نویسده: وحید خورشید
مقدمه
رهبر شهید آیت الله العظمی خامنه ای (رحمه الله تعالی) در زمره ی اندیشمندانی بودند که وحدت اسلامی را نه فقط یک آرمان، که «تنها کلیدِ گشایشِ قفلِ عقب ماندگی و سلطه پذیری» در جهان اسلام می دانستند. از منظر ایشان، این وحدت باید از شعار گذر کند و به صورتِ یک منشورِ علمی و میثاقِ همگانی درآید تا بیماریِ مهلکِ اختلاف از پیکره ی امت رخت بر بندد و زمینه برای ظهور یک تمدن نوین اسلامی فراهم گردد. در ادامه، محورهای اصلی این اندیشه ی راهبردی را مرور می شود که عبارتنداز:
الف: وحدت امت اسلامی، مسئله ى اول در دنياى اسلام و موجب نجات از بیماری تفرقه در درون اسلام
مسئله وحدت اسلامی در نگاه رهبر شهید از مسائل کلیدی می باشد که موجب، پیروزی بر دشمن و رفع تفرقه می باشد . ایشان در دیدار شرکت کنندگان در همایش کنفرانس وحدت اسلامی در این خصوص فرمودند: مسئلهی اول ما در دنیای اسلام، «وحدت امت اسلامی» است. اگر ما بتوانیم بر کید دشمن فائق بیاییم و نقشهی او را در ایجاد اختلاف خنثی کنیم، بسیاری از مشکلات ما برطرف خواهد شد. مشکل اقلیتهای اسلامی هم از جملهی این مشکلاتی است که برطرف خواهد شد.
ما دچار یک بیماری مهلکی هستیم که باید همت کنیم و این بیماری را از خودمان دفع کنیم. اختلافات بین دنیای اسلام و ناهماهنگیها و دامن زدن به دشمنیها، بیماری بسیار خطرناکی است. و من به شما عرض کنم که اگر در طول زمانهای گذشته این بیماری به طور طبیعی در جسم دنیای اسلام و امت اسلامی وجود داشت، امروز دستهای سیاسی بشدت به دنبال تشدید این بیماری هستند. ما نمونههای آن را در دنیای اسلام داریم میبینیم، که انسان به خود میلرزد. ما از دشمنهای بیرونی نمیترسیم. هیبت امریکا و قدرتهای استکباری تا حالا ما را دچار ترس و تردید نکرده؛ لشگرکشیهای خصمانه، تبلیغاتی و سیاسی و نظامی و اقتصادی ما را مطلقاً در موضع انفعال قرار نداده و قرار نخواهد داد؛ اما از این بیماری درون دنیای اسلام، ما به خودمان میلرزیم و میترسیم. این را علاج کنید[1].
طبق این بیان رهبری، می توان دریاقت که نگاه رهبر شهید به مسئله وحدت اسلامی، فراتر از یک راهبرد سیاسی صرف، او را در جایگاه اندیشمندی نشان میدهد که «وحدت» را شرط اساسی برای احیای تمدن اسلامی میدانست. در این نگاه، وحدت پاسخی به یک بیماری مهلک و زمینهساز یک تمدن نوین است.
این نکات در بیانات رهبری قابل تامل می باشد:
1- بیماری اختلاف و ضرورت درمان تمدنی
رهبر شهید در سخنان خود، اختلافات در دنیای اسلام را نه یک عارضه سطحی، بلکه یک «بیماری مهلک» توصیف میکنند. ایشان با صراحت میفرمایند که از دشمنان بیرونی هراسی ندارند، اما از این بیماری درون دنیای اسلام به خود میلرزند. این تشبیه، نشاندهنده عمق نگاه ایشان است که این اختلافات را تهدیدی اساسی برای پیکره امت اسلامی میدانند.
