نویسنده: وحید خورشید
مقدمه
موارد زیادی در تاریخ نقل شده است که امام علی (علیه السلام) به راهنمایی خلفاء می پرداخت که شاهد بر تعامل مثبت و نگاه تمدنی امام (علی علیه السلام) در جامعه اسلامی می باشد. از جمله مشورت ها و تعامل امام در خصوص مسئله قضائی بود که موجب حفظ جان و مال و آبروی مسلمانان می شد. تعامل امام و مشورت سبب می شود تا حقي از مظلوم ضايع نشود و به مسلماني ظلم شود. به چند مورد در این خصوص اشاره می شود تا روشن شود که امام در دورانی که حاکم اسلامی نیز نبودند، دغدغه عدالت و حفظ جامعه اسلامی و مسلمانان را داشتند.
الف: نجات مرد جاهل شراب خوار از اجرای حد
امام علی (علیهالسلام ) در دوران خلافت خلیفه اول درباره حکم در مسائل قضایی کوتاهی نمی کرد و به یاری اسلام می شتافت. به عنوان نمونه نقل شده است که در زمان خلافت خلیفه اول، مردی که حکم تحریم شراب به وی نرسیده بود را به اتهام شرب خمر نزد وی بردند. از آنجا که خلیفه اول و دوم از حل این مسئله عاجز شدند. تنها راه چاره و حل این مشکل نزد امام علی (علیه السلام) بردند امام نیز وقتی فهمید وی جاهل به مسئله بود، وی را از حد خوردن نجات دادند. روایت به این صورت در اصول کافی و تهذیب الاحکام آمده است:
«علی بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: شَرِبَ رَجُلٌ الْخَمْرَ عَلَى عَهْدِ أَبِي بَكْرٍ فَرُفِعَ إِلَى أَبِي بَكْرٍ فَقَالَ لَهُ أَ شَرِبْتَ خَمْراً قَالَ نَعَمْ قَالَ وَ لِمَ وَ هِيَ مُحَرَّمَةٌ قَالَ فَقَالَ لَهُ الرَّجُلُ إِنِّي أَسْلَمْتُ وَ حَسُنَ إِسْلَامِي وَ مَنْزِلِي بَيْنَ ظَهْرَانَيْ قَوْمٍ يَشْرَبُونَ الْخَمْرَ وَ يَسْتَحِلُّونَهَا وَ لَوْ عَلِمْتُ أَنَّهَا حَرَامٌ اجْتَنَبْتُهَا فَالْتَفَتَ أَبُو بَكْرٍ إِلَى عُمَرَ فَقَالَ مَا تَقُولُ فِي أَمْرِ هَذَا الرَّجُلِ فَقَالَ عُمَرُ مُعْضِلَةٌ وَ لَيْسَ لَهَا إِلَّا أَبُو الْحَسَنِ قَالَ فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ ادْعُ لَنَا عَلِيّاً فَقَالَ عُمَرُ يُؤْتَى الْحَكَمُ فِي بَيْتِهِ فَقَامَا وَ الرَّجُلُ مَعَهُمَا وَ مَنْ حَضَرَهُمَا مِنَ النَّاسِ حَتَّى أَتَوْا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع فَأَخْبَرَاهُ بِقِصَّةِ الرَّجُلِ وَ قَصَّ الرَّجُلُ قِصَّتَهُ قَالَ فَقَالَ ابْعَثُوا مَعَهُ مَنْ يَدُورُ بِهِ عَلَى مَجَالِسِ الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ مَنْ كَانَ تَلَا عَلَيْهِ آيَةَ التَّحْرِيمِ فَلْيَشْهَدْ عَلَيْهِ فَفَعَلُوا ذَلِكَ بِهِ فَلَمْ يَشْهَدْ عَلَيْهِ أَحَدٌ بِأَنَّهُ قَرَأَ عَلَيْهِ آيَةَ التَّحْرِيمِ فَخَلَّى عَنْهُ وَ قَالَ لَهُ إِنْ شَرِبْتَ بَعْدَهَا أَقَمْنَا عَلَيْكَ الْحَدَّ»[1]
