا مکتوبات خود، مردم را نسبت به دسیسه های مستکبران آگاه کرده و آنان را به مواجهه جدی با دشمنان دعوت می نمود. به عنوان نمونه به برخی از تصریحات آن شهید بزرگوار در این خصوص اشاره می گردد.
اول: تاسف خوردن از غربت آیات استکبار ستیز در امت اسلامی
در نگاه دکتر البوطی، آیه 1 سوره ممتحنه «یا ایها الذین آمنوا لا تتخذوا عدوی و عدوکم اولیاء تلقون الیهم بالموده و قد کفروا بما جاءکم من الحق»، غریب ترین آیه قرآن کریم در امت اسلامی به شمار می رود. ایشان همچنین می افزاید: «ما اکثر ما تردد هذه الایه علی الاسماع و ما اکثر ما تتلوها افواه، و لکننا ننظر فنجد ان جلّ من یقومون بمهمه الدعوه الی الله عزوجل عن مضمون هذه الآیه معرضین و نجدهم ینبذونها وراء ظهورهم، فی حین ان آمریکا تقابلهم و تقبل الیهم قائله اعطونی قلوبکم امتعکم باسلامکم؛ و سرعان ما یستجیبون، سرعان ما ینغضون الیهم الرووس و یدلون الیهم بالولاء و یقبلون الیهم بالاستجابه. یلاحقهم بیان الله سبحانه و تعالی بهذه الآیه و بموکداتها یقول لهم الله عزوجل: "یا ایها الذین آمنوا لا تتخذوا بطانه من دونکم لا یالونکم خبالا و دّوا ما عنتم قد بدت البغضاء من افواهمم و ما تخفی صدورهم اکبر قد بینا لکم الایات ان کنتم تعقلون"{آل عمران: 118}»[32] چقدر این آیه در گوشها تکرار میشود و چه بسیار زبانها که آن را تلاوت میکنند؛ اما در عمل میبینیم که بیشترِ داعیانِ دین، از محتوای آن روی گردانده و آن را به فراموشی سپردهاند. در حالی که آمریکا به سویشان میآید و میگوید: دلهایتان را به من بسپارید تا با همین اسلامِ خودتان سرگرمتان کنم؛ و آنها چه شتابان پاسخ مثبت میدهند، چه زود سرِ تسلیم فرود میآورند، ابراز وفاداری میکنند و تن به فرمانبرداری میدهند. حال آنکه کلام خدای سبحان با این آیه و تأکیداتش، مدام آنان را خطاب قرار میدهد که: ای کسانی که ایمان آوردهاید! محرم اسراری از غیر خود، انتخاب نکنید! آنها از هرگونه شرّ و فسادی در باره شما، کوتاهی نمیکنند. آنها دوست دارند شما در رنج و زحمت باشید. (نشانههای) دشمنی از دهان (و کلام) شان آشکار شده؛ و آنچه در دلهایشان پنهان میدارند، از آن مهمتر است. ما آیات (و راههای پیشگیری از شرّ آنها) را برای شما بیان کردیم اگر اندیشه کنید!

شیخ البوطی در موضع دیگری نیز از اینکه مسلمین عصر حاضر، «اشداء علی الکفار» نیستند تاسف می خورد و در این راستا می گوید: «ناقضنا وصیه ربنا سبحانه و تعالی؛ بدلا من ان نکون رحماء فیما بیننا اصبحنا اشداء متحاقدین متباغضین متهارجین، و بدلا من ان نکون اشداء علی الکافرین اصبحنا اذله ننظر الیهم بعیون کثیره و بنظرات مهینه»[33] حقیقت این است که ما وصیت پروردگارمان را نادیده گرفتهایم؛ به جای آنکه در میان خود با هم مهربان باشیم، به سنگدلی، کینهتوزی، دشمنی و جدایی روی آوردهایم؛ و به جای آنکه در برابر کافران استوار و سلحشور باشیم، به ذلتی دچار شدهایم که با نگاهی حقیر و از موضع ضعف به آنان مینگریم.