در مقابل این بیماری، راهحل ایشان، وحدتی فراتر از همعقیدگی صرف است. ایشان بهروشنی تأکید میکنند که مراد از وحدت اسلامی، یکی شدن عقاید و مذاهب نیست. میدان اختلافات فقهی و کلامی باید میدان علمی و بحث باشد و نباید به میدان تنازع و دشمنی در عرصه سیاست و زندگی تبدیل شود. هدف اصلی، «عدم تنازع» و کنار نهادن اختلافات برای دستیابی به اهداف مشترک است.
2- زمینهسازی برای تمدن نوین اسلامی
نگاه تمدنی رهبر شهید به وحدت، از این منظر عمیقتر میشود که ایشان، وحدت را پیشنیاز «مجموعه عظیم و متحد» و زمینهساز «تمدن نوین اسلامی» میدانند. این نگاه، وحدت را از یک اقدام تاکتیکی به یک راهبرد کلان و تمدنی ارتقا میدهد. ایشان معتقد بودند که اگر امت اسلامی به وحدت دست یابد، قدرت حقیقی خود را نشان خواهد داد و میتواند بر سلطه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی دشمن فائق آید.
در یک کلام، از منظر رهبر شهید، وحدت اسلامی نه فقط یک شعار، که قلب تمدنسازی اسلامی است. ایشان با نگاهی فراتر از منافع ملی و مرزهای مذهبی، وحدت را به مثابه ضرورت دینی، راهبردی و تمدنی برای امت اسلامی ترسیم کردند. میراث ایشان، برجای نهادن این باور است که تنها با پشت سر گذاشتن اختلافات و تمرکز بر دشمن مشترک و آرمانهای بزرگ است که مسلمانان میتوانند به عزت و اقتدار واقعی دست یابند و تمدنی نوین و درخشان را بنا کنند.
ب: تشکیل یک مجموعه عظيم و متحد توسط مسلمانان
از نگاه رهبر شهید، شعار اسلام در جهان اسلام بویژه با تاسی از ایران اسلامی، باعث به خطر افتادن منافع استکبار می شود بخاطر همین باید دنیای اسلامی به مجموعه بزرگ و متهم تبدیل شود تا به قدرت بزرگ تبدیل شود تا دشمنان نتوانند به آنها تسلط پیدا بکنند در این خصوص فرمودند: از وقتی پرچم اسلام در ایران بلند شد و جمهوری اسلامی با هدف تحقق بخشیدن به اهداف اسلامی تشکیل شد، دشمنان اسلام نقشهی اختلاف را با دقت طراحی کردند و دنبال میکنند؛ چون وقتی مسلمانها احساس شرف و عزت کردند، وقتی دیدند میشود پرچم اسلام را بلند کرد، وقتی روح هویت اسلامی در آنها بیدار و زنده شد، وقتی تودههای مسلمان شعار اسلام را در همهجا سر دادند، فهمیدند که خطر برای منافع استکبار در این منطقهی عظیم اسلامی، خطر جدی است و منافع متجاوزانهی آنها تهدید می شود.
دنیای اسلام، تقریباً با یک میلیارد و نیم جمعیت، با امکانات فراوان اقلیمی و جغرافیایی و طبیعی و انسانی و سرمایههای بینظیری که در اختیار دارد، میتواند یک مجموعه عظیم و متحد را تشکیل بدهد. امروز بیش از دویست سال است که کیسهی استعمار غربی از این منطقه پیوسته پُر میشود؛ چه در دوران استعمار، چه در دوران استعمار نو، چه در دوران جدید، به شکلی این منطقه در خدمت اهداف سیاسی دنیای استکبار بوده، که در رأس آن امریکاست. اگر امت اسلامی وحدت خود را به دست بیاورد، اگر قدرت اسلامی به معنای حقیقی کلمه خود را نشان بدهد، اگر استقلال اسلامی، استقلال حقیقی، در این مناطق به معنای واقعی کلمه تحقق پیدا کند، تسلط و سیطرهی اقتصادی و سیاسی و فرهنگی دشمن قطع خواهد شد. اینها به این راضی نیستند و با همهی وجود تلاش میکنند این اتفاق نیفتد. راهی که آنها پیدا کردند،ایجاد اختلاف است و این بیماری متأسفانه در جسم دنیای اسلام نفوذ کرده. من از شما درخواست میکنم به این مسأله به طور جدّ بیندیشید[2].
