نویسنده: وحید خورشید
مقدمه
در روایات فراوانی از اهل بیت (علیهم السلام) به تعامل سازنده و مناسب با اهل سنت اشاره شده است. در این خصوص بهترین روش را سیره تعاملی خودشان نسبت به مذاهب اسلامی مورد تاکید قرار داده اند چنان که وقتی یکی از یاران امام صـادق (علیه السلام) از حضرت می پرسد: ما شیعیان در معاشرت با اقوام و عشیرۀ خود یا سایر طبقات مردم که در سلک مذهب ما نیستند، چـه وظـیفه ای داریم؟ ایـشان پاسخ می دهند: به رهبران خود بنگرید که مقتدای شما هستند، و بـا مـردم [منظور غیر شیعیان]، به همان گونه معاشرت کنید که رهبران شما معاشرت می کنند؛ به خدا سوگند که رهـبران شـما از بـیماران مردم عیادت می کنند، جنازه هایشان را تشییع می کنند، در محضر قضاتشان حاضر می شوند و به سـود و ضـرر آن ها [هرچه حق باشد] گواهی می دهند و امانت آنان را نگهداری می کنند و باز پس می دهند[1]. در این خصوص نه تنها شیعیان را به تعامل در این باره تشویق می کنند، حتی خانواده و اقوام و همسران خود را نیز در خصوص ادای حقوق اهل سنت مانند شرکت در مراسمات دینی و مذهبی آنان، مورد سفارش قرار می دادند. که این نشان از نگاه تمدنی اهل بیت ( علیهم السلام) نسبت به جامعه اسلامی دارد.
حضور خانواده امام صادق (علیه السلام) در عزای زنان اهل سنت جهت ادای حقوق آنان
نقل شده است که امام کاظم (علیه السلام) توصیه می کردند در مراسم اهل سنت حاضر شوند. حضرت از قول پدرش امام صادق (علیه السلام) نقل کرده است که حضرت همسرش حمیده و ام فروه (احتمال زیاد مادر امام) را برای حضور در مجالس اهل سنت مانند عزاداری آنان برای اقوامشان می فرستاد. شیخ کلینی روایتی را ذیل باب «بَابُ مَا يَجِبُ عَلَى الْجِيرَانِ لِأَهْلِ الْمُصِيبَةِ وَ اتِّخَاذِ الْمَأْتَم» این چنین نقل می کند:«محمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ الْكَاهِلِيِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ ع إِنَّ امْرَأَتِي وَ امْرَأَةَ ابْنِ مَارِدٍ تَخْرُجَانِ فِي الْمَأْتَمِ فَأَنْهَاهُمَا فَتَقُولُ لِيَ امْرَأَتِي إِنْ كَانَ حَرَاماً فَانْهَنَا عَنْهُ حَتَّى نَتْرُكَهُ وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ حَرَاماً فَلِأَيِّ شَيْءٍ تَمْنَعُنَاهُ فَإِذَا مَاتَ لَنَا مَيِّتٌ لَمْ يَجِئْنَا أَحَدٌ قَالَ فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ ع عَنِ الْحُقُوقِ تَسْأَلُنِي كَانَ أَبِي ع يَبْعَثُ أُمِّي وَ أُمَّ فَرْوَةَ تَقْضِيَان ِ حُقُوقَ أَهْلِ الْمَدِينَة».[2] عبد الله کاهلی گوید به امام کاظم (علیه السلام) گفتم: زن من و زن پسر مارِد برای شرکت در مجلس عزاداری بیرون می روند؛ من آنها را از این کار نهی می کنم. همسرم به من می گوید: اگر این کار حرام است، ما را از آن نهی کن تا ترکش کنیم، و اگر حرام نیست، چرا ما را از آن باز می داری؟ [او می گوید:] وقتی یکی از ما بمیرد، کسی به دیدارمان نمی آید. امام (علیه السلام) فرمود: از من درباره حقوق [مردگان] می پرسی؟ پدرم (امام صادق علیه السلام) مادرم و اُمِّ فَروَه را می فرستاد تا حقوق مردم مدینه را [در مجالس عزاداری] ادا کنند.»


