نویسنده: محمد باغچقی
چکیده
آیه ۹۴ سوره طه از جمله مستندات قرآنی است که به صراحت بر ضرورت اجتناب از تفرقه دلالت دارد؛ چرا که این آیه، حاکی از اهتمام جدی حضرت موسی (علیهالسلام) و برادرش حضرت هارون (علیهالسلام) به حفظ یکپارچگی امت و پرهیز از هرگونه اقدام تفرقهافکنانه است. با توجه به اینکه بسیاری از داعیهداران وحدت، از دلالت دقیق و کارکرد تقریبی این آیه غافل ماندهاند، لذا در نوشتار پیشرو، با واکاوی این آیه، به تبیین جایگاه آن در گفتمان وحدت اسلامی پرداخته خواهد شد.
واژگان کلیدی
آیه 94 سوره طه، حضرت موسی (علیه السلام)، حضرت هارون (علیه السلام)، تفرقه، وحدت، اتحاد، گوساله سامری، بنی اسرائیل، امت اسلامی.
مقدمه
به نظر می رسد یکی از مهم ترین مشکلاتی که در حوزه مباحث وحدت و تقریب با آن مواجه هستیم، محدود کردن نصوص و ادله ناظر به مسئله وحدت در چند آیه و روایت انگشت شمار است. بدین سان که وقتی سخن از اهمیت وحدت و پرهیز از کشمکش و منازعات داخلی به میان می آید، نویسندگان و پژوهشگران این حوزه، صرفا به آیاتی نظیر آیه «واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا»[1] استناد کرده و چشم بر بسیاری دیگر از نصوص موجود در خصوص ضرورت اتحاد و اجتناب از تفرقه، می بندند. حال آنکه با اندک واکاوی و بررسی مشخص می شود، نصوص متعددی از کتاب الله و فرمایشات رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و ائمه اهل بیت (علیهم السلام) بر وجوب وحدت و پرهیز از تفرقه دلالت می کنند. به عنوان نمونه آیه 94 سوره طه را می توان از جمله مهم ترین ادله موجود در مسئله مزبور قلمداد کرد که علیرغم صراحت و اهمیت فوق العاده ای که دارد ولیکن متاسفانه مورد غفلت بسیاری از داعیه داران تقریب واقع شده است. نظر به جایگاه ویژه این آیه در راستای اثبات ضرورت اجتناب از اقدامات تفرقه افکن در امت اسلامی، لذا در نوشتار پیش رو درنگی پیرامون دلالت آیه 94 سوره طه بر مسئله مذکور سخن به میان خواهد آمد.
البته نگارنده قبل از ورد به بحث اصلی، توضیحی مختصر پیرامون فضای حاکم بر این آیه و آیات ماقبل آن -که درصدد بیان ماجرای گوساله پرستی بنی اسرائیل هستند – ارائه خواهد داد.
مروری بر ماجرای گوساله پرستی بنی اسرائیل
خداوند متعال در آیات متعددی از قرآن کریم به ماجرای گوساله پرست شدن بنی اسرائیل اشاره می فرماید که خلاصه این ماجرا به شرح ذیل می باشد:
بعد از نجات بنى اسرائيل از چنگال فرعونيان و غرق شدن آنها (یعنی لشکریان فرعون) در نيل، حضرت موسى (علیه السلام) ماموريت پيدا مىكند براى گرفتن الواح تورات، مدت سى شب به كوه طور برود، ولى به جهت آزمايش مردم، این مدت، ده شب دیگر تمديد مىگردد، سامرى كه مردى نيرنگ باز بود از اين فرصت (یعنی تمدید شدن ده شب دیگر) استفاده كرده، از طلا و جواهراتى كه نزد بنى اسرائيل از فرعونيان به يادگار مانده بود گوسالهاى مىسازد كه صداى مخصوصى از آن به گوش مىرسد و بنى اسرائيل را به پرستش آن دعوت مىكند.
