نویسنده: وحید خورشید
مقدمه
مسئله «وحدتِ امت اسلامی» در گفتمان معاصرِ جهان اسلام، از جمله دغدغههای کلانِ اندیشمندان، سیاستمداران و مراجعِ دینی بوده است؛ اما آنچه این مسئله را از یک توصیه اخلاقی یا تاکتیکِ سیاسی فراتر میبرد، پیوندِ ژرفِ آن با امکانِ تحققِ «تمدنِ نوینِ اسلامی» است. در این میان، آیتالله العظمی جوادی آملی، به عنوان یکی از برجستهترین اندیشمندانِ حکمتِ متعالیه و مفسرانِ قرآن در عصر حاضر، با نگاهی عمیق و نظاممند، وحدت را به مثابه «رکنِ وجودیِ تمدنِ اسلامی» ترسیم کردهاند که ریشه در فطرتِ انسانی، سنتهای تکوینیِ الهی، و آموزههای وحیانی و علوی دارد.
مقاله پیشِ رو با هدف تبیین نگاه تمدنی آیتالله العظمی جوادی آملی به مسئله «وحدت اسلامی» نگاشته شده است. ایشان وحدت را نه یک راهکار تاکتیکی یا توصیهای اخلاقی، بلکه «نیازی تکوینی»، «سنتِ الهیِ بقای جوامع» و «زیربنای تمدن اسلامیِ مطلوب» میدانند. در ادامه به دیدگاه ایشان در این خصوص اشاره می شود.
الف: تاکید بر حفظ وحدت میان مسلمین و پرهیز از اعمال اختلاف برانگیز
حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی با تاکید بر حفظ وحدت میان مسلمین و پرهیز از اعمال اختلاف برانگیز اذعان داشتند: ما با داشتن این سرمایهها[اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام)]، در ایام وحدت حرفهایی بزنیم که خدای ناکرده صف مسلمانها را از هم جدا بکنند مغبونیت است.
حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی در یکی از جلسات درس فقه خود به مناسبت هفته وحدت اظهار داشتند: یک بیان نورانی در نهج البلاغه است که حضرت به یکی از آن افراد صدر اسلام میفرماید بدان در امت پیغمبر(ص) هیچ کس مثل من مردم را به وحدت دعوت نکرد و نمیکند: «وَ لَیسَ رَجُلٌ فَاعْلَمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلَی جَمَاعَةِ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ (صلّی الله علیه و آله و سلّم) وَ أُلْفَتِهَا مِنِّی»[1] برای اینکه من از مهمترین حق خود گذشتم. آن هم حقی که حق شخصی نبود.
ایشان ادامه دادند: این روایت را مرحوم مجلسی(رضوان الله علیه) نقل کرده که فرمود: «مَا لِلَّهِ آیةٌ أَكْبَرُ مِنِّی»[2] خیلی این حرف بلند است! فرمود درست است سماوات و ارضین، انبیا، اولیا، بهشت، قیامت، دنیا، آخرت، همه آیات الهیاند؛ اما خدا از من بزرگتر آیتی ندارد، از من بزرگتر در عالم کسی نیست. این حدیث را همه محدثین قبول کردند، حضرت یک حرفی زد که غیر از او کسی نگفت و آن مسئله «سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی»[3] است. از هیچ پیغمبری، از هیچ امامی و از هیچ ولیای ذکر نشده که این جور که به صراحت به میدان بیاید و بگوید از عرش تا فرش هر چه بخواهید من میدانم، این جمله را غیر از حضرت امیر(علیه لاسلام) کسی نگفت.
معظم له با تاکید بر حفظ وحدت میان مسلمین و پرهیز از اعمال اختلاف برانگیز اذعان داشتند: ما با داشتن این سرمایهها، در ایام وحدت حرفهایی بزنیم که خدای ناکرده صف مسلمانها را از هم جدا بکنند مغبونیت است. حالا مسئله تولی و تبری آن بجای خود محفوظ است، اما آدم یک کاری کند که جامعه اسلامی را با وجود خطراتی همچون داعش ارباً اربا کند، این جفای به نظام است، این جفای به وحدت اسلامی است، لذا این همه اصرار کردند که باهم باشید، اختلاف نکنید و مواظب دشمن مشترک باشید از همین جهت است[4].
