نویسنده: محمد باغچقی
چکیده
با وجود آنکه آراء و آثار علمی مرحوم آخوند خراسانی (ره) در سالهای متمادی محل رجوع اصلی علما و طلاب حوزه های علمیه بوده است، بررسی تحرکات و فعالیتهای سیاسی و اجتماعی ایشان نشان میدهد که ممحض بودن در مباحث علمی (فقه و اصول) هرگز ایشان را از دغدغههای کلانی چون وحدت و تقریب، استقلال جوامع اسلامی، مبارزه با اجانب و ترقی وطن غافل نکرده است. از این رو، بهجرأت میتوان زیست آن بزرگوار را زیستی تمدنی دانست. در این نوشتار، با استناد به پارهای از بیانیهها و نامههای مرحوم آخوند (ره)، نمونههایی از اندیشه تمدنی ایشان نمایان میگردد.
واژگان کلیدی:
آخوند خراسانی (ره)، وطن پرستی، استقلال، اتحاد، وحدت، تفرقه، دشمن، استکبار ستیزی، مسلمانان.
مقدمه
دین اسلام، آئینی است که افزون بر ابعاد فردی مسلمین، به ابعاد اجتماعی آنان نیز توجه دارد؛ چنانکه فرمایشات پروردگار متعال در قرآن کریم، احادیث رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و فرمایشات اهل بیت بزرگوار ایشان (علیهم السلام) به روشنی بر این مسئله دلالت می کنند. برهمین اساس طیف گسترده ای از عالمان مسلمان با درک صحیحی از این مهم، به غیر از ابعاد فردی، به ابعاد اجتماعی دین نیز عنایت داشته و همواره پیش قراول حرکات بزرگی برای امت اسلامی بوده اند. به عنوان نمونه مرحوم آخوند خراسانی (ره) از جمله عالمان مطرحی است که افزون بر پیشرفت گسترده در حوزه مباحث علمی و معنوی، همچنین دغدغه موفقیت و سعادت جوامع اسلامی و آحاد امت را در سر می پروراند و لذا مواضع صریح متعددی را از ایشان در خصوص مباحثی همچون ضرورت اتحاد مسلمین و پرهیز از تفرقه، وطن پرستی و راه های ترقی وطن، لزوم مقابله با اجانب و وجوب استقلال جوامع اسلامی مشاهده می کنیم که به طور حتم با وجود این مواضع مفید و موثر، می توان زیست مرحوم آخوند (ره) در ایام حیات مبارکش را زیستی تمدنی قلمداد نمود.
شایان ذکر است از آنجایی که آن عالم بزرگوار، جایگاه ویژه ای در مجامع علمی اسلامی به ویژه حوزه های علمیه شیعه دارد، لذا تبیین مواضع و اندیشه های تمدنی ایشان، برکات متعددی دارد از جمله آنکه:
اولا: تاثیر بسزایی بر علما و اندیشمندان مسلمان، به ویژه عالمان شیعه دارد؛
ثانیا: نشان دهنده آن است که گفتمان هایی نظیر وحدت و تقریب، ساخته و پرداخته انقلاب اسلامی و رهبران آن نیست؛ بلکه علمایی نظیر آخوند خراسانی (ره) -که رتبه علمی و معنوی اش بر همگان محرز استنیز بر این مباحث تاکید داشته و در راستای تقویت این مسائل کوشیده اند.
به همین جهت در نوشتار پیش رو به ابعادی از اندیشه تمدنی مرحوم آخوند (ره) پرداخته می شود. البته نگارنده قبل از تبیین این مهم، به صورت اجمالی، مروری بر حیات مبارک ایشان خواهد داشت.
مروری اجمالی بر حیات مبارک آخوند خراسانی (ره)
آخوند خراسانی (ره) در سال 1255ق، در مشهد مقدس دیده به جهان گشود. پدرش، ملا حسین هراتی (ره) علاوه بر تبلیغ به تجارت ابریشم نیز مشغول بود. ملا حسین، روحانی وارسته ای بود که برای گذران زندگی، همواره در بین راه هرات و مشهد، در رفت و آمد بود. وی در سفرهای تبلیغی اش مردم را با احکام اسلامی آشنا می ساخت. در یکی از همین سفرها، در کاشان ازدواج کرد. ثمره این ازدواج چهار پسر به نامهای نصرالله، محمدرضا، غلامرضا و محمد کاظم (آخوند خراسانی) بود.
