نویسنده: محمد باغچقی
چکیده
به طور حتم آیت الله شیخ جعفر سبحانی (دامت برکاته) را می توان از جمله داعیه داران وحدت و تقریب در جهان اسلام به شمار آورد. چرا که ایشان افزون بر تاکیدات شفاهی که همواره در خصوص اتحاد مسلمین داشته اند، آثار مکتوبی را نیز در این راستا به رشته تحریر درآورده اند که کتاب «اضاءات فی طریق الوحده و التعایش» را می توان از جمله مهم ترین این نوشته جات به حساب آورد. آیت الله سبحانی (دامت برکاته) در اثر مزبور، ضمن تبیین اهمیت، ضرورت و ثمرات وحدت، همچنین نمونه هایی از روابط حسنه و محترمانه ای که در طول تاریخ، میان علمای فریقین برقرار بوده است، را نقل می فرماید. با توجه به اهمیت این مباحث، لذا در نوشتار پیش رو، به مهم ترین مباحث کتاب «اضاءات فی طریق الوحده و التعایش» اشاره خواهد شد.
واژگان کلیدی: آیت الله سبحانی، وحدت، تفرقه، شیعه، اهل سنت، کتاب اضاءات فی طریق الوحده و التعایش، اتحاد.
مقدمه
وحدت مسلمانان از دستورات قطعی پروردگار متعال به شمار می رود و لذا تبلیغ اتحاد و برادری و دعوت آحاد جامعه اسلامی به سوی آن، همچون تبلیغ سایر اوامر الهی، از جمله وظایف عالمان دین به حساب می آید. به همین جهت اندیشمندان، محققان و پژوهشگران مسلمان، با روش هایی گوناگون، مسلمین را به سوی تقریب و وحدت فراخوانده اند. طبعا یکی از این روش ها، آثار مکتوبی است که نویسندگان محترم در آن آثار، تمام تلاش خود را به کار گرفته اند تا در سایه سار تبیین اهمیت و ضرورت وحدت و یادآوری نقاط مشترک، مسلمانان، آحاد امت دشمنی ها و عداوت های موجود را کنار زده، و امتی متحد را تشکیل دهند. چنانکه آیت الله العظمی شیخ جعفر سبحانی (دامت برکاته) از فقها و اندیشمندان مطرح امامیه در عصر حاضر، نوشته جات گرانسنگ متعددی را در حوزه مباحث وحدت و تقریب به رشته تحریر در آورده است. به عنوان نمونه، کتاب ارزشمند «اضاءات فی طریق الوحده و التعایش» از جمله همین آثار به شمار می رود که آیت الله سبحانی (دامت برکاته) در اثر مزبور، نکات ارزنده ای را ناظر به مسئله وحدت و تقریب یادآور می شود. با توجه به اهمیت مباحث مطرح شده در این کتاب، لذا در ادامه به نمونه هایی از این مباحث اشاره خواهد شد.