اكثريت قاطع بنى اسرائيل به او مىپيوندند، حضرت هارون (علیه السلام) جانشين و برادر حضرت موسى (علیه السلام) با اقليتى بر آئين توحيد باقى مىمانند، اما هر چه مىكوشند ديگران را از اين انحراف بزرگ باز گردانند توفيق نمىيابند، بلكه چيزى نمانده بود كه گوساله پرستان، حضرت هارون (علیه السلام) را هم از بين ببرند.[2]
حضرت موسى (علیه السلام) پس از بازگشت از كوه طور از مشاهده اين صحنه شديدا ناراحت مىشود و ضمن ملامت بنی اسرائیل و دعوت آنان به توبه، همچنین حضرت هارون (علیه السلام) را نیز اینگونه مواخذه می فرماید: «قَالَ يَا هَارُونُ مَا مَنَعَكَ إِذْ رَأَيْتَهُمْ ضَلُّوا * أَلَّا تَتَّبِعَنِ أَفَعَصَيْتَ أَمْرِي»[3]؛ موسی علیه السلام (چون به سوی قومش بازگشت با عتاب به هارون علیه السلام) فرمود: ای هارون مانع تو چه بود که چون دیدی که قوم گمراه شدند، از من پیروی نکردی؟! آیا فرمان مرا عصیان نمودی؟!
به راستی چرا حضرت هارون (علیه السلام) که به عنوان جانشین حضرت موسی (علیه السلام) می بایست، مانع انحرافات احتمالی قوم بنی اسرائیل شود، اقدام شدیدی در مقابله با گوساله پرست شدن آنان انجام نداد؟ در بخش بعد با استناد به برخی از آیات موجود به این مهم پرداخته می شود.
چرا هارون (علیه السلام) در مواجهه با گوساله پرستی بنی اسرائیل، برخوردی جدی انجام نداد؟!
با مراجعه به آیات کریمه قرآن، در پاسخ به این پرسش بسیار مهم که -چنانکه گفته شد- اتفاقا سوال مطرح شده از سوی حضرت موسی (علیه السلام) نیز بوده است، دو مسئله قابل ذکر می باشد:
مسئله اول: اینگونه نبوده که حضرت هارون (علیه السلام)، نسبت به گوساله پرست شدن بنی اسرائیل بی تفاوت بوده و هیچ اقدامی در راستای مبارزه با آن انجام نداده باشد؛ بلکه به تصریح خداوند متعال، آن حضرت در ابتدا، قومش را از این انحراف نهی فرموده بود؛ «وَلَقَدْ قَالَ لَهُمْ هَارُونُ مِنْ قَبْلُ يَا قَوْمِ إِنَّمَا فُتِنْتُمْ بِهِ وَإِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحْمَنُ فَاتَّبِعُونِي وَأَطِيعُوا أَمْرِي»؛ و به راستی هارون (علیه السلام) پیش از این به آنان گفته بود: ای قوم من! شما به وسیله این گوساله مورد امتحان قرار گرفته اید، و بی تردید پروردگارتان [خدای] رحمان است، بنابراین از من [که پیامبر او هستم] پیروی کنید و فرمانم را اطاعت نمایید.
و مسئله دوم: هم آنکه در آیه 94 سوره طه می خوانیم، حضرت هارون (علیه السلام) در تبیین اینکه چرا اقدام شدیدتری انجام نداده است، خطاب به حضرت موسی (علیه السلام) عرض کرد: «إِنِّي خَشِيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَلَمْ تَرْقُبْ قَوْلِي»؛ من ترسیدم بگویی تو میان بنی اسرائیل تفرقه انداختی، و سفارش مرا به کار نبستی!
بنابراین از مجموع آیاتی نظیر آیه 94 سوره طه که بیان کننده ماجرای مذکور هستند، به روشنی و وضوح چند نکته قابل استفاده است:
اول: حضرت هارون (علیه السلام) خطر به وجود آمدن تفرقه در میان بنی اسرائیل را بیش از خطر انحراف و شرک مقطعی آنان می دانسته و لذا با هدف برهم نخوردن اتحاد امت، به توصیه ای اکتفا کرده و اقدام شدیدی را انجام نداده است.