امام صادق (علیه السلام) فرمود: در زمان ابوبکر، مردی شراب نوشید و ماجرا نزد ابوبکر برده شد. ابوبکر به او گفت: آیا شراب نوشیدی؟ گفت: بله. [ابوبکر پرسید] چرا؟ در حالی که شراب حرام است. آن مرد گفت: من مسلمان شدم و اسلامم نیکو شد، اما محل زندگی من میان قومی است که شراب مینوشند و آن را حلال میشمارند؛ اگر میدانستم که حرام است، از آن اجتناب میکردم. ابوبکر به سمت عمر برگشت و گفت: در مورد این مرد چه نظری داری؟ عمر گفت: این یک مشکل بغرنج است و جز ابوالحسن (علی بن ابی طالب) راه حلی ندارد. ابوبکر گفت: علی را برای ما فرا بخوانید. عمر گفت: حکم (و حل مشکل) به خانهاش برده میشود (نیاز نیست او را بیاوریم). پس ابوبکر و عمر، در حالی که آن مرد و هر کس از مردم که حاضر بود با آنها بود، برخاستند تا نزد حضرت علي (عليه السلام) آمدند. آن دو قصه مرد و خود مرد، ماجرا را برای امام شرح دادند. امام فرمود: «کسی را همراه او بفرستید تا در مجالس مهاجرین و انصار بگردد؛ هر کس که آیه تحریم (شراب) را بر او خوانده است، شهادت دهد.» پس مردم این کار را کردند، اما هیچکس شهادت نداد که آیه تحریم را بر او خوانده باشد. امام او را رها کرد و به او فرمود: «اگر پس از این (آگاهی)، دوباره بنوشی، بر تو حدّ جاری خواهیم کرد.


اين روايت علامه مجلسی در «مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول» و «ملاذ الأخيار في فهم تهذيب الأخبار» معتبر دانسته است[2].
امام علی (علیه السلام) با قضاوت عادلانه و عدم اجرای حد بر مردی که ادعا میکرد از تحریم بیاطلاع بوده، نشان داد که هدف غایی تمدن اسلامی، هدایت و حفظ افراد در دایره اسلام است، نه صرفاً اعمال مجازات بیرونی. اجرای حدّ بر فردی که فاقد (علم به حرمت) است، میتوانست او را به سادگی به ورطه ارتداد (برگشتن به کفر یا شک) بکشاند، که این خود ضربهای بر پیکر تمدن اسلامی محسوب میشد.
ب: نجات زن دیوانه از حد
امام علی (علیه السلام) در زمان خلفا، بجهت حفظ آبرو و جان مسلمانان، در مسائل قضائی دخالت می کرد و آن را به بهترین نحو حل و فصل می کردند؛ زیرا گسترش آيين اسلام و حفظ کيان جامعه اسلامي، از اهداف بزرگ و بلند امام علي (عليهالسلام بود). از جمله این موارد جلوگیری از حد زدن به زن دیوانه ای بود که مرتکب زنا شده بود.
