نویسنده: وحید خورشید
مقدمه
برخی از علمای معتدلِ سنی کوشیدهاند تا با فراتر رفتن از جدالهای کلامیِ تاریخی، چهره علمی و فقهیِ شیعه را به صورت عینی و منصفانه ترسیم کنند. یکی از نمونههای برجسته این رویکرد، نوشتههای «احمد ابراهیم بیک» است که با نگاهی غیرتعصبی، به معرفیِ باورها، فقاهت، تألیفاتِ گسترده و نظامِ حقوقیِ شیعیان پرداخته است. او با تأکید بر اشتراکاتِ اساسی در اصولِ دین و نزدیکیِ احکامِ عملی (به جز مواردی نادر)، عملاً در مقابلِ جریانهای تکفیری و افراطیِ ایستاده است. این رویکرد، گامی مهم در مسیرِ گفتوگویِ مذاهب و کاهشِ تنشهایِ فرقهای محسوب میگردد. در ادامه، به بازخوانیِ بخشهایی از این نگاهِ تقریبی و تأملبرانگیز میپردازیم تا مشخص شود که چگونه میتوان با انصافِ علمی، مذاهب دیگر را درک کرد و از حاشیههایِ اختلافی به متنِ مشترکات بازگشت.
کلیده واژه: احمد ابراهیم بک، شیعه امامیه، احکام مشترک، اهل سنت
معرفی احمد ابراهیم بیک
لازم به یادآوری است که احمد ابراهیم بن ابراهیم فقیه حنفی، حقوقدان و دانشگاهی مصری بود. وی در قاهره خدیوی زاده شد. در سال ۱۸۹۷ از دارالعلوم فارغ التحصیل گردید و به تدریس پرداخت؛ ابتدا مدرس شریعت در مدرسه قضای شرعی، سپس در دانشکده حقوق دانشگاه مصر، بعد معاون این دانشکده و مدرس فقه در بخش تخصصی دانشگاه ازهر شد. همچنین از اعضای مجمع زبان شناسی (مجمع اللغوی) بود. آثار و تحقیقات بسیاری در زمینه فقه و قضای اسلامی دارد. او از نخستین اساتید مصری دارای کرسی در دانشکده دانشگاهی به شمار می رفت. از شاگردان او می توان به ابراهیم دسوقی اباظه، عبدالوهاب خلّاف و محمد ابوزهره اشاره کرد. او به عنوان یکی از بزرگان علمای شریعت اسلامی شناخته می شد که در تحقیقات تطبیقی میان مذاهب و نظامهای حقوقی برجسته بود. همچنین از او به عنوان علامه کبیر، ادیب الادباء، ادیب الافقهاء یاد می شود که گذشته از فقه و اصول در علم نحو، صرف، عروض، لغت، شعر، هندسه، ریاضیات نیز تبحر داشت[1]
آثار فراوانی از او حدود پانزده جلد کتاب و بیست رساله در فقه و اصول و غیره از او بجای او مانده است. وی در روز ۱۱ ذیقعده ۱۳۶۴ / ۱۷ اکتبر ۱۹۴۵ در قاهره، پایتخت پادشاهی مصر، درگذشت. درباره او کتابی از محمد عثمان شبیر با عنوان «أحمد إبراهیم فقیه العصر ومجدّد ثوب الفقه في مصر» در سال ۲۰۱۰ توسط دارالقلم در دمشق منتشر شد، و سپس در سال ۲۰۱۷ مجموعه ای با عنوان «مجموعة مقالات وبحوث العلامة أحمد إبراهیم الفقیه الحقوقي المصري المتوفي سنة (۱۳۶۴ هـ - ۱۹۴۵)» (مجموعه مقالات و تحقیقات علامه احمد بك ابراهیم، فقیه حقوقدان مصری متوفی ۱۳۶۴ هـ - ۱۹۴۵) به کوشش اشرف سعد الازهری توسط دارالفلك منتشر گردید[2].