سخنان آیتالله العظمی جوادی آملی درباره لزوم حفظ وحدت میان مسلمین و پرهیز از اقدامات اختلافانگیز، در چارچوب اندیشه تمدنی ایشان معنا و جایگاهی عمیق مییابد. نگاه ایشان به وحدت، صرفاً یک توصیه اخلاقی یا تاکتیک سیاسی نیست، بلکه جزئی از یک پروژه تمدنی کلان محسوب میشود که ریشه در مبانی معرفتشناختی و هستیشناختی ایشان دارد. در ادامه، این سخنان از منظر تمدنی تحلیل میشود.
۱. وحدت، سنگ بنای تمدنسازی اسلامی
از نگاه آیتالله جوادی آملی، دستیابی به تمدن نوین اسلامی یک «ضرورت اجتنابناپذیر و اولویت مطلوب» است. اما نخستین گام در مسیر این تمدنسازی، «اتحاد و پرهیز از تفرقه» معرفی شده است. ایشان صراحتاً بیان میدارند که «اولین گام برای اینکه یک جامعه متمدن شود این است که مردم متحد باشند».
بر این اساس، تذکر ایشان در سخن اخیر مبنی بر اینکه «ما با داشتن این سرمایهها، در ایام وحدت حرفهایی بزنیم که خدای ناکرده صف مسلمانها را از هم جدا بکنند مغبونیت است»، یک هشدار راهبردی درباره تهدید زیرساختهای تمدنی است. سخنانی که صفوف مسلمانان را میشکافد، درواقع سنگ بنای تمدنسازی مشترک را تخریب میکند.
۲. وحدت بر محور «ثقلین»؛ سرمایه مشترک امت
تحلیل تمدنی ایشان، وحدت را بر پایه سرمایههای مشترک معرفی میکند. در اندیشه ایشان، قرآن و عترت (اهلبیت علیهمالسلام) دو رکن اساسی وحدتآفرین در امت اسلامی هستند. قرآن به عنوان «تجلیگاه تمام حق» و اهل بیت به عنوان «عدل قرآن» و آموزگاران راه زندگی و تمدنسازی، محورهای همگرایی معرفی میشوند.
ایشان در این سخن با اشاره به جایگاه والای امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) و عباراتی چون «سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی»، بر این نکته تأکید میورزند که این سرمایه بزرگ (اهلبیت) نه تنها نباید مایه تفرقه شود، بلکه میتواند و باید کانون همبستگی تمدنی امت باشد. این نگاه، اهلبیت را به مثابه میراثی فرامذهبی برای تمامی مسلمانان معرفی میکند که ظرفیت ایجاد «دوستی» و «همدلی» را دارند.
۳. وحدت عالمانه در برابر تهدیدات تمدنی (مانند داعش)
آیتالله جوادی آملی، وحدت را صرفاً یک امر عاطفی نمیدانند و بر «وحدت عالمانه» تأکید میورزند. این نوع وحدت، مبتنی بر شناخت دقیق مبانی دینی، عقلانیت وحیانی و آزاداندیشی است.
در این چارچوب، اشاره ایشان به خطراتی مانند داعش و پرهیز از اقداماتی که جامعه اسلامی را «ارباً اربا» کند، یک واکنش تمدنی به پدیدههای انحرافی است. از دیدگاه ایشان، گروههایی مانند داعش نه تنها دشمن شیعه هستند، بلکه با ستیز با مبانی عقلانی و وحیانی، اصل تمدنزایی اسلامی را نشانه رفتهاند. بنابراین، هرگونه رفتار اختلافانگیز در این برهه، موجب تقویت جبهه دشمن و تضعیف «جبهه حق» در یک نبرد تمدنیِ فراتر از مرزهای مذهبی میشود.