دوم: اینکه حضرت هارون (علیه السلام) به حضرت موسی (علیه السلام) عرض می کند: ترسیدم بگویی چرا بین بنی اسرائیل تفرقه انداخته ای، نشان دهنده آن است که حضرت موسی (علیه السلام) همواره اهتمامی جدی بر وحدت امت داشته و از وجود نزاع و درگیری داخلی در امت بیزار بوده است. و لذا حضرت هارون (علیه السلام) به جهت آنکه مبادا مورد مواخذه حضرت موسی (علیه السلام) واقع شود، از انجام اقدامی که ممکن بود تفرقه ایجاد کند، می پرهیزد.
سوم: آنچنانکه در آیه 151 سوره اعراف آمده، حضرت موسی (علیه السلام)، پس از شنیدن پاسخ هارون (علیه السلام)، اینگونه دعا فرمود: «قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِأَخِي وَأَدْخِلْنَا فِي رَحْمَتِكَ»[4]؛ (موسی علیه السلام) گفت: پروردگارا! من و برادرم را بیامرز، و ما را در رحمت خود داخل فرما؛
به تصریح بسیاری از مفسرین، چنین دعا و واکنشی، حاکی از آن است که حضرت موسی (علیه السلام)، عذر حضرت هارون (علیه السلام) را عذری موجه دانسته و لذا نه تنها آن را می پذیرد، بلکه برای برادرش دعا نیز می کند. چنانکه علامه طباطبایی (ره) در بیانی صریح می فرماید: «هذا ما اعتذر به هارون و قد عذره موسى و دعا له و لنفسه كما في سورة الأعراف بقوله: "رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ لِأَخِي وَ أَدْخِلْنا فِي رَحْمَتِكَ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ" الأعراف: 151»[5]؛ اين (آیه 94 طه)، آن عذرى است كه هارون (علیه السلام) به آن تمسك جست، و موسى (علیه السلام) عذرش را پذيرفت، هم او را و هم خود را دعا كرد كه دعايش در سوره اعراف چنين آمده:"رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ لِأَخِي وَ أَدْخِلْنا فِي رَحْمَتِكَ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ".


چهارم: بسیاری از مفسرین نامدار شیعه، در ذیل آیه 94 سوره طه، اقدام امیرالمومنین (علیه السلام) در گذشتن از حق خلافت و سکوت نسبت به ظلم هایی که پس از رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) به ایشان روا شد را به مثابه عملکرد حضرت هارون (علیه السلام) تلقی کرده اند. به عنوان نمونه آیت الله مکارم شیرازی (دامت برکاته) در این خصوص می نویسد: «بعد از وفات پيامبر (صلی الله علیه وآله) شرائط خاصى بود، منافقانى كه در انتظار وفات پيامبر (صلی الله علیه وآله) روزشمارى مىكردند خود را براى ضربه نهايى بر اسلام نوپا آماده ساخته بودند، و لذا مىبينيم اصحاب الرده (گروه ضد انقلاب اسلامى) بلافاصله در زمان خلافت ابو بكر قيام كردند و اگر وحدت و انسجام و هوشيارى مسلمانان نبود ممكن بود ضربات غير قابل جبرانى بر اسلام وارد كنند على (علیه السلام) به خاطر همين امر نيز كوتاه آمد تا دشمن سوء استفاده نكند.