دوم: تبیین اسلام آمریکایی و شاخصه های آن
این عالم معاصر اهل سنت در بسیاری از منابر، مردم را نسبت به ماهیت اسلام آمریکایی آگاه نموده است. به عنوان نمونه در متن یکی از سخنرانی های البوطی چنین می خوانیم: «الاسلام الذی نتمسک به حاکما علی السیاسات المختلفه لا ان نتبع الاخرین من حولنا اذ اصروا اصرارهم علی ان یجعلوا من الاسلام تابعا للسیاسات، یتلون الاسلام حسب تلون السیاسه و ها هو الاسلام الامریکی انظروا الیه انه ملون بلون الرایه الامریکیه، ملون بلون السیاسه الامریکیه، لا یرید الله عزوجل منا ان یکون الاسلام حاکما لا محکوما یرید الله عزوجل منا ان یکون الاسلام متبوعا لا تابعا»[34] اسلامی که ما به آن چنگ زدهایم، باید حاکم بر سیاستهای گوناگون باشد، نه آنکه ما پیروِ دیگران باشیم. عدهای اصرار دارند که اسلام را فرمانبردارِ سیاست کنند و آن را مطابق با تغییرات سیاسی، تغییر دهند. به این «اسلام آمریکایی» بنگرید؛ به رنگ پرچم و سیاستِ آمریکا درآمده است. خداوند از ما نمیخواهد که اسلام، محکوم باشد؛ بلکه او میخواهد اسلام، حاکم باشد؛ میخواهد اسلام، پیشوا باشد نه پیرو.


آن شهید بزرگوار در خصوص راه های موجود برای مقابله با اسلام آمریکایی و حل شدن این مشکل نیز اینگونه تصریح کرده است: «حل هذه المشکله المنوط بنا نحن یتمثل فی ثلاثه ارکان لهذه المعالجه او لهذا الحل:
اولها – و هو الرکن التاسیسی للعلاج – یتمثل فی ان نتجه جمعیا الی الله عزوجل بالاستغفار اولا و التوبه ثانیا و التضرع الی الله عزوجل و اعلان اننا مجددون لبیعتنا مع الله و اصطلاحنا مع حکمه و شرعه؛ .....
الرکن الثانی یا عبادالله هو ان ننفذ اوامر الله المتکرره و المتکرره فی محکم تبیانه الا نتفرق، الا نتنازع و انتم تقروون ایضا کتاب الله عزوجل و الایه المشهوره و المعروف التی کم و کم رایناها مثبته علی الجدران:
«واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا» {آل عمران: 103}
قراتم قوله: «و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم» {الانفال: 46}...
اما الرکن الثالث فیتمثل یا عبادالله فی ان نعاهد الله عزوجل ان ننفذ الاسلام المنبثق من کتاب الله و من سنه رسول الله (صلی الله علیه وآله) و الحاکمه علی امزجتنا و علی سیاستنا و علی سیاسه الدول و الفئات و الجماعات الاخری کلها ایا کانت، ای علینا ان نعلن بین یدی الله قرارنا الذی یجب ان نتخذه هو ان یکون الاسلام الذی نتمسک به حاکما علی السیاسات المختلفه لا ان نتبع الاخرین»[35] حل این معضل، در گروی اراده ما و بر سه رکن استوار است:
نخستین رکن که زیربنای درمان است، بازگشت همگانی ما به سوی خداوند است؛ نخست با استغفار، سپس با توبه و تضرع، و اعلامِ اینکه ما بیعت خود را با خدا تجدید کرده و با شریعت او آشتی کردهایم.
رکن دوم، ای بندگان خدا، اجرای دستورات مکرر خداوند در قرآن است مبنی بر دوری از تفرقه و ستیز. شما آیات کتاب خدا را میخوانید و آن آیه مشهور را که بارها و بارها بر دیوارها نقش بسته، دیدهایم: همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید (آلعمران: ۱۰۳).