آخوند خراسانی (ره) در دوازده سالگی وارد حوزه علمیه مشهد شد. ادبیات عرب، منطق، فقه و اصول را در حوزه مشهد فرا گرفت. در هیجده سالگی ازدواج کرد و در 22 سالگی همراه کاروان زیارتی عتبات عالیات، برای ادامه تحصیل عازم عراق شد. کاروان زائران به سبزوار رسید. قافله برای استراحت، رحل اقامت افکند تا پس از توقفی کوتاه، به سوی عراق حرکت نمایند. آخوند خراسانی (ره) چون آوازه دانش ملا هادی سبزواری (ره) را شنیده بود، تصمیم گرفت از کاروان جدا شود و برای بهره جستن از دریای علم آن حکیم فرزانه در سبزوار بماند.
آخوند (ره)، ماههای رجب، شعبان و رمضان 1277ه ق را در حوزه علمیه سبزوار گذراند و از درس فیلسوف بزرگ عصر، ملا هادی سبزواری (ره) بهره برد. آنگاه از سبزوار به تهران رفت و حدود سیزده ماه در مدرسه صدر، در درس ملا حسین خویی (ره) و میرزا ابوالحسن جلوه (ره) شرکت کرد. و سرانجام به حوزه علمیه نجف راه یافت و در درس شیخ انصاری (ره) و میرزا حسن شیرازی (ره) شرکت کرد.
آخوند خراسانی (ره) شب و روز در تلاش برای اندوختن دانش و به دست آوردن تقوا می کوشید و در این راه از هیچ مشکلی نهراسید.
آخوند (ره) از سال 1278ق تا سال 1291ق بیش از سیزده سال در درس خارج استادان برجسته حوزه علمیه نجف شرکت کرد. بیش از دو سال در درس شیخ انصاری (ره) شرکت کرد و پس از وفات او (1281ق) دو سال به درس آیه الله سید علی شوشتری (ره) راه یافت و سالها در درس آیه الله شیخ راضی بن محمد نجفی (ره) و آیه الله سید مهدی مجتهد قزوینی (ره) ادامه تحصیل داد.
آخوند خراسانی (ره) بیش از سیزده سال در کنار درسهای سایر اساتید در درس میرزای شیرازی (ره) نیز شرکت کرد. میرزای شیرازی (ره) در سال 1291ق به سامرا هجرت کرد و بیشتر شاگردانش نیز همراه او به سامرا رفتند. اما آخوند (ره) در نجف ماند و به تدریس ادامه داد.
آخوند (ره) از موفق ترین استادان تاریخ حوزه های علمیه شیعه است که شمار شاگردانش را تا سه هزار نفر نوشته اند و صدها مجتهد در درس او تربیت یافتند که نام برخی از آنها از این قرار است: سید ابوالحسن اصفهانی (ره)، شیخ ابوالقاسم قمی (ره)، سید ابوالقاسم کاشانی(ره)، میرزا احمد خراسانی (ره) ، سید محمد تقی خوانساری (ره)، سید جمال الدین گلپایگانی (ره) ، شیخ محمد جواد بلاغی (ره) ، شهید سید حسن مدرس (ره)، حاج آقا حسین قمی (ره)، سید صدر الدین صدر (ره)، آقا ضیاء الدین عراقی (ره)، شیخ عبدالکریم حائری (ره)، سید عبدالله بهبهانی (ره)، سید عبدالهادی شیرازی (ره) ، شیخ محمد علی کاظمی (ره)، شیخ محمد حسین نائینی (ره)، آقا بزرگ تهرانی (ره)، حاج آقا حسین بروجردی (ره) و سید محمود شاهرودی (ره).
به تدریج آوازه علمی آخوند (ره) از مرزها گذشت . از این رو شیخ الاسلام امپراتوری عثمانی که در آن زمان به عراق آمده بود، روزی همراه شماری از همراهان در درس آخوند (ره) شرکت کرد. همهمه ای بین طلاب بلند شد. به احترام او برخاستند. شیخ الاسلام نزدیکتر رفت و آخوند (ره) با دیدن وی، درس را به بررسی نظر ابوحنیفه در یکی از مسائل علم اصول کشاند. ابتدا نظر او را بیان کرد و دلیلهایش را بر شمرد.
شیخ الاسلام سنی در شگفت بود که چگونه استاد شیعی ، نظر پیشوای اهل سنت را پذیرفته است؟! اما اندکی بعد سخنان آخوند (ره) او را متوجه اشتباهش ساخت. آخوند (ره) چند اشکال علمی بر نظر ابوحنیفه وارد ساخت و سپس نظر مجتهدان شیعه در آن مساله را بیان کرد. آخوند (ره) از شیخ الاسلام خواست تا به منبر بروند و همه از سخنانش استفاده نمایند. اما روحانی اهل سنت به احوالپرسی با آخوند (ره) بسنده کرد. شیخ الاسلام از قدرت علمی و احترام آخوند (ره) چنان به وجد آمده بود که تا مدتها بعد هماره از آن دیدار به یاد ماندنی سخن می گفت .