احمد ابراهیم، از شیعه امامیه به عنوان یک مذهبِ دروناسلامی با پشتوانه علمی و تاریخی یاد می کند که اختلافات کم مانع از تقریب بین اهل سنت با آنان نمی شود. با دقت در کتب و سخنان وی این مسئله به خوبی آشکار می شود که به چند جمله از وی در این خصوص اشاره می شود.
الف: شیعه امامیه مسلمان و اختلافی با اهل سنت ندارند مگر در مسئله خلافت
احمد ابراهیم، شیعه امامیه را مسلمانی می داند که به خدا، رسول خدا و قرآن ایمان دارند و بین آنها و جمهور مسلمانان غیر از مسئله خلافت، اختلاف ندارند.
«والشيعة الامامية مسلمون يؤمنين بالله ورسله وبالقرآن وبكل ما جاء به محمد ومذهبهم هو السائد على البلاد الفارسية ، وهو منتشر بالعراق ، ولهم محاكم في بغداد تسمى بالمحاكم الجعفرية ومقر إمامهم وعلمائهم مدينة الجف بالقرب من كربلاء التي قتل فيها الحسين عليه السلام ولا مخالفة بينهم و بين جمهور المسلمين إلا اعتقادهم بأن الخليفة الحق بعد التي هو على بن أبي طالب عليه السلام وأن النبي أوصى اليه بذلك ولذلك يسمون عليا بالوصى . وأن الخلافة بعد على في أولاده على ما بيناو أن هولاء الأئمة الاثني عشر كلهم معصومون كالأنبياء : إلا أنهم ليسوا أنبياء وأنه يؤخذ بأقوالهم في التشريع كما يؤخذ بقول النبي»[3]؛
شیعیان اثنیعشری (امامی) مسلمانانی هستند که به خدا، پیامبر او، قرآن و تمام آنچه محمد (صلی الله علیه وآله) آورده است، ایمان دارند. مذهب آنان در سرزمینهای پارس (ایران) مذهب غالب است و در عراق نیز گسترش دارد. آنان در بغداد دادگاههایی دارند که به «دادگاههای جعفری» معروف است. مقر امام و علمایشان شهر «جُف» (احتمالاً اشاره به نجف اشرف است) در نزدیکی کربلاست، جایی که حسین (علیه السلام) در آن به شهادت رسید. بین آنان و عموم مسلمانان هیچ اختلافی نیست، جز این اعتقاد که خلیفه برحق پس از پیامبر، علی بن ابیطالب (علیه السلام) است و پیامبر (صلی الله علیه وآله) او را به این مقام وصیت کرده است؛ از این رو علی را «وصی» مینامند. همچنین معتقدند که خلافت پس از علی در فرزندان او ادامه مییابد، آنگونه که خود بیان داشتهاند. و اینکه این دوازده امام همه معصوماند، مانند پیامبران، با این تفاوت که پیامبر نیستند؛ و اقوال آنان در تشریع (قانونگذاری دینی) مانند گفتار پیامبر (صلی الله علیه وآله) معتبر است.
نگاه احمد ابراهیم به شیعه، نگاهی «واقعنگر و مبتنی بر اشتراکات حداکثری» است. او شیعه را به عنوان یک مذهبِ دروناسلامی با پشتوانه علمی و تاریخی میپذیرد و اختلافات را به مسئله خلافت و برخی فروع فقهی فرو میکاهد. این نگاه در فضای سنتیِ اهل سنت، نگاهی تقریبی محسوب میشود.