همچنین این فرموده او را خواندهاید که: نزاع مکنید که سست میشوید و شکوه و قدرتتان از میان میرود (انفال: ۴۶).
اما رکن سوم، باید در پیشگاه خداوند تصمیمی قاطع بگیریم: اسلامی که به آن چنگ زدهایم باید حاکم بر سیاستهای گوناگون باشد، نه آنکه ما پیروِ دیگران باشیم.
سوم: فتوای وجوب عینی تحریم کالاهای آمریکایی و اسرائیلی
یکی دیگر از نمادهای استکبارستیزی شهید البوطی، تاکید بر تحریم کالاهای مستکبران آمریکایی و اسرائیلی است. چنانکه او در این باره می نویسد: «یجب وجوبا عینیا مقاطعه الاغذیه و البضائع الامریکیه، و الاسرائیلیه ایضا؛ اذ هو الجهاد الذی یتسنی لکل مسلم القیام به فی مواجهه العدوان الاسرائیلی و من یدعمه. و هو کما هو معروف و ثابت فرض عین فی حدود الامکان و هذا ممکن.» [36] تحریم مواد غذایی و کالاهای آمریکایی - و همچنین اسرائیلی - یک واجب عینی است؛ چرا که این همان جهادی است که هر مسلمانی میتواند در مواجهه با تجاوزگریهای اسرائیل و حامیانش به آن دست یازد. این امر، چنانکه مشهور و ثابت است، یک تکلیف شرعیِ فردی در حدِ توان است که تحقق آن نیز کاملاً ممکن و شدنی است.
چهارم: اشاره به حربه اقتصادی مستکبران
شیخ محمد سعید رمضان البوطی، حربه اقتصادی مستکبران در راستای مقابله با امت اسلامی را نیز اینچنین تشریح می کند: «اصبح السلاح الاول الذی یوجه الی صدور المسلمین و الذی تقوض بواسطته المجتمعات الاسلامیه هو السلاح الاقتصادی، هذا السلاح الذی یستعمله الغرب و امریکا الامام المقتدی به فی ذلک.
الغرب یحاربنا بواسطه قوته الاقتصادیه، و بواسطه افقاره ایانا فی الاقتصاد، و انکم لتلاحظون کیف تتساقط هذه الدول العربی و الاسلامیه واحده اثر اخری بعد ان الجئت الی المضائق الاقتصادیه و بعد ان الجئت الی الحرمان فصیرت حینا و لم تستطع ان تواصل، فاضطرت ان تمد یدها الی العدو الذی یقیم علی مقربه منا و الموامره مستمره و الخطه ماضیه...» [37] امروز، نخستین سلاحی که قلب مسلمانان را هدف گرفته و جوامع اسلامی را از درون متلاشی میکند، "سلاحِ اقتصاد" است؛ همان سلاحی که غرب – و در رأس آن آمریکا به عنوان پیشگام و الگوی این مسیر – از آن بهره میگیرد. غرب با اتکا به قدرت اقتصادیاش و با به فقر کشاندنِ ما، عملاً علیه ما وارد جنگ شده است. شما به چشم خود میبینید که چگونه دولتهای عربی و اسلامی یکی پس از دیگری، پس از آنکه در چنبرهی تنگناهای معیشتی و محرومیت گرفتار شدند، در حال فروپاشیاند. آنها مدتی تاب آوردند، اما سرانجام توانشان طاق شد و ناچار شدند دستِ نیاز به سوی همان دشمنی دراز کنند که در همسایگی ما خیمه زده است. این توطئه همچنان جاری است و نقشههایشان بیوقفه در حال پیشروی است.


