نویسنده: وحید خورشید
مقدمه
انقلاب اسلامی ایران، به عنوان یکی از پدیده های شگرفِ تاریخ معاصر، نه صرفاً یک رویداد سیاسی، بلکه طلیعه ای برای بازتعریفِ هویتِ تمدنیِ اسلام بود. در مرکز این بازتعریف، شخصیتِ جامع الاطرافِ امام خمینی (ره) قرار داشت؛ فقیهی که با تعمیق در آیات توحیدی و سیره نبوی، از چارچوب های سنتیِ فقهی فراتر رفت و «امت اسلامی» را به مثابه یک تمدنِ زنده و پویا ترسیم کرد، تمدنی که در آن مرزهای مذهبی، قومی و زبانی، در سایه «توحیدِ اجتماعی» و «عدالتِ همه شمول»، رنگ می بازند.
در این نگاهِ تمدنی، اهل سنت «همراهِ راهبردی» و «شریکِ سرنوشت» در پروژه عظیمِ ساختنِ جامعه ای مبتنی بر کرامتِ انسانی و استقلالِ سیاسی هستند. امام با صراحتِ تمام، برابریِ حقوقیِ شیعه و سنی را نه یک موضعِ تاکتیکی، که یک اصلِ الهی و عقلانی اعلام می کنند و هرگونه تفرقه افکنی را نه یک اختلافِ فقهی، که «دسیسه دشمنانِ اسلام» برای تخریبِ بنیان های تمدنِ نوپدید معرفی مینمایند.
این نوشتار، مروری است بر فرازهایی از بیاناتِ نورانیِ بنیانگذارِ کبیرِ انقلاب اسلامی که در آنها، ایشان با نگاهی فراتر از زمان و مکان، چگونگیِ همزیستیِ مسالمت آمیز و همراهیِ استراتژیکِ پیروانِ مذاهبِ اسلامی را ترسیم و تأکید می فرمایند که «همه با هم هستیم» و این یعنی همان تمدن نوین اسلامی که در سایه وحدت، محقق خواهد شد. در ادامه به مواردی از دیدگاه امام خمینی نسبت به اهل سنت اشاره می شود. تا روشن شود که از انقلاب اسلامی از آن اهل سنت نیز می باشد و آنها با شیعه در مسائل حقوقی فرقی ندارند.
الف: اهل سنت برادر ما و این انقلاب از آن اهل سنت نیز می باشد
امام خمینی(ره) با تمسک و تعمیق در آیات توحیدی قرآن کریم و تمسک به سیره نبوی ( صلی الله علیه وآله) و ائمه هدی (علیهم السلام)، و همچنین با درک هوشمندانه ازمقتضیات زمانه، همه ساکنان ایران را، بدون در نظر گرفتن دین، مذهب، قومیت و زبان، به مثابه شهروندانی با حقوق برابر و اهالی این سرزمین قلمداد می کردند. ایشان با درک عمیق از محرومیت های مناطق دورافتاده و مستضعف کشور در سال 1358، فرمان تشکیل جهاد سازندگی را صادرکردند و نهضت عظیمی را برای جبران عقب ماندگیها، رفع محرومیت ها و حذف تبعیض ها که مناطق اهل سنت را نیز در بر می گیرد، آغاز نمودند.
امام خمینی در سخنرانی خویش در سال : 17 بهمن 1357/ 8 ربيع الاول 1399 در خصوص وحدت کلمه فرمودند: ما پيوستگى خودمان را به اقليتهاى مذهبى اعلام مىكنيم. ما برادرى خودمان را به برادران اهل سنت اعلام مىكنيم. دشمنان اسلامند كه مىخواهند ما را با برادرهاى خودمان مختلف كنند. دشمنهاى اسلام يا گولخوردههاىِ از آنها هستند كه در اين وقت مخالفت ما بين دو دسته را اعلام مىكنند. ما اعلام مىكنيم وحدت كلمه مسلمين را. اگر مسلمين وحدت كلمه داشتند، امكان نداشت اجانب بر آنها تسلط پيدا بكنند. اين تفرقه در بين مسلمين است كه باعث شده است كه اجانب بر ما تسلط پيدا بكنند. اين تفرقه مسلمين است كه از اول با دست اشخاص جاهل تحقق پيدا كرد، و الآن هم ما گرفتار هستيم. واجب است بر همه مسلمين كه با هم باشند. يك زمان حساسى است؛ ما بين حيات و موت مردد هستيم. ما الآن مملكتمان يا بايد تا ابد زير يوغ استعمار و استبداد باشد، يا بايد الآن از اين يوغ خارج بشود. اگر وحدت كلمه را حفظ نكنيد، تا آخر بايد مبتلا باشيد.