ب: وحدت مایه بقای جامعه و رسیدن به آرمان های ملی و برداشت موانع پیرفت
از نگاه آیت الله العظمی جوادی آملی، وحدت، مایه بقای جامعه و رسیدن به آرمانهای ملی و برداشتن موانع پیشرفت است، از اینرو برای ایجاد و حفظ آن باید تلاش فراوان کرد. آیت الله العظمی جوادی آملی در رابطه با همین موضوع مهم اعتقاد دارد: انسان، نه از نظر تجرّد روحی، همسان فرشتگان است تا بی نیاز از هماهنگی با همنوع خود باشد و با شعار (وما مِنّا اِلاّلَهُ مَقامٌ مَعلوم) زندگی کند و نه از جهت تجسّم بدنی همتای حیوانات است تا بی نیاز از تبادل و تعاون با همنوع خویش باشد و با شعار (قَد اَفلَحَ الیَومَ مَنِ استَعلی) که برخاسته از حلقوم درندگان بشرنما چون آل فرعون است به سر برد و نه می تواند بدون تکیه گاه تکوینی، به تشتّت و پراکندگی خاتمه دهد و راز و رمز اتحاد با همنوع خود را دریابد و با رفتار مناسب، به وحدت روی آورد و با شعار (قَد اَفلَحَ مَن تَزَکّی) از هرگونه نقص و عیب برهد و به کمالی برسد. بر این اساس، اوّلاً انسانها نیازمند زندگی مسالمت آمیز و اتّحاد با یکدیگرند؛ ثانیاً پشتوانه این اتحاد باید اهتمام به اجرای حق، و سرکوب کردن باطل باشد؛ ثالثاً برای تحقق اتحاد حقیقی باید به دستورهای وحیانی که به وسیله عقل و نقل کشف می شود، روی آورد.
وی در بیان معنای وحدت و اتحاد مرقوم داشت: «وحدت»، در لغت به معنای یگانه شدن و انفراد است و لغویان، درباره معنای «اتحاد» گفته اند: «والإتحاد، صیرورة الشیئین الموجودین شیئاً واحداً»؛ اتحاد، یکی شدن دو چیز موجود است، بنابراین هرگاه چند چیز، با حفظ خاصیت شخصی خود، هماهنگ شوند، اتحاد حاصل خواهد شد.
وی در تبیین اهمیّت وحدت در کلام گوهر بار حضرت امیر (علیه السلام) آورده است: امیر مؤمنان(علیه السلام) وحدت را منّت بزرگ خدای سبحان بر مردم دانسته است؛ آنجا که فرمود: فإنّ الله سبحانه قد امتنّ علی جماعة هذه الاُمة فیما عقد بینهم من حبل هذه الاُلفة الّتی ینتقلون فی ظِلّها و یأوون إلی کنفها بنعمة لایعرف أحد من المخلوقین لها قیمة لأنّها أرجح من کلّ ثمن و أجل من کلّ خطر: یعنی خداوند بر این اُمّت، منّت گذارده و بین آنان الفت و اتحاد ایجاد کرده است که در سایه آن زندگی کنند و به کنف حمایت آن پناهنده شوند؛ این نعمتی است که احدی نمی تواند بهایی برایش بگذارد، زیرا از هر بهایی گرانقدرتر و از هر چیز پرارزشی، باارزشتر است. تعبیر منّت الهی درباره وحدت، بیانگر اهمیّت این موضوع است، چون به نعمت عظیم، منّت گفته میشود، چنانکه خدای سبحان از بعثت پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم به عنوان منّت یاد کرده است: (لَقَد مَنَّ اللهُ عَلَی المُؤمِنینَ اِذ بَعَثَ فیهِم رَسولاً مِن اَنفُسِهِم).