این بخش از بیانات رهبر شهید، عمیقترین لایههای راهبرد تمدنی ایشان را آشکار میکند. در اینجا، «وحدت» از یک توصیه اخلاقی یا سیاسی فراتر رفته و به هسته مرکزی یک پروژه تمدنی برای «بازتعریف قدرت در جهان اسلام» تبدیل میشود.
برای تحلیل این کلام با نگاه تمدنی و با تمرکز بر وحدت شیعه و سنی، میتوان آن را در چهار سطح زیر بررسی کرد:
۱. «اسلام» به مثابه یک پرچم تمدنی فراگیر
رهبر شهید صراحتاً «بلند شدن پرچم اسلام در ایران» را نقطه عطفی معرفی میکنند که معادله امنیتی و منافع استکبار را به هم ریخت. نکته تمدنی اینجا، عبور از گفتمانهای ملیگرایانه یا قومی است. ایشان «شعار اسلام» را نه یک شعار فرقهای (شیعه یا سنی)، که زبانی مشترک برای بیداری وجدان جمعی امت میدانند.
از نگاه ایشان، وقتی این پرچم بلند میشود، «احساس شرف و عزت» و «روح هویت اسلامی» در همه تودههای مسلمان (اعم از شیعه و سنی) بیدار میشود. این دقیقاً همان نقطهای است که استکبار از آن هراس دارد؛ زیرا این هویت مشترک، مرزهای ساختگی (مانند مرزهای ملی و مذهبیِ تحریکشده) را در هم میشکند و یک «امت» را جایگزین «جمعیتهای منفک» میکند.
۲. نقشه اختلاف؛ واکنش استکبار به تهدید تمدنی
در این تحلیل، اختلافافکنی بین مذاهب، معلول طراحی هوشمندانه دشمن برای تداوم استعمار است. ایشان بیان میکنند که دقیقاً چون استکبار خطر «مجموعه عظیم متحد» را درک کرده، بر روی «بیماری اختلاف» سرمایهگذاری میکند. بنابراین، وحدت شیعه و سنی در این نگاه، یک اقدام تدافعی نیست؛ بلکه یک اقدام آفندی و هوشمندانه برای قطع زنجیره استثمار است.
۳. تمدن نوین اسلامی در گرو «قدرت اقتصادی و سیاسی مشترک»
رهبر شهید با اشاره به جمعیت ۱.۵ میلیاردی و منابع بینظیر، به صراحت از «قدرت اسلامی به معنای حقیقی» سخن میگویند که فقط در سایه وحدت محقق میشود. اینجا، نگاه ایشان به وحدت، نگاهی کاربردی در زمینه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است
در این چارچوب، همکاری شیعه و سنی نه فقط برای «حل اختلافات کلامی»، که برای «مدیریت تمدنی جهان اسلام» ضروری است. ایشان تأکید دارند که وحدت، یعنی بهرهبرداری جمعی از سرمایههای انسانی و طبیعی برای رسیدن به یک «قدرت بزرگ» که دشمن نتواند بر آن مسلط شود.
۴. راهکار عملی: تبدیل تنوع به «مجموعه متحد»
نکته ظریف تمدنی در فرمایش ایشان، پرهیز از تحمیل یکدستی است. ایشان نفرمودند که شیعه باید سنی شود یا برعکس؛ بلکه فرمودند: «مجموعه عظیم و متحد». در اندیشه تمدنی رهبر شهید، وحدت به معنای «همافزایی» است؛ یعنی شیعه و سنی با حفظ هویت فقهی و کلامی خود، در برابر دشمن مشترک، یک «بلوک واحد» تشکیل دهند و «استقلال حقیقی» را محقق کنند. ایشان از نخبگان و علمای دو مذهب میخواهند که «به این مسأله جداً بیندیشند» و این یعنی نیاز به یک عقلانیت جمعی و اجتهاد سیاسی نوین برای عبور از بنبستهای تاریخی.