پنجم: وجوب قوت یافتن مسلمین در حوزه مسائل اقتصادی
به باور این اندیشمند مسلمان، وقتی دشمن تمام همت خود را به کار گرفته تا از طریق مسائل اقتصادی، به امت اسلامی ضربه بزند، پس بر مسلمین واجب است که در کنار تقویت بنیه نظامی، در حوزه مباحث اقتصادی نیز خود را تقویت نمایند. در بخشی از عبارات ایشان در این خصوص می خوانیم: «کلنا یقرا فی کتاب الله عزوجل قوله سبحانه و تعالی: و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدوالله و عدوکم الی آخر الآیه...
کثیرون هم الذین یتصورون ان المراد بالقوه فی هذه الآیه هی قوه السلاح، و لکن جلّ العلماء المفسرین فسروا القوه بما هو اعم من ذلک؛ فسروها بمقتضی المطلق الذی جرت الآیه علی سننه، (اعدوا لهم ما استطعتم من قوه)، کل ما یمکن ان یعدّ قوه یحرز المسلمین عن الوقوع فی براثن اعدائهم ینبغی ان تعدوا تلک القوه له، یدخل فی معنی هذه القوه السلاح بکل انواعه و بسائر تطوراته و یدخل فی هذه القوه ایضا قوه الجسم و ما یتبع ذلک، و یدخل فی معنی القوه: القوه الاقتصادیه، و هذه القوه لیست اقل فی الخطوره و الاهمیه من قوه السلاح ابدا، و کان من الممکن ان یاتی التعبیر القرآنی هکذا (و اعدوا لهم ما استطتعم من اسلحه) و لکن لامر ما عمم البیان الهی و جاء التعبیر بکلمه القوه الشامله لمعانی کثیره.
و من هنا قرر العلماء ان علی المسلمین ان یحصنوا انفسهم ضد اعدائهم بکل حصون القوه، من هذه الحصون قوه السلاح، و من هذه الحصون – ولعلها اهم – القوه الاقتصادیه؛»[38] همه ما در کتاب خدای عزوجل این فرمایش را میخوانیم: "وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ…" (هر چه در توان دارید از نیرو و اسبهای ورزیده آماده کنید تا با آن، دشمن خدا و دشمن خودتان را بترسانید…). بسیاری میپندارند که منظور از "قوه" در این آیه، تنها توانِ نظامی و سلاح است؛ اما اکثر مفسران، معنایی فراگیرتری برای آن قائل شدهاند. آنها بر پایه اطلاق کلام الهی، آن را چنین تفسیر کردهاند: هر آنچه که بتوان آن را قدرت نامید و مسلمانان را از افتادن در چنگالِ دشمنان حفظ کند، باید مهیا شود. سلاح با تمام انواع و تحولاتش در این مفهوم میگنجد؛ همچنانکه نیروی جسمانی و متعلقات آن نیز در همین دایره است. و مهمتر از همه، قدرت اقتصادی است؛ قدرتی که اهمیت و خطراتش به هیچ وجه کمتر از قدرت نظامی نیست. ممکن بود تعبیر قرآنی به جای "قوه" (نیرو)، به "اسلحه" اشاره کند، اما خداوند بیانش را عام آورد تا کلمه "قوه" شمولِ گستردهای از معانی را در بر گیرد. از همین رو، علما تأکید کردهاند که مسلمانان باید خود را با تمام دژهایِ قدرت در برابر دشمنان حصنبندی کنند؛ دژِ سلاح، و – شاید مهمتر از آن – دژِ اقتصاد.


