از آنجا که در تعالیم الهی ریشههای پیدایش و شکلگیری تمدن وجود دارد، بررسی قصص قرآنی از مهمترین منابع کشف این زیرساختهاست. میتوان با تحلیل این قصص، بخشی از مشکلات جوامع بشری امروز را حل کرد و به بخشی از مؤلفههای تمدن اسلامی پی برد. ولی با توجه به آنکه آیات و سورههای قرآن در شرایط تاریخیِ خاصی نازل گردیده، قصص قرآنی نیز از این امر مستثنی نیست هر چند داستان انسان که متناسب با دعوت پیامبر اسلام بوده، در خلال سورهها بیان شده است. ازاینرو این مقاله با سبک تفسیر ترتیبی موضوعی و با روش توصیفیتحلیلی درمییابد و پاسخ میدهد که به این مسأله اساسی که کدام مؤلفهها و چه بخشی از داستان حضرت یوسف در شرایط متفاوت زنان قابل استنباط است و وجه ارتباطی میان مباحث مطرح در قصه با آیات مؤلفههای تمدن اسلامی چیست و کاربست این مؤلفهها در روابط اجتماعی مسلمانان در عصر پیامبر صلیاللهعلیهوآله و نیز بعد از دوران نزول آیات چه بوده است؟ نگارنده این نکته اساسی قرآن را با هدف سوره و شرایط گونهگون زندگی پیامبر و مسلمانان و دشمنان ایشان نازل شده است.
تمامی بخشهای داستان حضرت یوسف علیهالسلام در سوره مکی نازل شده است. ولایتپذیری خدا و نافرماننشدن، تقوا، انذار و تبشیر، شکیبایی در مواجهه با امتحانات متعدد، حاکمیت مستضعفان، اقتدار صنعتی و اقتصادی، توکل به خدا و جهاد تبیین هجرت از مؤلفههای تمدن اسلامی است که از این داستان برداشت میشود.
جهت دانلود فایل مقاله اینجا کلیک فرمایید.