بنابراین از نگاه رهبر شهید، وحدت شیعه و سنی، نقطهی تمرکز «تهدیدِ وجودی» برای نظام استکبار است. ایشان این وحدت را نه به عنوان یک امر آرمانیِ صرف، که به عنوان تنها راهکار عملی برای «خروج از ۲۰۰ سال استعمار» و ورود به «عصر قدرتآفرینی اسلامی» ترسیم میکنند. به عبارت دیگر، ایشان با پیوند زدن «وحدت» به «منافع استکبار»، ثابت میکنند که این مسئله، یک اولویت تاکتیکی نیست، بلکه شرط بقا و تولد یک تمدن نوین اسلامی است؛ تمدنی که در آن، «اختلاف» بیماری و «وحدت» درمانِ رهاییبخش از سلطه است.
ج: وحدت عملی و تهیه منشور وحدت
رهبر شهید در کلام خود اشاره می کند که وحدت باید علمی وحقیقی باشد و در این خصوص نیز باید منشور نیز تهیه شود و همه آن را سرلوحه خود قرار بدهند در این خصوص می فرماید: ما اسم وحدت اسلامی را خیلی میآوریم و همه دم از وحدت اسلامی میزنیم؛ همه دم از برادری اسلامی میزنیم؛ در عمل هم مجموعهای از زبدگان دنیای اسلام، حقیقتاً احساس برادری میکنند الان در این جلسه، روح برادری و اخوّت موج میزند ما همه یکدیگر را از خود میدانیم و بین خودمان فاصلهای قائل نیستیم. این، واقعیتی است؛ اما ما نماینده و نشاندهندهی واقعیتهای دنیای اسلام در صحنهی سیاست، در صحنهی حکومتها،در میان تودههای مردم، به معنای واقعی کلمه، نیستیم. دشمنان بذر اختلاف را در بین امت اسلامی میپاشند و سیاسیون ناخالص، تعصبهای غلط، ندیدن آفاق بلند دنیای اسلام و محدود شدن در ظرفهای کوچک، زمینه رشد این تعصبهاست.
بعضی از دوستان به عراق اشاره کردند. ببینید در عراق چه اتفاقی دارد میافتد. امروز در عراق، در برخی از کشورهای دیگر، کسانی از برادران سنی و شیعه در مقابل هم قرار دارند و متقرباً الیالله با هم دشمنی میکنند! چرا؟ چه کسی این انگیزههای باطل را در میان اینها تزریق کرده؛ اینها که از اسلام نیست. بیایید وحدت اسلامی را عملی کنید و منشوری را که همهی علمای اسلام، همهی روشنفکران دنیای اسلام، همهی برجستگان سیاسىِ با اخلاص دنیای اسلام آن را تأیید و تصدیق کنند و برای عملی کردن آن تلاش کنند، تهیه کنید، تا دیگر مسلمانی جرئت نکند متکلم به کلمهی توحید را که در یک مذهب یا در یک جناح دیگر است، تکفیر کند؛ تا برادران با هم باشند[3].
تحلیل این فراز از بیانات رهبر شهید، ما را به ژرفترین سطح اندیشهی تمدنی ایشان راهنمایی میکند. در اینجا، ایشان از شعارِ کلیِ وحدت فراتر رفته و نقشهی عملیاتیِ تحقق تمدن نوین اسلامی را ترسیم میکنند. برای درک دقیق این نگاه تمدنی، باید سخن ایشان را در سه لایهی «آسیبشناسی»، «راهحل ساختاری» و «چشمانداز تمدنی» بررسی کنیم:
۱. آسیب شناسی تمدنی: فاصلهی «وحدت احساسی» تا «وحدت عینی»
رهبر شهید با ظرافت تمام، میان دو سطح از وحدت تفکیک قائل میشوند:
وحدت در سطح نخبگان (واقعیت موجود): ایشان تأیید میکنند که در محافل علمی و نشستهایی مانند کنفرانس وحدت، روح برادری و اخوت موج میزند و این یک «واقعیت» است.