ششم: افشاء توطئه غرب در خصوص کاهش جمعیت مسلمانان
دکتر البوطی، تلاش مستکبران برای کاهش جمعیت جوامع اسلامی را به عنوان حربه دیگر استکبار معرفی کرده و این مهم را چنین تبیین می کند: «الغرب ایها الاخوه یهدف و منذ حین الی ان ینتقض هذا العالم العربی لا من قواه فقط بل من اعداده ایضا، و تتخذ الوسائل الخفیه و الظاهره الی ذلک باسم خطر الانفجار السکانی و ما اشبه ذلک مما تسمعون، و سئلنا و اجبنا ان لا اشکال حیث ان الشریعه الاسلامیه اجازه للزوجین ان یتحکما اعتماد علی الوسائل المعروفه المستعمله فی امر الانجاب و عدمه، شریطه ان لا تتدخل ای قوی اجنبیه، او لا یتدخل سلطان ای دوله فی ما بین الزوجین. و لکم المجتمع یسیر علی النهج الذی رسمه الله سبحانی و تعالی لنا.» [39] ای برادران، غرب مدتهاست که قصد دارد جهانِ عرب را نه فقط در توان، که در جمعیت نیز به تحلیل ببرد. آنان با بهرهگیری از ابزارهای پیدا و پنهان، زیر پوششِ عناوینی چون "خطر انفجارِ جمعیت" و شبیه آن که میشنوید، به این هدف دامن میزنند. از ما پرسیدند و پاسخ دادیم که از نظر شرعی اشکالی ندارد؛ چرا که شریعتِ اسلام به زوجین اجازه داده است تا با استفاده از روشهای متعارف، برای فرزندآوری یا پرهیز از آن تصمیم بگیرند؛ مشروط بر آنکه هیچ قدرتِ بیگانه یا حاکمیتِ دولتی در حریمِ خصوصیِ آنان دخالت نکند. اما جامعه باید بر همان صراطی حرکت کند که خداوندِ سبحان برایمان ترسیم کرده است.

او در موضع دیگری نیز در این خصوص می گوید: «الخطه الموضوعه ان علی المجتمعات العربیه و الاسلامیه المتخلفه اقتصادیا، بل التی فرض علیها ان تتخلف اقتصادیا ان تقلل من الانجاب، بل ان تحارب الانجاب. لکن کیف السبیل الی الجاء هذه الدول الی ذلک؟ سبیل ذلک هو الافقار، سبیل ذلک هو التعریه الاقتصادیه، سبیل ذلک الجاء هذه الدول الی المضایق، حتی اذا الجئوا و وجدوا ان الاختناق کاد ان یحیق برقابهم جاء صندوق الاسکان لیقول لهم انظروا الی المال الوفیر، ستاتیکم المعونات من کل حدب وصوب. بشرط واحد: ان تلتزموا بالنهج الذی ستحملون علیه و الذی یرسم لکم. و ما النهج؟ تقراونه فی الوثیقه التی سیسیر الموتمر علی ضوئها الخطه هی ان تفتح ابواب المتع الخلفیه بعیدا عن الزواج، و ان یشجع ذلک علی کل المستویات لان هذا سبیل من سبل تقلیل الانجاب، و اذا اقتضی الامر ینبغی ان یشجع الشذوذ الجنسی ایضا، ذلک لان هذا العلاج و ذاک یحققان جزءا کبیرا من الهدف بوسع الانسان ان یمارس لذته و متعه دون ان یتحمل مسوولیه کثره الانجاب من وراء ذلک. فاذا انصاعت هذه الدوله المتخلفه المختنقه اقتصادیا لهذه الشروط، جاءتها المعونات التی تتلالی داخل صندوق الاسکان، و اذا لم تنصع هذه الدول او هذه المجتمعات حرمت من هذا الصندوق و ترکت للضیق الذی یحیط بها و ترکت للاختناق الذی یدنو من رقابها.»[40] نقشهی راهِ دشمنان برای کشورهای عربی و اسلامی، بهویژه جوامعی که با فقرِ تحمیلی دستبهگریباناند، کاملاً مشخص است: آنها باید فرزندآوری را محدود کنند، یا حتی دقیقتر بگوییم، باید با آن بجنگند. اما چگونه میخواهند این دولتها را به پذیرشِ چنین سیاستی وادار کنند؟ با حربهی "فقرِ سیستماتیک" و "فروپاشیِ اقتصادی". آنها این کشورها را چنان در تنگنا قرار میدهند که نفسهایشان به شماره بیافتد و سایهی خفگی را بر گلوی خود حس کنند. در آن لحظهیِ استیصال است که "صندوقهای بینالمللیِ جمعیت" سر میرسند و با وعدهی ثروت و سرازیر کردن کمکهای مالی از هر سو، پیشنهاد خود را مطرح میکنند؛ اما به یک شرط: باید دقیقاً همان راهی را بروید که ما برایتان ترسیم کردهایم.