آیت الله جوادی آملی بیان کرد: حضرت علی(علیه السلام) به همراهی با جماعت و کناره گیری از جدایی فرمان داده و چنین فرمود: ألزموا الجماعة و اجتنبوا الفرقة؛ نیز میفرماید: وإیّاک و الفرقة! فإنّ الشاذّ من الناس للشیطان کما أنّ الشاذّ من الغنم للذئب؛ از جدایی دوری کن، زیرا نادر از میان مردم، از آنِ شیطان است، همانطوری که گوسفند وامانده از رمه طعمه گرگ است. وحدت، آن قدر مهم است که حضرت علی(علیه السلام) با وجود مصایب سنگین، به شدت، حافظ اتحاد جامعه اسلامی بود. آن حضرت در نامه ای به ابوموسی اشعری چنین مرقوم فرمود: بدان، هیچکس نیست که نسبت به وحدت و اتحاد امّت محمد صلی الله علیه و آله و سلم از من حریص تر و اُنسش به آن از من بیشتر باشد. من در این کار، پاداش نیک و سرانجام شایسته را از خدا می طلبم. صبر آن حضرت(علیه السلام) نیز برای حفظ وحدت بود؛ صبری که درباره اش فرمود: فرأیت أنّ الصّبر علی هاتا أحجی فصبرتُ وفی العین قذَی وفی الحلق شجاً؛ عاقبت دیدم که بردباری و صبر به عقل و خرد نزدیکتر است و شکیبایی ورزیدم؛ ولی به کسی میماندم که خاشاک چشمش را پر کرده و توان دیدن را از او ربوده است و استخوان راه گلویش را گرفته و قدرت فریاد را از او سلب کرده است.
وی دلیل سکوت آن حضرت(علیه السلام) را از لسان آن امام چنین ابراز داشت: آن حضرت درباره دلیل سکوت خود فرمود: وأیم الله! لولا مخافة الفرقة بین المسلمین و أن یعود الکفر و یبور الدین لکنّا علی غیر ما کنّا لهم علیه؛ به خدا سوگند! اگر بیم وقوع تفرقه میان مسلمانان و بازگشت کفر و تباهی دین نبود، رفتار ما با آنان به گونه ای دیگر بود. حضرت علی(علیه السلام) پس از انتخاب عثمان برای خلافت مسلمانان چنین فرمود: شما می دانید که من از همه برای خلافت شایسته ترم. به خدا سوگند! تا وقتی که کار مسلمانان رو به راه باشد و تنها بر من جفا شده باشد، مخالفتی نخواهم کرد. این سخنان نشان می دهد که وحدت از اهمیت ویژه ای برخوردار است و حضرت علی(علیه السلام) از هیچ کوششی برای ایجاد و حفظ وحدت دریغ نورزید. وحدت، مایه بقای جامعه و رسیدن به آرمانهای ملی و برداشتن موانع پیشرفت است، از اینرو برای ایجاد و حفظ آن باید تلاش فراوان کرد.
این حکیم در همین راستا به مظاهر وحدت در احکام اسلامی هم اشاره داشته و مرقوم داشت: مظاهر وحدت در احکام اسلامی فراوان است که از جمله می توان به اقامه نماز جماعت، نماز جمعه، نماز عیدین، مراسم حج، جهاد و... اشاره کرد. این احکام، حاکی از اهمیت وحدت و یکپارچگی امت اسلامی است، از این رو باید نسبت به اجرای آنها عنایت ویژه داشت.[5]
طبق این سخنان، میتوان «نگاه تمدنی» آیتالله العظمی جوادی آملی به وحدت را در چهار سطحِ هستیشناختی، معرفتشناختی، راهبردی و فقهی-عبادی بازخوانی کرد. این نگاه، وحدت را نه یک شعار سیاسی یا اخلاقیِ موقت، بلکه ضرورتی تکوینی، عقلانی و شرعی برای تحقق تمدن اسلامی میداند:
یک: وحدت به مثابه «نیاز تکوینی» انسان (بنیان هستیشناختی تمدن)
آیتالله جوادی آملی، وحدت را از سرشت انسان و جایگاه او در نظام آفرینش نتیجه میگیرند. ایشان با نفی دو نگاه افراطی (تشبیه انسان به فرشته یا حیوان) تأکید میکنند که: انسان نه موجودی مجرد و بینیاز از دیگران است (چون فرشتگان)، و نه موجودی صرفاً مادی و درندهخو که قانونِ «هرکه برتر، زندهتر» بر او حاکم باشد (چون حیوانات).