فقدان وحدت در سطح حکومتها و تودهها (آسیب جدی): اما نگاه تمدنی ایشان، این برادریِ محدود به جلسات را کافی نمیداند و آن را نمایندهی واقعیتِ جهان اسلام نمیشمارد.
از منظر تمدنی، این شکاف میان «نخبگان متحد» و «جامعه و سیاستِ متفرق»، بزرگترین مانع در راه شکلگیری یک «امتِ واحد» است. ایشان ریشهی این آسیب را در «تعصبات غلط»، «ندیدن آفاق بلند» و «محدود شدن در ظرفهای کوچک» (مانند قومیت، مذهبِ جناحی یا منافع ملیِ تنگنظرانه) میدانند. در حقیقت، ایشان به نخبگان هشدار میدهند که اگر وحدت صرفاً در سطح نظری و احساسی بماند، نمیتواند در برابر توطئهی «سیاسیون ناخالص» و دشمنان که بذر اختلاف را در میان تودهها میپاشند، تاب بیاورد.
۲. راهحل ساختاری: «منشور وحدت» به مثابه قانون اساسی تمدن
نکتهی کلیدی و بدیع در این سخن، پیشنهادِ تدوین یک «منشور» (میثاق) عملیاتی است. این منشور از نگاه تمدنی، کارکردهای حیاتی زیر را دارد:
مرجعیت علمی و فراگیر: ایشان تأکید میکنند که این منشور باید مورد تأیید همهی علمای اسلام، روشنفکران و شخصیتهای سیاسیِ با اخلاص قرار گیرد. یعنی یک «اجماع نخبگانی» در سطح تمدن اسلامی که فراتر از مرزهای مذهبی (شیعه و سنی) و ملی باشد.
ضامن اجرای اجتماعی: با ایجاد این منشور، دیگر هیچ مسلمانی «جرئت» تکفیرِ برادرِ مسلمانِ خود را نخواهد داشت. این منشور قرار است به یک «قاعدهی الزامآورِ اخلاقی، سیاسی و اجتماعی» تبدیل شود که خط قرمزهای تفرقهافکنی را مشخص میکند.
مهارتافزایی برای مدیریت اختلاف: این منشور به دنبال نادیده گرفتن اختلافات فقهی نیست، بلکه میخواهد اختلافات را از میدان «دشمنی و کشتار» به میدان «علم و اجتهاد» منتقل کند. این یعنی مدیریت عقلاییِ تنوع درون تمدنی.
۳. چشمانداز تمدنی: عبور از «وحدت دفاعی» به «قدرتِ هویتساز»
رهبر شهید با اشاره به فجایعی که عراق و کشورهای دیگر افتاد که در آن برادران شیعه و سنی در مقابل هم قرار گرفتند، نگاه تمدنی خود را به وضوح آشکار میسازند. ایشان این درگیریها را «تقرباً الی الله با هم دشمنی کردن» توصیف میکنند که از منظر اسلام، کاملاً باطل است.
از نگاه تمدنی، تدوین این منشور، وحدت را از حالت «واکنشی و تدافعی» (صرفاً برای مقابله با دشمن) خارج کرده و به یک «پروژهی هویتسازِ تهاجمی» تبدیل میکند. این منشور قرار است:
هویتِ «امت» را بر هویتهای فرعی (جناحی، قومی، زبانی و حتی مذهبیِ متعصبانه) غلبه دهد.
جلوی «تکفیر» را به عنوان یک بیماری مهلک که مانع از همکاری تمدنی میشود، بگیرد.
زمینهساز قدرتِ ترکیبی (هم افزایی جمعیت، منابع و ارادههای سیاسی) برای رویارویی با نظام سلطه گردد.