حضرات آقايان! همه ما مسئول هستيم. روحانيون در درجه اولِ مسئوليت هستند. روحانيون بايد بروند در بلاد و در جاهايى كه دوردست است لازم است كه بروند در دهات و قصبات و اعلام كنند مسائلى را كه ما مىگوييم. در جاهاى دورافتاده ممكن است كه يك اغفالهايى باشد، يك تبليغات سوئى باشد. اينها در مراكزِ مثل تهران يا ساير بلاد عظيم نمىتوانند تبليغات خلاف بكنند، لكن در قرا و قصبات دورافتاده، يك حرفهاى غير ظاهر مىزنند، غير صحيح مىزنند؛ مثلًا مىگويند كه اقليتهاى مذهبى در حكومت اسلام بايد از بين بروند! اين خلاف اسلام است. اسلام اقليتهاى مذهبى را احترام گذاشته است؛ اسلام اقليتهاى مذهبى را در مملكت ما محترم مىشمرد. و همين طور در اسلام بين شيعه و سنى ابداً تفرقه نيست؛ بين شيعه و سنى نبايد تفرقه باشد. بايد وحدت كلمه را حفظ كنيد. ائمه اطهار ما سفارش كردند به ما كه بپيونديد با هم؛ و با هم اجتماعمان را حفظ كنيم. و كسى كه اين اجتماع را بخواهد كه به هم بزند، يا جاهل است و يا مغرض. و نبايد به اين حرفها گوش بكنند. برادران سنى ما نبايد به يك تبليغاتى كه از طرف دشمنان اسلام مىشود ترتيب اثر بدهند. ما با آنها برادر هستيم، آنها با ما برادر هستند. اين مملكت مال همه ماست، مال همه ما. مال اقليتهاى مذهبى، مال مذهبيون ما، مال برادران اهل سنت ما. همه ما با هم هستيم[1].
بینش تاریخی و درک امام از «امت واحده» به مثابه یک تمدن زنده و پویا
در نگاه تمدنی امام، اهل سنت نه یک اقلیت مذهبیِ حاشیهای، بلکه بخشی از ستونفقرات تمدن اسلامی هستند. ایشان با تعمیق در آیات توحیدی (مانند «إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً») مرزهای مذهبی را در برابر مرزهای «ایمان و کفر» و «استضعاف و استکبار» رنگ میبازند.
به عبارت دیگر، تمدن اسلامی در اندیشه امام، بر محور «توحید عملی» و «مقاومت در برابر سلطه بیگانه» تعریف میشود، نه بر اساس تفریعات فقهی. لذا اهل سنت نه «دیگریِ دور»، که «همسو و همراهِ» در ساخت تمدنیِ جدید مبتنی بر عدالت و استقلال هستند.
در بیانات ایشان (متن سخنرانی ۱۷ بهمن ۱۳۵۷)، کلیدواژهی «مملکت مال همه ماست» به خوبی نشاندهندهی گذر از نگاه قومیتی یا منطقهای به نگاه «سرزمینی–تمدنی» است.
امام، ایران را نه یک کشور با مرزهای سیاسی صرف، که «خاستگاه انقلاب» و «کانون بیداری اسلامی» میدانند. در این نگاه، اهل سنت به عنوان بخشی از این پیکره، نه فقط حق شهروندی دارند، بلکه مسئولیت تمدنی نیز بر عهدهشان است. این دقیقاً نقطهی مقابل رویکردهای قومگرایانه یا تجزیهطلبانه است.