به هر حال سرانجام آخوند خراسانی (ره) در ذی الحجه سال 1329ق در شهر نجف اشرف از دنیا رفت. برخی بر این باورند که وی به وسیله جاسوسان روسی و انگلیسی مسموم شده است.[1]
البته با نگاهی به اندیشه تمدنی این عالم بزرگوار مشخص می شود ترور ایشان توسط اجانب هیچ استبعادی ندارد. چرا که همواره مواضع ایشان برای بیگانگان خطرآفرین بود.
در بخش بعد به نمونه هایی از این مواضع که در حقیقت نشان دهنده زیست تمدنی مرحوم آخوند (ره) نیز هستند، اشاره می گردد.
جلوه هایی از زیست تمدنی مرحوم آخوند خراسانی (ره)
همانطور که در مباحث پیشین ذکر شد، آخوند خراسانی (ره) از جمله مطرح ترین عالمان مکتب اهل بیت (علیهم السلام) به شمار می رود و خدمات گسترده ای را به ساحت علم روا داشت و دروس ایشان در حوزه نجف، از شلوغ ترین دروس آن روزگار بود. با این حال، مشغولیت های علمی و پژوهشی فراوان، ایشان را از وظایف ذاتی که بر عهده علمای راستین قرار دارد غافل نکرد؛ بلکه مرحوم آخوند (ره) با بصیرتی مثال زدنی، بخش قابل توجهی از عمر مبارک خویش را صرف هدایتگری و بصیرت افزایی به مسلمین و افشا کردن و مقابله با توطئه های اجانب کرد. برخی از مهم ترین مواضع حیات بخش آن عالم شهیر شیعه در ادامه ذکر می گردند.
1: تاکید همیشگی بر وحدت و پرهیز از تفرقه
با مراجعه ای به بیانیه ها و سخنرانی های مرحوم آخوند (ره) می بینیم تاکید بر اتحاد امت و پرهیز از تفرقه از جمله پربسامدترین ادبیات آن بزرگوار بوده است. در ادامه به محورهایی از این تاکیدات و فرمایشات اشاره می گردد:
الف: وجوب شرعی وحدت و اجتناب از تفرقه
آخوند خراسانی (ره) با استناد به آیاتی نظیر آیه 103 سوره آل عمران «واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا»، وحدت را از اوامر الهی دانسته و تصریح می فرمود که بر قاطبه مسلمانان واجب است با یکدیگر متحد باشند.[2]
ایشان همچنین باور داشت که مسلمین باید از هرچیزی که موجب انشقاق و جدایی می شود، اجتناب کنند و لذا در این باره می فرمود: «(بر آحاد امت) واجب است از تمام موجبات شقاق و نفاق تحرز کرده و در حفظ نوامیس امت بذل نهایت جهد نموده و کمال تعاون و تعاضد و حسن مواظبت بر اتفاق کلمه بنمایند.»[3]
آخوند (ره) به عموم افراد ملت نیز چنین توصیه فرموده است: «شرعا و عقلا لازم است که اختلاف فیمابین را به اتفاق کلمه جامعه اسلامیه مبدل کنید.»[4]
بنابراین از منظر این عالم بزرگوار، وحدت و پرهیز از تفرقه، از جمله واجبات شرعی قلمداد می شوند.