در نگاه تمدنی ایشان، «نیاز به زیست مسالمتآمیز و اتحاد» ریشه در ساختمان دوگانه (جسم و روح) انسان دارد. تمدنِ مطلوب از دیدگاه ایشان، تمدنی است که این نیاز فطری را پاسخ دهد و انسان را از «تشتّت و پراکندگی» نجات دهد. بنابراین، وحدت، شرطِ تحققِ تمدنِ انسانیِ متکامل است، نه یک انتخاب فرعی.
دو: پشتوانه معرفتی وحدت؛ «وحی، عقل و اجرای حق»
در اندیشه تمدنی ایشان، وحدتِ پایدار بدون «پشتوانه حق» امکانپذیر نیست. ایشان سه مؤلفه را برای تحقق «اتحاد حقیقی» ضروری میدانند:
- اهتمام به اجرای حق (نه وحدتِ بر مدار باطل یا منافع موقت).
- سرکوب کردن باطل (که با روح تمدنسازیِ عدالتمحور سازگار است).
- رجوع به دستورهای وحیانی که با عقل و نقل (کشفِ عقلی و نقلی) قابل دستیابی است.
این یعنی تمدنِ مطلوب از دیدگاه ایشان، نه لیبرال (که وحدت را بر مدار منافع مادی تعریف میکند) و نه سکولار (که وحی را کنار مینهد)، بلکه تمدنی «وحیانی-عقلانی» است که وحدت را در چارچوب عدالت و حقیقت جستجو میکند. به عبارت دیگر، وحدتِ بیمحتوایِ فارغ از حق، از نگاه تمدنی ایشان، نه ممکن است و نه مطلوب.
سه: وحدت به مثابه «نعمتِ بزرگ» و «مقاومتِ هوشمندانه» در اندیشه علوی
ایشان با بهرهگیری از بیانات امیرالمؤمنین(علیه السلام)، دو لایه مهم از وحدت را برای تمدنسازی ترسیم میکنند:
الف) وحدت، نعمتی برتر از هر بهایی
نقلِ عبارت حضرت که «وحدت را منّت بزرگ خدا بر امت» میداند، در تحلیل تمدنی به این معناست که تمدن، بدون وحدت نه تنها شکل نمیگیرد، که بقا هم نمییابد. ایشان این نعمت را همتراز با بعثت پیامبر(صلی الله علیه وآله) قرار میدهند؛ یعنی وحدت، همچون نبوت، زیربنای هدایت اجتماعی است.
ب) صبرِ تمدنیِ حضرت علی(علیه السلام) به خاطر وحدت
تأکید بر صبرِ تحملیِ حضرت (با توصیفِ «خاشاک در چشم و استخوان در گلو») و فرمایش ایشان که «اگر ترس از تفرقه نبود، رفتارم با آنان به گونهای دیگر میبود»، نشان میدهد که حفظ وحدت، گاه مستلزم «صبرِ راهبردی» و حتی فداکاری از حقوق شخصی و مشروع است. در نگاه تمدنی، این بالاترین سطح از «عقلانیتِ تمدنی» است که منافع آنی و موضعی را برای بقای کلّ نظام اسلامی نادیده میگیرد و مصلحتِ ماندگاریِ جامعه را بر کامیابیِ فردی یا گروهی ترجیح میدهد.
چهار: مظاهر عبادی-فقهی وحدت؛ زیرساختهای عینی تمدن
ایشان صرفاً به توصیههای کلی اکتفا نمیکنند و مظاهر عملی وحدت را در احکام شرعی نشان میدهند:
نماز جماعت، نماز جمعه، نماز عیدین، حج و جهاد از نظر ایشان، «مظاهر وحدت» و بلکه «شکلدهنده به وحدتِ عینی امت» هستند.