ب: شیعیان دارای فقهاء و علما بزرگ و احکام آنها با اهل سنت غالبا نزدیک بهم
از نگاه ابراهیم بک، شیعیان امامیه از گذشته تا حال فقهای و علمای بزرگ در هر علم و فنون دارند و بیشتر احکام آنها با اهل سنت نزدیک هستند. در این خصوص می نویسد:
«وفي الشيعة الامامية قديما وحديثاً فقهاء عظام جدا وعلماء في كل علم وفن وهم عميقو التفكير واسعو الاطلاع ومؤلفاتهم تعد بمنات الألوف وقد اطلعت على الكثير منها . ولهم نظام فى المواريث غير النظام الذي عليه فقهاء الشريعة الاسلامية من جمهور الأمة . ويقولون بجواز النكاح الموقت (المتعة ) وهو عقد باطل عند غير هم من المسلمين وفيما عدا ذلك فالأمر متقارب . ومن مذهبهم أيضا جواز الوصية للموارث في حدود الثالث ، وقد قال بهذا بعض أئمة الزيدية وبعض المفسرين منا . وعدد الشيعة الامامية فى جميع الحهات التي هم فيها يتراوح بين ٥٠ و ٧٠ مليونا وكثير منهم بالبلاد الشامية (أنظر كتاب تاريخ الشيعة )»[4]؛
در میان شیعیان امامی، چه در گذشته و چه در حال، فقیهان بسیار بزرگی بودهاند و دانشمندانی در هر علم و فن، که اندیشهای ژرف و اطّلاعاتی گسترده دارند و تألیفاتشان به دهها هزار جلد میرسد. من خود بر بسیاری از آنها اطّلاع یافتهام. آنها در باب ارث، نظامی متفاوت از نظام فقهای شریعت اسلامی در میان عموم امّت دارند. همچنین «نکاح موقّت» (متعه) را جایز میدانند، در حالی که این عقد نزد دیگر مسلمانان باطل است. غیر از این موارد، سایر احکام نزدیک به هم است. از مذهب آنان نیز جواز وصیت برای وارثان تا سقف یکسوم (ترکه) است؛ برخی از ائمّه زیدیه و برخی از مفسّران ما نیز به این قول فتوا دادهاند.
تعداد شیعیان امامی در تمام مناطقی که حضور دارند، بین ۵۰ تا ۷۰ میلیون نفر تخمین زده میشود و بسیاری از آنان در سرزمینهای شام (سوریه و نواحی پیرامون) نیز ساکناند (رجوع کنید به کتاب «تاریخ الشیعه»).
ابراهیم بیک در این بخش، به عمقِ دانشِ شیعه اذعان دارد. اختلافات فقهی را به کمترین سطح ممکن فرو میکاهد. با ذکر سابقه برخی احکامِ شیعه در منابعِ خودی، به دنبال عادیسازیِ فقهِ شیعه در گفتمانِ سنی است.
از آمار جمعیت برای نشان دادنِ «اهمیتِ جهانِ تشیع» استفاده میکند، نه برای برانگیختنِ حساسیتِ سیاسی. بهعبارت روشنتر، میخواهد بگوید: «شیعه، برادرِ فقهیِ اهل سنت می باشد. فقط در چند مسئله جزئی با ما تفاوت دارد این رویکرد، از نوع «حداکثرِ اشتراکاتِ فقهی» و «حداقلِ اختلافاتِ عملی» است این نگاه در مسئله تقریب بین مذاهب حائز اهمیت می باشد. نشان از امکان تعامل بین اهل سنت و شیعه دارد.
نتیجه
ابراهیم بیک فقه اهل سنت، شیعه امامی را یک مذهبِ کاملاً دروناسلامی با پیشینه علمیِ غنی و فقاهتی عمیق معرفی میکند که اختلافاتِ فقهیِ آن (مانند ارث، متعه و وصیت) اندک و در حاشیه است. او با ذکرِ تألیفاتِ گسترده شیعه و اطلاعِ شخصی از آنها، رویکردی مبتنی بر اشتراکاتِ حداقلی دارد. نگاه او عمدتاً از جنسِ تقریبِ مذاهب و مقابله با افراطیگریِ است. در مجموع، او شیعه را «برادری فقهی» میداند که تنها در چند شعبه با جمهور مسلمانان تفاوت دارد.
منابع
- ابراهیم بیک، احمد، علم اصول الفقه و یلیه تاریخ التشریعی الاسلامی، قاهره، دار الاسلام، بی تا.
- شبیر، محمد عثمان، أحمد إبراهیم فقیه العصر ومجدّد ثوب الفقه في مصر، دمشق، دار القلم، چاپ اول، 1431ق.
- https://B2n.ir/kh1440.