ب: ثمرات اتحاد امت
مرحوم آخوند (ره) ثمرات متعددی را برای اتحاد بر می شماردند که برخی از این ثمرات عبارتند از:
اول: قطع شدن دست اجانب
در نامه آن مرحوم به مسلمانان منطقه بخارا می خوانیم: «از محضر شریف آقایان تقاضا میکنم که به قضات و مراجع و اهل فتوا تلگراف کنند و آنان را به اتحاد و برادري و یکپارچگی فراخوانند، زیرا ملت اسلام یکی است و با این کار دست اجانب قطع می شود و مجالی براي فسادانگیزي و دسیسه هاي آنان باقی نمی ماند»[5]
دوم: عزت یافتن و اعتلای اسلام
آن فقیه مطرح امامیه در فرمایش دیگری نیز چنین تصریح فرموده اند: «مادامی که این اخوت و اتحاد دینی محفوظ بود رونق و شکوه عزت و اعتلای اسلام روز بروز افزون بود.»[6]
سوم: نجات از مهلکه
آخوند خراسانی (ره) در واکنش به خبر اتحاد اهالی همدان نیز نوشتند: «بعون الله و حسن تائیده تا فرصت باقی و موقع از دست نرفته عموم علماء اعلام بلاد محروسه و قاطبه مسلمین به اتفاق حقیقی و اتحاد قلبی بر این موارد که موجب نجات از مهالک و حافظ اساس دیانت اسلامیه و استقلال مملکت است، موفق و ایادی اعادی خارجیه و داخلیه را به برکت همین اتحاد حقیقی کوتاه و مقطوع الرجاء خواهند فرمود ان شاءالله تعالی»؛[7]
پر واضح است در این عبارت، به غیر از نجات از مهلکه ها سه ثمره دیگر نیز برای اتحاد بر شمرده شده:
- حفاظت از دیانت اسلامیه
- حفاظت از استقلال مملکت
- نا امید شدن دشمنان داخلی و خارجی؛
چهارم: ایجاد حصن حصین دور وطن اسلامی
در نگاه مرحوم آخوند (ره)، محافظت از وطن اسلامی و ایجاد حصن حصین دور آن، منحصر به اتحاد کلمه می باشد. چنانکه ایشان در نامه دیگر به اهالی همدان می نویسد: «حصن حصین وطن اسلامی به اتفاق کلمه ملیه منحصر است.»[8]
با این همه مشخص می شود مسلمین اگر قصد دارند اسلام روز به روز عزیزتر شده و دست دشمنان از بلاد اسلامی قطع شود و همچنین آحاد امت نیز از خطرات در امان بمانند، باید متحد باشند و برای نیل به این اهداف ارزشمند، راهی به جز اتحاد وجود ندارد.
ج: مضرات تفرقه
در نگاه مرحوم آخوند (ره)، تفرقه نیز مضراتی را به دنبال دارد که برخی از این مضرات عبارتند از:
اول: محو اسلامیت و نابودی استقلال مملکت
آن فقیه نامدار مکتب تشیع، در تبیین این ضرر عظیم می نویسد: «آیا غیرتمندان خود ایران بازهم به این حالت حالیه،وشیوع نفاق ورقابت واغراض وسایرموجبات تفرق کلمه، خودرا آلت دست دشمن کرده، درمحو اسلامیت و استقلال مملکت خواهندکوشید. یالها من مصیب»[9]
دوم: کامیابی دشمن در رسیدن به اهداف شوم
یکی دیگر از عواقب شوم تفرقه این است که دشمن در سایه سار متفرق بودن آحاد امت، در رسیدن به اهداف شومش موفق خواهد بود. مرحوم آخوند (ره) در تبیین این مهم اینگونه نوشته است: «برکافهی مسـلمین واضـح است که نفاق و اختلافات داخلیهی ایران، عبده صـلیب را کامیاب نموده برای محو توحید، ونبوت حضـرت ختمی مرتبت (صلی الله علیه وآله)که اهم مکنونـات دیرینه آنهـاست.»[10]
سوم: به وجود آمدن خرابی ها
آخوند خراسانی (ره) در پیامی خطاب به عموم مسلمانان نیز توجه به اغراض و نزاع های شخصی را به عنوان منشا تمامی خرابی ها معرفی می فرماید.[11]
چهارم: انحطاط و نابودی دولت های اسلامی
در یکی دیگر از فرمایشات آن عالم بزرگوار در خصوص پیامدهای شوم تفرقه نیز می خوانیم: «و شقاق ما بین طبقات مسلمین، علت تامه انحطاط دول اسلامیه و سبب اصلی استیلاء اجانب بر ممالک اسلامی بوده است.»[12]
شایان ذکر است در این عبارت، به غیر از نابودی دولت های اسلامی، همچنین تسلط اجانب بر ممالک اسلامی نیز به عنوان ضرر دیگر متفرق شدن امت برشمرده می شود.