اتفاقا هارون- با اينكه موسى (علیه السلام) در حيات بود- در برابر سرزنش برادر كه چرا كوتاهى كردى صريحا عرض كرد إِنِّي خَشِيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي- إِسْرائِيلَ:" من از اين ترسيدم كه به من بگويى در ميان بنى اسرائيل تفرقه ايجاد كردى" (طه- 94) و اين نشان مىدهد كه او هم به خاطر ترس از اختلاف تا حدى كوتاه آمد.».[6]


آیت الله سید عبدالحسین طیب اصفهانی (ره) یکی دیگر از مفسرین معاصر شیعه است که ضمن آنکه در ذیل آیه 94 سوره طه، بر اهمیت وحدت در جامعه اسلامی تاکید می کند، همچنین می افزاید: « سرّ جواب هارون (علیه السلام) که گفت: (إِنِّي خَشِيتُ أَن تَقُولَ فَرَّقتَ بَينَ بَنِي إِسرائِيلَ) اينست که بايد تمام افراد بني اسرائيل با هم متفق باشند و يكدله و يك جهت دست در دست يك ديگر تا بتوانند با دشمنان دين مبارزه كنند، چنانچه دارد که صدیقه طاهره (سلام الله علیها) به امیر المؤمنین (علیه السلام) عرض کرد: "اشتملت شمله الجنین و قعدت حجره الظنین" تا بیایند حق فدک مرا غصب کنند و مرا از حقم محروم نمایند، حضرت (امیرالمومنین علیه السلام) در جواب (حضرت) فاطمه (علیها السلام) قریب باین مفاد فرمود: که اگر بروم و حق شما را پس بگیرم تفرقه در مسلمین می افتد و دشمنان دین مسلط میشوند و دستگاه اسلام برچیده میشود و نام پدر شما دیگر برفعت در مناره ها برده نمی شود.»[7]


البته با مراجعه به فرمایشات امیرالمومنین (علیه السلام) مشاهده می شود، ایشان نیز با استناد به آیه 94 سوره طه، هدف خویش از گذشتن از حقوق خود را عدم ایجاد تفرقه در امت اسلامی بیان فرموده اند. [8]
همچنین ابن عبدالبر (از علمای اهل سنت قرن چهارم و پنجم هجری) در «الاستیعاب» به نقل از امیرالمومنین (علیه السلام) می نویسد: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ لَمَّا قَبَضَ رَسُولَهُ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآله وسَلَّمَ) قُلْنَا: نَحْنُ أَهْلُهُ وَأَوْلِيَاؤُهُ لا يُنَازِعُنَا سُلْطَانَهُ أَحَدٌ، فأبى علينا قومنا فولّوا غيرنا. وأیم اللَّهِ لَوْلا مَخَافَةُ الْفُرْقَةِ وَأَنْ يَعُودَ الْكُفْرُ وَيَبُوءَ الدِّينُ لِغَيْرِنَا، فَصَبَرْنَا عَلَى [بَعْضِ الأَلَمِ، ثُمَّ لَمْ نَرَ بِحَمْدِ اللَّهِ إِلا خَيْرًا»[9]؛ قسم به خدا اگر ترس تفرقه بین امت اسلامی نبود، و این که کفر دوباره بازگردد و دین اسلام نابود شود، حتماً حکومت را تغییر می دادم؛ ولی به بعضی دردها صبر کردم و به حمد خدا از این صبرم جز خیر چیزی ندیدم.
برهمین اساس امیرالمومنین (علیه السلام) با استناد به آیه 94 سوره طه، پرهیز از تفرقه را وظیفه خود دانسته و به همین جهت از حقوق حقه خود می گذرد و حتی در قبال ظلم هایی که به ایشان صورت گرفت، اقدامی انجام نداده و سکوت اختیار نمودند.
با عنایت به نکات چهارگانه فوق به روشنی مشخص می شود که پیامبران الهی و بزرگان دین (علیهم السلام)، خطر ایجاد تفرقه در امت را به مراتب بالاتر از ترویج برخی از منکرات و انحرافات در جامعه اسلامی می دانستند ولذا به بهانه از بین بردن آن انحرافات، دست به اقدامات تفرقه افکنانه نمی زدند؛ این مهم به روشنی نشان دهنده آن است که برهم خوردن وحدت به چه میزان مبغوض آن بزرگواران بوده است و پر واضح است هنگامی که حتی برای مبارزه با برخی از منکرات بزرگ، نباید اقدامات تفرقه انگیز مرتکب شد، پس به طریق اولی، بر همه آحاد امت واجب شرعی است که در شرایط عادی، از هرگونه قول، فعل و یا حرکتی که موجب ایجاد تفرقه می شود، پرهیز نمایند.