فرمان تشکیل جهاد سازندگی در سال ۱۳۵۸، تنها یک اقدام عمرانی نبود، بلکه «طرحی برای بازتولید عدالت سرزمینی» بود. امام با ذکر صریح مناطق اهلنشین، نشان دادند که تمدن اسلامی بدون «رفع محرومیت از همه مؤمنان» محقق نمیشود.
در اینجا، محرومیتزدایی از سنینشینها، نه یک اقدام خیریه، که «شرط تحقق تمدن دینی» تلقی میشود؛ چراکه تمدن در نگاه ایشان، جایی شکل میگیرد که «عدالت» به تمام نقاط جغرافیایی و همه گروههای اجتماعی سرایت کرده باشد.
تأکید مکرر امام بر اینکه روحانیون به مناطق دورافتاده (از جمله مناطق سنینشین) بروند و شبهات را رفع کنند، نشان از نگاه «تمدنی–تبلیغی» دارد. ایشان دروغپراکنی درباره برخورد با اقلیتها را «تهدید تمدن» میدانند؛ زیرا هرگونه تفرقهافکنی، تمدن نوپای اسلامی را از درون آسیبپذیر میکند.
بنابراین، حفظ وحدت، نه یک شعار عاطفی، که «ضرورت عقلانیِ بقای تمدنی» در برابر توطئه استعمار است.
امام با صراحت، دشمنان را به دو دسته تقسیم میکنند: «دشمنان اسلام» و «گولخوردگانِ آنان». در این نگاه، خط اصلی تمدن اسلامی، «خط مقابله با استکبار» است و هر اختلاف فرقهای، تنها به نفع دشمن تمام میشود.
به بیان تمدنی، ایشان به دنبال «امتسازی سیاسی» بر اساس «مصالح حیاتی اسلام» هستند؛ مصالحی که در آن، اهل سنت نه فقط مخاطب، که «فاعل و عامل» تمدنسازی به شمار میروند.
در یک کلام، نگاه امام به اهل سنت، نگاه یک «تمدنساز» است؛ تمدنی که برای بقا و تعالی خود، به «همه ظرفیتهای درونی» (شیعه و سنی) نیاز دارد. ایشان با نفی حاشیهرانی، اهل سنت را به جایگاه واقعی خود در پروژه بزرگ «انقلاب اسلامی» فرا میخوانند.
ب: اهل سنت مثل و مانند ما در حقوق
امام خمینی ( ره) اهل سنت را مانند شیعه می دانستند و اعتقاد داشتند آنها مانند ما هستند و حقوق آنان در انقلاب اسلامی با شیعه یکی می باشد. در این خصوص می فرماید: برادرهاى سنى ما مثل ما هستند، با ما هيچ فرقى ندارند در حقوق؛ حقوق همه آنها داده خواهد شد. شركت كنند آنها هم در آنچه سرنوشت آنها را تعيين مىكند. به حرف اشخاصى كه بين آنها مىخواهند تفرقه بيندازند، مىخواهند به اسم سنى و شيعه بين ما برادرها را جدايى بيندازند و منافع ما را به جيب ديگران بكنند، به حرف اينها اعتنا نكنيد[2].
همچنین می فرماید: ما با مسلمين اهل تسنن يكى هستيم؛ واحد هستيم كه مسلمان و برادر هستيم. اگر كسى كلامى بگويد كه باعث تفرقه بين ما مسلمانها بشود، بدانيد كه يا جاهل هستند يا از كسانى هستند كه مىخواهند بين مسلمانان اختلاف بيندازند. قضيه شيعه و سنى اصلًا در كار نيست، ما همه با هم برادريم[3].
