نویسنده: وحید خورشید
مقدمه
سیره مشورتی امام علی (عليه السلام) در مسائل مختلفی از جمله مسائل نظامی و دفاعی بهعنوان جانشین برحق پیامبر (صلي الله عليه وآله) و انباشته از علم و حکمت نبوی، نقشی محوری و تمدنساز ایفا کرد. ایشان با وجود کنارهگیری از تصدی مستقیم حکومت در آن مقطع، هرگز جامعه نوپای اسلامی را رها نکردند و با ارائه مشورتهای راهبردی، بهویژه در عرصه نظامی، موجب نجات از سرنگونی و پیروزی جامعه اسلامي شدند . این مشورتها، که نمونه بارز آن در جریان تصمیمگیری برای جنگ با امپراتوری روم در دوران خلفا نمود یافت، تنها یک تاکتیک جنگی نبود؛ بلکه در عمق خود، سکّانی برای هدایت کشتی تمدن اسلامی بود. امام (عليه السلام) با درایت بی نظیر خود دریافتند که حفظ کیان جامعه اسلامی، که هسته اولیه یک تمدن بزرگ بود، بر هر اختلاف نظر سیاسی اولویت دارد. شکست در برابر ابرقدرت آن روز جهان، میتوانست به نابودی کامل این نهال نورس بینجامد.
الف: مشورت جهت پیروزی مسلمانان بر روم در زمان خلیفه اول
موارد زیادی در تاریخ نقل شده است که امام علی (علیه السلام) به راهنمایی خلفاء می پرداخت که شاهد بر تعامل مثبت و نگاه تمدنی امام علی علیه السلام در جامعه اسلامی برای یاری رساندن به مسلمانان می باشد. از جمله مشورت ها و تعاملات امام در خصوص مسئله نبردها و فتوحات می باشد که موجب حفظ جامعه اسلامی می شد.
در زمان خلیفه اول هنگام جنگ مسلمانان با رومیان، خليفه اول از امام علی (علیه السلام) در خصوص این جنگ مشورت گرفت. از آنجا که تعداد رومیان بیش از مسلمانان بود و از نظر نظامی نیز مجهز تر بودند، خلیفه اون دنبال چاره بود تا بتواند به آنها پیروز شود و مسلمانان شکست نخورند. وقتی از امام، مشورت خواست حضرت فرمود این کار را بکنید پیروز می شوید: « فأشار أن يفعل فقال إن فعلت ظفرت فقال بشرت بخير فقام أبو بكر في الناس خطيبا وأمرهم أن يتجهزوا إلى الروم فسكت الناس»[1]. علی بن ابیطالب اشاره کرد که این کار را انجام دهد (به جنگ با رومیان برود). حضرت فرمود اگر چنین کنی پیروز خواهی شد. ابوبکر گفت: پس مرا به خیر مژده دادی. سپس ابوبکر در میان مردم خطبه خواند و به آنان دستور داد تا برای حرکت به سوی رومیان آماده شوند، مردم نیز سکوت کردند.


ابن عساکر نیز نقل کرده است که ابوبکر با عده زیادی مشورت کرد که هر کدام دیدگاه های را در خصوص این جنگ دادند. در این میان امام علی علیه السلام که ساکت بود و نظریات را می شنید، ابوبکر از ایشان مشورت خواستند که امام نیز مشورت دادند:«وعلي في القوم لم يتكلم قال أبو بكر ماذا ترى يا أبا الحسن فقال أرى أنك إن سرت إليهم بنفسك أو بعثت إليهم نصرت عليهم إن شاء الله فقال بشرك الله بخير»[2].
با نگاه به این متون نیز چنین می شود برداشت کرد که در تمدن اسلامی، حتی با وجود اختلاف نظر و عدم شرکت مستقیم در امور اجرایی، مشارکت فکری و ارائه مشورت از سوی افراد برجسته ای مانند حضرت علی (علیه السلام)، به عنوان یک عامل کلیدی در پیشبرد اهداف و گسترش تمدن اسلامی تلقی میشد. در این تمدن، دانش و حکمت، به عنوان سرمایههای ارزشمند، مورد توجه قرار میگرفت و هرگونه همکاری و تعامل برای حل مسائل و دستیابی به موفقیت، تشویق میشد.