در تحلیل تمدنی، این احکام نه صرفاً مناسک فردی، بلکه نهادهای اجتماعیِ وحدتآفرین محسوب میشوند که الگوی زیستِ جمعیِ مسلمانان را ترسیم میکنند. حج به مثابه «کنگره عظیم سالانه» و نماز جمعه به عنوان «تجمع هفتگیِ سیاسی-عبادی» و جهاد به عنوان «همبستگی در برابر تهدیدات»، همگی نشانههایی از یک تمدنِ مشارکتی هستند که بر پایه «هماهنگی در عین حفظِ هویت فردی» (همان معنای لغویِ اتحاد در بیان ایشان) شکل گرفته است.
بنابراین در منظومه فکری آیتالله العظمی جوادی آملی، وحدتِ امت اسلامی نه یک تاکتیک در برابر دشمن، که ماهیت تمدن اسلامی است. تمدن اسلامی از نگاه ایشان، تمدنی است که ریشه در نیاز تکوینی انسان به همبستگی دارد و با حق و عدالت پیوند خورده و از باطل پیراسته است و از سرمایههای وحیانی و علوی تغذیه میکند (چنانکه امیرالمؤمنین را حریصترین بر وحدت معرفی میکنند).
همچنین ، هرگونه تفرقهافکنی، از نگاه ایشان، نه فقط یک گناه یا خطای سیاسی، که تهدیدِ موجودیتِ تمدنیِ اسلام و «جفا به نظامِ اسلامی» و «اربا اربا کردنِ جامعه در برابر دشمنانی چون داعش» تلقی میشود. از این رو، تأکید ایشان بر «وحدتِ عالمانه و حکیمانه» در بزنگاههای تاریخی، فراخوانی برای بازسازیِ تمدنِ ازدسترفتهای است که تنها با اتکا به این سرمایهها (قرآن، عترت، عقل و اجماعِ امت) قابل احیاست.
ج: اختلاف عامل سرگردانی
آیت الله العظمی جوادی آملی در دیدار جمعی از طلاب و علمای اهل سنت استان گلستان که در بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء، ضمن تبریک فرارسیدن هفته وحدت به اهمیت و لزوم حفظ اتحاد بین مسلمین اشاره کرد و بیان داشتند: باید تلاش کنیم در کنار هم و به صورت مسالمت آمیز و بدون هر گونه اختلافی زندگی کنیم.
ایشان اختلاف را عامل سرگردانی ی داند که راه درمان ندارد در این خصوص می فرماید: اگر خدا مملکتی را گرفتار اختلاف کند،راه درمان ندارد اگر کسی به بیراهه رود مشمول قهر الهی می شود و قطعا چنین اختلافی که در بین مسیحیان و یهودیان اتفاق افتاده قابل درمان و علاج نیست.
این مفسر قرآن کریم اظهار داشت: به ما دستور داده اند وقتی دو مومن به یکدیگر رسیدند اولین کاری که می کنند این است که به همدیگر دست بدهند چرا که این دست دادن باعث می شود هر مشکلی بین طرفین باشد برطرف شود.
وی بیان داشتند: این بیان نورانی از امام رضا(علیه السلام) است که فرموده« شما مسلمانید یکدیگر را ترک و رها نکنید و به زیارت همدیگر بروید چون وقتی کنار هم هستید سخنان ما اهل بیت(علیه السلام) را بیان می کنید، این سخنان نورانیت، محبت و عاطفه بین شما ایجاد می کند و در نهایت قلب های شما به یکدیگر متحد می شود»
ایشان در توصیه به برادران اهل سنت و شیعه حاضر در جلسه گفتند: شما دو مذهب برادر همدیگر هستید و بکوشید برادرانه با همدیگر زندگی کنید؛ قرآن و کلام اهل بیت(علیهم السلام) ملات نرم است و این قرآن مانند باران نیست که به زمین انداخته باشند بلکه قرآن به زمین آویخته شده است.