د: واکنش به خبر بروز تفرقه میان برخی از مسلمین
همانطور که گفته شد وحدت امت، ثمرات بی نظیری را در پی دارد، تفرقه مسلمین نیز عواقب خطرناکی را به دنبال دارد؛ از این رو وقتی مرحوم آخوند (ره) مشاهده می کرد مسلمانان در منطقه ای دچار نزاع و تفرقه شده اند، فورا به آن واکنش نشان داده و از همه تاثیرگذاران در آن منطقه درخواست می کرد تا جلوی منازعات را بگیرند. به عنوان نمونه هنگامی که به آخوند (ره) خبر رسید طوایف مسلمان در منطقه بخارا با یکدیگر درگیر شده اند ایشان پیامی صادر فرمود که در بخشی از آن پیام می خوانیم: «به خدا قسم که این (کشمکش و نزاع) براي دین زیانبار می باشد و اتحاد مسلمانان را از هم می پاشد و از سران اسلام انتظار میرود که جلوی چنین حوادثی را بگیرند.» [13]
ه: اظهار مسرت از خبر اتحاد مسلمانان
در مقابل، وقتی آخوند خراسانی (ره) مطلع می شد که مسلمانان یکی از مناطق اسلامی، با یکدیگر پیمان اتحاد بسته اند و درصدد تقویت اخوت و برادری با سایر مسلمین هستند، بسیار مسرور می شد و از چنین حرکتی تجلیل می کرد. به عنوان نمونه ایشان هنگامی که اطلاع یافتند روسای عشایر جنوب ایران، اتحادنامه ای بین خود امضاء کرده اند، در تبیین ارزش چنین اقدامی، نامه ای نوشت که در ابتدایش چنین آمده است: «این معاهده اتحادنامه سرداران عظام جنوب (ایدهم الله تعالی) از شعب و فروع همان اخوت و اتحادیست که حضرت خاتم النبیین (صلی الله علیه وآله) فیما بین اصحاب گرام خود استوار فرموده است.» [14]
ایشان همچنین در پی آگاهی از اتحاد اهالی همدان اینگونه اظهار مسرت نمود: «بشارت اتحاد و اتفاق کلمه آن ذوات محترمه و حسن مراقبت در اصلاح مفاسد ادارات و رفع مواد نفرت و تفرق کلمه ملیه و ترصیص اساس قویم مشروطیت بر دعائم دینیه زهی موجب مسرت و اطمینان امید است.» [15]
با این همه روشن می شود که وحدت و تقریب از جمله دغدغه های جدی مرحوم آخوند (ره) بوده است تا جایی که با شنیدن خبر متفرق شدن مسلمانان ناراحت می شد و اگر خبر متحد شدن آحاد امت را می شنید، به شدت مسرور می گشت.
2: وطن پرستی
دوست داشتن وطن در اسلام امر نیکویی است و پیشوایان دین، آحاد امت را به سوی آن تشویق و دعوت فرموده اند. چنانکه در فرمایش مشهور و منسوب به نبی اکرم (صلی الله علیه وآله) چنین می خوانیم: «حب الوطن (الاوطان) من الایمان»[16] دوست داشتن وطن، از نشانه های ایمان است.
در حدیثی از امیرالمومنین (علیه السلام) نیز آمده است: «عمرت البلدان بحب الاوطان»[17]شهرها با حب وطن آباد میشوند.
امیرالمومنین (علیه السلام) در روایت دیگری نیز فرموده اند: «مِنْ كَرَمِ اَلْمَرْءِ بُكَاهُ عَلَى مَا مَضَى مِنْ زَمَانِهِ وَ حَنِينُهُ إِلَى أَوْطَانِهِ»[18] از نشانههای شخصیت انسان، گریه برای عمر ازدسترفته و علاقهمندی به وطنش است.
از این رو مشاهده می کنیم آخوند خراسانی (ره) علیرغم آنکه در نجف اشرف اقامت داشتند، ولیکن همواره دغدغه ایران را در ذهن می پروراندند و لذا بیانیه ها، توصیه ها و نکاتی را در آن سال ها بیان فرموده اند که نشان از وطن دوستی ایشان دارد.
برخی از نمادهای وطن دوستی مرحوم آخوند (ره) که بر زیست تمدنی ایشان نیز دلالت دارند عبارتند از:
الف: مواضع صریح علیه حکومت طاغوتی ایران و درخواست سرنگون کردن پادشاه وقت
آن عالم بزرگوار، محمد علی شاه قاجار (پادشاه وقت ایران) را شخصی سفاک و جبار می دانست و لذا در برخی از بیانیه ها و نامه های خود خطاب به مردم ایران، مواضع صریحی را علیه او اتخاذ کرده است. به عنوان نمونه در یکی از این نامه ها – که با همراهی مرحوم آیت الله ملا عبدالله لنگرودی گیلانی (ره) و آیت الله میرزا حسین خلیلی تهرانی (ره) نوشته شده می خوانیم: «به عموم ملت ایران حکم خدا را اعلام می داریم: الیوم همت در دفع این سفاک جبار و دفاع از نفوس و اعراض مسلمین از اهم واجبات و دادن مالیات به گماشتگان او از اعظم محرمات و بذل جهود در استحکام و استقرار مشروطیت بمنزله جهاد در رکاب امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و سر موئی مخالفت و مسامحه بمنزله خذلان و محاربه با آن حضرت صلوات الله و سلامه علیه است.» [19]
همانطور که مشاهده می شود در این نامه حتی مالیات دادن به حکومت محمد علی قاجار از بزرگترین محرمات الهی شمرده شده است.