در این میان برخی از مفسرین و عالمان امت، نکات حائز اهمیتی را در خصوص دلالت آیه 94 سوره طه بر ضرورت وحدت و اجتناب از تفرقه بیان فرموده اند که در ادامه به دو سه نمونه از این فرمایشات اشاره می گردد.
1: علامه طباطبایی (ره)
آیت الله مرحوم سید محمد حسین طباطبایی (ره) صاحب تفسیر گرانسنگ «المیزان فی تفسیر القرآن» در تفسیر آیه 94 سوره طه چنین نوشته است: «و قوله: «إِنِّي خَشِيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرائِيلَ وَ لَمْ تَرْقُبْ قَوْلِي»
تعليل لمحذوف يدل عليه اللفظ و محصله لو كنت مانعتهم عن عبادة العجل و قاومتهم بالغة ما بلغت لم يطعني إلا بعض القوم و أدى ذلك إلى تفرقهم فرقتين: مؤمن مطيع، و مشرك عاص، و كان في ذلك إفساد حال القوم بتبديل اتحادهم و اتفاقهم الظاهر تفرقا و اختلافا و ربما انجر إلى قتال و قد كنت أمرتني بالإصلاح إذ قلت لي: «أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ» فخشيت أن تقول حين رجعت و شاهدت ما فيه القوم من التفرق و التحزب: فرقت بين بني إسرائيل و لم ترقب قولي. هذا ما اعتذر به هارون و قد عذره موسى و دعا له و لنفسه كما في سورة الأعراف بقوله: «رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ لِأَخِي وَ أَدْخِلْنا فِي رَحْمَتِكَ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ» الأعراف: 151»[10]؛ "إِنِّي خَشِيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرائِيلَ وَ لَمْ تَرْقُبْ قَوْلِي"- اين جمله، تعليل مطلبى است كه حذف شده، و حاصل آن مطلب اين است كه اگر مىخواستم از پرستش گوساله جلوگيرشان شوم و مقاومت كنم هر چند به هر جا كه خواست منجر شود، مرا جز عده مختصرى اطاعت نمىكردند، و اين باعث مىشد بنى اسرائيل دو دسته شوند، يكى مؤمن و مطيع و ديگرى مشرك و نافرمان و اين دودستگى باعث مىشد كه وحدت كلمهشان از بين برود و اتفاق ظاهرىشان جاى خود را به تفرقه و اختلاف بسپارد و چه بسا كار به كشتار هم مىانجاميد لذا به ياد سفارش تو افتادم كه مرا دستور به اصلاح دادى و فرمودى:" أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ" و لذا ترسيدم وقتى كه بر مىگردى تفرقه و دو دستگى قوم را ببينى اعتراض كنى كه:" فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرائِيلَ وَ لَمْ تَرْقُبْ قَوْلِي- رعايت سفارش مرا نكردى و ميان بنى اسرائيل تفرقه افكندى". اين آن عذرى است كه هارون به آن تمسك جست، و موسى (علیه السلام) عذرش را پذيرفت، هم او را و هم خود را دعا كرد كه دعايش در سوره اعراف چنين آمده:" رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ لِأَخِي وَ أَدْخِلْنا فِي رَحْمَتِكَ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ"

با این توضیح مجددا باید یادآور شد حضرت هارون (علیه السلام) به جهت برهم نخوردن وحدت کلمه میان بنی اسرائیل، مقابله جدی با گوساله پرست شدن آنان انجام ندادند. و این مهم نشان دهنده اهتمام ایشان و البته حضرت موسی (علیه السلام) بر مسئله اتحاد امت بوده است.