این مفسر قرآن بیان داشت: قرآن آویخته به زمین شد تا همه به این قرآن تمسک کنند و حداقل فایده این اتصال این است که انسان راه را گم نکند و در چاه نیفتد[6]
تحلیل تمدنی سخنان آیتالله جوادی آملی در دیدار با علمای اهل سنت
سخنان آیتالله العظمی جوادی آملی در دیدار با طلاب و علمای اهل سنت استان گلستان، در چارچوب نگاه تمدنی ایشان، ابعاد عمیقتری پیدا میکند. این بیانات نه یک توصیه ساده اخلاقی، بلکه بیانیهای راهبردی برای تحقق «تمدن اسلامیِ مشارکتی» مبتنی بر «همزیستی مسالمتآمیز» است. در ادامه، این سخنان از چهار منظر تمدنی تحلیل میشود:
۱. «اخلال در وحدت»؛ بزرگترین تهدید تمدنی با عواقب جبرانناپذیر
ایشان با عبارتی بسیار قاطع، اختلاف را «عامل سرگردانی» میدانند که «راه درمان ندارد» و آن را به قهر الهی برای جوامع پیشین (یهودیان و مسیحیان) تشبیه میکنند. از نگاه تمدنی اختلاف در جوامع پیشین نه یک انحرافِ ساده، بلکه مرگِ تمدنی آنها را رقم زد. ایشان با ذکر این مثال تاریخی، هشدار میدهند که تمدنها زمانی فرو میپاشند که «انسجام اجتماعی» خود را از دست بدهند؛ و این فروپاشی، برخلاف تصور رایج، درمانپذیر نیست.
در نگاه تمدنی ایشان، «نظم اجتماعیِ مطلوب» با «اتحاد» گره خورده است. اختلاف، نظم را برهم میزند و جامعۀ بدون نظم، به «سرگردانی» دچار میشود؛ وضعیتی که در آن هیچیک از ارکان تمدن (اقتصاد، علم، اخلاق، سیاست) کارایی ندارد.
تأکید بر اینکه «اگر خدا مملکتی را گرفتار اختلاف کند، راه درمان ندارد»، نشان میدهد که وحدت برای ایشان صرفاً یک توصیه نیست، بلکه «سنتِ تکوینیِ الهی» است که بقا و تعالی جامعه به آن وابسته است.
۲. «دست دادن»؛ نمادِ تمدنِ اخلاقیِ گفتگومدار
ایشان با نقل سفارش به دست دادن مؤمنان هنگام دیدار، این رفتار را ابزاری برای «رفع مشکلات» معرفی میکنند. در تحلیل تمدنی این عمل ساده اما پرمعنا، نمادی از «تمدنِ اخلاقی» است که در آن، روابط اجتماعی بر پایۀ محبت، احترام و رفع کدورتها استوار است. تمدنِ مطلوب از نگاه ایشان، تمدنی نیست که فقط به «قانون» یا «زور» متکی باشد، بلکه بر «اخلاقِ زیستیِ مشترک» بنا شده است.
«دست دادن» همچنین کنشی «نهادینهشده» در فرهنگ اسلامی است که میتواند به عنوان یک «سرمایۀ اجتماعی» عمل کند و شکافهای میان گروهها را کاهش دهد. این نگاه، تمدن را نه در ساختارهای سختافزاری، بلکه در «رفتارهای روزمرۀ همدلانه» جستجو میکند.
۳. سخن اهلبیت(علیهم السلام)؛ «ملات نرم» وحدتِ تمدنی
نقلِ کلام امام رضا(علیه السلام) که «وقتی کنار هم هستید، سخنان ما اهلبیت را بیان کنید»، حاوی یک نظریۀ تمدنیِ ارتباطی است:
احادیث اهلبیت به عنوان «ملات نرم» (چسبندۀ لطیف) معرفی میشوند؛ یعنی عاملی که میتواند دلها را به هم پیوند دهد، بدون آنکه نیاز به اجبار یا تحمیل داشته باشد. این نقطهای کلیدی در اندیشۀ تمدنی ایشان است: تمدن، با «خشونتِ گفتمانی» ساخته نمیشود، بلکه با «نورانیت، محبت و عاطفه» شکل میگیرد.
