تحولات چند سال اخیر در عربستان سعودی نشان داده که این کشور در حال اجرای راهبردی چندلایه و متناقض است ـ راهبردی که در ظاهر با سکولاریسم داخلی و اصلاحات اجتماعی غربگرا شناخته میشود، اما در باطن همچنان تغذیهکننده جریانهای تکفیری و تروریستی در جهان اسلام باقی مانده است. این دوگانگی نه از روی تناقض، بلکه از روی محاسبه سیاسی و امنیتی دقیقی شکل گرفته که هدف نهاییاش حفظ سلطه خاندان آلسعود در داخل و استمرار نفوذ در جهان اسلام است.
سکولاریسم پنهان در خاندان سلطنتی عربستان: دین بهعنوان ابزار سیاسی
براساس تحلیلها، خاندان سلطنتی سعودی طی نیم قرن گذشته فرایندی را پیاده کرده که میتوان آن را «سکولاریزاسیون سیاسی» دین نامید. بهویژه از دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ به بعد، دولت سعودی سعی کرد استقلال علمای برجسته را خنثی کرده و دین را به ابزاری در خدمت سیاست تبدیل کند.
اصلاحات اجتماعی در عربستان: عبور از محدودیتهای دینی
لغو اجباری شدن حجاب و عبا
در سالهای اخیر بهویژه تحت چشمانداز ۲۰۳۰، عربستان تغییرات قابلتوجهی در پوشش زنان اعمال کرده است.
حجاب اختیاری: براساس منابع متعدد، **پوشیدن حجاب اجباری نیست** و زنان میتوانند آزادانه درمورد پوشش سر خود تصمیم بگیرند.

پایان الزام به عبای سیاه
در سپتامبر ۲۰۲۵، خبرهای رسمی حاکی از آن است که زنان دیگر ملزم به پوشیدن عبای سیاه یا حجاب نیستند.
کاهش اختیارات پلیس اخلاق: سازمان امربهمعروف و نهیازمنکر که مسئول اجرای قوانین پوشش بود، از سال ۲۰۱۶ توسط محمد بن سلمان عملاً از قدرت کنار گذاشته شد و دیگر اختیارات پلیسی ندارد.
سیاست الکل: ممنوعیت با تسامح برای نخبگان
درمورد شرب خمر وضعیت پیچیدهتر است. ممنوعیت همچنان پابرجاست. دولت سعودی بهصراحت هرگونه شایعه درمورد لغو ممنوعیت الکل را تکذیب کرده است. سخنگوی وزارت رسانه تأکید کرده که الکل ممنوع است و جام جهانی ۲۰۳۴ مطابق با قوانین و هنجارهای فرهنگی سعودی برگزار خواهد شد.
فروشگاه اختصاصی برای دیپلماتها: بااینحال، در ژانویه ۲۰۲۴، اولین فروشگاه الکل در ریاض برای دیپلماتهای غیرمسلمان باز شد. این فروشگاه در محله دیپلماتیک قرار دارد و خرید از آن محدود به دیپلماتهای ثبتشده با سهمیه ماهانه است.
این اقدام نشانهای از تسامح انتخابی میباشد که برای نخبگان و خارجیها مجاز، اما برای عامه مردم ممنوع است.

رانندگی زنان: ممنوعیت رانندگی زنان در سال ۲۰۱۸ لغو شد.
سینما و کنسرتها: پس از چهار دهه ممنوعیت، سینماها و کنسرتها دوباره با حضور مختلط زنان و مردان بازگشایی شدهاند.
حمایت سعودی از وهابیت در خارج از کشور: استانداردهای دوگانه
درحالیکه عربستان در داخل دست به اصلاحات اجتماعی میزند، در خارج از مرزها کماکان از انتشار وهابیت حمایت میکند.
بودجه هنگفت: برآوردها نشان میدهد که عربستان بین ۷۰ تا ۱۰۰ میلیارد دلاربرای ترویج وهابیت در سراسر جهان هزینه کرده است.