2: آیت الله مصباح یزدی (ره)
علامه مرحوم محمد تقی مصباح یزدی (ره) نیز در تبیینی دقیق پیرامون دلالت آیه 94 سوره طه بر اهمیت حذر کردن از تفرقه می نویسد: «اهمیت جلوگیری از پیدایش اختلاف و تفرق از اینجا دانسته میشود که حضرت هارون (علیه السلام)، در پاسخ حضرت موسی(علیهم السلام) که از وی پرسید چرا مردم را از گوسالهپرستی بازنداشته بود، گفت:"إِنِّی خَشِیتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بنیاسرائیل وَلَمْ تَرْقُبْ قَوْلِی" (طه، 94)؛ من بیم داشتم که بگویی: میان بنیاسرائیل جدایی و پراکندگی افکندی و سخن مرا رعایت نکردی؛»[11]
ایشان در عبارت دیگری نیز اینگونه تصریح می فرماید: «هارون (علیه السلام) براى جلوگيرى از اختلاف و اينكه مردم به جان يكديگر آسيب نرسانند و انسجام ملى آنها محفوظ بماند و فساد در بنىاسرائيل شايع نشود و به اصطلاح وحدت ظاهرى را حفظ كنند، سكوت كرد. قرآن هم مىفرمايد وقتى حضرت موسى (علیه السلام) به هارون (علیه السلام) فرمودند: مگر من نگفتم كه مراقب بنىاسرائيل باش و اجازه نده كه آنها منحرف شوند؛ هارون (علیه السلام) جواب داد: ترسيدم كه بگويى تو بين بنىاسرائيل اختلاف ايجاد كردى. براى اينكه اختلاف ايجاد نشود و مردم متعرّض جان و مال يكديگر نشوند من پس از دعوت ايشان به حق و اتمام حجت آنها را رها ساختم: "إِنِّى خَشِيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِى إِسرائِيلَ وَ لَمْ تَرْقُبْ قَوْلِى" ... نظير همين حادثه در اسلام هم اتفاق افتاد. اميرالمؤمنين على(عليه السلام) براى اينكه بين مسلمانان ايجاد اختلاف نشود، حجت را بر آنها تمام كردند و راه سكوت پيش گرفتند و تا 25 سال بعد كه خود مردم متوجه اشتباه خويش شدند صبر پيشه كردند.»[12]


بنابراین به تصریح علامه مصباح یزدی (ره) نیز آیه 94 سوره طه از جمله آیاتی است که بر ضرورت اتحاد امت و پرهیز از تفرقه دلالت دارد.
3: حجت الاسلام و المسلمین استاد قرائتی
استاد شیخ محسن قرائتی نیز در تفسیر ارزشمند «نور» پیرامون آیه محل بحث چند نکته را به عنوان پیام های این آیه استنباط کرده اند که برخی از این پیام ها عبارتند از:
«خطر تفرقهى يك امّت، هارون پيامبر (علیه السلام) را نيز مىترساند. "إِنِّي خَشِيتُ"
حفظ وحدت، مهمتر از نجات يك گروه است. "إِنِّي خَشِيتُ ... فَرَّقْتَ"
در تصميمگيرىها بايد به مسئلهى اهمّ ومهم توجّه كرد."إِنِّي خَشِيتُ"
خطر تفرقهافكنى مهمتر از خطر سكوت در برابر انحراف است."فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرائِيلَ ..."»[13]
ایشان همچنین در جلسه ای از سلسله جلسات «درس هایی از قرآن» در بیانی صریح چنین فرموده است: «وحدت مردم، نعمت مهمي است. حضرت موسي (علیه السلام) از كوه طور برگشت ديد يك عده سراغ گوساله پرستي رفتند. برادرش را توبيخ كرد؛
(حضرت هارون علیه السلام در پاسخ) گفت: (إِنِّي خَشيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَني إِسْرائيلَ) (طه/94) ترسيدم دست به عمل انقلابي بزنم، بگويي: بين بني اسرائيل تفرقه شد. من گفتم: ولو يك اقليتي گوساله پرست باشند، بهتر از اين است كه بين يك اكثريتي تفرقه بيفتد. خيلي حرف مهمي است. معمولاً براي وحدت ميگويند: (وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ) (آلعمران/103) آيه وحدت اين است. به نظر من اين آيهاي كه من خواندم (آیه 94 سوره طه) طولش از اين آيه بيشتر است.»[14]