مروری گذرا بر مهم ترین مباحث کتاب «اضاءات فی طریق الوحده و التعایش»
همانطور که گفته شد کتاب «اضاءات فی طریق الوحده و التعایش» را می توان از جمله آثار ارزشمند در حوزه وحدت و اتحاد امت به شمار آورد. زیرا آیت الله سبحانی (دامت برکاته) در این اثر گرانسنگ، به مباحث مفیدی در خصوص وحدت و تقریب پرداخته است. در این بخش به مهم ترین مباحث مطرح شده در کتاب مزبور اشاره می شود:
اول: اشاره ای به مدح وحدت و مذمت تفرقه در قرآن کریم
به تصریح مولف محترم، قرآن کریم، وحدت را مدح و تفرقه را مذمت کرده و انسان های خردمند از این امر به خوبی اطلاع دارند.[1]
به عنوان نمونه پرودگار متعال در آیه «ان الذین فرقوا دینهم و کانوا شیعا لست منهم فی شیء»[2] و همچنین دو آیه «و لا تکونوا من المشرکین * من الذین فرقوا دینهم و کانوا شیعا»[3] به مذمت تفرقه پرداخته است.[4]
دوم: تبیین ثمرات وحدت و عواقب تفرقه
به باور نويسنده بزرگوار، وحدت کلمه موجب می شود تلاش های مسلمین نسبت به یک نقطه متمرکز شده و در نتیجه مشکلات و موانع بر سر راه امت برطرف گردند. در مقابل، اختلاف و تفرقه، موجب اتلاف نیروها شده و نتیجه ای جز خرابی و ویرانی به دنبال ندارد.[5]
در بخش دیگری از کتاب «اضاءات فی طریق الوحده و التعایش» در خصوص ثمرات بی نظیر اتحاد مسلمین و عواقب شوم تفرقه چنین می خوانیم: «شکی نیست که مسلمانان به وحدت و تقریب نیاز دارند چرا که وحدت و تقریب موجب عزت اسلام، افزایش شوکت مسلمانان، تقویت پیوند برادری بین مسلمین شده و در مقابل، تفرقه باعث اضمحلال و نابودی و ایجاد دشمنی می شود.»[6]
سوم: ذکر علت و منشا تفرقه در امت اسلامی
آیت الله سبحانی (دامت برکاته)، دخالت شیطان را منشا تفرقه میان مسلمانان دانسته و در این باره اینگونه تصریح می فرماید: «تفرقه و دشمنی بین دو طائفه ای که در موارد متعدی از جمله در کتاب، سنت، قبله، حج و زکات اموال نقطه اشتراک دارند، ناشی از دخالت شیطان است. و این تفرقه تا جایی جلو می رود که موجب می شود مسلمین، همدیگر را تکفیر کنند.»[7]
مولف محترم راجع به تلاش مستکبران برای ایجاد تفرقه نیز می نویسد: «از آنجایی که ایجاد تفرقه و اختلاف در امت، موجب می شود استعمارگران و صهیونیست ها به اهداف خود برسند، لذا آنان نیز به دنبال دامن زدن به بروز جنگ های داخلی در میان مسلمین هستند.»[8]
نویسنده بزرگوار همچنین می افزاید: «اختلافات مسلمین تنها به نفع دولت های استعمارگر و خدمه آنها است؛ چرا که سیطره آنان بر امم اسلامی و مردم مسلمان، جز با پاشیدن بذر اختلافات و روشن کردن آتش دشمنی ها میان مسلمین ممکن نیست.»[9]
چهارم: ذکر نقاط اشتراک موجود در میان مسلمین
یکی از مهم ترین و پرتکرار ترین مباحث موجود در کتاب «اضاءات فی طریق الوحده و التعایش»، تاکید بر مشترکات فراوانی است که در امت اسلامی وجود دارد. بدین سان که چون یادآوری این نقاط اشتراک، قطعا منجر به تقویت اتحاد مسلمین می شود، لذا تبیین این مهم در جای جای کتاب قابل مشاهده است. به عنوان نمونه در یکی از عبارات موجود در این خصوص می خوانیم: «جمیع امت یک خدا را عبادت کرده و ذیل یک خیمه قرار دارند و اصول مشترکی را دنبال می کنند به نحوی که اصول و فروع مشترک بین مسلمین، بیش از مواردی است که اختلافی بوده و موجب تفرقه می شوند. از این رو بر مسلمانان واجب است که با هم متحد باشند و به ریسمان الهی چنگ زده و اختلافات را کنار بگذارند.»[10]