ابوداود روایتی را این چنین نقل می کند: «حدثنا عُثْمَانُ بن أبي شَيْبَةَ ثنا جَرِيرٌ عن الْأَعْمَشِ عن أبي ظَبْيَانَ عن بن عَبَّاسٍ قال أُتِيَ عُمَرُ بِمَجْنُونَةٍ قد زَنَتْ فَاسْتَشَارَ فيها أُنَاسًا فَأَمَرَ بها عُمَرُ أَنْ تُرْجَمَ فمر بها على عَلِيِّ بن أبي طَالِبٍ رِضْوَانُ اللَّهِ عليه فقال ما شَأْنُ هذه قالوا مَجْنُونَةُ بَنِي فُلَانٍ زَنَتْ فَأَمَرَ بها عُمَرُ أَنْ تُرْجَمَ قال فقال ارْجِعُوا بها ثُمَّ أَتَاهُ فقال يا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَمَا عَلِمْتَ أَنَّ الْقَلَمَ قد رُفِعَ عن ثَلَاثَةٍ عن الْمَجْنُونِ حتى يَبْرَأَ وَعَنْ النَّائِمِ حتى يَسْتَيْقِظَ وَعَنْ الصَّبِيِّ حتى يَعْقِلَ قال بَلَى قال فما بَالُ هذه تُرْجَمُ قال لَا شَيْءَ قال فَأَرْسِلْهَا قال فَأَرْسَلَهَا قال فَجَعَلَ يُكَبِّرُ»[3] ابن عباس روایت کرد که گفت: زنی دیوانه که مرتکب زنا شده بود را نزد عمر آوردند. عمر در مورد (چگونگی حکم) او با گروهی مشورت کرد و سپس دستور داد که او را سنگسار کنند. هنگامی که آن زن را (برای اجرای حکم) میبردند، از نزد علی بن ابیطالب (عليه السلام) گذشتند.حضرت پرسید: «حال این زن چیست؟ (چه اتفاقی افتاده است)». گفتند: «این زن دیوانه از قبیله بنی فلان است که مرتکب زنا شده و عمر دستور سنگسار او را داده است.» حضرت علی (عليه السلام) گفت: «او را برگردانید.» سپس نزد عمر آمد و گفت: «ای امیرالمؤمنین! آیا نمیدانی که قلم (تکلیف و مؤاخذه) از سه گروه برداشته شده است: از دیوانه تا زمانی که بهبود یابد، از فرد خوابیده تا زمانی که بیدار شود و از کودک تا زمانی که به سن عقل برسد؟» عمر گفت: «آری (میدانم).» علی (عليه السلام) گفت: «پس چرا این زن سنگسار میشود؟» عمر گفت: «(دلیلی) نیست (حقی با توست). علی (عليه السلام) گفت: «پس او را آزاد کن.» و عمر او را آزاد کرد. راوی گفت: و علی (عليه السلام) (پس از این گفتگو) تکبیر میگفت (اللهاکبر میگفت).


این روایت نشان می دهد که امام علی (علیه السلام) در جامعه اسلامی به فکر مردم و جامعه می باشدزیرا نگاه امام تمدنی می باشد باید جامعه دینی ساخته شود و حقی از مظلوم گرفته نشود. علي عليهالسلام در اين برهه حساس تاريخي، بيشتر در تلاش بود تا وظيفه الاهي و انساني خود را در قالب مشاوره و همکاريهاي گوناگون فکري براي حفظ دين و ثبات جامعه اسلامي، به انجام رساند. او نميتوانست در برابر معضلات عمدهاي که دامنگير اسلام و امت اسلامي شده، و بقا و حيات مسلمانان و دين تازه را به خطر انداخته بود، بيتفاوت بماند آن هم به بهانه اين که حق شان را گرفتهاند.
این روایت از منظر تمدن اسلامی نشاندهنده چندین اصل بنیادین است که امام علی(علیه السلام) برای تحکیم و گسترش تمدن اسلامی به آنها عمل میکرد:
1. حفظ کرامت انسانی و عدالت بهعنوان پایههای تمدن اسلامی:
تمدن اسلامی بر پایه عدالت و رعایت حقوق تمامی انسانها، به ویژه ضعفا و آسیبپذیران (مانند بیماران روانی، کودکان و ...) استوار است. امام علی(علیه السلام) در این روایت با استناد به قاعده فقهی اسلامی «رفع القلم» (برداشته شدن قلم تکلیف از سه گروه: دیوانه تا زمان بهبودی، فرد خواب تا زمان بیداری و کودک تا زمان بلوغ) نشان میدهد که اجرای احکام اسلامی بدون درنظرگرفتن شرایط و عدالت، نه تنها تمدن اسلامی را تقویت نمیکند، بلکه آن را مخدوش میسازد. ایشان با اقدام فوری خود، هم از جان یک انسان بیدفاع محافظت کرد و هم موجب شد حکومت اسلامی از خطای در اجرای حکم، که به بیعدالتی میانجامید، جلوگیری کند.