مرحوم آخوند (ره) در نامه دیگری نیز دفع و کنار زدن محمد علی شاه قاجار از حکومت را به منزله دفاع از اسلام و مسلمین دانسته و آن را از مهم ترین فرائض اسلامی بر ملت ایران می شمارد و تصریح می فرماید: هر گونه اقدامی در راستای سرنگون کردن محمد علی شاه، به منزله جهاد در رکاب ائمه اطهار (علیهم السلام) است.[20]
پس مبارزه با حکومت طاغوتی که آن روزگار در ایران روی کار بود از جمله دغدغه های آن عالم بزرگوار بوده است.
ب: تاکید بر استفاده از کالاهای داخلی
مرحوم آخوند (ره) به شدت بر استفاده ایرانیان از کالاهای داخلی اهتمام می ورزید و تاکید می کرد. چنانکه به حاکمان وقت ایران اینچنین توصیه می فرماید: «منسوجات و کالاهای وطنی را ترویج کنید زیرا هر آینه شـخص شـما ازمصـنوعات و فراورده های مملکتی استفاده برید این امرباعث می گرددکه رجال مملکت و قاطبه افراد ملت از شـما متابعت نمایند و چنین عملی موجب می شود که مملکت از بند احتیاج به منسوجات و مصنوعات خارجی آزادگردد.»[21]
گفتنی است آن بزرگوار، استفاده از کالاهای داخلی را شرط ترقی و پیشرفت کشور می دانست و در این خصوص فرموده است: «کلید و راه تعالی و ترقی مملکت، بسـته است، بعدم احتیاج افراد ملت، از آنچه، از خارج، وارد می شود و بر اثر انجـام این امر مملکت ژاپن به مراتب عـالیه نائل گردیـد. هرآینه این راه و طریق پسـندیده محکم را در ابتـدای سـلطنت و عنفوان جوانی خود بکار ببریـد موجبات ترقی مملکت و ازبین رفتن فقر و فاقه وبی نیازی رعیت را فراهم خواهیـد ساخت و این امر نه تنها موجب شکرگزاری آحاد ملت خواهدگردید بلکه باعث پیشرفت مملکت واستقلال واقعی آن خواهدشد.»[22]
بنابراین صاحب کفایه (ره) را از این بُعد نیز می توان به عنوان یک وطن پرست واقعی معرفی نمود.
ج: توصیه به استفاده از مدیران لایق و تبیین بایدها و نبایدهای مسوولان کشور
طبعا یک کشور برای نیل به پیشرفت ها و موفقیت ها نیاز به مدیران شایسته دارد لذا آخوند خراسانی (ره) به مسوولان وقت ایران تاکید می فرمود که از افرادی لایق برای مناصب مهم کشور استفاده کنند. به عنوان نمونه در نامه ایشان به محمد علی شاه قاجار چنین می خوانیم: «بر رجال میهن پرست ایران که مملکت خود را دوست دارند لازم است که مردانی لایق را برای اداره سلطنت انتخاب نمایند.»[23]


آن فقیه نامدار امامیه همچنین غرق شدن مدیران و مسوولان عالی کشور در شهوات و خوشگذرانی ها را عامل ناتوان شدن مملکت و ذلت ملت می دانست و لذا در این باره به پادشاه وقت ایران نوشت: «پادشاهان ایران چه قبل ازاسـلام وچه بعد از آن هریک از آنها (که) عمرخود را درخوش گذرانی و پیروی از شهوات و لهو ولعب گذراندند ورجال مملکت هم از آنان پیروی نمودنـد ونتیجه آن شدکه مملکت ناتوان گردید و ملت خوار و زبون شد و ثروت ملی نفله وحال ملک پریشان گردید و هرآینه یکی از آنان ازشهوت رانی چشم می پوشید وهم خود را صـرف ترقی وتعالی ملک و تربیت ملت و نشـرعلوم وصنایع می نمود ولشکری آراسته برای مملکت مهیا می کرد دراندک زمانی باعث پیشرفت و عظمت ملک وملت خود می گردید و برسایرپادشاهان پیشی می گرفت.»[24]
د: سفارش به بی اعتمادی نسبت به دشمن و ممانعت از دخالت آنان در امور مملکت
یکی دیگر از سفارش های صاحب کفایه (ره) که نشان دهنده وطن پرستی ایشان بوده است، تاکید مستمر بر ممانعت از دخالت بیگانگان در امور کشور و عدم اعتماد به آنان است. چنانکه در نامه آن بزرگوار به شاه قاجار چنین تصریح می شود: «بپرهیزید و بسـیار بپرهیزید ازاینکه بیگانگان درکارمملکت دخالت کنند و مراقبت کنید و بسیارمراقبت کنید تا فتنه سازی های آنان را ازمیان بردارید زیرا سرمنشاءکلیهی بلاها وفساد از آنان ناشی می شود و هیچگونه اعتمادی هم آنان را نشاید، .... و این قروضی که دامنگیر دولت، وبرگردن آنها بارگشته، نیست مگر، به علت مداخله بیجای بیگانگان درامور مملکت؛»[25]
پرواضح است در این عبارت حکیمانه، دخالت بیگانگان در امور کشور و اعتماد به آنان، سرمنشا تمامی بلایایی دانسته شده که بر سر مملکت در می آید.