در یکی دیگر از عبارات مولف محترم در این راستا نیز چنین آمده است: «اعتقاد به خدای واحد، کتاب واحد، شریعت واحد، رهبری واحد و هدفی واحد که عبارت است از نیل به سوی سعادت دنیوی و اخروی، از نقاط اشتراکی امت واحده به شمار می روند.»[11]
آیت الله سبحانی (دامت برکاته) در بخشی دیگر از کتاب، نقاط اشتراک را به عنوان عناصر وحدت آفرین در امت معرفی کرده و برخی از مهم ترین عناصر را اینگونه تبیین می فرماید:
- اقرار به توحید: اعتقاد همه مسلمانان، به وجود معبودی یگانه که شریکی ندارد و دارای اسماء حسنی و صفات عالی بوده، زنده است و نمی میرد.[12]
- ایمان به نبوت عامه و خاصه: تمامی مسلمانان به بعثت انبیاء (علیهم السلام) و خاتمیت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) اعتقاد دارند.[13]
- ایمان به معاد: ایمان همه آحاد امت، به معاد و اینکه موت، به معنای فناء انسان نیست بلکه دنیای دیگری ماوراء این دنیا، وجود دارد.[14]
- وحدت شریعت: مسلمانان در حوزه عبادات، به شعائر دینی همچون نماز، روزه، زکات، حج و جهاد ملتزم هستند و مسلمانی را پیدا نمی کنیم که بخواهد یکی از این امور را انکار کند. البته ممکن است در جزئیات امور مزبور اختلافاتی بین برخی از مذاهب فقهی وجود داشته باشد ولی اختلافات در این جزئیات، به جوهر اسلام ضرری وارد نمی کند. بلکه همین که فرد مسلمان به «ما جاء به النبی (صلی الله علیه وآله)» ایمان داشته باشد و آن امور را طبق فقهی که تقلید می کند، عمل نماید، در زمره مسلمین محسوب می شود.[15]
- وحدت رهبری: همه مسلمین به قیادت و رهبری خدای متعال، پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) و اولی الامر، ایمان دارند.[16]
- وحدت در هدف: همه طوائف اسلامی در خصوص هدفی که اسلام دنبال می کند و دیگران را به سوی آن فرا می خواند، نگاهی مشترک دارند. بایسته ذکر است آن هدف عبارت است از انتشار دین بر روی زمین تا هنگامی که حاکمیت تنها از آنِ خدا باشد و اسلام بر سایر ادیان غالب شود.[17]
پنجم: تبیین روابط حسنه علمای فریقین در طول تاریخ
آیت الله سبحانی (دامت برکاته) در طولانی ترین بخش کتاب، به روابط حسنه ای که علمای شیعه و اهل سنت در طول تاریخ با یکدیگر داشته اند، می پردازد و نکات فوق العاده مفیدی را در این خصوص بیان می فرماید.
شایان ذکر است این روابط حسنه را می توان به دو بخش ذیل تقسیم نمود:
1. شرکت علمای فریقین در کرسی درس عالمان مذاهب دیگر
در طول تاریخ، بسیاری از علمای شیعه در کرسی درس عالمان اهل سنت، و بسیاری از علمای سنی مذهب در کرسی درس عالمان امامیه شرکت کرده اند. به عنوان نمونه شیخ صدوق (ره) از عالمی سنی مذهب به نام «محمد بن طلحه نعالی بغدادی» - که از اساتید بارز خطیب بغدادی به شمار می رود- حدیث اخذ کرد.[18]
شیخ مفید (ره) نیز روابط حسنه ای با اهل سنت داشت؛ تا جایی که در مجلس درسش، بسیاری از علمای مذاهب دیگر شرکت می کردند[19] و برخی از علمای سنی مذهب در مدح او سخن گفته اند؛ به عنوان نمونه ذهبی در مدح شیخ مفید (ره) چنین نقل می کند: «کان قوی النفس، کثیر البر، عظیم الخشوع عند الصلاه والصوم»[20] او ارادهای قوی داشت، بسیار نیکوکار بود و در نماز و روزه نهایت خضوع و تواضع را به نمایش میگذاشت.
