ویژگی مشترک دیگر میان دو گروه ضدیتشان با روحانیت و مرجعیت بود.
در اینجا به نگاه آقای حلبی به روحانیت و مرجعیت می پردازیم. او می گوید میراث فقهی و علمی و فقهی تشیع از ائمه ع اخذ نشده بلکه برگرفته سنی هاست:
" از همان اول زمام کار را سنی ها در دست گرفتند علی خانه نشین شد عمر آمد روی کار ابوبکر آمد روی کار حوزه های علمیه آیت الله العظمایشان ابوبکر بود مرجعشان عمر بود دستورات، دستورات اینها بود، اصلش روش سبک سلوک اخلاق عادات معارف در دست سنی ها بود شیخ طوسی پیش اینها شده شیخ مفیدمان رض توی اینها بزرگ شده خواه نا خواه آن ابهت استاد، عظمت استاد، سیطره استاد این ها را می گیرد لهذا فرمایشات خود آنها هم خیلی مورد اعتماد صد در صد نیست. حرف هایی که سنی ها زده اند، سرش این است که پیغمبر را کوچک کنند تا خودشان محراب پیغمبر را بگیرند.
روی این مطلب خیلی مزخرفات گفته اند. خیلی از پیشینیان از علما ما قدس الله اسرارهم چون توی دست و پای همینها بزرگ شده اند چون زیر دست این ها درس خوانده اند تقریبا هم این ها مورد قبولشان شده است با یک تصنعاتی با یک تصرفاتی با یک تأویلاتی با یک توجیهاتی با یک غمض عین هایی فلذا به حرف های آنها هیچ گوش ندهید به روایاتشان هم یک سر سوزن تکیه نکنید" ( دروس معارف ناویراسته، مبحث نبوت، ۱تا۳_ ۱۳۵۵/۳/۲۱، ص مسلسل ۱۰۱۱_۱۰۰۹، نیز با اندکی ویرایش، دروس معارف فارسی، درس سی و نهم، صص: ۱۳ و ۱۴)