توصیۀ به «زیارت یکدیگر» و «بیان سخنان اهلبیت در جمع» نشان میدهد که ایشان به دنبال «تمدنی مبتنی بر حلقههای محبتورزی» هستند؛ جایی که هویّتِ مشترک (ایمان به قرآن و عترت) مبنای همزیستیِ مسالمتآمیز قرار میگیرد و اختلافات مذهبی در سایۀ این «دوستیِ اهلبیتی» حل میشود.
۴. «قرآنِ آویخته به زمین»؛ تمدنی فراگیر و در دسترس همگان
تشبیهِ زیبای ایشان از قرآن به «آویخته به زمین» نه باران (که فقط بر زمین میبارد)، دارای دلالتهای تمدنیِ عمیقی است:
الف) قرآن؛ «سرمایۀ مشترکِ دستیافتنی»
باران از آسمان میبارد و بر زمین مینشیند (نشانۀ فاصلۀ آسمان و زمین)، اما قرآن «آویخته» شده است؛ یعنی همواره در دسترس و قابل تمسک برای همگان است. این تصویر، نشان میدهد که منبع تمدن اسلامی (قرآن) نه دور از دسترسِ نخبگان، که در میدانِ زندگیِ روزمرۀ همۀ مسلمانان (شیعه و سنی) قرار دارد.
«تمسک به قرآن» حداقل فایدهاش این است که «انسان راه را گم نکند و در چاه نیفتد». در نگاه تمدنی، تمدنِ بدون «هدایتِ قرآنی» مثل انسانِ بدون چراغ در تاریکی است؛ سرگردان و در معرض سقوط.
ب) قرآن؛ محورِ «همزیستیِ حداقلی» برای همه
ایشان میفرمایند قرآن «ملات نرم» میان مسلمانان است. این به معنای آن است که قرآن میتواند به عنوان «سرمایه مشترک» برای زیستِ مسالمتآمیزِ همه مسلمانان عمل کند، حتی اگر در فروع و تفاسیر اختلاف داشته باشند.
این نگاهِ تمدنی، قرآن را «سندِ همبستگی» معرفی میکند، نه «سندِ تفرقه». از این منظر، هر تلاشی برای تفسیرِ اختلافانگیز از قرآن که صفوف مسلمانان را بشکافد، در واقع «خروج از چارچوب تمدنی» است.
تأکید پایانی ایشان بر اینکه «شما دو مذهب برادر همدیگر هستید و کوشش کنید برادرانه زندگی کنید»، در واقع فراخوانی تمدنی برای عبور از «تقابلِ مذهبی» به سوی «همکاریِ تمدنی» است؛ همکاریای که بر پایۀ «برادریِ ایمانی» و «تمسکِ مشترک به قرآن و عترت» بنا شده و میتواند در برابر چالشهای عظیم جهان امروز (چالشهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی) یک «بلوکِ واحدِ تمدنی» تشکیل دهد.
نتیجه
در منظومۀ فکری آیتالله العظمی جوادی آملی، وحدتِ امت اسلامی نه یک تاکتیکِ مقطعی، که ماهیتِ تمدنِی دارد که موجب بقاء در برابر تهدیدات و موجب پیشرفت و حفظ کرامت می باشد و در نهایت، هرگونه «اختلافافکنی» را «خروج از جادۀ تمدنسازی» و «کمک به دشمنِ مشترک» معرفی میکنند. از این رو، فراخوانِ ایشان در ایامِ وحدت، در واقع فراخوانی برای بازسازیِ «خیمۀ تمدن اسلامی» بر پایۀ «قرآن، عترت و اتحادِ امت» است؛ خیمهای که تنها با «همدلیِ عالمانه» و «برادریِ عملی» میتواند در طوفانِ حوادث، پابرجا بماند و «نورِ هدایت» را به جهانیان برساند.