ابن حجر عسقلانی و ابن کثیر دمشقی نیز در مدح شیخ مفید (ره) عباراتی را بیان کرده اند.[21] حتی نقل شده که مخالف و غیرمخالف در روز وفاتش به شدت گریه کرده اند.[22]
عبدالکریم بن محمد رافعى قزوینى (از عالمان شافعی مذهب قرن ششم هجری)، حدیث را از شیخ شیعه مذهب خود یعنی «علی بن عبیدالله معروف به "منتجب الدین"» فرا گرفت.[23]
خواجه نصیرالدین طوسی (از مشهورترین علمای قرن هفتم) نیز با وجود آنکه شیعه بود ولی علومی را از علمای اهل سنت فرا گرفت. به عنوان نمونه یکی از اساتیدش، «کمال الدین بن موسی بن یونس بن محمد موصلی شافعی» بوده است. همچنین او از «قطب الدین محمد بن مسعود شیرازی»، «شهاب الدین ابوبکر کازرونی» و «ابوالحسن علی بن عمر قزوینی کاتبی» نیز که سنی مذهب بوده اند، علم فراگرفته است.[24] حتی وقتی خواجه نصیر الدین (ره) تجرید الاعتقاد را نوشت، بسیاری از علمای اهل سنت نظیر «شمس الدین محمد اسفرائینی بیهقی»، «فاضل قوشجی» و «شمس الدین محمود بن عبدالرحمن بن احمد اصفهانی» بر این کتاب شرح زدند.[25]
مجد الدین محمد بن یعقوب فیروزآبادی از علمای لغت شناس اهل سنت و مولف «القاموس المحیط»، نیز علیرغم آنکه سنی بود ولیکن نزد علمای شیعه مذهبی همچون فخر المحققین «محمد بن حسن بن یوسف حلی (ره)» درس خواند.[26]
نمونه های دیگری نیز آیت الله سبحانی (دامت برکاته) بیان فرموده است، که به جهت رعایت اختصار به همین میزان بسنده می شود.
2. نگارش نامه های دوستانه و محترمانه میان بسیاری از عالمان فریقین
یکی دیگر از نشانه های روابط حسنه میان عالمان فریقین، نگارش نامه های دوستانه و محترمانه ای است که آنان برای هم نوشته اند. به عنوان نمونه بین محمود شکری آلوسی (سنی مذهب) با علامه شیخ ابی عبدالله زنجانی (مولف کتاب تاریخ القرآن) نامه های فراوانی رد و بدل شده است. که در یکی از نامه های آلوسی به مرحوم زنجانی (ره) می خوانیم: «الی فخر العلماء و عمده الفضلاء حضرت الشیخ ابی عبدالله الزنجانی امده الله بفیض لطفه الربانی؛ سلام علیکم و رحمه الله و برکاته؛ اما بعد فقد شرفنا کتابکم و سرنا خطابکم و حمدنا الله علی بشری سلامتکم و کمال صحتکم، لا زلتم کذلک علی الدوام موفوری الآلاء و الانعام....»[27] به سوی فخر علما و سرآمد فضلا، حضرت شیخ ابی عبدالله الزنجانی، که خداوند او را با لطف بیکران الهیاش یاری رسانَد؛ سلام و رحمت و برکات خداوند بر شما باد.
اما بعد، نامه شما به ما رسید و موجب افتخار ما شد و گفتگوی شما مایه سرورمان گردید. خداوند را بر بشارت سلامت و کمال صحت شما سپاس میگوییم. امیدواریم همواره اینگونه از نعمتها و الطاف الهی برخوردار باشید؛....
در این نامه، فارغ از القابی همچون «فخرالعلماء و عمده الفضلاء» که برای مرحوم زنجانی (ره) به کار رفته اند، همچنین آلوسی بابت خبر سلامتی ایشان، خداوند را شکر می کند.