تأسیس مراکز دینی: بین ۱۹۸۲ تا ۲۰۰۵، دولت سعودی بیش از ۱ میلیارد دلار صرف ساخت حداقل ۱۵۰۰ مسجد، ۲۰۰ مرکز اسلامی، ۲۰۰ دانشکده و ۲۰۰۰ مدارس دینی و غیر دینی در سراسر جهان کرده است.
حتی در آمریکا: از این ۱ میلیارد دلار، حدود ۱۰ میلیون دلار صرف ساخت مساجد در سراسر ایالات متحده شده است.
در ظاهر، این سیاست نوعی «مدرنسازی» تلقی میشود، اما در واقع به معنای سکولاریزهکردن اجباری جامعه و تضعیف نهاد دین است. علمای سنتی و مفتیان وابسته به هیئت کبارالعلماء حذف یا به حاشیه رانده شدهاند، درحالیکه مرکز قدرت دینی به دست نهادهای حکومتی تحت کنترل شخص ولیعهد افتاده است. این روند، برای غرب جذاب و برای داخل عربستان اگرچه باعث تضعیف وهابیت میشود و این نوبه خود خوب است اما از جهت دیگر سمّی میباشد؛ زیرا هویت اسلامی جامعه را از درون تهی کرده و به جای ایمان، نوعی وابستگی فرهنگی و اخلاقی به غرب تزریق میکند.[1]
خطای محاسبه در تحلیلهای خوشبینانه
برخی تحلیلهای دیپلماتیک و رسانهای در جهان عرب و بعضی کشورها، تحولات اخیر عربستان را نشانه «عبور از وهابیت» یا «کاهش تکفیر» تلقی کردهاند. این برداشت، کاملاً خطا و سطحی است. واقعیت این است که عربستان از افراطگرایی دست نکشیده؛ بلکه صرفاً نوع استفاده از دین و افراط را تغییر داده است: از «دین برای کنترل اجتماع» به «افراط برای کنترل جهان اسلام» رسیده است. یافتههای پژوهشی نشان میدهد که عربستان سعودی با رویکردهای آموزشی، تبلیغاتی رسانهای و حمایت مالی از اندیشه تکفیر و جریانهای تکفیری حمایت گستردهای به عمل آورده است.
عربستان از «وهابیت علنی» به «وهابیت خاموش و مدیریتی» تبدیل شده و از «نقش مذهبی» به «ابزار سیاسی نفوذ» تغییر مسیر داده است. بنابراین، هرگونه امید به اینکه آلسعود در مسیر وحدت اسلامی گام بردارد یا درصدد بازسازی امت اسلامی باشد، خیالی بیش نیست. سیاست خارجی و رفتار میدانی عربستان نشان میدهد که هدف، چیزی جز تقسیم جهان اسلام بین غربگرایی فاسد در داخل و افراطیگری هدایتشده در خارج نیست.
بخش پایانی: ضرورت هوشیاری راهبردی و چشمانداز وحدت اصیل
مسئولان کشورهای اسلامی باید نسبت به این سیاست دوگانه عربستان با هشیاری تمام عمل کنند و از تحلیلهای سادهانگارانه و آبکی بپرهیزند. عربستان نه اصلاحطلب دینی است و نه نماینده مدرنیته اسلامی؛ بلکه الگویی از تلفیق فساد فرهنگی با افراط دینی است که خطرش از هر دو سو امت اسلامی را تهدید میکند.
امید آن است که جهان اسلام، با دوری از سکولاریسم غربگرا و تکفیر ایدئولوژیک، به سوی وحدت واقعی مبتنی بر عقلانیت، عدالت و ایمان مشترک حرکت کند؛ وحدتی که نه تحت هدایت آلسعود شکل میگیرد و نه از مسیر ریاکاری سیاسی، بلکه بر پایه بازیابی هویت اصیل اسلامی و پیوند میان عقل و معنویت ممکن است.