ه: اعتراض به دخالت مستکبران در امور ایران
مرحوم آخوند (ره) به دخالت استعمارگران در امور داخلی ایران و لشکرکشی به کشور عزیزمان نیز بارها اعتراض کرده و به ضرورت عقب نشینی لشکر دشمن تاکید می فرمود. به عنوان نمونه وقتی در برهه ای، ارتش وقت روسیه به ایران لشکرکشی نمود، آن بزرگوار نامه ای به سفیر کشورمان در روسیه نوشت و در آن نامه مسئله بازگشت لشکریان روسیه را مطرح فرمود.[26]
همچنین نامه ای نیز به مسلمانان هندوستان نوشت که در بخشی از آن چنین آمده است: «بر تمام امت اسلامی لازم و واجب است که اجتماعها نموده و از دولت متبوعه خودشان رفع این تعدیات روس و ایطالی را بر مسلمین جدا و متحدا بخواهند و تا رفع این تعدیات از مسلمین نشود، آسایش و استقرار را بر خود حرام دانند و این حرکت اسلامی به منزله جهاد فی سبیل الله مثل مجاهدین بدر و حنین است.»[27]
در این نامه ضمن آنکه کمک در جهت رفع تعدی روسیه به ایران امری واجب شمرده شده، همچنین ثواب چنین کمک کردنی همانند ثواب جهاد مجاهدین بدر و حنین قلمداد می شود.
به هر حال با عنایت به موارد فوق مشخص می شود آخوند خراسانی (ره) را می توان فردی دوستدار وطن دانست و از این جهت بار دیگر زیست تمدنی آن مرحوم را به اثبات رساند.
3: تاکید همیشگی بر ضرورت استقلال ممالک اسلامی
یکی دیگر از دغدغه های جدی آخوند خراسانی (ره)، مسئله استقلال جوامع اسلامی بوده است. از این رو می بینیم تاکید بر مسئله مزبور از جمله تاکیدات و توصیه های همیشگی ایشان می باشد. تا جایی که در برخی از نامه ها تصریح می فرماید که برای محافظت از استقلال سرزمین های اسلامی، حاضر است با تمام قوا مجاهدت کرده[28] و حتی در این راستا جان و مالش را نیز بذل نماید؛[29]
در این بخش به 4 نمونه از محورهایی که در خصوص استقلال سرزمین های اسلامی در فرمایشات این عالم بزرگوار قابل مشاهده است، اشاره می شود:
الف: تبیین تلاش دشمن برای از بین بردن استقلال ممالک اسلامی
مرحوم آخوند (ره) در بیانات متعددی، از تلاش جدی و گسترده دشمن برای محو استقلال جوامع اسلامی خبر داده و امت را به این مهم رهنمون ساخته اند. به عنوان نمونه در نامه ایشان خطاب به علما و مردم ایران چنین آمده است: «دول مسیحیه از چند قرن قبل به این طرف، هر یک از هر طرف که به بلاد اسلامیه راه داشتند به محو استقلال اسلامیان و هدم اساس مسلمانی همت گماشته کاملا به مقدمات آن مشغول و حالا به گرفتن نتیجه پرداختند.» [30]
همچنین در نامه ایشان به اعضاء مجلس شورای ملی نیز بار دیگر از کوشش دشمنان برای نابود کردن استقلال کشورهای اسلامی سخن به میان آمده است.[31]
ب: وجوب تلاش برای حفظ استقلال ممالک اسلامی
مرحوم صاحب کفایه (ره) در موارد متعددی مسلمانان را به تلاش برای محافظت از استقلال ممالک اسلامی امر کرده و چنین تلاش کردنی را امری واجب می پنداشت. چنانکه در یکی از بیانیه های ایشان می خوانیم: «بر هر فرد ایرانی بلکه هر مسلمانی خصوصا مقام روحانیت اسلامیه که حفظ ثغور واستقلال ممالک اسلامیه را ذمه دار است عریضه حتمیه خواهد بود که در مقام دفاع از حقوق مسلمین و حفظ حوزه اسلامیه بر حسب مناسبات و مقتضیات وقت از هر اقدامی فروگذار نکنند و این معنی از جمله وظایف اجباریه است که اصول دیانت اسلامیه در اینگونه مواقع بالمجبوریه دارد و تسامح بردار نیست.»[32]
در این متن، به غیر از فتوای وجوب تلاش برای حفظ استقلال کشورهای اسلامی، دو نکته حائز اهمیت دیگر نیز وجود دارد:
اولا: چنین تلاشی بر روحانیت معظم واجب تر است؛
ثانیا: این وجوب، وجوبی حتمی بوده و تسامح بردار نیست.
