1- مرحله اول: اول باید خودمان را تغییر دهیم و تهذیب و تربیت کنیم تا بتوانیم جامعه را تغییر دهیم:
إن مهمتنا أن نغيِّر من أنفسنا أولاً لنغير هذا المجتمع أخيرًا. (معالم فی الریق ص19)
2- مرحله دوم: ایجاد تشکیلات و اتحاد اسلامی بهدور از تعصب:
إن طريقنا واضح ، طريقنا الوحيد أن نمضي في تكتل إسلامي ، هو وحده الذي يضمن لنا البقاء ويضمن لنا الكرامة ، ويضمن لنا الخلاص من الاستعمار وأذنابه وأوضاعه ، كما يضمن لنا أن نقف سداً في وجه التيار الشيوعي المهلك المبيد .
والتكتل الإسلامي لا يعني التعصب في أي معنى من معانيه .. إن الإسلام هو الضمانة الوحيدة في هذا العالم اليوم لوقف حركة التعصب ضد المخالفين له في العقيدة فهو وحده الذي يعترف بحرية العقيدة ويرعاها (فی التاریخ فکرة و منهاج ص67-68)
براستیکه مسیر ما آشکار است. تنها راه ما این است که در قالب یک تشکیلات متحد اسلامی، حرکت کنیم. تنها این است که بقا و کرامت ما را تضمین میکند و ضامن رهایی ما از استعمار و دنبالهها و اوضاع برآمده از آن است؛ چنان که ما را در مقابله با جریان نابودگر مارکسیستی، پشتیبانی میکند.
و تشکلات متحد اسلامی، به معنای تعصب در هیچکدام از معانی آن نیست. یقیناً اسلام در جهان امروز، تنها ضامن و پشتیبان جهت مقابله با تعصب ضد مخالفان عقیدتی است؛ زیرا فقط اسلام است که واقعاً به آزادی عقیده، معترف است و از آن حفاظت میکند. (فی التاریخ فکرة و منهاج ص67-68)
این عبارت سید قطب را دقیق بخواند، مبارزه او با تعصب بر اندیشه خاص و عقیده است. میگوید حق نداری بر عقیده خاص و مذهب خاص تعصب داشته باشی و مردم را بر آن اجبار کنی. بینی و بین الله این کجا و داعش و وهابیت کجا؟!
آیا خلط میان این اندیشه با اندیشه تکفیری، ظلم نیست ؟!
3- مرحله سوم: مبارزه با قدرتهای مادی که مانع از بیان حقایق اسلام برای مردم و تودهها هستند:
على أن المهمة التي أناط الله بها الأمة المسلمة ، ليست هي مجرد هداية الناس إلى الخير الذي جاء به الإسلام وحماية العقيدة الإسلامية وأصحابها ؛ إنما هي أكبر من ذلك وأشمل . . إنها كذلك حماية العبادة والاعتقاد للناس جميعاً ، واستبعاد عنصر القوة المادية من ميدان الاعتقاد والعقيدة ، وحماية الضعفاء من الناس من عسف الأقوياء (نحو مجتمع اسلامی ص 100-101)
وظیفهای که خداوند متعال به امت مسلمان محول کرده، تنها هدایت مردم به خیری که اسلام برایشان به ارمغان آورده و حفاظت و پشتیبانی از عقیده اسلامی و پیروانش نیست، بلکه بزرگتر و گستردهتر از آن است. علاوه برآنچه گفته شد، حمایت از عبادت و اعتقاد همه مردم و دور کردن عنصر قدرت مادی از میدان اعتقاد، پشتیبانی از مردم مستضعف در برابر زورگویی قدرتمندان، مقابله با ظلم در هر مکان و موقعیتی و در حمایت از هر کسی که بر او ظلم شود، تضمین کردن عدالت و قسط برای تمامی بشر و مقاومت در برابر شر و فساد در زمین مبتنی بر حکم سرپرستی رشد یافته از اسلام، که خداوند بر عهده این امت، قرار داده است.