ب: مشورت جهت حفظ مسلمانان در جنگ روم در زمان خلیفه دوم
در دوران خلافت خلیفه دوم، جنگها و فتوحات گستردهتر شد و نقش حضرت علی (علیه السلام) در این دوران، برجستهتر بود. با توجه به شجاعت و تجربهی جنگی امام علی (علیه السلام)، خلیفه دوم نمیتوانست از راهنماییها و همکاریهای او غافل بماند. هر چند حضرت علی (علیه السلام) مستقیماً در جنگها شرکت نمیکرد، اما خلیفه دوم برای بهرهگیری از دانش و حکمت او تلاش میکرد. امام نیز با توجه به نگرانی عمیقش نسبت به سرنوشت اسلام و مسلمانان، از طریق مشورت و ارائه راهکار، به خلیفه دوم یاری میرساند. این همکاریهای فکری، نقش مهمی در موفقیتهای مسلمانان ایفا کرد.
هنگامی که خلیفه اول برای جنگ با روم آماده می شد، براى رفتن به جنگ روميان از آن امام علی (علیه السلام) مشورت خواست که امام نیز با نگاه تمدنی به جامعه اسلامی به ایشان مشورت داد. سیره امام در خصوص تعامل و مشورت در نهج البلاغه ذیل« و من كلام له ع و قد شاوره عمر بن الخطاب في الخروج إلى غزو الروم»، به این صورت آمده است:
«وَ قَدْ تَوَكَّلَ اللَّهُ لِأَهْلِ هَذَا الدِّينِ بِإِعْزَازِ الْحَوْزَةِ وَ سَتْرِ الْعَوْرَةِ وَ الَّذِي نَصَرَهُمْ وَ هُمْ قَلِيلٌ لَا يَنْتَصِرُونَ وَ مَنَعَهُمْ وَ هُمْ قَلِيلٌ لَا يَمْتَنِعُونَ حَيٌّ لَا يَمُوتُ إِنَّكَ مَتَى تَسِرْ إِلَى هَذَا الْعَدُوِّ بِنَفْسِكَ فَتَلْقَهُمْ فَتُنْكَبْ لَا [يَكُنْ] تَكُنْ لِلْمُسْلِمِينَ كَانِفَةٌ دُونَ أَقْصَى بِلَادِهِمْ لَيْسَ بَعْدَكَ مَرْجِعٌ يَرْجِعُونَ إِلَيْهِ فَابْعَثْ إِلَيْهِمْ رَجُلًا مِحْرَباً وَ احْفِزْ مَعَهُ أَهْلَ الْبَلَاءِ وَ النَّصِيحَةِ فَإِنْ أَظْهَرَ اللَّهُ فَذَاكَ مَا تُحِبُّ وَ إِنْ تَكُنِ الْأُخْرَى كُنْتَ رِدْءاً لِلنَّاسِ وَ مَثَابَةً لِلْمُسْلِمِين»[3] خداوند براى اهل اسلام ضامن شده است كه حدود و نواحيشان را حفظ كند، و عورتشان را (چيزيكه نبايد دشمن بر آن آگاه شود) بپوشاند، و آن خداوندى كه آنها را يارى كرد در زمانيكه اندك بودند و نمىتوانستند (از دشمن) انتقام بكشند، و آنها را از مغلوب شدن بازداشت در حالتى كه كم بودند و توانائى دفاع (از خود) نداشتند (خداوندى كه در صدر اسلام مسلمانان را با اينكه مانند امروز داراى جمعيّت بيشمار و قدرت و توانائى نبودند يارى كرد، اكنون هم يارى خواهد فرمود، زيرا) زنده است و هرگز نمىميرد (پس در كارزار حاضر مشو، زيرا) تو خود اگر بسوى اين دشمن (قيصر روم و لشگريانش) روانه شوى و در ملاقات با ايشان (پس از زد و خورد) مغلوب گردى براى مسلمانان شهرهاى دور دست و سر حدّها پناهى نمىماند، بعد از تو مرجعى نيست كه (براى جلوگيرى از فتنه و فساد) به آنجا مراجعه نمايند، پس (مصلحت در اينست كه تو در اينجا بمانى و بجاى خود) مرد جنگ ديده و دليرى بسوى ايشان بفرست، و به همراهى او روانه كن كسانى را كه طاقت بلاء و سختى جنگ داشته و پند و اندرز را بپذيرند، پس اگر خداوند (او را) غالب گردانيد همان است كه ميل دارى و اگر واقعه ديگرى پيش آيد تو يار و پناه مسلمانان خواهى بود (مىتوانى دوباره لشگرى فراهم ساخته بجنگ ايشان بفرستى).