علامه شرف الدین (ره) نیز مکاتبات دوستانه و محترمانه بسیاری با شیخ سلیم (شیخ الازهر مصر) داشت.[28] تاجایی که گفته شده 65 نامه میان این دو عالم رد و بدل شده است. مجموع این مکاتبات به صورت کتابی تحت عنوان «المراجعات» در آمده و در اختیار همگان قرار دارد. در تمامی این نامه ها، هر دو طرف، از ادب اسلامی و ادب مناظره خارج نشده اند. بلکه مدام یکدیگر را محترمانه خطاب قرار داده اند.
به عنوان نمونه، شیخ الازهر در یکی از نامه ها، مرحوم شرف الدین (ره) را اینگونه خطاب می کند: «سلام علی شریف العلامه الشیخ عبدالحسین الموسوی و رحمه الله و برکاته»؛ سلام و رحمت و برکات پروردگار بر علامه محترم عبدالحسین موسوی؛
در ادامه این نامه نیز می خوانیم: «و انی لواقف علی ساحل بحرک اللجی، استاذنک فی خوض عبابه و الغوص علی درره، فان اذنت غصنا علی دقائق و غوامض تحوک فی صدری منذ امد بعید و الا فالامر الیک...»[29] من هماکنون در ساحل دریای دانشِ عمیق و بیکرانِ تو ایستادهام، و از شما اجازه میخواهم که به ژرفای آن پا بگذارم و بر گوهرهای پنهان آن غوّاصی کنم. اگر اجازه فرمایید، به دقائق و اسرار پیچیدهای که از مدتی طولانی در سینهام در حال شکلگیری و تأمل بودهاند، پرداخته و پرده از آنها برخواهم داشت؛ و اگر چنین صلاح ندانید، تمام اختیار و تصمیم با شماست.
سید شرف الدین (ره) نیز در جواب نوشتند: «رمیتنی بآمالک و نزعت الی برجائک و انت قبله الراجی و عصمه اللاجی و قد رکبت من سوریا الیک ظهور الآمال و حططت بفنائک ما شددت من الرحال...»[30]
به طور حتم آیت الله سید حسین بروجردی (ره) از جمله داعیان تقریب و از ارکان آن به شمار می رود. ایشان فکر تقریب را از استادش سید محمد باقر اصفهانی (ره) به ارث برده بود.[31] آیت الله بروجردی (ره) در تاسیس نهاد دارالتفریب بین المذاهب نیز نقش موثری ایفا کرد و اخبار مربوط به آن را همواره دنبال می کرد و لذا مشخص می شود که نسبت به امر تقریب اهتمام فراوانی داشت.[32]
میان آیت الله بروجردی (ره) و شیخ الازهر (عبدالمجید سلیم) مکاتباتی صورت گرفت؛ به عنوان نمونه وقتی عبدالمجید سلیم خبر بیماری آیت الله بروجردی (ره) را شنیدند خطاب به ایشان نوشتند: «حضره صاحب السماحه آیه الله الحاج آقا حسین البروجردی؛ سلام الله علیکم و رحمته؛ اما بعد: فقد بلغنا – عن طریق المذیاع- ان صحتکم الغالیه قم المّ بها طاری من المرض، فاسفنا لذلک اشد الاسف لما نعرفه فیکم من العلم و الفضل و الاخلاص للحق، و انا لنسال الله جلّت قدرته ان یعجل بشفائکم، و یلبسکم لباس العافیه، حتی تتمکنوا من العود الحمید الی نشاطکم المعهود فی خدمه الاسلام و المسلمین...»[33] حضرت آیتالله حاج آقا حسین بروجردی؛ سلام الله علیکم و رحمته؛
اما بعد: از طریق رادیو به ما خبر رسید که کسالت مختصری عارض حالتان شده است. ما از این بابت بسیار متأسف شدیم؛ چرا که از جایگاه علمی، فضل و اخلاص شما در راه حق آگاهیم. از خداوند متعال مسئلت داریم که در شفای شما تعجیل فرماید و لباس عافیت بر تن شما بپوشاند تا بتوانید با بازگشتی خجسته، به فعالیتهای معمول خود در خدمت به اسلام و مسلمانان بازگردید...