این روایت سندش معتبر می باشد علامه مجلسی در خصوص سند آن فرماید: «الحديث الخامس: حسن» و در ادامه در توضیح روایت می نویسد: «قوله عليه السلام: «عن الحقوق تسألن» أي قضاء حقوق الناس في المأتم و الأعراس، و يدل الخبر على استحباب بعث النساء المأتم فما ورد من النهي محمول على أن لا يكون الغرض قضاء الحقوق بل يكون لأجل التنزه. قوله عليه السلام: و أم فروة هي كنية لأم الصادق عليه السلام بنت القاسم بن محمد و لا بنته عليه السلام بنت فاطمة بنت الحسين بن علي بن الحسين و هذه تحتملها»[3]؛ از من درباره حقوق میپرسی: یعنی رساندن حقوق مردم در مجالس عزا و عروسی. و خبر (روایت) دلالت دارد بر استحباب فرستادن زنان به مجلس عزا، و آنچه از نهی وارد شده، حمل بر جایی میشود که هدف قضای حقوق نباشد، بلکه به خاطر تفریح و گردش باشد. فرمایش امام علیهالسلام: «و ام فروة» کنیه مادر امام صادق علیهالسلام است (که دختر قاسم بن محمد است)، نه کنیه دختر آن حضرت (دختر فاطمه بنت حسین بن علی بن الحسین)، ولی متن عبارت این احتمال را دارد.
مرحوم محمد تقی مجلسی نیز بعد از صحیح دانستن روایت فوق می نویسد: «در صحيح از كاهلى كه نامش عبد اللَّه بن يحيى است كه عرض كردم به آن حضرت صلوات اللَّه عليه كه زنم و خواهرم كه زن محمد بن مارد است ايشان در ماتمهاى خويشان و غير ايشان مىروند و من ايشان را از آن نهى مىكنم كه مرويد پس ايشان بمن مىگويند كه اگر حرامست ما نرويم و اگر حرام نيست پس چرا ما را منع مىكنى تا باعث اين شود كه كس ما بميرد ايشان بپرسش ما نيايند پس حضرت فرمودند كه از حقوق مىپرسى يعنى اگر عبث روند منع مىتوان كرد اما جمعى كه مىآيند در عزا و عروسى پيش شما ايشان را حق هست پدرم رخصت مىدادند مادرم را حميده و ام فروه مادرش را كه دختر قاسم بن محمد ابن ابى بكر بود.و محتمل است كه حضرت صادق صلوات اللّه عليه را زنى يا دخترى هم نام مادرش باشد هر دو را مىفرستادند تا حقوق اهل مدينه را به جا آورند پس ظاهر شد كه بواسطه قضاى حقوق رخصت مىتوان دادن بلكه سنت باشد بلكه واجب باشد چنانكه خداوند عالميان فرموده است وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها يعنى هر گاه تحيت كنند شما را پس شما به ازاى آن تحيت كنيد ايشان را بهتر از آن چه ايشان كردهاند يا همان مقدار اقلا و خلافى نيست كه سلام داخل است در تحيت و در تحيات ديگر مثل تواضعات و ديدنهاى متعارف و جواب عطسه و امثال اينها بعضى گفتهاند كه همه تحيت است[4].
طبق این روایت معتبر، تعامل و رفتار مسالمت آمیز اهل بیت (علیهم السلام) با دیگر مذاهب اسلامی به صورت خانوادگی بوده است. این نشانگر این است که:
1. حضور در مراسم اهل سنت نه تنها ممنوع نیست، بلکه در مواردی مستحب و لازم است. امام کاظم علیهالسلام در پاسخ به عبدالله کاهلی که از حضور همسر و دخترش در مجالس عزا و ختم دیگران (که ظاهراً اهل سنت بودهاند) نگران است، میفرماید: «آیا از من درباره حقوق میپرسی؟» یعنی این پرسش را در چهارچوب حقوق شهروندی و همسایگی باید فهمید، نه صرفاً احکام فردی حلال و حرام.
۲. امام صادق (علیهالسلام)، همسرش حمیده (مادر امام کاظم) و امّ فروه را برای «قضای حقوق اهل مدینه» به این مجالس میفرستاد. تا حقوق همسایگان و همشهریان که غالبا اهل سنت بودند را ادا کند. این یعنی ارتباط خویشاوندی خانوادگی با دیگر مذاهب که به عنوان پل ارتباطی و الگوی رفتار اجتماعی مورد توجه امام بوده است.