مشورت امام علی (علیه السلام) با عمر، نه به معنای تسلیم در برابر او، بلکه به عنوان یک روش برای رسیدن به بهترین تصمیم در راستای منافع جامعه اسلامی بود. این رفتار از منظر تمدن اسلامی، نشاندهنده اهمیت مشورت، احترام به علم و تجربه، حفظ وحدت و انسجام است. امام علی علیه السلام با این رفتار، اصول اساسی تمدن اسلامی را به نمایش گذاشت و راه را برای نسلهای بعدی روشن کرد. گذشته از این عمر بن خطاب نیز به عنوان خلیفه دوم اهل سنت از دانش و حکمت امام علی علیه السلام بهره میبرد. حتی اگر در برخی مسائل با او اختلاف نظر داشت، به نظر امام علی علیه السلام اهمیت میداد.
نتیجه
بنابراين سيره امام علي (عليه السلام) در زمان خلفاء، حفظ و بقای هسته مرکزی تمدن (امت اسلامی) بود؛ زیرا اولین شرط شکلگیری هر تمدنی، بقای فیزیکی و وحدت جامعه بنیانگذار آن است. مشورتهای نظامی امام (عليه السلام) مستقیماً در راستای دفاع از موجودیت امت اسلام و جلوگیری از فروپاشی آن بود این نگاه فراجناحی و تمدنی، درس بزرگی برای تمامی نهادهای در حال شکلگیری در آن عصر بود و نشان داد که چگونه میتوان در عین داشتن عقیدهای متفاوت، در خدمت امت اسلامي بود و باعث وحدت کلمه در بین مسلمانان شد.
در حقیقت سیره مشورتی امام علی (علیه السلام) در مسائل نظامی با خلفا، یک استراتژی حکیمانه و تمامعیار تمدنساز بود. این سیره نشان میدهد که امام بهعنوان حامل میراث نبوی، نه تنها حافظ شریعت، که معمار هوشمند پایداری و گسترش تمدن اسلامی نیز بودند. ایشان با مشورتهای خردمندانه خود، کشتی اسلام را از گردابهای نخستین عبور دادند و بستری امن برای رشد علوم، فرهنگ، حکومتداری و اقتصاد فراهم آوردند؛ بستری که در ادامه و با تشکیل حکومت عدل علوی، الگویی کامل از یک تمدن اسلامی مبتنی بر عدالت را به جهانیان عرضه کرد. بررسی این سیره، کلیدی برای درک علل پایداری و شکوفایی تمدن اسلامی در قرون اولیه است.
منابع
1.سید رضی، محمد، نهج البلاغة، مصحح: صالح، صبحي، قم، ناشر: هجرت، چاپ: اول، 1414 ق
2.یعقوبی، احمد، تاريخ اليعقوبي ، بیروت، شرکه الاعلمی للمطبوعات، چاپ اول، 1413ه
3.ابن عساکر، علی، تاريخ مدينة دمشق ، تحقيق : محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري ، دار الفكر، بيروت، 1995
پینوشتها
[1] یعقوبی، احمد، تاريخ اليعقوبي ج 2 ص 19
[2] ابن عساکر، علی، تاريخ مدينة دمشق ج 2 ص 64
[3] شريف الرضي، محمد، نهج البلاغة (للصبحي صالح) ؛ ص192