آمریکا بارها با عملیاتهای تبلیغاتی، مانند کشتن ابوبکر بغدادی در ۲۰۱۹، ابوالحسن القرشی در ۲۰۲۲، و رهبر شاخه خراسان در ۲۰۲۴، ادعای «مبارزه با تروریسم» را مطرح کرده است. این اقدامات درواقع پوششی برای شکستهای ژئوپلیتیک، مانند خروج از افغانستان، است و حضور نظامی در سوریه را توجیه میکند.
فرار برنامهریزیشده تروریستها
در ژانویه ۲۰۲۴، فرار گسترده عناصر داعش از زندان «غویران» در حسکه (تحت کنترل نیروهای دموکراتیک سوریه که مورد حمایت آمریکا هستند)، شبهه دست داشتن آمریکا را تقویت کرد. تحلیلگران عراقی معتقدند این فرارها بهانهای برای ادامه عملیاتهای نظامی آمریکا در مرز سوریه و عراق بود.
در سال ۲۰۲۴، آمریکا تعداد نیروهایش در سوریه را از ۲۰۰۰ به زیر ۱۰۰۰ نفر کاهش داد. این کاهش صرفاً تبلیغاتی است؛ زیرا:
پایگاه نظامی از جمله پایگاه راهبردی التنف در مثلث مرزی سوریه-عراق-اردن، فعال باقی ماندهاند.
اسرائیل رسماً خواستار ماندن نیروهای آمریکا در سوریه شده است تا از افزایش نقش ترکیه و ایران جلوگیری کند. این در حالی است که ترکیه با ۱۰,۰۰۰ نیرو در شمال سوریه حضور دارد.
آمریکا با سهگانه داعش، جولانی و نیروهای باقیمانده در سوریه، یک بازی چندسطحه را پیش میبرد:
۱. داعش به عنوان تهدید کنترلشده برای توجیه مداخلات.
۲. جولانی به عنوان متحد غیرمستقیم برای مهار ایران و روسیه.
۳. کاهش ظاهری نیروها برای کاهش هزینههای سیاسی، بدون کاهش واقعی نفوذ.
این استراتژی به آمریکا اجازه میدهد هزینه حضور در سوریه را مدیریت کند، رقبا و منطقهای را ایران، روسیه، ترکیه را مهار نماید، و گفتمان مبارزه با تروریسم را به عنوان ابزار مشروعیتساز حفظ کند. در این میان، آنچه قربانی میشود، ثبات و امنیت مردم سوریه است که قربانی بازی قدرتهای بزرگ شدهاند.