در یکی دیگر از فرمایشات استاد قرائتی در تبیین دلالت آیه 94 سوره طه بر اهمیت پرهیز از تفرقه نیز می خوانیم: «حضرت موسی (علیه السلام) آمد دید مردم گوساله پرست شدهاند، سر و ریش برادرش هارون (علیه السلام) را گرفت، کشید (و فرمود:) چرا گذاشتی مردم گوساله پرست شوند.گفت: "انّی خشیت" ترسیدم "ان تقول" به من بگویی، "فرّقت بین بنی اسرائیل" تفرقه شد بین بنی اسرائیل، من گفتم همه متّحد گوساله پرست بشوند بهتر از این است که یک عدّه خدا پرست و یک عدّه گوساله پرست شده و تفرقه بشود، تفرقه چقدر مهم است. تفرقه به قدری مهم است که حضرت هارون (علیه السلام) گفت: من گفتم گوساله پرست باشند بهتر از این است که درونشان تفرقه بیافتد، "انّی خشیت" ترسیدم "ان تقول" برگردی به من بگویی "فرّقت بین بنی اسرائیل" خیلی جمله مهمّی است، گوساله پرستی شرف دارد بر امّتی که بینشان تفرقه باشد، گوساله پرستی بهتر است. آن وقت در زمان ما مزه تفرقه را بفهمیم، الآن ضربهای که اسرائیل به مسلمین میزند به خاطر تفرقه مسلمین است. امیرالمومنین (علیه السلام) میفرماید: آنها در باطلشان متّحدند و شما در حقّتان متفرّق. و اسلام برای تفرقه خیلی اصرار دارد.»[15]

بنابراین طبق تصریحات استاد قرائتی نیز مشخص می شود آیه 94 سوره طه از جمله مهم ترین ادله ای است که بر خطر فراوان تفرقه و ضرورت اتحاد امت دلالت دارد.
البته فرمایشات دیگری نیز در این خصوص (یعنی دلالت آیه مزبور بر وجوب پرهیز از تفرقه) وجود دارد که به جهت اختصار به همین میزان اکتفا می شود.
جمع بندی
بر پایه آنچه در این نوشتار گذشت، باید گفت: آیه 94 سوره طه از جمله ادله ای است که نشان می دهد وحدت و اتحاد مومنین، خواسته قطعی پیامبران و اولیاء الهی (علیهم السلام) بوده است تا جایی که ایشان از انجام دادن هر اقدامی که امکان داشت منجر به بروز تفرقه در جامعه شود، پرهیز می کردند. از این رو به وضوح مشخص می شود که بر امت اسلامی، واجب است تا با تاسی به آن بزرگواران از هر آنچه موجب ایجاد تفرقه می شود، به شدت پرهیز نموده و ریشه های برادری را در میان خود تقویت نمایند.
کتابنامه
- قرآن کریم.
- ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، اردن، دارالاعلام، چاپ اول، 2002م.
- طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، چاپ دوم، 1390ق.
- طیب، عبدالحسین، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران، اسلام، 1378ش.
- قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، چاپ اول، 1388ش.
- مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، داراحیاء التراث، چاپ سوم، 1403ق.
- مصباح یزدی، محمد تقی، جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن، تهران، سازمان تبليغات اسلامی شركت چاپ و نشر بين الملل، 1391ش.
- مصباح یزدی، محمدتقی، پند جاوید، قم، انتشارات مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى(قدس سره)، چاپ چهارم، 1390ش.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الكتب الاسلاميه، چاپ سی و دوم، 1374ش.
- https://gharaati.ir