امام در 29 مرداد 1358در پیامیبه اهالی کردستان در خصوص یکی بودن اهل سنت و شیعه می فرمایند: عوامل اجانب که منافع خود و اربابانشان رادر خطر میبینند، برای تحریک برادران اهل سنت و دامن زدن به برادرکشی، قضیه شیعه و سنی را طرح نموده و می خواهند با شیطنت بین برادران اختلاف ایجاد کنند. در جمهوری اسلامی همه برادران سنی و شیعه در کنار هم و با هم برادر و در حقوق مساوی هستند. هر کس مخالف این را تبلیغ کرد، دشمن اسلام است و برادران کرد باید این تبلیغات غیر اسلامی را در نطفه خفه کنند[4].
بنیان گذار کبیر انقلاب اسلامی ایران، بخاطر اینکه این مثل هم بودن شیعه و اهل سنت و اتحاد و برادری آنان از بین نرود، مدام از به مسئله تفرقه بین آنها اشاره و هشدار می دادند و ایجاد اختلاف بین اهل سنت و شیعه را جنایت قلمداد کرده و فرمودند: از جمله جنایتهایی که بدخواهان به اسلام مرتکب شده اند، ایجاد اختلاف بین برادران سنی و شیعی است من از همه برادران اهل سنت تقاضا دارم كه اين شايعات را محكوم و شايعهسازان را به جزاى اعمالشان برسانند. [5]
ایشان در جایی نیز خطاب به شیعیان سراسر جهان، اعمال اختلاف انگیز را اعمالی جاهلانه قلمداد میکنند و می فرمایند: لازم است برادران ایرانی و شیعیان سایر کشورها از اعمال جاهلانه که موجب تفرق صفوف مسلمین است، احتراز کنند[6]
همچنین، چهره اختلاف افکنان را چنین افشا می کنند: آنهایی که می خواهند بین اهل سنت و اهل تشیع فاصله ایجادکنند نه سنی هستند نه شیعه، اینها اصلاً به اسلام کار ندارند، و الاّ کسی که به اسلام اعتقاد داشته باشد، در یک زمانی که با وحدت همه مسلمین باید پیشروی کنیم و پیروز بشویم ان شاء ا لله، این نمی آید دامن بزند به اختلاف و مسائل اختلافی را طرح کند[7].
این عبارات، نقشه راه یک تمدن اسلامیِ نوین را ترسیم می کنند که در آن «اهل سنت» نه یک گروه فرعی یا اقلیتِ تحمیل شده، بلکه «رکن رکین» و «شریک راهبردیِ» ساختن یک امتِ واحد هستند. در ادامه، این نگاه در چند لایه تمدنی واکاوی میشود.
امام با عبارت صریح «برادرهای سنی ما مثل ما هستند»، عملاً مرزبندی های تاریخیِ فرقه ای را کنار می زنند و «هویت تمدنی» را مطرح می کند.
این رویکرد که اهل سنت مانند ما هستند، امت اسلامی را به مثابه یک «تمدنِ زنده» تعریف می کند که برای بقا و تعالی خود، نیازمند «همه سرمایه های انسانیِ درونی» است. به عبارت دیگر، تمدن اسلامی بدون حضور فعالِ اهل سنت، ناقص و ناتوان خواهد بود.
تأکید مکرر امام بر «حقوقِ مساوی» نشان از درک ایشان از «عدالت» به عنوان ستونِ تمدن دارد. در اندیشه تمدنیِ امام، عدالت تنها یک مفهوم انتزاعی نیست، بلکه «مبنای مشروعیتِ نظام سیاسی» و «ضامنِ پیوندِ اجتماعی» است.
وقتی امام می فرمایند «حقوق همه آنها داده خواهد شد»، در واقع اعلام می دارند که تمدن اسلامیِ مورد نظر ایشان، تمدنی «فراگیر» و «غیرتبعیض آمیز» است؛ تمدنی که برخلاف تمدنهای غربیِ مبتنی بر نژاد یا ملیت، بر پایه «ایمان و کرامت انسانی» بنا شده است.