و آن راه چیست؟ کافی است اسنادِ پشتپردهی این کنفرانسها را بخوانید. برنامه این است: ترویج روابطِ خارج از چارچوبِ خانواده، عادیسازیِ لذتجوییهایِ بیقید و بند در تمامی لایههای جامعه، و حتی ترویجِ همجنسبازی. آنها میخواهند با این "نسخههای ضداخلاقی"، زاد و ولد را سرکوب کنند. منطقِ آنها ساده است: فرد باید بتواند بدونِ زیر بار رفتنِ مسئولیتِ سنگینِ فرزندآوری و تشکیلِ خانواده، به تمایلاتِ خود برسد.
حالا معادله روشن است: اگر این کشورهایِ تحتِ فشار، تن به این شروطِ تحمیلی بدهند، آن کمکهای فریبنده و پرزرقوبرقِ بینالمللی به سویشان سرازیر میشود؛ و اگر مقاومت کنند، محروم میشوند و در همان وضعیتِ خفقان و بنبستِ اقتصادی به حالِ خود رها خواهند شد.
هفتم: اظهار تاسف از اعتماد بسیاری از حاکمان مسلمان به مستکبران
آقای البوطی از اعتماد حکام جوامع اسلامی به مستکبران به شدت ناراحت بود و این ناراحتی را اینگونه اظهار می نمود: «اکثر قاده المسلمین الیوم یرکنون الی دعم اعدائهم الذین یمنعون فی اغتصاب الحقوق و استلاب الاوطان و قتل البراء و محاصرتهم فی اوطانهم»[41] امروزه بیشترِ رهبرانِ جهانِ اسلام، بهجای ایستادگی در برابر دشمنان، به حمایتِ همان کسانی چشم دوختهاند که حقها را میربایند، میهنها را غصب میکنند، بیگناهان را به قتل میرسانند و آنان را در خاکِ خود به محاصره میکشند.
به هر حال موارد فوق، روحیه استکبارستیزی شیخ محمد سعید رمضان البوطی را به اثبات می رساند.
4. حمایت از آرمان های فلسطین
به طور قطع، همانطور که رهبران انقلاب اسلامی نیز بارها تصریح فرموده اند مسئله فلسطین، مسئله اول جهان اسلام است.[42] از این رو تمامی مسلمین به ویژه علما و اندیشمندان مسلمان می بایست نسبت به این مسئله اهتمام ورزند.
به همین جهت مشاهده می کنیم شهید البوطی افزون بر روحیه استکبار ستیزی که در بخش قبل به نمادهایی از آن اشاره شد، همچنین نسبت به آرمان های فلسطین قهرمان شدیدا اهتمام می ورزید و مردم را به سوی حمایت از فلسطینیان مظلوم فرا می خواند. در این بخش به نمونه هایی از عبارات ایشان در خصوص حمایت از فلسطین اشاره می گردد.
اول: تصریح به وجوب قتال با رژیم صهیونیستی و اخراج آنها از اراضی اشغالی
شیخ البوطی بر این باور بود که مسلمانان باید با اسرائیل جهاد نموده و فلسطین اشغالی را از لوث وجود صهیونیستها پاک نمایند. به همین خاطر در این راستا گفته است: «فلسطین دار اسلام؛ و الیهود یحتلونها و یغتصبون حقوق المسلمین فیها و اموالهم. فقتالهم و اخراجهم من دارالسلام واجب علی المسلمین جمیعا: الاقرب فما بعده و هکذا؛ و هذا النوع من الجهاد القتالی هو الذی یسمیه الفقهاء النفیر العام»[43] فلسطین سرای اسلام است؛ یهودیان آن را اشغال کرده و حقوق و اموال مسلمانان را غصب کردهاند. پس پیکار با آنان و بیرون راندنشان از این سرایِ اسلامی، بر همهی مسلمانان واجب است: نخست بر نزدیکترینها و سپس به ترتیبِ دوری؛ و فقیهان این نوع از جهادِ نظامی را "نفیر عام" (به معنای قیام همگانی برای جنگ) مینامند.