بنابراین در نگاه رهبر شهید، «منشور وحدت» نه یک سند تشریفاتی، بلکه «قانون اساسیِ» عبور از امتِ پراکنده به تمدنِ واحد است. ایشان با درک عمیق از «فقدانِ نهادِ الزامآورِ وحدت»، پیشنهادِ ساختاریِ عالمانه میدهند تا وحدت را از سطح یک «شعارِ احساسی» به سطح یک «عرفِ اجتماعی و ضمانت اجراییِ سیاسی» ارتقا دهند. به عبارت دیگر، کلید طلاییِ تمدنسازی در اندیشهی ایشان، «علمیسازی و نهادینهسازیِ وحدت» از طریق اجماع نخبگانی و ممنوعیتِ تکفیر است. اینگونه، اختلافات به جای تخریب، به «مایهی غنای علمی و فکری» در دل یک تمدن بزرگ تبدیل میشوند.
نتیجه
بر اساس بیانات رهبر شهید که در سه بخش مورد بررسی قرار گرفت، می توان یک نتیجه گیری جامع و گام به گام درباره نگاه تمدنی ایشان به وحدت اسلامی ارائه داد. از نگاه رهبر شهید، وحدت اسلامی یک توصیه ی اخلاقیِ فرعی یا شعاری تشریفاتی نیست، بلکه تنها راهِ رهایی از استعمار و چپاولِ غرب و پیش شرطِ عبور از عقب ماندگی تاریخی است. ایشان اثبات می کنند که دشمنِ اصلی (استکبار) دقیقاً از «بلند شدن پرچم اسلام» هراس دارد، چون می داند که امتِ متحد، قادر به قطع سلطه ی اقتصادی، سیاسی و فرهنگی اوست.
رهبر شهید میان «وحدتِ احساسی در جلسات» و «وحدتِ عینی در حکومتها و جوامع» تفکیک قائل شدند و هشدار دادند که ماندن در سطح نخست، جهان اسلام را در برابر توطئه های دشمن (پاشیدن بذر اختلاف) و تفرقه اندازان داخلی، آسیب پذیر نگه می دارد. این آسیب، ریشه در تعصبات غلط و محدودشدن در ظرفهای کوچک (قومیت، جناح، مذهبِ متعصبانه) دارد. بدیع ترین بخش اندیشه ی ایشان، ارائه ی یک راهکارِ ساختاری است: تدوین یک منشورِ عملیاتی و الزام آور که با تأیید همه ی نخبگان (علما، روشنفکران و سیاستمدارانِ مخلص)، به قانون اساسیِ اجماعِ امت تبدیل شود. هدف از این منشور، ایجاد یک «خط قرمزِ اجتماعی» علیه تکفیر و دشمنیِ مذهبی است تا اختلافات فقهی، از میدانِ جنگ به میدانِ علم و بحث منتقل شود. نتیجه ی نهاییِ این مسیر (از تشخیص بیماری تا تدوین منشور)، تبدیلِ جهان اسلام به یک «مجموعه ی عظیم و متحد» است. در این چشم انداز، وحدت به یک هویتِ فراگیرِ تمدنی تبدیل میشود که در آن، شیعه و سنی با حفظ هویت فقهیِ خود، یک بلوکِ واحدِ اقتصادی-سیاسی تشکیل می دهند و «استقلالِ حقیقی» را در سایه ی هم افزاییِ جمعیتِ ۱.۵ میلیاردی و منابع بی نظیر، محقق می سازند.
در یک جمله، نتیجه ی کلانِ اندیشه ی رهبر شهید این است که «تمدن نوین اسلامی» بدون «وحدتِ علمی، ساختاری و عملیاتیِ شیعه و سنی» محال است؛ و این وحدت، زمانی محقق می شود که از یک شعارِ عاطفی به یک منشورِ نهادینه شده و اراده ی جمعیِ جهان شمول تبدیل گردد. میراث ایشان، ارائه ی نقشه ای روشن برای عبور از «امتِ پراکنده» به «قدرتِ تمدنیِ متحد» است.
منابع
نرم افزار ولایت بخش بیانات