۳. تحلیل تعاملی: «حقوق اهل مدینه» چیست؟
در روایت، تعبیر «حُقوقَ أهلِ المَدینَة» آمده؛ یعنی حقی که شهروندان مدینه (اعم از شیعه و سنی) بر گردن یکدیگر دارند. از جمله: شرکت در مراسم سوگ و شادی همدیگر برای تألیف قلوب و جلوگیری از انزوای اجتماعی. اگر شیعیان در مراسم اهل سنت شرکت نکنند، آنان نیز در مراسم شیعیان حاضر نخواهند شد این استدلال زن عبدالله کاهلی است که امام آن را تأیید میکند.
این نشان میدهد که اصل متقابل بودن حقوق اجتماعی یک اصل عقلایی و شرعی است.
۴. رد انزواگرایی و طردگرایی مذهبی.
برخی برداشتهای که هرگونه حضور در مجالس اهل سنت را جایز نمیدانند، با این روایت صریحاً نقد میشوند. امام کاظم با تعجب میفرماید: «آیا از حقوق میپرسی؟» یعنی تو داری مسئله را حلال و حرام میبینی، در حالی که مسئله تکلیف اجتماعی و اخلاقی است.
۵. نکته تمدنی: الگوی «شهروندی مدنی» در سیره امامیه
این روایت نشان میدهد که ائمه شیعه نه تنها تعامل با اهل سنت را جایز میدانستند، بلکه برای حفظ انسجام اجتماعی در یک شهر با جمعیت مختلط مذهبی، شرکت در مراسم عزاداری آنان را از مصادیق «قضای حقوق» برمیشمرند. این همان چیزی است که امروز از آن به «همبستگی اجتماعی» و «همزیستی مسالمتآمیز» تعبیر میشود.
بنابراین این روایت یک الگوی تمام عیار از تعامل تمدنی اهل بیت با سایر مسلمانان ارائه میدهد: حضور در مراسم اهل سنت نه فقط مباح، که در صورت نیاز به ادای حقوق همسایگی و شهروندی مستحب یا واجب است. فرستادن زنان محترم و با شخصیت مانند ام فروه(به احتمال زیاد مادر) حمیده (همسر امام) نشان میدهد که این کار از جایگاه بالایی برخوردار است و جنبه نمادین سیاسی-اجتماعی دارد، نه صرفاً رفتاری فردی.
بنابراین، نگاه تمدنی اهل بیت، تعامل، مدارا و ادای حقوق متقابل با پیروان سایر مذاهب اسلامی است، نه انزوا و طرد.
نتیجه
طبق روایت کلینی، حضور در مراسم اهل سنت (مانند عزا و ختم) عملی عبادی-اجتماعی است، ائمه شیعه (علیهم السلام) این کار را نه فقط جایز، بلکه مصداق «قضای حقوق مردم» میدانستند.حقوقی که اگر ادا نشود، باعث اختلال در روابط اجتماعی و قهر میان همسایگان و شهروندان یک شهر میگردد. استدلال زن راوی که میگفت: «اگر ما در غم آنان شرکت نکنیم، آنان هم برای عزاداری ما نمیآیند» مورد تأیید امام قرار گرفت. یعنی نگاه انتفاعی متقابل به روابط اجتماعی، نه فقط یک محاسبه عرفی، بلکه یک اصل عقلاییِ شرعی است. همچنین امام، مادر و همسرش که از مهمترین افراد خانواده ایشان بودن را برای این کار میفرستادند. فرستادن حمیده (مادر امام کاظم علیه السلام) و امفروه (مادر امام صادق علیه السلام) یعنی:
این کار یک اولویت اجتماعی بوده، نه یک اقدام درجه چند. این سیره تعاملی، پل ارتباطی بین شیعه و دیگر مذاهب می باشد . گذشته از این، این نقل نشانگر نگاه تمدنی اهل بیت و همزیستی فعال است اهل بیت (علیهم السلام) برای تقویت پیوندهای مدنی، فعالانه در غم و شادی دیگران شرکت میجستند.
امروزه از این مفهوم به «همبستگی اجتماعی» و «شهروندی اخلاقی» تعبیر میشود.