آنطور که واضح است عبدالمجید سلیم در این نامه، از خبر بیماری آیت الله بروجردی (ره) اظهار تاسف می کند، و از خداوند متعال، برای ایشان عافیت را مسئلت می نماید.
آیت الله بروجردی (ره) نیز در پاسخ به نامه شیخ سلیم نوشتد: «حضرت صاحب الفضیله الاکبر الشیخ عبدالمجید سلیم شیخ الجامع الازهر -دامت افاضاته- السلام علیکم و رحمه الله و برکاته؛
اما بعد
– فقد بلغنا کتابکم الکریم الحاوی للعواطف الاسلامیه السامیه یحکی لنا انه لما بلغکم عن طریق المذیاع ان صحه هذا العبد قد الم بها طاری من المرض، اسفتم لذلک و دعوتم الله تعالی ان یعید له الصحه.
فاشکرکم علی ذلک و اسال الله تعالی ان یبدل التعارف و التعاطف بین المسلمین مما کان بینهم من التناکر و التدابر و التقاطع انه علی ما یشاء قدر....فاسال الله عز سلطانه ان یلبسکم لباس العافیه ویوفقکم لخدمه الاسلام و المسلمین و لما یوجبه الاهتمام بامر الامه فی مثل هذا الزمان من امثال جنابکم الذین وقفوا انفسهم لخدمه هذه الامه.
..»[34] جناب صاحب فضیلت بزرگ، شیخ عبدالمجید سلیم، شیخ جامع الازهر – دامت افاضاته –؛ سلام علیکم و رحمة الله و برکاته؛
اما بعد، نامه کریمانه شما که سرشار از عواطف عالی اسلامی بود به دست ما رسید؛ نامهای که حکایت از آن داشت که چون از طریق رادیو مطلع شدید کسالت مختصری بر این بنده عارض گشته، متأثر شدید و برای بازگشت سلامتی اینجانب به درگاه خداوند متعال دعا کردید.
بدینوسیله از شما سپاسگزاری میکنم و از خداوند متعال مسئلت دارم که جایگزینِ بیگانگی، پشت کردن به یکدیگر و قطع رابطهای که میان مسلمانان وجود داشت، «آشنایی» و «همدلی» قرار دهد؛ که او بر هر چه بخواهد تواناست .... از خداوند درخواست می کنم که لباس عافیت بر تن شما بپوشاند و شما را در راه خدمت به اسلام و مسلمانان و همچنین در راستای دغدغهمندی نسبت به امور امت - که از وظایف بزرگانی چون شما در چنین زمانهای است که عمر خویش را وقف خدمت به این امت کردهاند - موفق بدارد.
به روشنی مشخص است که این مجتهد شیعه نیز در مرقومه فوق، برای شیخ الازهر مصر، عافیت و موفقیت جهت خدمت به اسلام و مسلمین را مسئلت می کند.
ششم: نگارش آثار مقارنه ای و تطبیقی
یکی دیگر از مباحث مهم آیت الله سبحانی (دامت برکاته) در کتاب «اضاءات فی طریق الوحده»، نام بردن از کتب مقارنه ای و تطبیقی است که علمای مسلمان در طول تاریخ نوشته اند. به عنون نمونه در فقه مرحوم سید مرتضی (ره) کتابی با عنوان «الخلاف» نوشت که در این کتاب، افزون بر نظرات شیعیان، به آراء اهل سنت نیز اشاره شده است. البته در حال حاضر، کتاب مزبور، وجود خارجی ندارد ولی مرحوم سید مرتضی (ره) در کتاب «المسائل الناصریات» مطالبی را از این کتاب نقل کرده است.[35]
همچنین شیخ طوسی (ره) نیز کتابی با عنوان «الخلاف» تالیف کرد و در آن به فتاوای صحابه، تابعین و فقهای اهل سنت اشاره می فرماید.[36] در کتاب تذکره الفقهاء علامه حلی (ره) نیز افزون بر آراء فقهای شیعه به نظریات فقیهان سنی مذهب اشاره می شود.
