نویسنده: سید مصطفی عبدالله زاده
از نگاه تمدنی، واقعه کربلا درکی فراتر از یک رویداد تاریخی یا سوگِ صرفاً مذهبی است. قیام امام حسین (علیه السلام) نه یک شکست نظامی، بلکه پیروزیِ یک نظام ارزشیِ اخلاقی است که بنیانی برای تمدنِ انسانیِ مبتنی بر کرامت و عدالت می باشد. ابعاد سیاسی، اجتماعی و معنوی واقعه کربلا به مثابه الگویی برای ساختن آیندهای بهتر است. تمدنِ مدرنِ غربی با تکیه بر اومانیسمِ افراطی و زدودنِ معنویت از مسیر پیشرفت، به بنبستهایی اخلاقی و اجتماعی رسیده است. در مقابل، معنویت و توحید در کربلا به عنوان سنجهای نوین برای تعریف و ارزیابیِ پیشرفتِ تمدنها است.
قیام امام حسین (علیه السلام)، بهعنوان یک "تاریخِ ماندگارِ بشری"، الگویی برای جامعهای ارائه میدهد که در آن [ارزشهای معنوی بر مادیات] تقدم دارد و مسیر کمالِ انسانی را هموار میسازد. اساس این تمدنسازی، تکیه بر استعدادهای ذاتیِ انسان و بهکارگیری آنها در جهتی الهی است. قیام حسینی و کربلا، شاخصهایی را برای یک تمدنِ اخلاقی دارا است که عبارتنداز:
امر به معروف و نهی از منکرِ گفتمانی، یعنی «روشنگریِ تمدنی». در این سطح، وظیفه همگانیِ امر به معروف، فقط تذکرِ لسانیِ ساده نیست؛ بلکه به معنای تولیدِ گفتمانِ جایگزین، نقدِ قدرتِ نرمِ حاکم، و دفاع از «معروفِ» بنیادینی مثل کرامت، عدالت و معنویت در برابرِ جریانهایی است که میخواهند این ارزشها را از قاموسِ تمدنِ بشری حذف کنند. در واقعه کربلا، امام حسین (علیه السلام) با قیامِ خونین خود، در واقع بزرگترین «نهی از منکرِ گفتمانی» را انجام داد؛ او نشان داد که سکوت در برابرِ تحریفِ معروفِ اعظم (عدالت و خداپرستی) به قیمتِ نابودیِ تمدنِ اخلاقیِ امت تمام میشود. خطبههای حضرت زینب (سلام الله علیها) و امام سجاد (علیه السلام) در شام، ادامهی همین وظیفه گفتمانی بود که روایتِ کوفه و شام را به چالش کشید و روایتِ حق را زنده نگه داشت.
بنابراین نگاه تمدنی، کربلا را نه یک واقعه تاریخیِ مختوم، بلکه چشمهای همیشهجوشان از مفاهیمِ اخلاقی میداند که برای نجات تمدنِ امروز از بحرانِ معنا و اخلاق، کارآمد است. در این نگاه، هدف از یادآوریِ عاشورا، صرفاً سوگواری نیست، بلکه بازخوانیِ عقلانی و عملیِ آن ارزشها در زندگیِ فردی و اجتماعی است. برای نمونه: راهپیمایی اربعین به عنوان بزرگترین اجتماعِ سالانه بشری، یک "پروژه تمدنیِ جامع" معرفی شده است که مفاهیمِ وحدت، ایثار، کرامت و عدالت را در مقیاسی عظیم به نمایش میگذارد.
در یک نگاه کلان، کربلا، طوفانی بینظیر در تاریخِ تمدنِ بشری است؛ طوفانی که نه برای نابودی، که برای تطهیرِ درختِ تمدن از آفاتِ ظلم و بیاخلاقی برخاست. این نگاه، عاشورا را به یک جریانِ زنده و پویا برای ساختنِ آیندهای مبتنی بر معنویت و عدالت تبدیل میکند.