البته آقای البوطی در خصوص سایر سرزمینهای اسلامی که مورد تهاجم دشمنان واقع شده نیز همین نظر را داشته و در این باره نیز تصریح می کند: «و القرار الفقهی المتفق علیه هو ان دارالاسلام تبقی دار اسلام الی ان تقوم الساعه، لا یمکن ان تتحول بعد ذلک فتعود الی ما کانت علیه قبل الفتح، و اذا اعتدی علی شبر من هذه الدار معتدون مغتصبون آثمون فان علی المسلمین قاطبه ان یحررا ذلک الشبر من عدوان المعتدین و من ظلم الظالمین، و ان هم لم یفعلوا ذلک و اعرضوا عن هذه المسوولیه فالجمیع – فیما اعلم من شرع الله عزوجل – آثمون عاصون متلبسون بمسوولیه یحاسبهم الله سبحانه و تعالی علیها؛»[44] اگر مشتی متجاوزِ غاصب و گناهکار، به وجبی از دار الاسلام (سرزمین های اسلامی) دست درازی کنند، بر تمامیِ مسلمانان واجب است که آن بخش را از چنگِ ستمکاران و تجاوزِ متجاوزان رها سازند؛ و اگر در این راه سستی ورزند و از زیرِ بارِ این مسئولیت شانه خالی کنند، همگی - آنگونه که از شریعتِ خداوندِ عزّوجل دریافتهام - گناهکار و نافرماناند و گرفتارِ عواقبیاند که خداوندِ سبحان در پیشگاهِ عدلِ خویش آنان را بهسببِ آن بازخواست خواهد کرد.

دوم: وجوب بازگرداندن فلسطین به دامن اسلام
شهید محمد سعید رمضان البوطی همچنین در مورد وجوب بازگرداندن فلسطین به دامن اسلام نیز می گوید: «دارالاسلام لا ترجع دار کفر او دار حرب بسبب اغتصاب اعداء المسلمین، کما هی الحال بالنسبه لفلسطین. بل تظل حکما دار اسلام، و من ثم یجب علی جمیع المسلمین استعادتها الی حظیره الاسلام.»[45] دارالاسلام، به دلیل غصب و اشغال توسط دشمنانِ مسلمین (همچنان که در مورد فلسطین رخ داده است)، به "دار کفر" یا "دار حرب" بدل نمیشود؛ بلکه از نظر حکمی، همچنان "دار اسلام" باقی میماند و از این رو، بر تمامی مسلمانان واجب است که آن را دوباره به حریم اسلام بازگردانند.

ایشان حتی معتقد بود که همه در قبال فلسطین مسوولیم و مورد سوال واقع خواهیم شد: «حقیقه انسانیه و اسلامیه و شرعیه ینبغی ان اعود فاحدثکم عنها و ینبغی ان تکونوا دائما علی ذُکر منها، انها قضیه فلسطین هذه. انها لیست کما قد یتصور البعض قضیه اقلیمیه تعود الی بقعه من ارض و یسال عنها جماعه من الناس، لا یا عبادالله، انها قضیه الامه الاسلامیه جمعاء قاده و شعوبا، و ان المسوولیه فیها ملقاه علی اعناقنا نحن المسلمین قاطبه، و لسوف یوقفنا الله عزوجل غدا بین یدیه و لسوف یحاسبنا علی هذه المسوولیه ان حسابا عسیرا او یسیرا.»[46] این حقیقتی است انسانی، اسلامی و شرعی که بایسته است دوباره آن را برایتان بازگو کنم و شما نیز باید همواره آن را در یاد نگاه دارید: مسئلهی فلسطین، آنگونه که برخی گمان میبرند، یک مسئلهیِ صرفاً منطقهای که تنها به قطعهای از زمین و گروهی خاص مربوط باشد نیست؛ نه! ای بندگان خدا، این مسئلهیِ تمامِ امتِ اسلام است؛ از رهبران تا تودههای مردم. بارِ این مسئولیت بر دوشِ یکایکِ ما مسلمانان سنگینی میکند و خداوندِ عزوجل، فردای قیامت، برای این بارِ مسئولیت، حسابی سخت یا آسان از ما خواهد کشید.