امام با نگاه تمدنیِ عمیق خود، تفرقه میان شیعه و سنی را نه یک اختلافِ ساده فقهی، که یک «پروژه دشمن» برای «تخریب بنیادهای تمدن اسلامی» معرفی می کنند. ایشان به وضوح می فرمایند که هدف از دامن زدن به اختلافات، «به جیب دیگران کردنِ منافع ما» است؛ یعنی تضعیفِ اقتصادی، سیاسی و فرهنگیِ جهان اسلام.
در اینجا، «وحدت» یک «ضرورتِ راهبردیِ» بقای تمدن در برابر هجمه استعمار است. به تعبیر تمدنی، دشمن می داند که تمدن اسلامیِ متحد، شکست ناپذیر است، از این رو روی «شکافهای درونی» سرمایه گذاری می کند.
امام در پیام به کردستان، زمان را «زمانهای حساس» معرفی میکنند و انقلاب را «فرصتی بی بدیل» برای «بازسازی تمدنیِ امت» می دانند. در این نگاه، انقلاب اسلامی صرفاً یک رویداد سیاسی در یک کشور نیست، بلکه «نقطه عطفِ تمدنی» برای تمام مسلمانان است.
از همین رو، اهل سنت نه تنها مخاطبِ انقلاباند، بلکه «هم پیمانانِ اصلی» در این پروژه بزرگِ تمدنسازی محسوب می شوند. امام با درخواست از برادران کرد برای «خفه کردنِ تبلیغاتِ غیراسلامی در نطفه»، در واقع از آنان می خواهند که «پاسدارانِ تمدن اسلامی» باشند و اجازه ندهند پروژه تمدنیِ انقلاب، با توطئه های داخلی و خارجی ضربه بخورد.
در نگاه نهایی امام، هدفِ تمدنیِ انقلاب، تحقق «امت واحده» است؛ جامعه ای که در آن شیعه و سنی، فارس و کرد، عرب و عجم، همه در سایه توحید و عدالت، در کنار هم زندگی کنند و تمدنی مبتنی بر «کرامت، آزادی و استقلال» بسازند.
عبارت «قضیه شیعه و سنی اصلًا در کار نیست»، به معنای نادیده گرفتنِ تفاوتها نیست، بلکه به معنای «ارجحیتِ هویتِ ایمانیِ مشترک» بر «همه هویتهای جزئی» است. این دقیقاً همان نگاهی است که تمدنهای بزرگِ تاریخ، بر پایه آن شکل گرفته اند
بنابراین امام خمینی با این بیانات، اهل سنت را از جایگاه «مخاطبِ منفعل» به «فاعلِ تاریخی» و «شریکِ تمدنساز» ارتقا می دهند. این نگاهِ تمدنی، امروز نیز می تواند الهام بخشِ بازتعریفِ روابطِ فرقه ای در جهان اسلام باشد؛ باز تعریفی که در آن، همه مسلمانان با حفظِ هویتِ خود، در سایه «توحیدِ اجتماعی» و «هدفِ مشترک»، تمدنی را بسازند که عزتِ اسلام و استقلالِ امت را تضمین کند.
نتیجه
از نگاه امام، اهل سنت در جمهوری اسلامی از همه حقوق شهروندی و دینیِ برابر با شیعیان برخوردارند و در تعیین سرنوشت خود نقش مستقیم دارند. این برابری، نه یک امتیاز، که «حقِّ الهیِ» همه مسلمانان است. فرمان جهاد سازندگی و تأکید بر رسیدگی به مناطق اهل سنت، نشان از عزم ایشان برای «عدالت سرزمینی» دارد. در نگاه تمدنیِ امام، محرومیت هر مسلمانی، نقص در پیکره امت است و آبادانیِ همه مناطق، شرط تحقق تمدن اسلامی است. در حقیقت از منظر امام خمینی (ره)، اهل سنت «همتایانِ تمدنسازِ» شیعه هستند و وحدتِ این دو، رمزِ عزت، اقتدار و تداومِ انقلاب اسلامی و تمدن نوین اسلامی به شمار می رود.
منبع
امام خمینی، روح الله، صحيفه امام، تهيه و تنظيم: موسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى( س)، تهران، چاپ پنجم، سال چاپ 1389 ش.