ج: ارزش محافظت از استقلال سرزمین های اسلامی
آخوند خراسانی (ره) در خصوص فضیلت حفظ استقلال ممالک اسلامی نیز اینگونه تصریح می کند: «الیوم وقت آن است که ملت در استیفاء حقوق منصوبه خود همت نمایند. دین مبین و مملکت و وطن اسلامی خود را از تطاول و استیلاء کفر محفوظ و ظلمه و جابرین را از فعال ما یشاء حاکم ما یرید بودن مسلوب و اساس مشروطیت را استوار و استقلال مملکت و ملت را پایدار کنند و چنانچه کرارا و کتبا و تلگرافا به عموم مسلمانان اعلام شده اقدام در این مقصد مقدس و بذل جهد و اهتمام در این باب به منزله جهاد در رکاب مبارک نبوت (صلی الله علیه وآله) است و توانی و مسامحه به منزله خذلان آن حضرت (صلی الله علیه وآله) است.»[33]
بنابراین از منظر آن فقیه عالیقدر، ثواب مجاهدت برای محافظت از استقلال کشور، همانند ثواب جهاد در رکاب رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و عدم تلاش در این راستا، به منزله یاری نکردن آن حضرت (صلی الله علیه وآله) است.
د: توصیه به عبرت گرفتن از سرزمین هایی که دیگر استقلالی ندارند
یکی دیگر از مسائلی را که به باور مرحوم آخوند (ره) بر عهده مسلمین می باشد این است که از عاقبت بد و فجیع سرزمین هایی که دیگر مستقل نیستند بلکه وابسته به اجانب شده اند، عبرت گیرند. در یکی از نامه های ایشان در این خصوص چنین آمده است: «خوب است که از حال مسلمین سایر بلاد مثل ترکستان و قفقاز و بعضی صفحات هند و غیرهم که به همین ترتیبات ابله فریبانه دشمنان دین و شرف استقلال مملکت خودشان را از دست داده، حالا در ذلت اسارت و رقیت کفره گرفتارند، عبرت بگیرند.»[34]
از این عبارت به روشنی مشخص می شود کشوری که استقلالش را از دست دهد، قطعا ذلیل و خوار می گردد.
بنابراین حفظ استقلال جوامع مسلمان یکی دیگر از دغدغه های ارزشمند مرحوم صاحب کفایه بود که بر زیست تمدنی آن بزرگوار دلالت می کند.
البته نمونه هایی که اندیشه های تمدنی آخوند خراسانی (ره) را نمایان می کنند، بیش از این موارد هستند ولیکن به جهت رعایت اختصار به همین میزان اکتفا می شود.
جمع بندی
با عنایت به آنچه در این نوشتار آمد باید گفت: مرحوم آخوند خراسانی (ره) از جمله عالمانی است که با نگاه تمدنی خویش همواره دغدغه سعادت و موفقیت مسلمین را در سر می پروراند و لذا در طول حیات مبارک خویش، مستمرا آحاد امت را به سوی وحدت و تقریب، وطن پرستی، استکبار ستیزی و تلاش برای استقلال جوامع اسلامی دعوت می کرد.
کتابنامه
- قرآن کریم.
- آقانجفی قوچانی، برگی از تاریخ معاصر حیات الاسلام فی احوال آیه الملک العلام، تهران، نشر هفت، چاپ اول، 1378هش.
- حرانی، ابن شعبه، تحف العقول، قم، مؤسسة النشر الاسلامي، چاپ دوم، 1363ق.
- رازی، ابوالفتوح، روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن، مشهد مقدس، بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی، 1376ش.
- شفایی، امان الله، آخوند خراسانی؛ طلایه دار تقریب و اتحاد در عرصه عمل، نشریه اندیشه تقریب، سال هفتم، شماره بیست و هفتم.
- کراجکی، ابوالفتوح، کنزالفوائد، بی جا، بی تا.
- کفایی، عبدالحسین مجید، مرگی در نور {زندگینامه آخوند خراسانی (ره)}، تهران، کتابفروشی زوار، 1359ش.
- هفته نامه سیاسی تاریخی و اخلاقی صور اسرافیل، سال اول، شماره 1، محرم الحرام 1327ق.
- https://hawzah.net/fa.