سوم: تشریح برخی از جنایات رژیم صهیونیستی در فلسطین
آقای البوطی برخی از جنایات صهیونیستها در فلسطین را نیز اینگونه تشریح کرده است: «هذه الوحشیه التی لم یکن فی العالم کله طاغ او باغ یستطیع ان یضرب بها المثل الاعنی الذی ضربت به اسرائیل الیوم. ها انتم ترون کیف تحولت غزه الی نهر من الدماء تعوم فیه اشلاء الاطفال، اشلاء النساء»[47] این درجه از توحش، در میانِ تمامِ طاغوتها و ستمگرانِ تاریخ بیسابقه است؛ گویی اسرائیل امروز، نهایتِ قساوت را به نمایش گذاشته است. خود شاهدید که غزه چگونه به رودی از خون بدل شده و پیکرهایِ پارهپارهیِ زنان و کودکان در آن شناور است.
با توجه به موارد سه گانه فوق نیز می توان فهمید حمایت از مظلومان به ویژه ملت فلسطین یکی دیگر از دغدغه های شهید البوطی بوده است. و لذا این مسئله نیز به عنوان جلوه دیگری از آراء تمدنی آن عالم شهید به شمار می رود.
البته شیخ البوطی به تمام عناصر جبهه مقاومت عشق می ورزید و از آنها تجلیل می کرد. به عنوان نمونه او در یکی از سخنرانی هایش چنین تصریح کرده است: «آرزو دارم نزد پروردگار، به اندازه یک انگشت سید حسن نصرالله (ره) به شمار آیم.»[48] پرواضح است این سخن به روشنی نشان از جایگاه ویژه شهید نصرالله (ره) در نگاه شهید محمد سعید رمضان البوطی دارد.
بایسته ذکر است آراء تمدنی دکتر البوطی به اینجا ختم نمی شود و لیکن نگارنده به جهت اختصار به همین میزان اکتفا می کند.
جمع بندی
از مجموع آنچه در این نوشتار گذشت مشخص می شود شیخ محمد سعید رمضان البوطی، افزون برآنکه در زمره داعیه داران وحدت به شمار می رود، همچنین در راستای استکبار ستیزی، حمایت از آرمان های فلسطین و مقابله با آراء جریانات تکفیری از هیچ تلاشی فروگذار نکرده است. از این رو می توان او را از اسوه های تمدن ساز در جهان اسلام قلمداد کرد.
کتابنامه
- 1. قرآن کریم.
- بن باز، عبدالعزیز، فتاوى نور على الدرب، بیجا، بیتا.
- البوطی، محمد سعید رمضان، استفتائات الناس الامام الشهید البوطی، سوریه، نسیم الشام، بی تا.
- البوطی، محمد سعید رمضان، مع الناس مشورات و فتاوی، دمشق، دارالفکر، 1999م.
- البوطی، محمد سعید رمضان، موسوعه من الخطب المنبریه فی الدیار الشامیه، بی جا، بی تا.
- العثیمین، محمد بن صالح، تعليقات ابن عثيمين على الكافي لابن قدامة، بی جا، بی تا.
- https://farsi.khamenei.ir
- https://taqrib.ir
- https://www.alwahabiyah.com
- https://adyannet.com