منابع
[1]- «وَ قِيلَ لَهُ يَوْمَ الطَّفِّ انْزِلْ عَلَى حُكْمِ بَنِي عَمِّكَ قَالَ لَا وَ اللَّهِ لَا أُعْطِيكُمْ بِيَدِي إِعْطَاءَ الذَّلِيلِ وَ لَا أَفِرُّ فِرَارَ الْعَبِيدِ ثُمَّ نَادَى يَا عِبَادَ اللَّهِ إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَ رَبِّكُمْ مِنْ كُلِّ مُتَكَبِّرٍ لا يُؤْمِنُ بِيَوْمِ الْحِسابِ وَ قَالَ ع مَوْتٌ فِي عِزٍّ خَيْرٌ مِنْ حَيَاةٍ فِي ذُل»؛ ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على، مناقب آل أبي طالب عليهم السلام، ج4، ص68- «فروي ان الحسين عليه السّلام قال في خطبة ذلك اليوم- فيما حفظ من كلامه-: ألا و ان الدعيّ ابن الدعي قد ركز بين اثنتين؛ بين السلّة و الذلّة. و هيهات منّا الذلّة»؛ مسعودى، على بن حسين، إثبات الوصية للإمام عليّ بن أبي طالب، ص166- «من كلام الحسين ع يوم الطف المنقول عنه نقله عنه زين العابدين علي ابنه ع ألا و إن الدعي بن الدعي قد خيرنا بين اثنتين السلة أو الذلة و هيهات منا الذلة»؛ ابن أبي الحديد، عبد الحميد بن هبة الله، شرح نهج البلاغة، ج3، ص249- ابن طاووس، على بن موسى، اللهوف على قتلى الطفوف، ص97.
[2]- «و أنّي لم أخرج أشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما، و إنّما خرجت لطلب الاصلاح في أمّة جدّي صلّى اللّه عليه و آله»؛ حسينى موسوى، محمد بن أبي طالب، تسلية المُجالس و زينة المَجالس، ج2، ص160.
[3]- «و أقبل شمر بن ذي الجوشن في نفر نحو من عشرة من رجّالة أهل الكوفة قبل منزل الحسين الذي فيه ثقله و عياله، فمشى نحوه، فحالوا بينه و بين رحله فقال الحسين [عليه السّلام]: ويلكم! إن لم يكن لكم دين، و كنتم لا تخافون يوم المعاد فكونوا في أمر دنياكم احرارا ذوي أحساب! امنعوا رحلي و أهلي من طغامكم و جهالكم»؛ ابو مخنف كوفى، لوط بن يحيى، وقعة الطفّ، ص251 و 252- «قَالَ الرَّاوِي وَ لَمْ يَزَلْ ع يُقَاتِلُهُمْ حَتَّى حَالُوا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ رَحْلِهِ- فَصَاحَ وَيْلَكُمْ يَا شِيعَةَ آلِ أَبِي سُفْيَانَ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دِينٌ وَ كُنْتُمْ لَا تَخَافُونَ الْمَعَادَ فَكُونُوا أَحْرَاراً فِي دُنْيَاكُمْ هَذِهِ وَ ارْجِعُوا إِلَى أَحْسَابِكُمْ إِنْ كُنْتُمْ عَرَباً كَمَا تَزْعُمُونَ قَالَ: فَنَادَاهُ شِمْرٌ لَعَنَهُ اللَّهُ مَا تَقُولُ يَا ابْنَ فَاطِمَةَ فَقَالَ إِنِّي أَقُولُ أُقَاتِلُكُمْ وَ تُقَاتِلُونَنِي وَ النِّسَاءُ لَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ فَامْنَعُوا عُتَاتَكُمْ وَ جُهَّالَكُمْ وَ طُغَاتَكُمْ مِنَ التَّعَرُّضِ لِحَرَمِي مَا دُمْتُ حَيّاً»؛ ابن طاووس، على بن موسى، اللهوف على قتلى الطفوف، ص119.
[4]- «اريد أن آمر بالمعروف و أنهى عن المنكر»؛ حسينى موسوى، محمد بن أبي طالب، تسلية المُجالس و زينة المَجالس، ج2، ص160.