در حوزه مباحث حدیث شناسی نیز کتب مقارنه ای فراوانی به رشته تحریر در آمده است. به عنوان نمونه آیت الله سید مهدی روحانی و مرحوم شیخ علی احمدی میانجی کتابی را با عنوان «احادیث اهل بیت علیهم السلام عن طرق اهل السنه» تالیف کرده و در آن اسامی محدثین اهل سنت را که از ائمه اطهار (علیهم السلام) روایت نقل کرده اند، ذکر می کنند. [37]
فاروق حماده (از علمای کشور مغرب) نیز کتابی با نام «التواصل بین المذاهب الاسلامیه تاصیله و تطبیقه عند المحدثین» تالیف کرده است که در آن راویان شیعه مذهبی که نویسندگان صحیحین و سنن از آنها روایت نقل کرده اند را ذکر می کند.[38]
در علم رجال نیز ابن خلکان (اهل سنت) کتابی دارد با عنوان «وفیات الاعیان و انباء ابناء الزمان» که در این کتاب، ائمه اهل بیت (علیهم السلام) حتی امام دوازدهم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) معرفی شده اند.[39] علامه عبدالله افندی تبریزی نیز موسوعه ای 10 جلدی نوشته به نام «ریاض العلماء و حیاض الفضلاء» که در این اثر، علمای شیعه و اهل سنت را معرفی کرده است.[40] مرحوم سید محمد باقر موسوی خوانساری (ره) کتاب «روضات الجنات فی احوال العلماء و السادات» را به رشته تحریر در آورد که علمای شیعه و اهل سنت در این کتاب معرفی شده اند.[41] شیخ محمد علی مدرسی (ره) نیز موسوعه بزرگی با عنوان «ریحانه الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه و اللقب» نوشته و در آن به معرفی فقها، حکیمان، ادبا، شعرا و اطباء فریقین می پردازد.[42]
هفتم: اشاره ای به فعالیت های تقریبی شیخ محمود شلتوت و فتوای تاریخی اش
شیخ محمود شلتوت یکی از عالمان بزرگ اهل سنت و از جمله شیوخ الازهر مصر، یکی دیگر از داعیه داران تقریب در جهان اسلام به شمار می رود. از این رو او به همراه چند تن از علمای نخبه دیگر، برای وحدت کلمه مسلمین تلاش فراوانی انجام داده اند.[43] به عنوان نمونه جماعت التقریب را در قاهره راه اندازی کردند و مجله ای وحدت آفرین به نام «رساله الاسلام» را نیز راه انداختند.[44]
شیخ محمود شلتوت با بسیاری از علمای شیعه روابط حسنه ای داشت؛ از این رو بین آنان نامه های فراوانی رد و بدل شد که از این میان می توان به نامه های میان او با آیت الله محمد حسین کاشف الغطاء (ره)، آیت الله بروجردی (ره) و علامه شرف الدین (ره) اشاره کرد.[45]
شلتوت وقتی شیخ الازهر مصر شد، فتوای تاریخی مبنی بر جواز تقلید از مذهب شیعه امامیه اثنی عشری را صادر کرد.[46] در عبارتی که از او در این باره صادر شده چنین می خوانیم: «ان مذهب الجعفریه المعروف بمذهب الشیعه الامامیه الاثنا عشریه یجوز التعبد به شرعا کسائر مذاهب اهل السنه»[47] مذهب جعفریه که به مذهب شیعه امامیه اثنی عشریه معروف است، شرعا همانند سایر مذاهب اهل سنت، قابل پیروی (تعبد) می باشد.