2. مشورت و تعامل سازنده برای اصلاح امور :
اگرچه امام علی(علیه السلام) در آن دوران زمامدار رسمی نبود، اما با درایت و تعامل خردمندانه با خلیفه وقت، بدون ایجاد تنش غیرضروری، مسئله را به شکل منطقی و مستدل حل کرد. این رفتار نشاندهنده مسئولیتپذیری اجتماعی و دغدغه مندی ایشان نسبت به کل جامعه اسلامی است، حتی در شرایطی که ایشان در قدرت رسمی نبودند. این تعامل عالمانه و مبتنی بر حفظ وحدت، از ویژگیهای یک تمدن پویا و بالنده است.
3. حفظ نظم اجتماعی همراه با رحمت:
هدف از اجرای حدود در اسلام، اصلاح جامعه و حفظ نظم اخلاقی است، نه انتقامجویی یا سختگیری بیمورد. امام علی(علیه السلام) با این اقدام نشان داد که جامعه اسلامی باید ترکیبی از عدالت و رحمت باشد. در مواردی که فرد به دلیل شرایط خاص (مانند جنون) فاقد مسئولیت کیفری است، اجرای حد نه تنها سودی ندارد، بلکه ظالمانه و خلاف روح تعالیم اسلامی است.
بنابراین این روایت، اگرچه به ظاهر یک واقعه خاص قضایی است، اما در حقیقت نمادی از نقش امام علی(علیه السلام) بهعنوان حافظ راستین تمدن اسلامی است. ایشان در دوران فترت خلافت، با حضور فعال و آگاهانه خود، مانع از انحراف در اجرای احکام و تضییع حقوق انسانها شدند. این اقدام، تنها یک دخالت قضایی نبود، بلکه درس بزرگی در حکومتداری، عدالتورزی، عقلانیت و رعایت کرامت انسانی بود که پایههای تمدن اسلامی را استحکام میبخشد. تکبیر گفتن ایشان پس از این رویداد، نشان از رضایت ایشان از تحقق حکم الهی به شکل واقعی و عادلانه آن داشت. این روایت بر این اصل تأکید دارد که تمدن اسلامی بدون رعایت عدالت و حقوق انسانی، حتی در مورد ضعیفترین افراد، نمیتواند پایدار بماند.
نتیجه
تعامل و مشورت امام علی(علیه السلام) در زمان خلفا، در مسائل قضایی مانند نجات شخص جاهل شراب خوار و زن دیوانه از اجرای حد بی مورد، الگویی زنده برای تمدن اسلامی بود. ایشان با حضور فعال در نظام قضایی عصر خلفا، عدالت و انصاف را بر پایههای استوار دینی و عقلی بنا نهاد.این تعامل نشان میدهد که تمدن اسلامی نه بر انزوا، بلکه بر مسئولیتپذیری و اصلاح گام بهگام استوار است. حضرت با این روش، از حقوق افراد بیدفاع در جامعه اسلامی محافظت کرد. این نشان می هد که سیره امام علی (علیه السلام) حفظ جامعه اسلامی و مسلمانان می باشد هر چند در آن جامعه مسئولیتی نیز نداشته باشد.
منابع
- کلینی، محمد، الکافی، تهران، دار الكتب الإسلامية، چاپ چهارم، 1407 ق.
- سجستانی ابوداود، سلیمان، سنن أبي داود، تحقيق: محمد محيي الدين عبد الحميد، دار الفكر، بی تا.
پینوشتها
[1]. كلينى، محمد، الكافي، ج7، ص216 . طوسی،. محمد، تهذيب الأحكام، ج10،ص94، ص108
[2] . مجلسى، محمد باقر، مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، ج23، ص334:« حسن أو موثق.». مجلسى، محمد باقر، ملاذ الأخيار في فهم تهذيب الأخبار، ج16، ص183 « حسن موثق كالصحيح.»
[3]ابو داود سجستانی، سلیمان، سنن أبي داود، ج 4، ص 140