شیخ محمود شلتوت در نامه ای به مرحوم محمد تقی قمی (ره) نیز در خصوص صدور این فتوا می نویسد: «السید صاحب السماحه العلامه الجلیل الاستاذ محمد تقی القمی السکرتیر العلم لجماعه التقریب بین المذاهب الاسلامیه. سلام علیکم و رحمته؛
اما بعد فیسرنی ان ابعث الی سماحتکم بصوره موقع علیها بامضائی من الفتوی التی اصدرتها فی شان جواز التعبد بمذهب الشیعه الامامیه، راجیا ان تحفظوها فی سجلات دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه التی اسهمنا معکم فی تاسیسها و وفقنا الله لتحقیق رسالتها
»[48] جناب علامه جلیل، استاد محمدتقی قمی، دبیرکل مجمع تقریب بین مذاهب اسلامی؛ سلام علیکم و رحمة الله؛
اما بعد، مایه خرسندی من است که نسخهای از فتوای خود در خصوص جواز پیروی و عمل به مذهب شیعه امامیه را که به امضای اینجانب رسیده است، برای جنابعالی ارسال کنم. امید آن دارم که این سند را در آرشیو «دارالتقریب بین مذاهب اسلامی» – که ما در تأسیس آن با شما مشارکت داشتیم و خداوند ما را در تحقق رسالتش توفیق داد – محفوظ بدارید.
شیخ شلتوت حتی کتب فقهی، اصولی و تفسیری شیعیان را وارد مجامع علمی اهل سنت مصر کرد.[49]
شایان ذکر است برخی از افرادی که در راستای دعوت به سوی تقریب به شیخ شلتوت کمک کردند عبارتند از:
حسن البنا (موسس و مرشد اخوان المسلمین)
علی موید (امام شیعه زیدیه در یمن)
شیخ عبدالمجید سلیم
امجد زهاوی (از علمای بزرگ عراق)
حاج امین حسینی (از فلسطین)
شیخ آلوسی
حجت الاسلام محمد تقی قمی (ره)
محمد ابو زهره
شیخ محمد مدنی (رئیس هیئت تحریریه مجله رساله الاسلام)
شیخ عبدالعزیز عیسی (مسوول اداره مجله رساله الاسلام)
آیت الله شیخ محمد حسین کاشف الغطاء (ره)
سید هبه الدین شهرستانی (ره)
علامه شرف الدین (ره)
شیخ محمد صالح مازندرانی (سمنانی)
شیخ محمد جواد مغنیه (ره)
شیخ عبدالحسین رشتی (ره)
شیخ عبدالحسین ابن الدین(ره)
آیت الله سید صدر الدین صدر (ره)
آیت الله سید محمد تقی خوانساری (ره)
آیت الله العظمی بروجردی (ره)[50]
در پایان این بخش متذکر می شود، آیت الله سبحانی (دامت برکاته) مباحث مهم و مفید دیگری نیز در کتاب «اضاءات فی طریق الوحده و التعایش» بیان کرده است که به جهت رعایت اختصار به همین میزان اکتفا می کنیم.
جمع بندی
از مجموع مباحث این نوشتار روشن می گردد که کتاب «اضاءات فی طریق الوحده و التعایش» از جمله کتب مفید در حوزه وحدت و تقریب به شمار می رود. چرا که نویسنده محترم این اثر، ضمن تبیین اهمیت و ضرورت اتحاد مسلمین، همچنین با استناد به مصادیق متعددی، اثبات می کند که در گذر تاریخ میان عالمان فریقین روابط حسنه و محترمانه ای برقرار بوده است.
کتابنامه
- قرآن کریم.
- سبحانی، جعفر، اضاءات فی طریق الوحده و التعایش، قم، موسسه امام صادق (علیه السلام)، چاپ دوم، 1437ق.